تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۱۰۱۱۲۹
تأملی پیرامون نقش رسانه‌ها دردنیای کنونی

سیدابوالفضل جعفری‌نژاد
از مباحث نوینی که در طول دهه اخیر در سطح کشورهای صنعتی مطرح گردیده ، مفهوم «مهندسی فرهنگی» (cultural engineering) است که عبارت از علم و فن توانایی ارائه پاسخ های مناسب از نظر کیفیت، هزینه و مدت به درخواست هایی است که از سوی کارشناسان امور فرهنگی در جهت تحقق اهداف فرهنگی ، اجرای برنامه ها ، تأمین سرمایه برای برنامه ها و تحقق فنی برنامه ها صورت می گیرد . ابزار اصلی مهندسی فرهنگی برای دستیابی به هدف خود استفاده از مطالعه و به کار گیری روش‌های ویژه تجزیه و تحلیل و عملکرد برای اجرای طرح های فرهنگی است تا بتوان ضوابط عقل گرایانه مدیریت را با مفهوم خلاقیت فرهنگی آشتی داد . این نگرش از فرهنگ با مفهوم عام فرهنگ تفاوت دارد .
از مهمترین استراتژی هایی که مهندسین فرهنگی در طول دهه اخیر برای این رشته ذکر کرده اند ازمیان بردن تساوی های فرهنگی از جنبه: بخش‌های مختلف ، فعالیت های فرهنگی از نظر موضوعی و نیز منطقه ای و جغرافیایی (شهر، روستا، مرکز شهر، حومه شهرهای اقماری) است تا بتوان خدمات در سطح متناسب برای نیازهای فرهنگی در سطوح مختلف عرضه کرد.
در سال‌های اخیر ، فرهنگ بیش از پیش در کانون توجه قرار گرفته است . بسیاری از مباحث جاری در کشور ، چه در حوزه اقتصاد باشد یا سیاست، رنگی فرهنگی دارد. «غالباً از صفت فرهنگ برای توضیح مجموعه عوامل ناشناخته استفاده می شود و این کاربرد اصطلاح فرهنگ ، بر ابهام معنایی این اصطلاح بیش از پیش می افزاید.»
گذار شتابان و «فشرده» کشور از مرحله سنتی به صنعتی و پیشرفت سریع تکنولوژی ساخت اجتماعی و فرهنگی کشور ما را برق آسا دچار دگرگونی و بحران ساخت و در نتیجه عوارض بی شماری را هم به بار آورد. در چنین شرایطی مسئله فرهنگ و توسعه فرهنگی امری نیست که بتوان آن را به حال خود رها کرد و از آن غفلت نمود . در این راه، سیاست سالم و اندیشه ای مورد نیاز است که مسیر تداوم فرهنگی را هموار ساخته و باروری آن را تضمین نماید، به ویژه وقتی که جامعه با شتاب فراوان در جهت توسعه گام برمی دارد و توسعه فرهنگی همگام با دیگر ابعاد توسعه ملی مطرح می گردد ضرورت آن نیاز بیش از پیش آشکار می شود.
در عین حال، این مسئله از واقعیت دیگری نیز خبر می دهد .بخش فرهنگ از یکسو تحت تأثیر تحولات بیرونی (مثل رشد اقتصادی یا توسعه اجتماعی) و از سوی دیگر به دلیل دگرگونی های دورنی آن (مانند افزایش تعداد تولید کنندگان و مصرف کنندگان و یا تفکیک اجتماعی درون فرهنگ و...) وضعیت متفاوتی پیدا کرده است . بر این مجموعه باید گسترش ارتباطات را نیز افزود که مفهوم مرزهای فرهنگی را دگرگون می کند. چنین تحولاتی ، فرهنگ را به صورتی روز افزون بسط می دهد و از درون همین گسترش است که مسائل تازه ای پیش روی جامعه و دست اندرکاران فرهنگی قرار می گیرد.
از دویست سال پیش تاکنون، هنر ارتباط جمعی به صورت یک واقعیت غالب جامعه کنونی درآمده و دو مسئله رشد عظیم ارتباطات را به جلو انداخته است:
«الف- توانایی بشر در خلاقیت که منتهی به پیشرفت‌هایی در چاپ، ارتباطات راه دور، عکاسی، رادیو و تلویزیون و کامپیوتر شده است . ب- سرعت فعالیت ها که باعث تحول و انتشار و دریافت اطلاعات شده است .»
آنچه که فرهنگ نو را از گذشته متمایز می کند ، حضور و نقش رسانه هاست. «نقش و اهمیت رسانه ها به حدی است که به گفته تامپسون امروزه نمی توان امور را بی حضور کتاب، روزنامه، رادیو و تلویزیون و سایر رسانه ها قابل تصور دانست.» افق تازه ای که در عرصه فرهنگ، رسانه ها موجب آن هستند ، صورتها و اشکال و مفاهیم نمادین در عصر جدید است . رسانه ها با تولید و توزیع مستمر، دنیایی به کلی متمایز از گذشته ایجاد کرده اند . «انسانها در معرض این نمادهای رسانه ای متولد می شوند، می اندیشند و رفتارهای خود را سامان می دهند.»
این نمادها که فرهنگ جدید را شکل می دهند، این امکان را پدید آورده است که فرد در دنیای تصنعی قابل پیش بینی و قابل مهارتر باشد، بی آنکه مجالی برای رهایی از آن باقی بماند. فرهنگ امروزه از طریق رسانه ها، تولید و منتشر می شود . نماد یا الگوی لباس، آرایش، سخن گفتن، رفتار و سلوک فردی از طریق رسانه های ارتباطی، تبلیغ می شوند . از سوی دیگر با تولید و عرضه محصولات ، زمینه برای کالاهایی فراهم می شود که الگوهای تبلیغ شده را گسترش می دهند. فرهنگ و جامعه در گذشته ، خالی از نمادها نیست ، اما نمادهای پیشین یا غیر رسانه ای، دارای دو ویژگی مهم هستند: «اول، میراث گذشتگانند، عمق و ژرفایی دیرپادارند و معنای زندگی و جهان را از نسلی به نسل دیگر انتقال می دهند، دوم، نمادهای پیشین، در روابط چهره به چهره فردی، خلق و باربر می شوند و از تجربیات معمول زندگی، رنگ می پذیرند .»
به عبارت دیگر «فرهنگ ، پدیده ای است مرتبط با فرآیند های تاریخی و تحولات اجتماعی که پدیده «ارتباطات » ، آن را از یک امر صرفاً تاریخی به مقوله ای نو ، معاصر و متحول تبدیل می کند.»
فرهنگ، هرچند امر معنوی است که ریشه در اعماق تاریخ هر قوم و ملتی دارد و بررسی و شناخت آن ، نیازمند مطالعه تاریخی عناصر و ترکیب های فرهنگ است، اما امروزه بر اثر پدیده ارتباطات، نه تنها وضعیت های جدید فرهنگی شکل می گیرد بلکه حوزه و گستره فرهنگ نیز گسترش می یابد. به همین دلیل می توان گفت که نقش رسانه ها و ارتباطات امروزه درعمومیت یافتن فرهنگ ها، نقش اساسی و قطعی است.
رسانه ها، خرده فرهنگ ها و فرهنگ های خاص را عام و عام تر می کنند و به آن عمومیت می بخشند. دریافت ساختاری فرهنگ، با بررسی صورتهای نمادین مرتبط با بافت های اجتماعی ساخته اند، که صورتهای مزبور در محدوده آنها تولید و دریافت می شوند، پایه ای می سازد که با آن می توانیم به این موضوع بیندیشیم که چه چیزهایی در پیدایی و بالندگی ارتباط جمعی دخالت دارند، چه ارتباطی جمعی، به روش های ویژه و با ابزاری خاص، با تولید وانتقال صورت های نمادین، وابسته است. ارتباط جمعی، یقیناً موضوع تکنولوژی و سازوکارهای قدرتمند تولید و انتقال است. البته ارتباط جمعی، موضوع صورت‌های نمادین و انواع گوناگون بیانات معنی دار که به وسیله تکنولوژی های آماده صنایع جمعی، تولید و منتقل و دریافت می شوند نیز می باشد. از این رو ، پیدایی و شکوفایی ارتباط جمعی را می توان دگردیسی بنیادی و مداوم روش‌هایی تلقی کرد که صورت‌های نمادین در آن تولید می شوند و در جوامع نوین، جریان می یابند.