تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۱۰۱۱۰۶
گزارش تحلیلی از وضعیت سیاسی حاکم پس از سقوط صدام
عرفان قانعی‌فرد / محقق تاریخ سیاسی خاورمیانه و مولف کتاب پس‌از 60 سال اشاره: حدود شش سال پیش‌هنگامی که جورج بوش، رئیس‌جمهور نومحافظه‌کار ایالت متحده بدون مجوز سازمان ملل متحد به عراق حمله نظامی کرد، برخی از تحلیلگران مسائل سیاسی- اقتصادی بر این باور بودند که آمریکا به منظور دریافت غرامت حادثه 11 سپتامبر به عراق حمله کرده است. اما با حمله آمریکا به عراق، این ایده در میان گروه سیاست خارجی بوش مطرح شد که می‌توان با اتکا به ایجاد دموکراسی در عراق روند توسعه آن در منطقه خاورمیانه بزرگ را نیز در پیش گرفت که بعد از مدتی این امر هم با شکست مواجه شد. با ماندگاری طولانی مدت آمریکا در عراق، اما این معضل به کنگره این کشور و مخالفت نمایندگان و جامعه نخبگان آمریکا با سیاست‌های جاری بوش در عراق نیز کشیده شد. تا جایی که با روی کار آمدن اوباما در کاخ سفید، وی اعلام کرد که با چرخشی از مسائل عراق به سمت افغانستان باید با نیروهای افراطی و تروریستی القاعده و طالبان در افغانستان به مبارزه پرداخت، در عراق سرانجام باراک اوباما پس از شش سال در حالی خروج نیروهای نظامی آمریکایی از شهرهای عراق اعلام کرد که همزمان با این جریان، روند مناقصه بازسازی 8 حوزه نفتی عراق نیز مطرح شد. خروج نیروهای نظامی آمریکا از شهرهای عراق و همچنین بهره‌برداری از حوزه‌های نفتی این کشور در حالی دارد پس از شش سال مطرح می‌شود که این کشور از مشکلات ساختاری سیاسی بسیار پیچیده‌ای برخوردار است.

در چند روز آینده - ۲۵ ژوئیه - انتخابات قانون اساسی، مجلس نمایندگان و ریاست جمهوری اقلیم یا منطقه کردنشین عراق در استان‌های اربیل، سلیمانیه و دهوک برگزار می‌شود. پارلمان کردستان عراق از 111 کرسی تشکیل شده است که انتخابات 100 کرسی آن عمومی خواهد بود و دراین انتخابات سرنوشت شان مشخص خواهد شد. 38 تشکل و حزب سیاسی برای شرکت در انتخابات پارلمان ثبت نام کرده‌اند و در انتخابات‌پیش‌رو به رقابت خواهند پرداخت و همه تشکل‌های سیاسی به شرط داشتن 3 کاندیدا می‌توانند در انتخابات شرکت کرده و حضور 3 درصد زنان در پارلمان را رعایت کنند. مقامات عراقی نیزافراد واجد شرایط کردستان عراق را دو میلیون و 500 هزار نفر اعلام کرده اند.
اما مجموعه‌ای از مشکلات واقعی هنوز در کردستان عراق به طور ملموس وجود دارند. امروزه در جریان انتخابات در کردستان عراق، رهبران سنتی - بارزانی و طالبانی - به توافقی مصلحتی دست یافته‌اند. در مناطق شمالی کردستان اختلاف و رقابتی وجود ندارد. چون بارزانی‌ها، اجازه کمترین فعالیتی به دیگر احزاب نمی‌دهند. در سلیمانیه و کردستان جنوبی از هر سو دعوا و منازعه برای کسب کرسی بیشتر وجود دارد و تبلیغات انتخاباتی نمایندگان در کوی و برزن خودنمایی می‌کند. بارزانی و طالبانی دوباره به جهت کسب منافع مشترک متحد شده‌اند. اما آدرس اشتباهی به مخاطبان خود می‌دهند. بارزانی و طالبانی فهرست مشترک منتشر کرده‌اند که به لیست کردستانی مشهور است و کاندیدای برتر آنان هم برهم صالح؛ چهره جوان و مستعد سیاست امروز کردستان است. در همین زمینه مایکل روبین؛محقق آمریکایی می‌گوید: «مسوولان کردستان عراق مست باده قدرت هستند». البته نگرانی اصلی بارزانی و طالبانی امروزه مهار قدرت کردستان است و این موضوع اصطکاک‌هایی را نیز به وجود آورده است. رهبران از دموکراسی دم می‌زنند اما محدودیت‌های پی در پی و اعمال قدرت استعمال چنین واژه‌ای را در انظار عام، موهن می‌نماید. اما این واقعیت هم وجود دارد که وضعیت داخلی حزب طالبانی هم بحرانی است و به‌رغم محدودیت فعالیت حزبی، اکثر نیروهای اپوزیسیون هم در منطقه تحت نفوذ طالبانی هستند. گروهی هم موسوم به حزب حرکت اسلامی در منطقه هستند که سیاسیون حزبی یا فعالان لیبرال چندان تمایلی به توسعه و رشد آنان ندارند و حتی یکی از وزیران حکومت عراق در پاسخ به این سوال می‌گوید: «آنها اعتبار و اصالت و مشروعیت ندارند و با پول، رای آنان قابل خریداری است». احزاب دیگر مانند سوسیالیست‌ها و زحمتکشان و... نیزهر کدام در توافق‌های پشت پرده با طالبانی و بارزانی بر مدارهای قدرت پیرامون آنان حرکت می‌کنند. درعمل هم، حرکت اسلامی که تحریک و حمایت آنان توسط کشورهای همسایه در ابهام است، تنها گروه بارزانی و طالبانی را به چالش کشیده است که نوشیروان امین چنین امری را عهده دار است و شعار تغییر را سرلوحه کار خود قرار داده است. اما تحلیل‌گران عرب بر این عقیده‌اند که پارلمان جدید در کردستان عراق باز هم چندان قوی و دارای تاثیر بر ساختار سیاسی سنتی نخواهد بود و شاید لیست مشترک بارزانی و طالبانی بین 50 تا 60 ، لیست تغییر نوشیروان مصطفی بین 15 تا 20 و دیگر احزاب هم 10 و اسلامی‌ها هم بنا به احتمالات داخل جامعه نمی‌توانند بیشتر از 4 تا 5 را به خود اختصاص دهند.
رهبری مادام العمر بارزانی
انگیزه رهبری مادام العمر بارزانی‌ها، همواره در خانواده بارزانی وجود داشته است و در دیداری با پرفسور مایکل گانتر، وی معتقد است که: «مصطفی بارزانی هم همواره خود را رهبر بلامنازع کردستان عراق می‌دانسته است» و انگار که این معضل پس از مرگ وی نیز همواره در میان بازماندگانش باقی مانده است. گرچه در انتخابات ریاست‌جمهوری در منطقه‌کردنشین عراق، علاوه بر مسعود بارزانی، رئیس حزب دموکرات کردستان، چهار نفر دیگر نیز به طور صوری خود را نامزد احراز این پست کرده‌اند که در میان این چهار نامزد اسامی کمال میراودلی، استاد دانشگاه و شاعر کرد مقیم بریتانیا ؛ هه لو ابراهیم احمد، برادر زن جلال طالبانی رئیس‌جمهوری عراق و حسین کارمیانی، بازرگان - در کنار بارزانی به چشم می‌خورند اما همچنان بارزانی با دستکاری قانون خود را برای نشستن مجدد بر این کرسی آماده می‌کند. زیرا طبعا چنین شخصیت‌هایی نمی‌توانند با او رقابت عقلانی و منطقی داشته باشند و صرفا به عنوان کاندیداهایی صوری مطرح هستند. (البته پدر یکی از کاندیداها، ابراهیم احمد که جزو فعالان حزب دموکرات کردستان بارزانی و استاد و پدر همسر جلال طالبانی بود پس از 1966 هرگز در هیچ بازی سیاسی مشارکت داده نشد و بعدها در ماجرای اوجالان به دفاع از پ ک ک پرداخت). طی مصاحبه‌ای با مسعود بارزانی که از وی پرسیدم آیا رهبری مادام العمر است؟ در پاسخ گفت: «من با کودتا بر سر قدرت نیامده‌ام و با کودتا هم کنار نمی‌روم. خود مردم مرا می‌خواهند». و این در حالی است که مخالفان او به هر شیوه‌ای حذف خواهند شد و برای درست جلوه دادن چنین تقدس و مشروعیتی، دستگاه‌های فرهنگی وابسته در منطقه کردنشین – ایران و عراق و ترکیه- هنوز هم به مداحی خانواده بارزانی مشغولند و کمترین نقدی از او را برنمی تابند. کرسی جانشینی بارزانی در حکومت محلی فعلی، معمولا به فرد حزب طالبانی تعلق دارد. اما در عمل، عنوانی صوری است و عملا هیچ نقشی ندارد. زیرا در تنگنای اعمال قدرت نخست‌وزیری نچیروان بارزانی و رهبری بارزانی قرار خواهد گرفت و در صورت به دست آوردن نخست وزیری نیز توسط گروه طالبانی، عملا در منطقه تحت نفوذ بارزانی چندان نفوذی نخواهند داشت. گرچه ریاست مجلس در اختیار حزب اتحادیه میهنی کردستان قرار دارد، اما این مجلس هیچ نقشی در سیاست رهبران ارشد کردستان ندارد و فقط مجری بدون اعتراض رهبران هستند.
تبار گماری و فساد مالی
یکی دیگر از مشکلات، انتصاب خویشاوندان در پست‌های مهم است که در منطقه کردستان شمالی تحت نفوذ بارزانی کاملا مشهود است. مسعودبارزانی فرزندش را به عنوان مسوول اداره امنیت و اطلاعات برگزید که سازمان عفو بین الملل او را به جرم شکنجه محکوم کرده است. در حالی که رسانه آزاد به عنوان موتور دموکراسی در عراق در حال توسعه است، اما توسط نیروهای اداره امنیت تحت نفوذ بارزانی چند روزنامه نگار و نویسنده مستقل یا تهدید یا شکنجه و یا کشته شده‌اند. رئیس اداره اطلاعات و امنیت کردستان جنوبی در پاسخ به این پرسش می‌گوید که آن سخنان را شایعه می‌داند و از چنین وقایعی اظهار بی‌اطلاعی می‌کند.
از سوی دیگربارزانی از بودجه حکومت کردستان به عنوان بودجه سری و مخفی در اختیار خود سود جویی می‌کند که نمونه بارز آن را روزنامه‌های اروپا منتشر کردند که وی صد میلیون دلار در اختیار یکی از نزدیکانش نهاد تا در مزایده یکی از شرکت‌های مخابراتی موبایل برگزیده شود. البته در منطقه تحت نفوذ طالبانی هم چنین مواردی مشهود است که سودهای تجارتی، نفت و. . . در بین این رهبران و مشترکان ساکت و مطیع آن توزیع می‌شود و گاه افرادی انگشت اتهام را به سوی بارزانی یا طالبانی دراز می‌کنند. اما به هر حال فساد شایع شده است و چون نهاد بازرسی قوی و نظارت حکومت مرکزی عراق هم در این زمینه وجود ندارد، این مساله همچنان باقی خواهد ماند. ضمن اینکه برهم صالح نیز می‌داند که کردها چندان تمایلی به ارائه حساب مشخص مالی به حکومت مرکزی عراق ندارند.
خودگردانی لرزان و قانون اساسی اقلیمی
پس از ماجرای جنگ خلیج فارس در سال 1991 و حمله صدام حسین به کویت، نتیجه قیام کردها به تقسیم قدرت نرم نینجامید و این تهدید همچنان باقی ماند. هر چند سال 1995 به جنگ تلخ برادرکشی برای قدرت بیشتر بین رهبران کرد عراق انجامید. چنانچه بیل کلینتون رئیس‌جمهور سابق ایالت متحده آمریکا درپاسخ به این پرسش می‌گوید: «این جنگ برادر کشی فاجعه‌ای انسانی بود در حالی که میل به قدرت برتر هزاران نفر را به خاک و خون کشانید. پرفسور چارلز تریپ نیز از تحلیلگران سیاسی به نام آمریکایی نیز می‌گوید: «این برادر کشی بین رهبران سیاسی کردستان عراق در آن حیطه زمانی چیزی جز «قبیله‌گرایی مدرن» نبود. در گفت و گو با جیمز بیکر وزیر خارجه اسبق آمریکا نیز وی اشاره می‌کند که: «آمریکا هرگز از استقلال کردها حمایت نکرده است و سال 1991 هم به قصد استقلال چنین کاری را انجام ندادیم. بلکه منظور خودگردانی بومی بود، تحت لوای حکومت مرکزی». اما رهبران کرد عراق همچنان در داخل کردستان بر خودمختار بودن خود اصرار دارند. اما واقعیت امر چنین نیست و همسایگان اقلیم کردستان نیز این واژه را حساسیت برانگیز می‌دانند. چنانچه مسوول میز عراق در وزارت امورخارجه ترکیه در پاسخ به این سوال می‌گوید: «هیچگاه عدم تعامل کردستان عراق و انگیزه آنان به تاثیر و تحریک کردهای ترکیه را نمی‌پذیریم و واکنش هم نشان خواهیم داد». در همین حال، یکی از مقامات شورای عالی امنیت ملی ایران هم در پاسخ به این موضوع اشاره می‌کند که: «سوریه و ترکیه و ایران قرارداد امنیتی مشترک درباره کردستان دارند و به محض هر حس مخاطره‌ای وارد عمل خواهند شد».
در خصوص قانون اساسی کردها نیز باید گفت که این قانون 17 سال است که مسکوت مانده است و دکتر نوری طالبانی، حقوق دانی که اکنون نماینده این پارلمان است در این خصوص اظهار می‌دارد: «در 17 سال اخیر کردستان بدون قانون اساسی اداره شد و بیشتر قانون محلی حکمفرما بود». اما سرانجام این قانون به طور شتابزده به تایید رسید. در کردستان جنوبی، نوشیروان مصطفی امین، جانشین سابق طالبانی، در شبکه تلویزیونی عربی الحره، محتوای قانون کردستان را پوچ خواند و به شدت به نقد آن پرداخت و خاطر نشان کرد که در دادگاه فدرال در بغداد علیه آن شکایت خواهد کرد. زیرا این قانون اکنون به بقای بارزانی اشاره دارد و بارزانی هم نتوانست که خشم خود را از نقد صریح نوشیروان مخفی نگه دارد.
تاثیر سیا و اسرائیل در کردستان عراق
گرچه فرماندهان نظامی آمریکا همواره مدعی بوده‌اند که ایران هنوز از حملات در عراق پشتیبانی می‌کند و مایکل لدین نیزدر پاسخ به این سوال اظهار می‌داردکه:«دخالت ایران برای به چالش کشیدن اراده آمریکا و قدرت آن در عراق است»، اما ایران چنین مواردی را مردود می‌داند و همانند ترکیه از نقش اسرائیل و سیا در کردستان عراق سخن می‌راند. سفیر اسرائیل در آمریکا در پاسخ به این سوال می‌گوید: «نظر ما مانند شارون است. استراتژی اسرائیل توسعه روابط دراز مدت با کردهای عراق است و در منطقه کردستان عراق برقراری رابطه برای ما جدی است» و سیمون هرش، روزنامه نگار معروف آمریکایی نیز در نیویورکر می‌نویسد: «اسرائیل در دوران پایانی سلطه بوش به این نتیجه رسید که آمریکا نمی‌تواند دموکراسی را در عراق نهادینه کند و اسرائیل گزینه‌های دیگری را دنبال می‌کند». کتی. ب. مشاور ارشد آمریکا در ترکیه نیز در توضیح این مساله می‌گوید: «برای ترکیه چنین مساله‌ای شاید قابل تحمل نیست و گزارش‌های محرمانه حاکی از آن است که این هراس در ایران هم وجود دارد». مشاور عالی وزارت خارجه ترکیه در این باره این توضیح را خاطر نشان می‌کند که: «بعضی از نیروهای امنیتی اسرائیلی به صورت سری در کردستان هستند. اسرائیل از طرف ایران نوعی تهدید را لمس می‌کند و طبعا وضعیت آنان با جنگ در منطقه قوت خواهد گرفت». اما هیچ سندی از این افراد دال بر وجود چنین مامورانی وجود ندارد و مشاور عالی آمریکا در نوار مرزی عراق در این خصوص می‌گوید: «این توهم هست که بعضی تاجران مقیم کردستان اسرائیلی هستند. اما این افراد پاسپورت اسرائیلی ندارند. اما به هر حال ما سخن مقامات کردستان را تایید می‌کنیم و چنین افرادی در کردستان وجود ندارند».
اما نقش آمریکا در حفظ سلطه کردها و عدم قدرت‌گیری آنان کاملا مشهود است. از طرفی بعضی از تحلیلگران سیاسی ایران و ترکیه معتقدند که آمریکا در منطقه شمالی عراق، هنوز از پ ک ک و گروه ایرانی منشعب آن – پژآک – حمایت می‌کند. اما به طور علنی کارشناسان سیا منکر این قضیه می‌باشند. اما در هر دو صورت، این حزب مسلح به عنوان اهرم فشاری در آن منطقه باقی مانده و بهانه‌ای برای عدم ثبات سیاسی کردستان به شمار می‌رود. از دیگر سو در کردستان بعضی از افراد پا را از این قضیه فراتر می‌گذارند و سر ناسازگاری نوشیروان با سلطه سیاسی دو رهبر سنتی فعلی را بهانه و نشانه رابطه او و آمریکا می‌دانند. اما دفاع آمریکا از نوشیروان جای بسی تامل دارد. چرا که رابطه افسران ارشد نظامی آمریکا با او، عضویت وی در مجلس حکومت انتقالی عراق و. . نشانه وابسته بودن وی نمی‌تواند باشد. اما به هر حال وی در چند روز اخیر چند بار با شبکه تلویزیونی الحره، کانال عربی وابسته به آمریکا، به نقد اوضاع کردستان و برنامه تغییر وی پرداخت. گرچه گاهی اطرافیان طالبانی وی را به انجام کودتا در حزب طالبانی متهم می‌کنند که می‌خواست به همراه کوسرت علی، طالبانی را برکنار کنند، اما امروزه کوسرت رسول هم از صحنه سیاسی حذف شده است.
کلیشه‌های سنتی و مشکلات خروج آمریکا
پاتریک کلاوسون نیز در پاسخ به این سوال که با بیرون رفتن نیرو‌های آمریکایی از عراق این منطقه با چه مشکلاتی مواجه می‌شود، می گوید:« پس از بازگشت مرحله اول نیروهای آمریکایی ازعراق، معضل کردستان یکی ازمشکلات بزرگ این کشور خواهد بود». سخن او را کریستین ساینس مونیتور نیز به گونه‌ای دیگرنقل می‌کند و می‌گوید: «معضل کردستان عاملی برای دخالت کشورهای همسایه است زیرا بقای ثبات سیاسی کردستان در دراز مدت برای مناطق کرد نشین آنان نوعی تهدید محسوب می‌شود و کردها همواره بازیچه سیاست قدرت‌ها قرار گرفته‌اند». مقامات دفاعی در عراق می‌گویند هدف کشور این است که ارتش خود را برای مقابله با چالش‌های امنیتی در پی خروج سربازان آمریکایی از شهر، تقویت کند. سخنگوی وزارت دفاع معتقد است که: «عراق بر آن است که توانایی‌های هوایی خود را افزایش دهد تا وقتی تمام نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۱۱ از عراق خارج شدند، آماده باشد.» عراقی‌ها خروج سربازان آمریکایی از مناطق شهری را ستودند، اما این پرسش همچنان باقی می‌ماند که اگر این کار به آرامی و بدون هیچ مشکلی صورت نگرفت، آنگاه دوباره کردستان به خاک و خون کشیده خواهد شد؟ آیا کردها به چنان بلوغ سیاسی و رشد فکری رسیده‌اند که بازیچه حکومت‌ها قرار نگیرند؟
اما به هر حال همزمانی رای گیری برای قانون اساسی دراین زمان جزو نکات منفی است که نوشیروان از آن سود می‌جوید و طرفداران فهرست وی روز به روز تقویت می‌شوند و عملکرد گاه غیر عقلانی دو حزب سنتی اصلی و شعارهای عوام گرایانه آنان شاید اثر معکوسی داشته باشد. شعارهایی که گاه بیشتر از توانایی واقعی آنان است و اکنون تنها به بهانه تبلیغات تحت لوای امر خود هزینه کردن برای این پروژه و آن پروژه ساده و یا کمک هزینه دادن به خانواده‌های پیشمرگه‌ها و چریک‌های شهید شده در مبارزات مسلحانه کردها را با صدای بلند می‌گویند تا به جلب نظر مردمان سنتی کردستان بپردازند. اما این پرسش وجود دارد که نوشیروان نظر نسل جوان به شعار تغییر را جلب کرده است؟ و در صورت واقعی بودن این تصوروجود دارد که طالبانی از چهره‌ای خوش نام در بین جوانان کرد مانند برهم صالح سود می‌جوید.
کلیشه‌های کرد و تاریخ معاصر کردستان و وعده‌های رسیدن به آرمان‌های ناسیونالیستی ابزارهایی است که هنوز رهبران سنتی از آن سود می‌جویندو هنوز هم سازمان‌های سیاسی خود را ملت کرد می‌خوانند و کمترین اعتراض و نقدی از عملکرد آنان را خیانت به تاریخ کرد بر می‌شمارند و به شیوه‌ای ابزاری تاریخ معاصر قیام‌ها و عصیان‌های کردی را در گرو موفق شدن خواسته‌های خود می‌دانند. اماوجود نسل جوان پویا مشکلی برای رهبران سنتی است که نمی‌توانند به راحتی از کنار آن عبور کنند.
در چند ماه آینده نیز طالبانی دوران ریاست جمهوری اول خود را به پایان می‌رساند و در صورت نداشتن چهره‌ای به مختصات و مشخصات او در عراق، مجددا بر این کرسی تکیه خواهد زد. گرچه خسته به نظر می‌رسد، اما هنوز کسی نمی‌داند که آیا بازنشسته خواهد شد یا نه. برهم صالح در بغداد می‌ماند و اگر در کابینه جدید عراق برای کردها نقشی در نظر گرفته شده باشد، برهم صالح مشارکت خواهد کرد. کسی که الان ریاست حزب طالبانی را برعهده دارد و در کتاب پل برمر هم به رابطه نزدیک او با آمریکا اشاره شده است که افکار معتدل او را می‌ستایند و شاید او را تنها جانشین جوان و صاحب اندیشه برای پس از حذف طالبانی در نظر گرفته‌اند.
این مجموعه عوامل و مشکلات در طی 17 سال پس از تشکیل حکومت محلی کردستان هنوز پابرجاست. این حکومت محلی سعی در داشتن رابطه‌ای صمیمی با کشورهای همسایه دارد. اما هیچ کدام از این کشورها جز توسعه رابطه تجاری و امنیتی کمکی به توسعه رابطه سیاسی و تثبیت آن نداشته‌اند و حتی در رسانه‌های خود از به کاربردن حکومت فدرال کردستان پرهیز دارند و یا پرچم این منطقه را به رسمیت نمی‌شناسند و اکنون این پرسش‌ها باقی است که با وجود پارلمان غیر موثر بر سیاست احزاب سنتی، رهبری تک صدایی و غیر مدرن و تبارگماری درگیر در مسائل اقتصادی، کنترل شدید رسانه‌ها، کم شدن حمایت آمریکا و افزایش تحریک‌های عوامل خارجی؛ کردها چه راهکاری برای ثبات سیاسی خود خواهند اندیشید؟ آیا تاثیری بر سیاست کشورهای همسایه در قبال مناطق کرد نشین خود خواهند داشت؟ درحالی که از روز تسخیر شهرهای نفت خیز مانند کرکوک در سال 2003 و پیگیری سیاست غلط و حساسیت برانگیز کردها نتوانستند که این شهر را به طور رسمی به کردستان ملحق کنند، اما آیا کردها سرانجام با حکومت مرکزی عراق رابطه مالی و نفتی جداگانه خود را کنار خواهند گذاشت؟
در گفت و گو با نوشیروان مصطفی نیز وی با هوشمندی سیاسی می‌گوید: «من از قدرت کنار نشسته‌ام. می‌دانید من یک مورخم و تاریخ معاصر کردستان را خوب می‌دانم اما تا زمانی که قدرت طلبی در رهبران معاصر وجود داشته باشد و کردستان توپ فوتبال میدان بازی سیاسی آنان و تبار وابسته به آنها است این منطقه پیشرفت نخواهد کرد و امروزه رهبران مدرن می‌توانند این جامعه را به مدرنیته برسانند. رهبران ما فقط در جهت ساخت نما و ظاهر پرفریب تلاش کرده‌اند و هیچ کاری را بنیادی و اصولی انجام نداده‌اند و من هدفم رساندن صدایی دیگر به جامعه است». اما برهم صالح نیز در پاسخ به این سوال با اطمینان خاطر و اعتماد به نفس می‌گوید: «مشکلات زیادی داریم اما باید قدم برداریم و ایمان دارم که موفقیت با ماست».