تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۹۷۳

بسم الله الرحمن الرحیم
این روزها علیرغم نیاز شدیدی که کشور به وحدت و انسجام دارد تشتت آرا صاحبنظران بویژه در مطبوعات و پایگاه های خبری فراوانی که همچنان رو به فزونی است تا حدودی موجب طمع ورزی دشمنان شده و آنها را به سوی تحلیل هائی به پیش برده که اهداف استعماریشان را تامین می کند. هرچند دشمنان ما همیشه دچار این غفلت هستند که حساب توده های مردم را از سیاسیون و فعالان سیاسی جدا نمی کنند و قیل و قال های سیاسی موجود در صحنه های مطبوعاتی را بنیان و اساس تحلیل های خود قرار میدهند و به همان ها دل خوش میدارند و به همین دلیل هرگز به جائی نیز نمی رسند.
اینبار برای آنکه دشمنان بدانند که آنچه به مشامشان رسیده است بوی کباب نیست چند نکته ای را در این زمینه یادآور میشویم . البته دوستان نیز خوبست واقعیت ها را نادیده نگیرند و مصالح و منافع کشور و ملت را در اظهارنظرها و مکتوباتشان لحاظ کنند.
1 ـ محور تصمیم گیری ها درباره مسائل کلان از جمله موضوع انرژی هسته ای همان کسی است که محور نظام است . رهبر معظم انقلاب حرف آخر را در همه مسائل ملی و سرنوشت ساز می زنند و همه صاحبنظران و سیاسیون و گروه ها و مسئولان نیز نظر ایشان را فصل الخطاب میدانند. بنابر این اگر قبل از آنکه تصمیم نهائی گرفته شود اشخاص و گروه ها ـ اعم از مسئولان و افرادی که مسئولیتی برعهده ندارند اظهارنظرهائی نمایند که متضاد و غیرمنسجم باشند این به مفهوم آزادی ابراز نظر است و البته راه را برای جمع بندی قوی تر و همه جانبه تر نیز هموار می کند. در عین حال هیچیک از این نظرها نظر نظام تلقی نمی شوند نظر نظام همانست که در نهایت با تصویب و تایید رهبری مشخص و به آن عمل می شود.
2 ـ دولت درعین حال که ممکن است افت و خیز و قوت و ضعف داشته باشد خط مقدم مقابله و مواجهه با وقایع و حوادث است و به همین دلیل طبیعی است که مورد حمایت رهبری نخبگان جامعه و مردم باشد.
صاحبنظران و فعالان سیاسی و گروه ها نیز با توجه به همین واقعیت و با تکیه بر همین مبنا از دولت حمایت می کنند و نه تنها ضربه وارد شدن به دولت را نمیخواهند بلکه تقویت دولت را وظیفه خود میدانند.
3 ـ افراد گروه ها و آن دسته از مطبوعات که به عنوان طرفداران دولت معروفند باید جانب احتیاط را در چگونگی طرفداری از دولت رعایت کنند کما اینکه راه و رسم سخن گفتن با دیگران را که طرفدار محسوب نمی شوند ولی دشمن نیز نیستند بلکه ممکن است ایراد و انتقاد داشته باشند و نصیحت کردن به دولتمردان را وظیفه دینی و اجتماعی و سیاسی خود بدانند باید رعایت کنند و خارج از ضوابط با آنها برخورد ننمایند. اینکه دولت نهم را دولت اصولگرا بنامید عیبی ندارد اما اینکه اصولگرائی را در این دولت و این دولتمردان منحصر بدانید یک خطای آشکار است که به زیان خودتان و این دولت و این دولتمردان تمام خواهد شد. اینکه گفته یا نوشته شود اگر این دولت زمین بخورد اصولگرائی زمین میخورد قبل از هر چیز به زیان اصل نظام است که در این نگاه به عنوان یک نظام محدود به همین تعداد دولتمرد معرفی میشود و مفهومی جز این ندارد که در میان سایر مدیران شایسته و با تجربه و معتقد به انقلاب و نظام نفوذی ندارد!
قطعا هیچیک از دوستداران انقلاب و نظام و مصالح کشور به زمین خوردن دولت راضی نیستند و اگر کسی خواهان زمین خوردن دولت باشد از مجموعه دوستان انقلاب و نظام و کشور خارج است . اما روشن است که موفقیت و عدم موفقیت دولت به میل و خواست این و آن ربطی ندارد بلکه به عملکرد خود دولت مربوط می شود. اگر عملکردها بگونه ای بود که دولت موفق شد خدا را شکر می کنیم ولی اگر توفیقی بدست نیاورد این صحیح نیست که نتیجه بگیریم اصولگرائی موفق نبوده است . در همین انتخابات اخیر دیدیم که در اردوگاه معروف به اصولگرائی شکاف ایجاد شد و از دو دسته ای که به رقابت با یکدیگر پرداختند آنها که وابسته به دولت نبودند اکثریت کرسی های شوراها را بدست آوردند. آیا این رویداد را به دلیل ناکامی طرفداران دولت میتوان به معنای اصولگرائی دانست ! قطعا چنین نیست .
حتی اگر اصولگرایان غیروابسته به دولت نیز کرسی های شوراها را بدست نمیآوردند باز هم ناکامی آنها بهیچوجه به معنای ناکامی اصولگرائی نبود.
زیرا اصولا منحصر کردن اصولگرائی به این جمع ها تفکر صحیحی نیست .
بسیارند اصولگرایانی که زیر چتر این مجموعه ها قرار ندارند ولی تعریفی که رهبر معظم انقلاب از اصولگرائی ارائه فرمودند شامل حال آنها می شود.
محصور دانستن اصولگرائی به یک مجموعه هرچند دولت باشد یک اشتباه راهبردی است که عواقب آن برای هیچکس قابل تحمل نیست و تفکر صحیح اینست که نظام جمهوری اسلامی فراتر از این مجموعه ها در نظر گرفته شود و از محدود نمودن آن به این جمع و آن جمع پرهیز گردد.
4 ـ دولت و دولتمردان نیز در این مقوله وظایفی دارند که نباید از آن غفلت نمایند. کسانی که به دولت هشدار میدهند در سیاست های اقتصادی خود تجدیدنظر نماید دوستان دولت هستند. کسانی که میگویند گرانی بیداد می کند دلسوزان دولت هستند. کسانی که به رئیس جمهور توصیه می کنند در اظهارنظرها جانب اعتدال را رعایت نماید خیرخواهان ایشان هستند.
چرا بجای عمل کردن به توصیه قرآنی « فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه » این افراد را معاند بدخواه و اهل بزرگ نمائی معرفی می کنید دولت میتواند از طریق تعامل با این افراد از نظرهای مشورتی آنها استفاده کند ضعف های خود را کاهش دهد و بر قوت های خود بیافزاید.
چهره های شناخته شده ای را که در روی کار آمدن این دولت نقش کلیدی داشتند و اکنون از منتقدان همین دولت هستند را که نمیشود دشمن و بدخواه تلقی کرد. آیا بهتر نیست به توصیه های این افراد بها داده شود و از آنها برای تقویت دولت استفاده گردد؟
5 ـ مساله انرژی هسته ای همچنان یک مساله ملی است که حمایت از این حق قانونی و طبیعی بالاترین همبستگی ملی را در جامعه ما بوجود آورده است . قطعنامه ناعادلانه شورای امنیت سازمان ملل نیز از نظر همه مردم ایران و مسئولان و فعالان سیاسی مردود است و همه تلاش خواهند کرد دولت را در عبور از این گردنه که دشمنان بوجود آورده اند یاری نمایند و هیچیک از وفاداران به انقلاب و نظام و طرفداران مصالح کشور و منافع ملت فکر تسلیم شدن در برابر زیاده خواهی های دشمن در این زمینه را حتی به ذهن خود نیز راه نمیدهند. البته موفقیت در این زمینه فقط درصورتی حاصل می شود که اولا واقعیت ها به درستی تبیین شوند ثانیا درایت و تدبیر در مدیریت این موضوع نقش اول را داشته باشد ثالثا مسئولان از برخوردهای احساسی و افراطی پرهیز نمایند و رابعا از نقطه نظرهای صاحبنظران با تجربه و دلسوز نیز استفاده شود.
رعایت این امور موجب بیشتر شدن انسجام و همبستگی ملی خواهد شد و قدرت دولت را برای پشت سر گذاشتن این گردنه افزایش خواهد داد.
نظام جمهوری اسلامی با پشتوانه ملت بزرگ ایران که مسائل مهمتر را حل کرده و از گردنه های بزرگتری عبور کرده است قطعا با درایت و همبستگی و تکیه بر تجربیات گذشته از این گردنه نیز با موفقیت عبور خواهد کرد.