سیروس عبدی مصباح
سارکوزی در کشور خود، آنقدر مشکل دارد که نتواند به این راحتیها، از پس آنها برآید و مشروعیت از دست رفته خود را بازیابد. رئیسجمهور فرانسه که به دلیل بحران اقتصادی و در نتیجه آن بحران بیکاری و... تحت فشارهای بسیاری قرار دارد، میکوشد مشروعیتی را که در بازی اقتصادی از دست داده است، در جریان یک بازی سیاسی ـ نظامی به دست آورد. از این رو تلاش دارد خود را رئیسجمهوری قدرتمند نشان دهد که سلفی صالح برای ناپلئون محسوب میشود و شکوه دوران ناپلئون را به فرانسویها باز خواهد گرداند، لذا فعالیتهای نظامی وی بویژه پس از بحران اقتصادی غرب به نحو محسوسی رشد داشته است.
یکی از نمونههای این دست فعالیتها ارسال نیروی نظامی بیشتر به افغانستان بود. سارکوزی که تصمیم داشت بار دیگر توان نظامی پاریس را به پیمان آتلانتیک شمالی نشان دهد و زمینه را برای پیوستن مجدد به این سازمان فراهم سازد، دستور اعزام نیروهای نظامی بیشتر به افغانستان را صادر کرد. این موضع با مخالفت شدید احزاب مخالف سارکوزی به رهبری حزب سوسیالیست در پارلمان فرانسه مواجه شد و آنها حتی تا مرز استیضاح سارکوزی نیز پیش رفتند اما نهایتا نتوانستند دستاورد خاصی کسب کنند. احزاب چپ پارلمان ملی فرانسه درصدد بودند از این طریق، دولت نیکولا سارکوزی را استیضاح کنند، هر چند از پیش میدانستند شانس کمی برای موفقیت با این استیضاح در پارلمان ملی فرانسه وجود دارد.
دیگر طرح جاهطلبانهای که از سوی سارکوزی دنبال میشده و نشانگر تلاش وی برای ایفای نقش ساسی و نظامی مهمتر در نظام بینالملل است. «اتحادیه مدیترانهای» است که این اتحادیه ابتکار سارکوزی بود و از سوی فرانسه تشکیل شد. به واقع طرح تشکیل اتحادیه مدیترانهای مهمترین برگ بازی سارکوزی در سیاست خارجی وی محسوب میشود. به موجب این طرح، سارکوزی میکوشد یک اتحادیه با محوریت پاریس تشکیل داده و قدرت خود را در معادلات بینالمللی افزایش دهد. به نظر میرسد، دعوت از کشورهایی نظیر سوریه نیز با همین نگاه انجام شده است و فرانسه با دعوت از دمشق برای پیوستن به این اتحادیه تلاش دارد جای پای خود را در خاورمیانه با استفاده از نفوذ روسیه بیش از پیش باز کند.
به هر حال طرح اتحادیه مدیترانهای موضوعی است که پاریس امیدوار است در سایه آن بتواند ضعفهای بنیادین سیاست خارجی خود را رفع کند. به موجب این طرح، فرانسه نقشی محوری در این زمینه ایفا خواهد کرد و این کشور از این پس به عنوان یک قدرت دریایی در برابر انگلیس سربر خواهد آورد و پایگاههای نظامی دریایی خود را در مدیترانه افزایش خواهد داد. اهمیت این طرح تا حدی است که بسیاری آن را آلترناتیو اتحادیه اروپایی میدانند اما مهمترین مسألهای که نشان از تغییر نگرش سارکوزی و تلاش این رئیسجمهور پرحاشیه برای پیگیری اهداف میلیتاریستی خود دارد، بازگشت مجدد پاریس به دامان ناتو است.
در سال 1966 شارل دوگل رئیسجمهوری وقت فرانسه، ضمن اعتراض به سیاستهای سلطهجویانه آمریکا در این نهاد، ناتو را ترک کرد و متعاقب آن مقر این سازمان از پاریس به بروکسل انتقال یافت. در آن برهه، دوگل تثبیت استقلال و حفظ منافع ملی را از دلایل اصلی خروج فرانسه از ناتو عنوان کرد، اما با گذشت 43 سال از آن زمان، سارکوزی بر این باور بود که جهان تغییر کرده و تغییرات در روابط فراآتلانتیکی نیز از این قاعده مستثنا نیست. او برای چنین الحاقی دلایلی را عنوان و تأکید کرد که فرانسه از پیوستن به ناتو بسیار منتفع میشود.
او در راستای رسیدن به این هدف، رویکرد جدیدی را از خود به نمایش گذاشت. به دستور، او نیروهای نظامی فرانسه در همه فعالیتها و عملیاتهای ناتو حاضر بودند، به گونهای که فرماندهان آمریکایی ناتو، فعالیتها و حضور نظامیان فرانسوی را بسیار درخور توجه ارزیابی کردند. به هر حال این اقدام سارکوزی نیز واکنش شدید چپها را به دنبال داشت، تا جایی که با توجه به حساسیت موضوع، بسیاری از احزاب و تشکلها خواهان برگزاری رفراندوم در اینباره بودند.
فرانسوا بایرو، رهبر حزب راست میانه جنبش دموکرات فرانسه و کاندیدای سابق ریاست جمهوری در آن برهه بر این باور بود که سیستم سیاسی فرانسه به تنهایی قادر به تصمیمگیری در این زمینه نیست. او خواهان برگزاری همهپرسی در این زمینه بود و تأکید میکرد، فرانسه در صورت الحاق به ناتو در مسیری گام برمیدارد که بازگشتی در آن نیست. او این اقدام را نه تنها شکستی بزرگ برای فرانسه بلکه برای اروپا میدانست. در مجموع، اینکه فرانسه چه اهدافی را از الحاق مجدد به ناتو دنبال میکند مسألهای است که جدا از رویکرد جدید سیاست خارجی فرانسه، میتوان آن را در قالب سیاستهای دفاعی اروپا و ناتو تعبیر کرد. گمانههای زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه مرزهای ناتو در آیندهای نزدیک از حصار و حدود کنونی فراتر رفته و ضمن دربرگرفتن کشورهای اروپای شرقی، به مرز 40 عضو خواهد رسید.
اما آخرین طرح سلطهطلبانه رئیسجمهور غیرقابل پیشبینی فرانسه را باید ایجاد پایگاه نظامی در امارات دانست. فرانسه با افتتاح پایگاه نظامی در امارات در کنار کشورهایی نظیر ایالات متحده و انگلستان قرار گرفت که در کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس پایگاه نظامی دارند. این پایگاه که در کنار تنگه هرمز قرار دارد، میتواند نگرانیهایی را نیز به دنبال داشته باشد. قرار است در مرحله ابتدایی 250 سرباز فرانسوی در این پایگاه حضور یابند. به هر حال به نظر میرسد سارکوزی جاهطلب، افتتاح پایگاه نظامی در امارات متحده عربی را نقطه آغازین نفوذ خود در منطقه قلمداد میکند و در حال حاضر میکوشد در دیگر کشورهای خاورمیانه نیز این دست پایگاهها را ایجاد کند. به هر حال پس از دو قرن فرانسویان توانستند بار دیگر به مدد اعراب در خلیج فارس لنگر بیندازند.
در حال حاضر فرانسه میکوشد با فروش تسلیحات مدرن نظامی به امارات متحده عربی و ساخت نیروگاه اتمی در این کشور، نفوذ و حضور خود در خلیج فارس را گسترش دهد. بیشک با توجه به مناقشات موجود میان ایران و امارات، تهران نمیتواند از این وضعیت خرسند باشند. بویژه که جمهوری اسلامی پیش از این نیز در موضعگیریهای مختلف، بارها مخالفت خود را با حضور نظامی غرب در منطقه اعلام کرده بود. در واقع امارات سعی دارد با کشاندن پای قدرتی بینالمللی که جاهطلبیهایی نیز در سر دارد، بر ادعای ارضی خود چاشنی زور را نیز اضافه کند و در این مسیر علاوه بر ایالات متحده پای فرانسه را نیز به منطقه باز کرده است.
به نظر میرسد، این دست اقدامات سبب به راه افتادن جنگ تسلیحاتی در منطقه شود و این درست همان چیزی است که غرب انتظار آن را میکشد در شرایطی که کشورهای حوزه خلیج فارس وارد رقابت تسلیحاتی شوند، کارخانههای اسلحهسازی اروپا و آمریکا میتوانند اندکی به آینده خود امیدوار باشند و در حالی که بحران ملی گریبان آنها را تاکنون رها کرده است، با استفاده از دلارهای نفتی اعراب از فشارهای موجود بکاهند. این در حالی است که خریدهای تسلیحاتی امارات در یک دهه گذشته رشد عجیب و قابل تاملی داشته است به نحوی که امارات در سال گذشته میلادی پس از اسرائیل بالاترین خرید تسلیحاتی را در منطقه خاورمیانه انجام داده است.
در همین راستا چندی پیش نیز دولت آلمان به رهبری آنگلا مرکل به دولت قطر قول داد 36 فروند تانک فوق مردن را به این کشور صادر کند که این اقدام نیز به نظر میرسد جنگ تسلیحاتی را تشدید کند. این اقدام مرکل با مخالفت احزاب اپوزیسیون در پارلمان این کشور بویژه حزب سبزها مواجه شد و در حال حاضر احتمال اینکه این قرارداد به مرحله نهایی نرسد نیز وجود دارد. افزون بر این، به نظر میرسد کشورهایی نظیر آلمان و بویژه فرانسه به دنبال آن هستند که خود را در قامت رقیبی برای ایالات متحده معرفی کرده و قدرت آمریکا و انگلستان در منطقه را تعدیل کنند. به واقع تحرکات فرانسه پس از به قدرت رسیدن سارکوزی حاکی از این مسأله است که الیزه به هیچوجه از نقش خود در نظام بینالملل راضی نیست و تلاش دارد با قبول کردن مسئولیتهای دیگر خود را به عنوان کشوری تأثیرگذار در جهان معرفی کند.