تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۹۶۵

سیدمحمدسعید مدنی
این روزها همزمان با سالگرد غروب آفتاب عمر دکتر علی شریعتی است. معلمی درد آشنا و نظریه پردازی که سهم او در رویکرد جوانان، مخصوصا دانشجویان و دانشگاهیان به اسلام انقلابی انکارناپذیر است. اگرچه کسانی به جفا و شاید بی آن که خود بدانند سهم او را نادیده می گیرند و کسانی دیگر بی آنکه شریعتی راضی باشد و یا ادعا کرده باشد، در حق او اغراق می کنند و او را به بلندایی که خود نمی پسندید می نشانند و با این نگاه آمیخته به تزویر سخن بی خریدار خویش را بر زبان آن دلسوخته دین و انقلاب بنشانند و در سایه روشن فراموشی افکار عمومی از آنچه شریعتی واقعاً بود، آن فرهیخته را وجه المصالحه افکار پوسیده و عقب مانده خود کنند، چیزی که شریعتی از آن بیزار بود.
شریعتی درد مردم داشت و دغدغه نسل جوان و راه نجات را در بازگشت به خویشتن و احیاء اسلام حقیقی که در تشیع سرخ علی(ع) تبلور یافته، می دانست و... خنده دار والبته باعث تأسف است که این روزها مثل همه سالیان اخیر جماعتی در تبیین و تحلیل اندیشه ها و تفکرات شریعتی علم برداشته و داد سخن می دهند که غالباً نه دین را می شناسند و نه مردم را و نه «هویت ایرانی اسلامی» را باور دارند و نه سرنوشت نسل جوان برایشان کمترین اهمیتی دارد. کسانی این روزها در معرفی و شناساندن شریعتی صاحب سخن شده و در ستون روزنامه ها با قلم یکه تازی می کنند که حرفهایشان بیشتر به سلمبه قلمبه گویی بی مخاطب شبیه است. کسانی که اگر شریعتی با همان تفکرات و آثاری که از او به جای مانده در قید حیات بود، همین جماعت نخستین تکفیرکنندگان و مخالفان و منتقدان او بودند.
در واقع اینان علی رغم هیاهویی که به راه می اندازند نه تنها در معرفی و شناساندن شریعتی به جامعه و نسل جوان کاری نمی کنند، بلکه طبق معمول درپی آنند که با مطرح کردن خود و نام خود در سایه شریعتی، موذیانه وی را به یک «مجهول» تبدیل کنند، به طوری که مخاطب به ویژه جوانترها با شنیدن حرفها و خواندن نوشته های آنان از شریعتی چیزی سر در نیاورند!
حال آنکه به گمان این حقیر که سالهاست خواننده ساده آثار اوست خود شریعتی، تفکرات و آثار او- برخلاف ادعای این مدعیان- آن چنان زلال و روان است که برای فهم تفکر شریعتی و شناخت دردها و دغدغه ها و همچنین دوستان و دشمنان او کافی است مستقیم به آثار (حداقل اکثر آثار) آن زنده یاد مراجعه شود. کمااینکه 25-30 سال پیش بدون اینکه این تبیین گران و داعیه داران به خود زحمتی داده باشند یا اصلا محلی از اعراب داشته باشند، آراء شریعتی مستقیم یا از طریق تریبون حسینیه ارشاد یا به وسیله نوارها و کتاب ها و جزوات بد چاپ به دست جوانان و دانشجویان و مردم می رسید، به گوش و دل آنان می نشست و آنان در یک کلام «پیام» او را درک و برای حضور در حرکت سهمگین و توفنده انقلاب خمینی(ره) آماده می شدند و...
برخلاف نظر آقایان و بانوان تبیین گر و سلمبه قلمبه گو و... که تلاش دارند به اسم شناساندن شریعتی، جامعه را و جوانان را (بنابردلایلی که ذکرش خارج از حوصله این مقاله است) از شناختن او محروم سازند و از او شخصیتی بسازند که هرگز شبیه شریعتی ای که بود، نیست، شریعتی همچنان شریعتی است. همان شریعتی که برخلاف این جماعت که انقلاب را منافی اصلاحات می دانند و برای انجام اصلاحات مورد نظر خود، اینجا و آنجا مرگ انقلاب اسلامی را اعلام و نام خمینی بزرگ را حواله موزه ها کرده بودند، انقلاب را باور داشت. انقلاب را عین اصلاحات، اصلاحات را بهترین نوع خدمت و نتیجه ذاتی انقلاب می دانست و آن را به عنوان یک اصل برتر معرفی و در فرازها و جاهای مختلفی از سخنان و آثارش (مثل شیعه یک حزب تمام و...) بر این تأکید داشت.
این است که اعتقاد داریم یکی از بهترین راه های شناخت شریعتی و پی بردن به اهداف و آرمان های او (آن چنان که شهید مظلوم بهشتی و اساتیدی چون محمدرضا حکیمی و... تأکید کرده اند) مراجعه مستقیم به آثار او و حداقل مراجعه به نظریات کسانی است که خود شریعتی آنان را باور داشت و مشخصات آنان را در آثار خود معرفی کرده است و نه کسانی که برای در افتادن با نظام و انقلاب و اسلام و مردم و حتی شریعتی، از همه چیز و همه کس ابزار می سازند، حتی از خود شریعتی! و می خواهند با سلمبه قلمبه گویی دین را جدای از سیاست و شریعتی را متفکری لائیسم، سکولار، بی اعتقاد به انقلاب آن هم انقلاب اسلامی و حتماً غربگرا و تشنه دموکراسی غربی! و... معرفی کنند...
شریعتی ای که به گواه و اظهارات صریح بزرگان و دلسوزان انقلاب تأثیرش در روشنگری نسل جوان نسبت به مکاتب مادی و پوچ گرای غربی و رسواکردن روشنفکران بی درد و شیفته غرب و افشای پلیدی های نظام حاکم و معرفی چهره ای جذاب و ظلم ستیز و انقلابی از اسلام عزیز و پیامبر اعظم(ص) و علی(ع) تجسم عدالت مظلوم و فاطمه(س) پاسدار حریم ولایت و حسین(ع) شهید بزرگ انسانیت و زینب(س) پیامبر عاشورا و... دست پروردگان آنان چون ابوذر تبعیدی ربذه و سلمان غریبه ای از ایران که به خاطر فهم عمیق اش از اسلام جزو اهل بیت شد و به نسل تشنه جوان و... تغییر مسیر در زندگی بسیاری از جوانان دیروز و امروز غیرقابل انکار است، هرچند به قول خود شریعتی (در کویر):
«مرد پاک را نیز زندگی و زمان تنها نمی گذارند، زندگیش از او دفاع می کند و زمان تبرئه اش می کند، پلیدان هرگز پاکدامنی را نمی توانند آلود، هرچند سنگ ها را بسته و سگ ها را رها کرده باشند...»
... و صد البته، نقد عالمانه و منصفانه برخی از آثار او- آنگونه که شهید بزرگوار استاد مطهری به آن همت گماشت- نیز خالی از ضرورت نیست. شریعتی خود به این ضرورت تاکید می ورزید.