علیرضا داوری:
تاکید خاویر سولانا مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و نماینده تام الاختیار اتحادیه اروپا در مذاکرات هستهای بر دیپلماسی به عنوان تنها راه حل مساله هستهای ایران از یک سو و اختلاف بین گروه 1+5 هنوز درخصوص برنامه هستهای ایران نشان میدهد که برای اعمال هرگونه فشار علیه ایران زمان طولانی مدنظر است در واقع شعار امروز توپ در زمین حریف است و ابتکار در دست ما به طور چشم گیری مصداق پیدا میکند. از سوی دیگر پیشنهاد هستهای ایران در خصوص تاسیس کنسرسیوم غنی سازی اورانیوم در ایران توسط فرانسه توانست بسیاری از مباحث موجود در خصوص مساله هستهای ایران را تحت الشعاع قرار دهد.در واقع این پیشنهاد ضمن آن که نظارت محسوس غرب بر فعالیتهای هستهای ایران به عنوان یک امتیاز برای طرفهای مذاکره کننده با ایران محسوب میشود تاکید بر گفتار ایران در خصوص صلح آمیز بودن در واقع ایران با تاکتیک دیپلماسی و سیاسی روند بازی را با منطق پیش میبرد از نگاه کلیتر تاکید ایران بر مذاکره و تلاش برای اعتماد سازی در برابر خواستهای بینالمللی برای نظارت خارجی بر برنامههای هستهای ایران نشان میدهد که دیپلماسی زمان بر جوابگو بوده است.
از سوی دیگر امروز غرب باید با حسن نیت و به دور از هرگونه جنجال مساله هستهای ایران را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد و در خصوص آن تصمیمگیری نماید. اما آنچه را که ایران در به دست گیری ابتکار عمل در موقعیت کنونی نباید فراموش کند این است که رویکرد جهانی در مفهوم عام و رویکرد اعضای گروه 1+5 برای تعلیق غنی سازی در مفهومی خاص، باعث اتفاق نظر بینالمللی در رابطه با پرونده هستهای ایران و ایجاد فاکتور مذاکره و انتظار شنیدن پاسخ مثبت ایران در خصوص غنی سازی شده است، که اظهارنظرهای متعدد سران کشورها، دبیران سازمانها و نمایندگان گروهها موید این مطلب است. ایران در خصوص مذاکرات و تاکید غرب بر تعلیق باید دو رویکرد متفاوت را ملاک قرار دهد. اول آن که با اتخاذ موضع متفاوت و یکسویه با موقعیت یاد شده به چالشهای کنونی دامن زده و به رویارویی مستقیم با آمریکا ادامه دهد که با توجه به اتفاق نظر و همسویی کلی بینالمللی به نظر میرسد منافع ملی را در مخاطره قرار داده و به انزوای ایران در عرصه بینالمللی و حتی در منطقه بیانجامد که خوشبختانه با توجه به دیپلماسی گفت وگوی ایران این رویکرد بعید به نظر میرسد و دوم این که با موقعیت سنجی و استفاده از شرایط کنونی ابتکار عمل را به دست گرفته و عنوان کردن چنین طرحها و پیشنهاداتی، به دیپلماسی هم وزن سازی مشوقها و درخواستهای غرب با تعهدات خواسته شده پرداخته و آن را در قالب اصلاحیهای در مدت زمان منطقی به طرف مقابل ارایه دهد و در قالب مذاکراتی هدفمند و کار آمد با تاکید بر به رسمیت شناختن حقوق حقه ملت ایران در استفاده از فناوری هستهای به رفع نگرانیهای بینالمللی در این زمینه بپردازد و جایگاه مهم و حساس ایران در منطقه را گوشزد نماید که خوشبختانه این طرح این رویکرد را دارا است.
از نگاه دیگر، آمریکا سعی دارد تا در صورت عدم پاسخ مثبت ایران به تعلیق غنی سازی در راستای خواستههای خود هماهنگ با اروپا و روسیه گام بردارد. به نظر میرسد هدف ایران نیز از طرح این پیشنهاد این است که ضرب الاجل احتمالی در خصوص تحریم را با این پیشنهاد با موانع کاربردی مسکوت نگه دارد. شواهد نشان داده است که ایران زمان برای تبادل دیدگاههای خود با کشورها و کانونهای منطقهای ذینفوذ در صحنه بینالمللی را از دست نداده است و در واقع جمهوری اسلامی ایران در کنار سیاست گفتوگو و تبادل نظر اصل حوصله را نیز به دیپلماسی خود افزوده است در واقع ایران با عبور از دیپلماسی گفتوگو با اروپا حوزه دیپلماسی خود را به تمامی کشورها گسترش داده و این سیاست مثبت و پر حجم باعث خنثی شدن تبلیغات و جو سازیهای رسانهای علیه ایران شده است در واقع ایران به دنبال دور شدن از ضرب الاجل تحریم و به دنبال فرمولی است که با آن بتواند فعالیتهای غنی سازی محدود را ادامه دهد و در عین تضمین هایی ارایه دهد که در پی اهداف نظامی نیست. در این میان مهمترین و سرنوشتسازترین گام دیپلماتیک ایران در حالی برداشته میشود که تمام نگاهها به سمت تهران و پاسخ صریح و کامل ایران به تعلیق غنیسازی دوخته شده است. با توجه به موفقیتنسبی ایران در مراحل قبلی به نظر میرسد جمهوری اسلامی ایران در گام دیگر خود در شرایط کنونی میتواند با مذاکره و ارایه پیشنهادات دیگری (پیشنهاداتی که منافع مالی را تحت تاثیر قرار ندهد) و با تعریف کردن و روشن ساختن نقاط ابهام در تعهدات خواسته شده از ایران، تعریف و میزان غنیسازی داخلی با همسانسازی مشوقها و تعهدات در قالب مذاکراتی سازنده و هدفمند و ضمانتهای عینی و اجرایی متقابل به حفظ حقوق حقه و توسعه صلحآمیز هستهای و تثبیت توان دیپلماتیک خود بپردازد.
باید اذعان کرد که زمان دیپلماسی هوشیارانه و محتاطانه از سوی ایران فرا رسیده است زیرا کلید حل موضوع هستهای در دست خود ایران است و تلاشهای بینالمللی زمانی برای رفع اختلافات موجود بر سر برنامه هستهای ایران به نتیجه میرسد که مقامهای غرب تصمیم صحیحی را در قبال خواستههای مطرح شده ایران (حق مسلم ایران در استفاده از انرژی هستهای است) اتخاذ کند بنابراین باید از هرگونه اظهارنظرهای متناقض و تندروانه و یا تاکید بر تقابل به جای تعامل پرهیز کرد و غرب نیز با چشم باز این پیشنهادات رامورد تحلیل قرار دهد. خوشبختانه جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر چند محور تا امروز توانسته است بحران هستهای را مدیریت کند اول اینکه سیاست التزام به تعهدات بینالمللی و همکاری با آژانس را اولویت خود در رفتار با مراکز تصمیمگیر بینالمللی قرار داده است. دوم جمهوری اسلامی ایران همواره بر تفاهم و تعامل متقابل اصرار داشته و تاکنون نیز مساله را ادامه داده است. سوم سیاست پرهیز از جنجال و عدم حرکت در لاین بسته، منطق و دکترین هستهای ایران را نشان میدهد که ایران در جاده دو بانده که شامل اعتماد متقابل باشد حرکت میکند و به رغم کمکاریهای اروپا هنوز نیز در جاده دو طرفه حرکت مینماید. امروز جمهوری اسلامی ایران باید با مدیریت بحران و اتخاذ تصمیمهای مدیریتی مجدد مسیر سیاستهای مراکز بینالمللی را از خواست آمریکا جدا نماید و گرنه در آینده نیز آمریکا قلدرمابانه حدس و گمان خود را درخصوص مسایل هستهای ایران به جامعه جهانی القا میکند. از سوی دیگر با توجه به رفتار مثبت چین و روسیه از یک سو و سیاست زمان، ایران از سوی دیگر توانسته است آلمان و فرانسه را نیز به خود بیفزاید میتوان به این نتیجه رسید که در اجلاس شورای امنیت تحریمی و یا اقدامی که نظر آمریکا را تامین نماید به اجرا نخواهد رسید زیرا اجرای هر قطعنامهای که به خواست آمریکا تحریمهایی علیه ایران در نظر گیرد اتفاق سادهای نیست و حتی اروپاییان نیز بر این نکته واقفند که نمیتوانند با شرایط جدید و دستیابی ایران به چرخه سوخت، از فرمولهای قدیمی و تهدید استفاده کنند و این مساله در سیاست اتخاذ شده از سوی آلمان وفرانسه به وضوح مشخص است.