تاریخ انتشار : ۲۳ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۱۰۱۰۲۸

اولویت های چین در زمینه مسائل امنیتی در منطقه آسیای مرکزی کاملا روشن و واضح است؛ توسعه و گسترش سازمان همکاری شانگهای. پکن برای شرکای آسیای مرکزی خود در سازمان همکاری شانگهای مبلغ 900 میلیون دلار به عنوان وام و اعتبار کالا تخصیص داده است. برخی از کارشناسان و صاحب نظران در این زمینه از تهدیدات بالقوه و احتمالی چین نسبت به کشورهای منطقه به لحاظ تقویت موقعیت اقتصادی آن سخن به میان می آورند. این در حالی است که چین (همچون روسیه) با وجود قرار گرفتن در راس هرم توسعه همکاری های اقتصادی و امنیتی با کشورهای آسیای مرکزی، برخلاف دولت های غربی، رهبران منطقه را به خاطر نقض اصول دموکراسی مورد انتقاد قرار نمی دهد. این مسئله سبب جلب اعتماد و اطمینان هیات حاکمه و رهبران منطقه شده است؛ به ویژه آنکه این کشورها بیش از هر زمان دیگری تمایل و گرایش به سوی چین و روسیه به عنوان یک نیروی متقابل در برابر غرب پیدا کرده اند. نگرانی عمده چین از عواقب و تبعات انقلاب قرقیزستان است. به دنبال تظاهرات سراسری 24 مارس 2005 مخالفان در بیشکک، حکومت عسگر آقایف سرنگون و انقلاب آلاله ای جایگزین آن گردید. مقام های چین در آن زمان پس از تحلیل و ارزیابی دقیق تحولات قرقیزستان، متفق القول بر این نکته تاکید داشتند که با وجود تحولات مذکور می بایست برای حفظ صلح، ثبات و موقعیت کنونی روابط با قرقیزستان هم در سطح مناسبات دوجانبه وهم در چارچوب سازمان همکاری شانگهای تلاش نمود. به دنبال انقلاب آلاله ای، چینی ها نگران شکل گیری رویکردی جدید در سیاست خارجی بیشکک بودند (و هستند). برداشت کلی کارشناسان چینی از تحولات قرقیزستان در سال 2005 این واقعیت را آشکار می کند که آنها از مسائل زیر به شدت نگران هستند؛
- احتمال تاثیر انقلاب قرقیزستان بر مناطق مرزی آن کشور با چین و فعال شدن جدایی طلبان اویغور؛
- احتمال تغییر در سیاست خارجی قرقیزستان و تجدید نظر نسبت به حضور در سازمان همکاری شانگهای؛
- احتمال استفاده آمریکا از پایگاه نظامی خود در ماناس برای تشدید فعالیت های جاسوسی علیه چین؛
- به مخاطره افتادن روابط بازرگانی و احتمال لغو قرار داد مرزی منعقد شده بین دو کشوردرزمان عسگر آقایف -که به تایید پارلمان نیز رسیده بود؛
با گذشت زمان و به مرور، بسیاری از تهدیدها و نگرانی های مقام های چینی از تحولات روی داده در کشور همسایه برطرف گردید. همکاری های دو جانبه بازرگانی میان دو کشور نه تنها کاهش نیافت، بلکه حجم این همکاری ها به میزان قابل ملاحظه ای افزایش یافت. سطح مناسبات سیاسی پکن و بیشکک نیز ارتقا یافت. تنها مسئله و مشکل جدی که حل نشده باقی ماند و نگرانی چینی ها از بابت آن هنوز هم به قوت خود باقی مانده، مسائل امنیتی ناشی از وجود پایگاه هوایی آمریکا در ماناس است. در بیانیه پایانی اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در سال 2005 در آستانه قزاقستان، لزوم برچیده شدن پایگاه های آمریکا از خاک قرقیزستان (ماناس ) و ازبکستان (خان آباد) مورد تاکید قرار گرفته بود. تاشکند در اواخر سال 2005 و اوایل سال 2006 با فشار بر آمریکا موفق شد آنها را مجبور به ترک پایگاه خود در ازبکستان نماید، ولی دولت قرقیزستان با بهانه قرار دادن مشکلات مالی، پایگاه نظامیان آمریکایی در ماناس را به عنوان یکی از منابع مهم تامین بودجه قلمداد نموده و موضوع تعطیلی پایگاه مذکور را عملا مسکوت نگه داشته است. واشنگتن و بیشکک پس از گفت وگوها و مذاکرات بسیار، در نهایت در زمینه تمدید موافقتنامه مربوط به پایگاه ماناس به توافق رسیدند. واشنگتن برای حفظ پایگاه خود به اجبار با افزایش مبلغ اجاره آن به 200 - 150 میلیون دلار در سال موافقت کرد. از سوی دیگر دولت قرقیزستان با وجود درخواست های مکررنمایندگان رسمی آمریکا در بیشکک مبنی بر امکان گسترش توان یگان هوایی در پایگاه ماناس، بر ممنوعیت استفاده آمریکا از هواپیماهای جاسوسی از نوع آواکس تاکید نموده است. در حال حاضر و به دنبال تشدید بحران در زمینه برنامه هسته ای ایران، آمریکا درصدد مطرح کردن دوباره استفاده از هواپیماهای جاسوسی در پایگاه هوایی خود در قرقیزستان است. بدیهی است که آمریکایی ها علاوه بر اهداف رسمی و اعلام شده خود - حمایت از نیروهای ائتلاف برای مبارزه با تروریسم در افغانستان - از این پایگاه برای مقابله با نفوذ چین و روسیه در منطقه استفاده و بهره برداری می نمایند. چین با سرعت بخشیدن به فعالیت های دیپلماتیک خود و با استفاده از اهرم سازمان همکاری شانگهای برای تغییر و برهم زدن صف آرایی و توازن نیروها در آسیای مرکزی تلاش می نماید. به اعتقاد آریل کوئن مشاور ارشد علمی بنیاد Heritage، تلاش های مسکو و پکن برای تقویت نفوذ خود در قرقیزستان، منافع آمریکا در این منطقه را مورد تهدید قرار داده است. چین با ارائه پیشنهاد تاسیس پایگاه نظامی در قرقیزستان، درصدد گسترش نفوذ نظامی خود در آسیای مرکزی می باشد. چنین اقدام هایی - نظامی کردن منطقه - در آینده راه را برای توسل به شیوه های نظامی به ویژه برای مقابله با مسائلی همچون افراط گرایی مذهبی، تروریسم، جدایی طلبی و مواد مخدر هموار می کند.