تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۹۱۱

باز هم جریان ترورهای سیاسی سایه خود را بر لبنان افکند؛ باز هم عاملان این ترورهای سیاسی زمان مناسبی را برای هدایت لبنان به سوی پرتگاه جنگ های داخلی انتخاب کردند. نخستین بار این جریان با ترور رفیق حریری و چند نفر دیگر از شخصیت های سیاسی حزب حاکم آغاز شد و موجی از انتقادات و اتهامات و هرج و مرج های سیاسی را در این کشور ایجاد کرد؛ نهایت این امر یا درواقع محصول این جریان ترورها خروج سوریه از لبنان و افزایش فشارهای بین المللی به دمشق بود که این بر هیچ کس پنهان نیست که نتایج به دست آمده تنها و تنها به سود دولت اسرائیل و پس از آن هواداران داخلی این دولت در لبنان و در مرحله سوم به سود منافع آمریکا در منطقه است.
«ترور جمیل درست در زمانی انجام گرفت که مطالبات گروه های معارض در لبنان که اعم از حزب الله لبنان، حزب امل و حزب آزاد ملی به رهبری میشل عون است، بالا گرفته و این احزاب معارض درصدد برگزاری تظاهرات گسترده مسالمت آمیزی برای سرنگونی دولت فعلی حزب حاکم هستند . این احتمال وجود دارد که این تظاهرات گسترده مسالمت آمیز که بسیاری آن را انقلاب سفید نامیده اند روز پنجشنبه یا جمعه این هفته برگزار شود و درست پیش از فرا رسیدن این روز ترور جمیل تمام معادلات را به هم می ریزد و لبنان را بار دیگر وارد مرحله ای از شورش و هرج و مرج سیاسی و امنیتی می کند.
به راستی چه کسی می تواند در این میان منافع خود را تامین کند و این بازی سیاسی بیشتر به سود منافع کدامین گروه یا کدامین کشور است؟ آیا سوریه که خود در حال حاضر تحت فشارهای بین المللی گسترده قرار دارد و خواهان آرام کردن اوضاع است، می تواند از این ترور سود ببرد؟ آیا ایران که درحال حاضر تحت فشار جامعه جهانی به لحاظ فعالیت هسته ای خود است می تواند سودی از این ترور داشته باشد؟ تمامی معادلات نشان می دهد که این ترور نه به سود سوریه و نه بود سود ایران است زیرا در وضعیت فعلی این ترور تنها فشارهای سیاسی علیه این دو کشور را افزایش می‌دهد. واکنش سریع آمریکا، اسرائیل و برخی از کشورهای غربی مبنی بر متهم ساختن سوریه و ایران در دست داشتن در این ترور نشان می دهد که اهداف پشت پرده این ترور کاملا سیاسی بوده است. هدف اصلی آن تغییر مسیر بسیاری از تحولات سیاسی اخیر در منطقه به سوی سمت و سوی دیگر است. همزمان شدن این ترور با بسیاری از وقایع جاری چون دیدار ولید معلم، وزیر امور خارجه سوریه از عراق و عادی سازی و از سرگیری روابط دیپلماتیک رسمی سوریه با عراق، احتمال سفر احمدی نژاد به عراق و نیز عادی‌سازی کامل روابط ایران و عراق، تشکیل حکومت متحد ملی فلسطین، احتمال سرنگونی حکومت حاکم در لبنان و تشکیل حکومت وحدت ملی در این کشور و افزایش انتقادات داخلی - خارجی موجود نسبت به سیاست‌های آمریکا در عراق و منطقه بیانگر بسیار از واقعیت‌هاست زیرا این ترور می تواند بسیاری از معادلات موجود را تغییر دهد. حال باید دید معادلات جاری در منطقه به سود منافع چه کشورهایی است و تغییر اینها معادلات می‌تواندبه سود کدام کشورها باشد؟»
«بسیاری از تحلیلگران و سیاستمداران منطقه وجهان بی شک معتقدند که احتمال دست داشتن موساد اسرائیل در این ترور با توجه به واقعیت های موجود بسیاری قوی است زیرا این ترور می تواند بسیاری از معادلات را به نفع اسرائیل تغییر دهد؛ یکی از این معادلات تشکیل حکومت وحدت ملی در لبنان است. وجود این حکومت نه تنها منافع اسرائیل در منطقه را به خطر می اندازد بلکه امنیت سیاسی و نظامی اسرائیل نیز با تشکیل این حکومت و وجود حزب الله لبنان در خطر خواهد افتاد. ترور جمیل عملا تصمیم احزاب معارض لبنانی را برای انجام انقلاب سفید به تاخیر خواهد انداخت و در عوض گروه 14 مارس که از موقعیت بسیار ضعیفی برخوردار بود در این بازی، قدرت خود را باز خواهد یافت و مانور سیاسی آنها جهت حفظ حکومت در لبنان نیز بالا خواهد رفت. با توجه به این واقعیت پس از اسرائیل سود برنده اصلی این ترور حزب حاکم یا گروه معروف به 14 مارس خواهد بود؛ زیرا این گروه پس از این ترور دست خود را برای متهم ساختن حزب الله لبنان مبنی بر اینکه آلت دست سوریه و ایران در لبنان است، باز خواهد دید. عامل دیگری که باعث می شود دست داشتن موساد در ترور جمیل به اثبات رسد تحولات اخیردر عراق و روابط این کشور با سوریه یا ایران است.
به رغم آن که اقدام های اخیر ایران و سوریه برای برقراری ارتباط با دولت عراق بیشتر به سود آمریکا تمام می شود و حل بحران های عراق با میانجی گری ایران و سوریه می تواند راه خروج آمریکا از عراق را باز کند اما این تغییر و تحول به سود منافع اسرائیل نیست زیرا خروج آمریکا از عراق و قدرت گرفتن دوباره ایران و سوریه در منطقه به عنوان دو بازیگر استراتژیک مهم در حل بحران های عراق امنیت اسرائیل را به خطر می اندازد. از سویی تمامی منابع نزدیک به دولت المرت و تمامی رسانه های خبری اسرائیلی اخیرا اخباری را منتشر کرده اند که این اخبار از تیرگی روابط دولت اسرائیل با دموکرات ها در کنگره و سنا و نیز نارضایتی دولت فعلی آمریکا از سیاست گذاری های تل آویو خبر می دهند. به رغم آنکه آمریکا در طول عمر سیاسی خود همیشه بنا را بر حفظ منافع اسرائیل در منطقه قرار داده است اما این بار موقعیت دولت آمریکا در عراق و منطقه به گونه ای است که نمی تواند تمایلات و خواسته های تل آویو را برآورده کند.» «تمایلات تل آویو بیشتر بر آن است که آمریکا جنگ دیگری را در منطقه رهبری کند و دشمن دوم این رژیم را پس از عراق سرنگون کند. این دشمن یا عنصر تهدید، کشوری جز ایران نیست. آمریکا نیز با توجه به موقعیت خود در عراق بیشتر نیازمند همکاری این عنصر تهدید برای اسرائیل است و نمی تواند به چنین اقدامی دست زند.
ترور جمیل می تواند اساسا این معادلات را حداقل به تاخیر اندازد و بار دیگر سیاست واشنگتن را به سمت و سوی اعمال فشار علیه ایران و سوریه سوق دهد، بنابراین باز هم می بینیم که اسرائیل سود برنده اصلی از جریان ترورهای داخلی در لبنان است زیرا این ترور لبنان را درگیر هرج و مرج های داخلی و سیاسی می کند و به دنبال آن حزب الله لبنان نیز که عنصر تهدید دیگر اسرائیل به شمار می رود درگیر این جریان ها خواهد بود. با مروری به تاریخ ترورهای داخلی در لبنان می بینیم که پیامد اصلی تمامی این ترورها هرج و مرج های سیاسی، تسلط احزاب موافق با عادی سازی روابط با اسرائیل و خلع سلاح حزب الله و نیز افزایش فشارهای بین المللی به سوریه و پس از آن ایران بوده است.