شاید کمتر کسی باشد که وضعیت مصرف سوخت و حاملهای انرژی به خصوص بنزین را بداند و به روند موجود رضایت بدهد وضعیت بازار انرژی به دلیل تاخیر افتادن ساماندهی و مدیریت آن به نقطه عطف و بحرانی رسیده است. یارانه بنزین و دیگر حاملهای انرژی به یکی از موانع بزرگ رشد اقتصادی در کشور و یکی از عوامل عمده بی عدالتی در نظام اقتصادی ما است، هر چه زمان میگذرد این مانع از جهت رشد فزاینده تقاضای بنزین به طور خاص و حاملهای دیگر انرژی به طور کلی و هم از جهت افزایش قیمت های جهانی بزرگ و بزرگتر میشود و دولت و مجلس را با چالش جدی روبهرو میکند.
یک حساب ساده از میزان درآمدهای نفتی، اهمیت این مساله را برای همگان حتی برای کسانی که از نظام بودجهنویسی کشور اطلاعی ندارند، روشن میکند درآمد ارزی از فروش نفت در سال 1384 حدود 50 میلیارد دلار بود و میزان ارز اختصاص یافته به واردات بنزین 4 میلیارد دلار بود و با احتساب دو سوم تولید داخلی بنزین، ارزش واقعی کل مصرف بنزین به 12 میلیارد دلار بالغ میشد که معادل 24 درصد درآمد ارزی است این رقم درسال 85 به 18 میلیارد دلار یعنی معادل 30درصد در آمدهای نفتی میرسد.
نگاه اول: رییس محترم سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور اعلام کردهاند 6500 پروژه عمرانی نیمه تمام در کشور وجود دارد و اعتبار مورد نیاز آن 105 هزار میلیارد تومان است از سوی دیگر بودجه عمرانی در سال جاری 5/15 هزار میلیارد تومان است و اگر لایحه متمم 4/4 هزار میلیارد تومان را هم مجلس تصویب کند به لحاظ رشد قیمت ها و تورم حداقل 6 سال زمان لازم داریم که فقط پروژههای نیمه تمام را به اتمام برسانیم البته در صورت وجود منابع مالی و عدم بروز بحرانهای گوناگون اقتصادی و سیاسی که همواره محتمل است آیا شایسته است در چنین شرایطی با سرمایه ملی این چنین معامله شود؟! آیا در چنین وضعیتی بازنگری در سیاست قیمتگذاری بنزین و اصلاح ساختار بازار انرژی ضروری نمینماید؟ آیا توسعه پایدار و حرکت به سوی چشم انداز 20 ساله و عینیت بخشیدن به سیاستهای کلان اقتصادی و برنامه چهارم درخصوص ساماندهی و مدیریت مصرف انرژی با ادامه روند موجود امکانپذیر است؟
نگاه دوم: یارانه پرداختن به اساسی ترین نیاز مردم یعنی نان 2600 میلیارد تومان (حدود سه میلیارد دلار) است و کل یارانه کالاهای اساسی 6 هزار میلیارد تومان است در حالی یارانه مستقیم بنزین (واردات) 5/4 هزار میلیارد تومان و در صورت محاسبه ارزش واقعی کل مصرف بنزین این رقم به 5/13 هزار میلیارد تومان بالغ میشود این رقم نجومی و بیش از 5 برابر یارانه گندم و دو برابر یارانه کل کالاهای اساسی است. و توزیع آن نه هدفمند است ونه عادلانه. از یارانه گندم، همه مردم کشور به خصوص اقشار محروم جامعه بهرهمند میشوند ولی از یارانه بنزین طبق بسیاری از آمارها از جمله آمار مرکز پژوهشهای مجلس اقشار مرفه جامعه و دهکهای بالا بیشترین استفاده را دارند. حال با این وضعیت شعار عدالت و هدفمند کردن یارانه تا کجا مانده است خدا میداند. چند سال دیگر برای تحقق عدالت باید منتظر ماند کسی نمیداند.
روال و شیوههای موجود در سیستمهای اقتصادی دنیا پرداخت رایانه تنها به حملونقل عمومی است و خودروهای شخصی علاوه بر قیمت واقعی سوخت ملزم به پرداخت مالیات وعوارض نیز هستند وهمین امر موجب میگردد که حساسیت استفاده از خودرو و اتومبیل شخصی نسبت به مصرف سوخت، روان شدن ترافیک بر اثر تغییر رفتار، پرهیز از مسافرتهای غیرضروری، استفاده مشترک از خودرو، رفت و آمد پیاده در مسیرهای کوتاه و استفاده از دوچرخه و کلا تغییر در شیوه بهرهبرداری از خودرو شکل بگیرد (همچنان که الان در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته شاهدیم.)
همچنین جمع آوری حجم وسیعی از منابع مالی ریالی و ارزی را در پی خواهد داشت که مدیریت صحیح منابع مالی مزبور و کارآمد نمودن تخصیص منابع ناشی از افزایش قیمت بنزین از جمله به کارگیری جهت توسعه سریع ناوگان عمومی و مدیریت مالی و پولی برای کنترل تورم و تغییرات شاخص قیمتها، هزینههای ناشی از اجرای سیاست مذکور را تقلیل خواهد داد و فواید و آثار مثبت آن را افزایش خواهد داد. در این صورت لازم است بخشی از منابع حاصل از حذف یارانه با سیاستهای مناسب و عدالت محور جهت حمایت از اقشار محروم جامعه اختصاص یابد افزایش حقوق طبقات پایین جامعه، بالا بردن قدرت خرید مردم، سرعت بخشیدن به برنامههای اشتغالزایی در زمره سیاست های مناسب میباشد.
در این موقع است که به بخشی از اهداف ساماندهی و مدیریت انرژی در کشور رسیدهایم، گامی به سوی عدالت برداشتهایم، یارانه ها تاحدی هدفمند گردیده، روند فزاینده مصرف انرژی متوقف شده واز سرمایه و منابع ملی کشور صیانت کردهایم. آری اجرای چنین سیاستی سخت است و هزینههایی خواهد داشت ولی ما همگی شعار عدالت دادهایم و عدالت بنیان توسعه است و اجرای عدالت سخت است، حضرت امیر المومنین فرمودند حق و عدل در مقام توصیف شعار خیلی زیبا و گسترده و در مقام عمل بسیار مشکل و تنگ است.