تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۹۶۷
بازتاب هویت ملی در معماری اسلامی - ایرانی
دکتر محسن طبسی اشاره: یکی از نخستین نیازهای روحی هر فرد، استقلال و تمایز از دیگر پدیده هاست. این تمایل به تمایز، هم در مورد فردیت انسان و هم برای جامعه او مورد توجه ویژه است ؛ اما هویت ایرانی چیست و آن را چگونه و از کجا می توان شناخت؟ اینها شاید اساسی ترین پرسشهایی باشند که در بحث هویت مطرح هستند. در این که اجزائ و مولفه های هویت ایرانی را باید در جلوه های دیگری غیر از رسائل و مباحث صرفا نظری نیز جستجو کرد، تقریبا هیچ شکی نیست و یکی از مهمترین منابع دستیابی به این مولفه ها، به طور عام هنر ایران و بویژه معماری اسلامی ایران است که ضرورت این مساله ، یعنی شناخت مولفه های هویت از طریق معماری ، فراهم آمدن چنین مقاله ای را سبب شده است.

برای مرور اجمالی بر مفهوم و بازشناسی ویژگی های معماری ایران ، باید به بررسی 2 فرآیند پرداخته شود. نخست فرآیندی که آن را از هویت به معماری نامیده ایم. هویت در این فرآیند از پالاینده ذهن و اندیشه معمار تربیت یافته می گذرد و به صورت معماری بروز می کند. فرآیند دیگر را از معماری به هویت نام نهاده ایم. هویت در جریان این فرآیند برای مخاطب آگاه از طریق نمودها و جلوه های معماری قابل بازشناسی می شود. روش پژوهش ، مبتنی بر بررسی متون و آثار معماری است که به صورت کتابخانه ای و میدانی انجام شده است.
معنای هویت
در لغتنامه دهخدا ذیل واژه هویت چنین آمده است: «هویت عبارت است از تشخص...هویت گاه بر وجود خارجی اطلاق می شود، گاه بر ماهیت با تشخص اطلاق می گردد.»
به طور خلاصه از جمع بندی آرای اندیشمندان و متفکران در باب هویت می توان چنین گفت که هویت در عین اعلام وجود شی ئ یا مفهومی با مختصات خاص می تواند به طور عام به عنوان مجموعه صفات ممیزه پدیده ها و موضوعات نسبت به یکدیگر تعریف شود. با رویکرد به معماری ، چنین در می یابیم که معماری برآیند و ترکیبی از عناصر فرهنگی و عوامل وابسته و برخاسته از باورها و جهان بینی جامعه است. در واقع هویت معماری به لحاظ این که معماری ظرف زندگی انسان است ، به نوعی به عوامل شکل دهنده هویت انسان بازمی گردد. برقراری این ارتباط به 2 شکل ممکن است. نخست با ایجاد اجزائ و عناصر و اشکال و فضاهای معنادار و هویت بخش در معماری و دیگر، با حضور انسان در معماری (کاربرد معماری)، تا حدی که برای معماری انسان نمی توان هویتی متصور بود.
ویژگی های معماری ایرانی
بیشتر محققانی که در زمینه معماری اسلامی تحقیق و بررسی کرده اند، معماری اسلامی را شامل 5 مکتب عمده می دانند: مکتب سوریه و مصر، مکتب مغرب ، مکتب عثمانی ، مکتب هند و در نهایت مکتب ایران و برای هر یک از این مکاتب ویژگی هایی قائل شده اند که البته در خصوص معماری ایرانی یا به علت اشراف نداشتن آنها بر ماهیت معماری ایران یا به این دلیل که به معماری ایران نگاهی باستان شناسانه داشته اند، موفق نشده اند معماری ایرانی را چنان که باید و شاید بفهمند و در نتیجه ویژگی هایی که برای این سبک ارائه کرده اند بیشتر در سطح مانده و به ژرفای معماری ما نرسیده است.
اما در میان پژوهشگران ایرانی ، مرحوم دکتر محمدکریم پیرنیا، سبک معماری ایرانی را با کمال دقت و تسلط بر موضوع مورد بازشناسی و طبقه بندی علمی قرار داده است. بر مبنای نظرات ایشان ، معماری ایرانی در ماهیت کلی خود، 5 اصل دارد که عبارتند از:
مردم واری: مردم واری به معنای رعایت تناسب میان اندام های ساختمانی با اندام های انسان و توجه به نیازهای اودر کار ساختمان سازی است.
پرهیز از بیهودگی: درمعماری ایران تلاش می شده کار بیهوده در ساختمان سازی نکنند و از اسراف پرهیز می کردند. این اصل ، هم پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می شده است.
نیارش: نیارش به دانش ایستایی ، فن ساختمان و ساخت مایه (مصالح) شناسی گفته می شده است. معماران گذشته به نیارش ساختمان بسیار توجه می کردند و آن را از زیبایی جدا نمی دانستند. آنها به تجربه به اندازه هایی برای پوشش ها و دهانه ها و جرزها دست یافته بودند که همه بر پایه نیارش به دست آمده بود. پیمون ، اندازه های خرد و یکسانی بود که در هر جا درخور نیازی که به آن بود به کار گرفته می شد. پیروی از پیمون هر گونه نگرانی ، معمار را درباره نااستواری یا نازیبایی ساختمان از میان می برده است.
خودبسندگی: معماران ایرانی تلاش می کردند ساخت مایه مورد نیاز خود را از نزدیک ترین جاها به دست آورند و چنان کار می کردند که نیازمند به ساخت مایه جاهای دیگر طبیعت پیرامون خود سازگارتر در می آمد و هنگام نوسازی آن نیز همیشه ساخت مایه آن در دسترس بوده است.
درونگرایی: یکی از باورهای مردم ایران ارزش نهادن به زندگی شخصی و حرمت آن و نیز عزت نفس ایرانیان بوده که این موضوع به گونه ای معماری ایران را درونگرا ساخته است. معماران ایرانی با ساماندهی اندام های ساختمان در گرداگرد یک یا چند میانسرا (حیاط)، ساختمان را از جهان بیرون جدا می کردند و تنها یک هشتی این دو را بهم پیوند می داد.
رابطه هویت معماری و مبانی فرهنگی
بسیار واضح است که ارزشهای فرهنگی و اصول جهان بینی هر جامعه با ویژگی های معماری همان جامعه ، دارای تاثیرات متقابل هستند، زیرا معماری چنان که پیشتر گفته شد ظرف زندگی است و زندگی عینی شیوه زیست و فعالیت و ارتباط انسان ها که برخاسته از فرهنگ جامعه است.در نتیجه معماری هویتی دارد که:
الف - بیانگر ارزشهای حاکم بر جامعه است.
ب - مبین ارزشهایی است که جامعه به آنها تمایل دارد.
ج - بیانگر عوامل هویت فرهنگی پدیدآورنده آن است (منشائ اصلی).
د - نشان دهنده تلاش عده ای است که می خواهند هویتی مطابق سلیقه خود برای جامعه تعریف کنند.
معماری بیانگر هویت جامعه و عامل تمایز تمدنها از یکدیگر است ؛ بنابراین مهمترین عامل هویت دهنده معماری ، مبانی اعتقادی و جهان بینی جامعه است و بعکس ، معماری هر جامعه ای می تواند معرف و مبین جهان بینی حاکم بر آن جامعه باشد. پس توقعی بجا و منطقی است که برای یافتن ریشه های هویت ایرانی - اسلامی به معماری عنایتی بیش از این داشته باشیم.
از هویت به معماری
در این فرآیند، مولفه های هویت ایرانی از پالاینده ذهن و اندیشه معمار تربیت یافته ایرانی می گذرد و به صورت اجزائ، عناصر و مفاهیم معماری جلوه می کند. در این فرصت ، به یک مورد از مولفه های هویت ایرانی اشاره می شود که خود را درمعماری به صورت واضح نشان داده است و مسلما موارد دیگری نیز قابل بازشناسی اند که فرصتی مناسب و درخور می طلبد.
درونگرایی: درونگرایی یکی از ویژگی های اصلی ایرانیان مسلمان است. خلوت با خدای خود، اندیشه در کار خلقت ، تفکر در باب عبادت و محاسبه نفس ، همه و همه نشان دهنده نوعی درونگرایی خاص مسلمانان است. این خصلت درباره ایرانیان که به شهادت تاریخ ، مردمانی اندیشمند و خردورز بوده اند بمراتب پررنگ تر است از اعراب ، که بیشتر جنگاور بوده اند و پیرو منطق شمشیر.
بدیهی است که معمار مسلمان ایرانی به عنوان یک اندیشه ورز با ذهنی درونگرا، به تفکر در حیطه معماری می پرداخته است که نتیجه آن پیدایش معماری درونگرا بوده است.
این مساله به حدی در معماری جلوه کرده است که مرحوم استاد محمد کریم پیرنیا، از آن به عنوان یکی از ویژگی های معماری ایرانی یاد می کند. از سوی دیگر نباید فراموش کرد که حرمت زندگی شخصی افراد و راه نیافتن نگاه غیر و نامحرم به محیط امن خانه ، یکی دیگر از موارد مهمی است که در شکل گیری معماری درونگرا موثر بوده که این نیز از هویت ایرانی و اسلامی معمار ناشی می شده است و البته باید به اینها، درونگرایی خاص ناشی از اقلیم و شرایط آب و هوایی را نیز افزود.
از معماری به هویت
مولفه های هویت ایرانی از طریق نمودها و جلوه های معماری ، خود را به مخاطب آگاه نشان می دهند. چنان که در بحثهای پیشین آمد، هویت معماری ایرانی با 3 مولفه عوامل محیطی ، کاربرد معماری و معنای معماری معرفی می شود. در فرآیند دوم ، مراحل سیر از مولفه های معماری به مولفه های هویت را با استفاده از جدول بررسی می کنیم. بدیهی است هر واژه در این جداول ، کلیدی است برای رسیدن به معانی ژرفی که در پس ظاهر واژه ها نهفته است و متاسفانه در این مجال اندک ، فرصت توضیح و تشریح آنها نیست. شناخت هویت یک نیاز است که از راههای گوناگون می توان به مولفه های آن پی برد. از جمله این راهها، مطالعه و بررسی در هنر و بویژه معماری است. تاثیر تربیت و هویت ایرانی اسلامی معمار در اثری که وی برپا می سازد، بروز می کند و متقابلا یک اثر معماری حتما واجد مولفه های شکل دهنده هویت ایرانی اسلامی است. بررسی های انجام شده نشان می دهد که حتی می توان تا حدی تناظر یک به یک ، میان بسیاری از مولفه های هویت و ویژگی های معماری برقرار کرد. این مهم از طریق بررسی 2 فرآیند از هویت به معماری و از معماری به هویت حاصل آمده است.