سیدبهزاد اخلاقی
خابارو فسک در 6 هزار کیلومتری مسکو یکی از شهرهای بزرگ در شرق دور روسیه به شمار میرود که اقلیت قابل توجهی از چینیها و مغولها در این شهر سکونت دارند. خاباروفسک روزگاری در زمان جنگ دوم جهانی یکی از جبهههای دفاعی شوروی در مقابل حمله احتمالی نیروهای ژاپنی به شمار میرفت. این شهر در 20 مایلی مرز طولانی روسیه و چین واقع است و انتخاب آن به عنوان مکانی برای اجلاس سران اروپا و روسیه را میتوان از چند منظر مورد بررسی قرار داد. روسها طی سالهای گذشته جلسات خود و سران اروپایی را اغلب در خارج از شهرهای مرکزی و صنعتی خود برگزار میکنند.
این سنتی است که بعد از روی کار آمدن پوتین برای بار دوم در سال 2004 میلادی در میان سیاستمداران روس باب شد که از دلایل آن میتوان به نشان دادن تواناییهای شهرهای مختلف روسیه به اروپاییان و جذب سرمایههای خارجی برای توسعه این مناطق اشاره کرد. اجلاس خاباروفسک تحت تاثیر بحران انرژی در زمستان گشته و جنگ در قفقاز جنوبی در تابستان 2008 بار دیگر نتوانست فضای بحرانی در روابط دو طرف را تلطیف کند.
اروپاییان نسبت به استحکامات مرزی روسیه در آبخازیا و اوستیای جنوبی نگرانیهای عمیقی را به دیمیتری مدودف ابراز کردند که در مقابل این اعتراضهای روسها نیز نسبت به حرکت پیشرونده اروپا در فضای پسا شوروی اعتراضهای خود را به سران اروپا منتقل کردند. پیش از این اجلاس خاباروفسک اتحادیه اروپا در اقدامی درخور توجه با طرحی براساس همکاریهای مشترک در سطح قاره اروپا و تامینکنندگان انرژی این قاره به گسترش تعاملات خود با جمهوریهای اوکراین، بلاروس، مولدوای، آذربایجان، ارمنستان و گرجستان تاکید کرد که تصویب این طرح اعتراضهای گستردهای را از سوی روسیه به همراه داشت.
طرح فوق که به پیشنهاد جمهوری چک، رئیس دورهای اتحادیه اروپا به تصویب 26 عضو دیگر این اتحادیه رسید، نشان از عزم جدی اروپا برای نفوذ بیشتر بر فضای به جای مانده از فروپاشی شوروی دارد. ترتیبات امنیتی قاره اروپا با توجه به تحولات سالهای اخیر روی سنگی بنا شدهاند که معادلات جنگ سرد براساس آن هدایت میشد.
با توجه به این نکته میتوان اختلافات در روابط روسیه و اروپا را عمیقتر از آن چیزی دانست که با جلساتی اینچنین و لبخندهای سیاستمداران در مقابل دوربینهای ویدئویی قابل حل باشد، روسها کماکان گسترش اتحادیه به مرزهای غربی و جنوبی خود را تهدیدی علیه حاکمیتشان قلمداد میکنند در حالی که اروپاییان با علم به این موضوع با فشار بر حساسیتهای روسیه فضای ناآرام در روابط دوجانبه را بیش از پیش دستخوش بحران میکنند. هیات اروپایی را در اجلاس خاباروفسک، حوزه مانوئل باروسو، کمیسر عالی اتحادیه اروپا، خاویر سولانا، کمیسر سیاست خارجی اروپا و اسلاو کلاوس، رئیسجمهور جمهوری چک تشکیل میدادند که هر کدام از این سیاستمداران بعد از اتمام جلساتشان با دیمیتری مدودف رئیسجمهور روسیه در جمع خبرنگاران اعلام کردند روابط میان دو طرف در حال پیشرفت است.
والسلاو کلاوس، رئیس دورهای اتحادیه اروپا بعد از پایان جلسه در مقابل خبرنگاران اظهار داشت این جلسات باعث شده تا ما درک بهتری نسبت به یکدیگر پیدا کنیم و به نظر من این مجموعه نشستهای ما با رهبران روسیه بسیار مفید بود. اجلاس خاباروفسک اختلافنظرها میان روسیه و اتحادیه اروپا را بیش از پیش نمایان کرد. روسها در این مجموعه جلسات از طرف های اروپایی خواستهاند به جای آنکه روسیه را با قطع دو هفتهای گاز در زمستان گذشته متهم کنند، اوکراین را در راستای پرداخت بدهیهای سنگینش به روسیه یاری بخشند.
این خواسته روسها را میتوان از این منظر مورد بررسی قرار داد که 27 عضو اتحادیه اروپا در حالی خود را پایبند به منشور انرژی اروپا که در سال 1991 به تایید مسکو و بروکسل رسید، میدانند که حاضر نیستند طرحهای جدیدی که از سوی روسیه پیشنهاد شده است را بررسی کنند. خوزه مانوئل با روسو در این رابطه اعلام کرده است اعضای اتحادیه، طرح روسیه را میپذیرند، اما این پذیرش به معنی اجرایی شدن آن نیست.
رئیسجمهور جمهوری چک در ارزیابی خود از اجلاس روسیه و اتحادیه اروپا در جمع خبرنگاران به یک جمله بسنده کرد: زمانی که ما از خاباروفسک بدون هیچ بحران جدیدی خارج شدیم من اجلاس را موفقیتآمیز میدانم. با اینکه اجلاس نتوانست نتیجهای در بر داشته باشد مشکلات ما را نیز افزایش نداد. اعضای اتحادیه قبل از سفر به مسکو آمادگی خود را برای امضای قرارداد جدید انرژی اعلام کرده بودند اما دو طرف به هیچ نتیجه عملی در مقابل خواستههای یکدیگر دست نیافتند. به نظر نمیرسد این اختلافات بیش از این ادامه داشته باشد زیرا همانطور که اروپا منبع دیگری برای تامین انرژی خود ندارد، روسها نیز خریدار دیگری ندارند.
این در حالی است که با توجه به تحولات اخیر در سطح اروپا به نظر میرسد اعضای غربی اتحادیه تمایل بیشتری به همکاری بیشتر با روسیه داشته باشند این در حالی است که اغلب دولتهای مخالف روسیه در اروپای شرقی در حال تغییر مواضع خود، نسبت به مسکو هستند اما اختلافات عمیق میان تامین امنیت، انرژی و همچنین بحرانهایی از قبیل تعاملات با کشورهایی مانند کره شمالی میتواند بر این اختلافات دامن بزند. اکنون همکاریهای محدود برای جنگ افغانستان و مبارزه با افراطیگری تنها مدلهای کم اهمیتی هستند که مسائلی مانند بحران کوزوو و مساله دو جمهوری اوستیای جنوبی و آبخازیار و همکاریهای اقتصادی و تجاری اتحادیه اروپا با کشورهای پسا شوروی در اروپا را نمیتوان با توجه به این سطح اندک همکاریهای دوجانبه فراموش کرد.