تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۱۰۱۰۳۴

گروه اقتصاد، شهرام ایراندوست: پیامدهای فوری موفقیت دموکرات‌ها در انتخابات کنگره آمریکا چندان بنیادی نیست و مسایل اقتصادی که مورد توجه شهروندان آمریکایی است نیاز به حمایت هر دو حزب دارد. دو سال دیگر بار دیگر مناظره بر سر تصمیم‌گیری‌های حیاتی درباره سیاست‌های مالیاتی آغاز می‌شود که پاسخ مناسب آن در انتخابات ریاست جمهوری 2008 تعیین کننده خواهد بود.
دموکرات‌ها بار دیگر کنترل مجلس نمایندگان و سنا و برخی اهرم‌های قدرت را در واشنگتن به دست آورده‌اند و پس از 12 سال اقلیت بودن،‌در انتخابات میان دوره‌ای سال جاری مجلس نمایندگان را به کنترل خود در آوردند. ‌با این وجود توازن قدرت در مجلس سنا بسیار تنگاتنگ خواهد بود زیرا هیچ یک از طرفین نمی‌توانند مانع از استراکسیون طرف مقابل برای جلوگیری از قانونگذاری‌های ناخواسته بشوند. البته بوش در جایگاه خود باقی خواهد ماند و همچنان حق وتوی خود را به رخ دموکرا‌ت‌ها خواهد کشید. تقسیم قدرت دولت به دو شاخه مجریه و مقننه، می‌تواند نسخه‌ای برای این تلاقی سیاست‌ها باشد که گاهی برای بازارهای اقتصادی و مالی مثبت به نظر می‌رسند.
 یک چیز کاملا روشن است، برای پیش بردن هرگونه ابتکار و نوآوری عمده،‌نیاز به حمایت هر دو حزب وجود دارد. این سوال مطرح است که بازگشت دموکرات‌ها به عرصه قدرت، چه تغییراتی در اقتصاد به وجود می‌آورد؟ مشخص است که حوزه اقتصاد در این انتخابات میان دوره‌ای، مساله غالب نبود به نظر می‌رسد جنگ عراق و فساد مالی و سایر مسایل قابل بررسی کنگره، عوامل کلیدی و موثر در این انتخابات بوده‌اند.
بنابراین پیروزی دموکرات‌ها بیش‌تر طرد کردن جمهوری‌خواهان بوده است تا یک رای مثبت به برنامه عمل دموکرات‌ها در نتیجه دموکرات‌ها باید با احتیاط قدم بردارند. هر چند یکی از ویژگی‌های بارز دموکرات‌ها حرف هزینه‌های بالا است، فقدان کنترل هزینه‌ها در زمان جمهوری‌خواهان بسیار روشن بود. در حقیقت، فقدان کنترل مخارج باعث نارضایتی برخی از حامیان جمهوری‌خواهان شده است.
چندین تن از نمایندگان دموکرات که جدیدا انتخاب شده‌اند از نظر مالی محافظه‌کار هستند. ‌دموکرات‌ها اولویت‌های متفاوتی در ذهن خواهند داشت اما در عین حال مایلند که مردم آن‌ها را وظیفه‌شناس و قابل اعتماد ببینند، در نتیجه نباید انتظار فروکش کردن مخارج را داشت. در مورد سیاست‌های مالیاتی مهم‌ترین مساله آن است که آیا کاهش مالیات بوش که قرار است در پایان سال 2010 خاتمه یابد، تداوم خواهد یافت. ‌به نظر می‌رسد مالیات‌ها باید در دهه آینده افزایش داده شود، اما این تصمیم‌گیری مهم با نمایندگان این دوره از کنگره نخواهد بود و تا پس از انتخابات ریاست جمهوری‌ سال 2008 به تعویق خواهد افتاد. در دوران دموکرات‌ها، افزایش مالیات‌ها بیش از دوران جمهوری‌خواهان بر روی بالاترین رده‌های درآمدی متمرکز می‌شود.
اما دموکرات‌ها اصلا مایل نیستند که تا رسیدن به انتخابات سال 2008 به عنوان افزایش دهندگان مالیات شهرت یابند. از نظر مالیات بر مستغلات، جمهوری‌خواهان حتی با در اختیار گرفتن هر دو مجلس، نمی‌توانند به رویای لغو همیشگی آن دست یابند. برخی توافقات برای حفظ مالیات،‌انجام شده اما احتمال می‌رود فشار آن به ثروتمندترین افراد جامعه محدود شود. ‌یکی از مسایل مالیاتی که این کنگره در هر حال باید با آن رو به رو شود، حداقل مالیات جایگزین است که اگر معافیت‌های مالیاتی افزایش پیدا نکند، به مالیات دهندگان طبقه متوسط بیش‌تر ضربه می‌زند.
نه دموکرات‌ها و نه جمهوری‌خواهان مایل نیستند این مالیات به مرحله اجرا در بیاید. شکست در افزایش معافیت‌های مالیاتی و یا افزایش معافیت‌های مالیاتی و جبران درآمدهای آن از جای دیگر، ممکن است مالیات برخی را افزایش دهد و محبوبیت حزبی را که همیشه قابل اعتماد شناخته می‌شد، تهدید کند (مگر اینکه آن‌ها بتوانند به توافق هر دو حزب برای یک اصلاح مالیاتی دست یابند.) ‌
حداقل دستمزد
افزایش حداقل دستمزد دولت فدرال یکی از سیاست‌های اقتصادی عمده‌ای است که دموکرات‌ها به سرعت در مورد آن اقدام خواهند کرد و احتمالا در این خصوص با موفقیت رو به رو می‌شوند. در حال حاضر حداقل دستمزد 15/5 دلار در ساعت است و دموکرات‌ها می‌خواهند آن را تا 25/7 دلار افزایش دهند. حداقل دستمزد از سال 1997 تاکنون افزایش نداشته است. افزایش تا 25/7 دلار بر ساعت، ارزش واقعی دستمزد را از دهه 1980 و 1990 بالاتر می‌برد اما همچنان از دهه 1960 و 1970 پایین‌تر خواهد بود.
رستوران‌ها و صنایع خرده‌فروشی و تجارت‌های کوچک بیش از سایر بخش‌ها از چنین افزایشی متاثر می‌شوند. سال‌هاست که اقتصاددانان بر سر آسیبی که حداقل دستمزدبر اشغال وارد می‌کند، بحث و مناظره دارند. سخن آخر اینکه به نظر می‌رسد این افزایش تاثیرات منفی بر اشتغال داشته باشد اما در سطوح مورد بررسی (تاثیر پیروزی دموکرات‌ها بر اقتصاد آمریکا)، این تاثیرات اندک است.
مهاجرت
تا پیش از این اصلاحات گسترده در زمینه مهاجرت، مجلس نمایندگان نتوانست به نتیجه برسد. اکنون که دموکرات‌ها قدرت را به دست گرفته‌اند، فرصت یک اصلاحات که به مهاجران غیرقانونی اجازه می‌دهد موقعیت یک مقیم را به دست آورند،‌افزایش خواهد یافت.

تامین اجتماعی
برنامه خصوصی‌سازی بوش در هر صورت با ناکامی‌ مواجه شده بود. نتیجه این انتخابات تنها بیش از پیش آن را مدفون کرد.

تجارت خارجی
دموکرات‌ها بیش از جمهوری‌خواهان نسبت به مزایای تجارت آزاد شک و تردید دارند. بنابراین کنگره جدید نگرش خصمانه‌تری در مقابل توافق‌نامه‌های تجارت آزاد اتخاذ خواهند کرد. ممکن است این کنگره با اقدامات تهدیدآمیز از طریق تعرفه‌ها، فشار بیش‌تری به چین وارد نماید تا مانع از انعطاف‌پذیری بیش‌تر واحد پول خود شود. بیش از این، بستگی به عملکرد اقتصادی ایالات متحده دارند.

نوآوری‌های صنعتی
دموکرات‌ها نسبت به برخی صنایع کلیدی مشخص که بیش از حد مورد توجه جمهوری‌خواهان بودند، برخورد چندان دوستانه‌ای نخواهند داشت. برای مثال، شرکت‌های انرژی، بیش‌تر با بررسی سطح و قیمت‌ها مواجه خواهند شد. نباید انتظار داشت پس از شروع فعالیت کنگره جدید در ژانویه 2007، تغییرات عمده‌ای در سیاست‌های اقتصادی دیده شود، تقسیم قدرت مانع از تصویب لوایح به هم پیوسته خواهد شد. اما حقیقت آن است که در حوزه اقتصاد مهم‌ترین اهرم قدرت در اختیار بانک مرکزی آمریکا است نه کنگره، قدرت جدید کاخ سفید نیز در نوامبر 2008 مشخص می‌شود.