تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۱۰۰۹۸۱

ولایت و زعامت سیاسی یکی از مهم ترین شئون « امامت » محسوب می شود که در کنار سایر شئون ـ همچون مرجعیت و رهبری دینی و ولایت قضایی ـ در به حرکت درآوردن کاروان بشریت و به مقصد رساندن آن که رشد و کمال و پیشرفت در تمام ابعاد و جلوه های حیات معنوی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و اخلاقی و تربیتی است نقش بنیادین و محوری ایفا می کند.
ولایت و زعامت سیاسی به این دلیل اهمیت و ارزشمندی می یابد که با تشکیل « حکومت اسلامی » ارتباط پیدا می کند و باتوجه به جایگاه خاص نظام سیاسی و حکومتی اسلام و نقش آن در تدبیر و سامان دهی امور جامعه و کشور و زمینه سازی برای مرتفع شدن مشکلات و موانع راه رشد و پیشرفت مشخص می گردد که چرا ولایت و زعامت سیاسی حائز اهمیت و دارای آثار و نتایج عظیم می باشد. به تعبیری دیگر از آنجا که استقرار نظام حکومتی اسلام موجب می شود که همه اهرم های قدرت و تمام امکانات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در اختیار مقام زعامت و رهبری سیاسی قرار گیرد و تشکیلات وسیع و گسترده ای در سطح جامعه و کشور اسلامی برای اداره امور مختلف به بهره وری برسد به طور طبیعی جامعه مسلمانان توانمندی و قدرت می گیرد و موانع راه پیشرفت و کمال آن در ابعاد مختلف مرتفع می گردد و در پرتو تشکیل حکومت اسلامی قوای نظامی نیرومند قوه قضایی جامع نیروی انتظامی توانا قوه اجرایی قدرتمند و کارآمد نظام اقتصادی صحیح و نظام سیاست خارجی و روابط بین المللی مستقل ایجاد می شود و به این وسیله استقلال و تمامیت ارضی امنیت ملت منافع ملی آزادی های اجتماعی و سلامت و سعادت توده های مردم تامین می گردد و مشکلات و تنگناها رفع می شود و رشد و پیشرفت در امور مادی و معنوی و علمی و صنعتی چهره ظاهر می سازد.
حضرت امام رضا(ع ) در کلامی عمیق و ژرف درباره « امامت » چنین می فرماید :
« ان الامامه زمام الدین و نظام المسلمین »
« امامت شیرازه دین و موجب نظم و سامان امور مسلمین است . »
این کلام راهگشا و گهربار به « ولایت و زعامت سیاسی » به عنوان یکی از مهم ترین شئون امامت اشاره دارد.
تعبیر زیبای « زمام الدین » نقش بنیادین و حیاتی ولایت و زعامت سیاسی را می نمایاند که به وسیله آن « دین » به طور کامل و جامع به استحکام و حفاظت و تداوم و نقش آفرینی درمی آید. به این ترتیب که ولایت و زعامت سیاسی موجب می گردد که تمامیت دین با تشکیل حکومت اسلامی به اجرا و قدرت و توانمندی و استمرار برسد. یعنی تمام احکام و قوانین و تعالیم اعتقادی فکری عبادی اخلاقی تربیتی عرفانی اجتماعی سیاسی اقتصادی نظامی حقوقی و مدیریتی اسلام با تحقق نظام حکومتی این دین مبین و با ولایت و زعامت و رهبری امام و پیشوا به مرحله اجرا و عمل درمی آید و وقتی جامعیت دین به این وسیله در صحنه های حیات دنیایی انسان حاضر گردید دین رونق می گیرد و زنده و پایدار می ماند و از هرگونه تحریف و واژگونه سازی تعالیم و قوانین آن با آرایش ها و پیرایش هایی که قدرت های سیطره جو و مخالف اسلام در هر عصر و زمانه ای درصدد ایجاد آن برای محو و مسخ حقایق و ارزش های زلال و خالص و زندگی ساز اسلام می باشند جلوگیری می شود.
تعبیر « نظام المسلمین » اشاره ای روشن به نظم و سامان یافتن امور مختلف جامعه و کشور اسلامی دارد. این نظم و سامان یابی به صورت رفع موانع و مشکلات و رنج ها و تنگناهای معیشتی شتاب گیری در کمال یابی های معنوی تحقق جلوه های مختلف اخلاق اجتماعی وفاق و همگرایی وحدت و همبستگی و پرهیز از تشتت و تفرق بهره وری صحیح از نعمت های الهی راه یافتن به مراحل و مراتب بالای رشد علمی و صنعتی تحقق امنیت اجتماعی و به صیانت و حفاظت درآمدن جان و مال و ناموس و آبروی مردم به ظهور و عینیت می رسد و زندگی و حیات سالم و پویا و بالنده در جلوه های گوناگون زمینه ساز رشد و کمال در همه شئون حیات مادی و معنوی مسلمانان می گردد.
حضرت امام رضا(ع ) با این دیدگاه عمیق و بنیادین نسبت به ولایت و زعامت سیاسی جامعه اسلامی را آگاهی و بینش می دهند که همواره به « امامت » به صورت یک « اصل » و « قانون » بزرگ الهی و یا « جامعیت » در شئون و ابعاد و جنبه های مختلف و آثار و نتایج ارزشمند آن بنگرند و هرگز از شان و مرتبه سیاسی و حکومتی آن غفلت نورزند که این شان و مرتبت از امامت نسبت به سایر شئون نقش بسیار عظیم تر و فراگیرتری را ایفا می کند زیرا در صورت تحقق و اجرای ولایت سیاسی و حکومتی اسلام با ایجاد تشکیلات و سازمان های وسیع و بزرگ و فراهم آوردن همه اهرم ها و ابزار قدرت و توانمندی در ابعاد سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی همه بسترها و زمینه ها برای اعتلای اسلام و اقتدار مسلمانان و تامین منافع ملی و استقلال و تمامیت ارضی و عزت و سربلندی و جلوگیری از تعدی و تهاجم قدرت های سلطه جو و ماجراجوی جهانی آماده و مهیا می شود.
باتوجه به نقش حیاتی و محوری و ارزشمند « ولایت و زعامت سیاسی » است که در همه اعصار و از آن جمله عصر امامت حضرت امام رضا(ع ) جریان های اعتقادی و فکری باطل و منحرف به نام اسلام و در سیمای مسلمان و در اصل و باطن برای خدمت به نظام های حکومتی جور همچون بنی امیه و بنی عباس و تلاش برای بقا و تداوم آنها اصل مقدس امامت و ولایت را در مرجعیت و رهبری دینی که عبارت است از شرح و تفسیر مبانی اعتقادی و احکام فقهی و ارزش های معنوی و اخلاقی محدود و محصور کردند و اگرچه این شان از شئون امامت نیز در جای خود حیاتی و لازم و دارای نقش و اهمیت خاص می باشد آن را به صورت وظیفه مطلق و انحصاری معرفی نمودند و عوامل مزدور حکومت های جور سعی کردند با فشارهای مختلف سیاسی و اجتماعی ائمه دین (ع ) را از مسئولیت بزرگ ولایت و زعامت سیاسی و حکومتی باز دارند و از آنجا که در این کار توفیقی به دست نیاوردند دستگیری و زندانی و در نهایت شهادت امامان (ع ) را چاره رهایی و نجات خویش یافتند.