تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۱۰۱۱۴۶

مهندس حیدر جم
شهید مطهری می‌فرماید: "این اسرائیلی که من می‌شناسم، فردا ادعای شیراز را هم می‌کند، می‌گوید شاعرهای خود شما همیشه در اشعارشان اسم شیراز را گذاشته‌اند ملک سلیمان! هر چه بگویی آقا آن تشبیه است، می‌گوید "سند از این بهتر هم می‌خواهید؟" مگر ادعای خیبر را که نزدیک مدینه است ندارند؟!!" (1)
تهاجم فرهنگی و سیاسی و شائبه القای تغییر نام خلیج فارس در اذهان و سندسازی در کتاب‌ها و مدارک از طریق استکبار جهانی،‌ نوکران خودفروخته، بعضی از سران عرب و نویسندگان مزدور در گوشه و کنار و رسانه‌ها به چشم می‌خورد. باعث کمال تأسف و تأثر است اگر این تلاش‌ها مذبوحانه و خیانت‌بار، در مراکز علمی و دانشگاهی داخلی صورت بگیرد.
از یک طرف به بیش از540 سند معتبر که در آن‌ها نام مقدس "خلیج فارس" آورده شده است اشاره می‌شود و یا از کشف کتیبه دوران هخامنشی در جزیره خارک به عنوان سند محکمی مبتنی بر نامگذاری خلیج فارس، سخن به میان می‌آید: "کشف این کتیبه سنگی در جزیره خارک آن هم زمانی که بر سر نام خلیج فارس بحث‌های متعددی در دنیا راه افتاده است را می‌توان به شکل یک "معجزه" دید، این کشف بی‌شک یکی از مهم‌ترین یافته‌های باستان‌شناسی برای اثبات نام خلیج فارس خواهد بود.(2)
و در برخورد با سخنان سخیف یکی از سران وابسته و خودفروخته عرب در طرح خلیج عربی پیشنهاد و تغییر نام خیابان سفارت مستقر به خلیج فارس ارائه می‌گردد.
از طرف دیگر؛ چاپ و نشر برخی کتاب‌ها آن هم در دانشگاه معتبر و چاپ نقشه‌ای با عبارت خلیج عربی و کار بردن " خلیج عربی" در متن کتاب‌ها انسان را دچار شگفتی می‌نماید که مسؤولان فرهنگی و سیاسی کجای کارند؟! آیا این موارد تعمدی نمی‌باشد؟! همان‌گونه که استاد فرزانه شهید مطهری اشاره کرده‌اند، روزی نخواهد آمد که استکبار و تفرقه‌افکنان بگویند "سند از این بهتر می‌خواهید؟!" کتاب‌های چاپ شده در دانشگاه مشهد؟!
چند نمونه
1. سند تحریف نام خلیج‌فارس
کتاب "نبی رحمت(ص)"، مؤلف: آقای ابوالحسن ندوی (هندی‌الاصل وهابی مسلک) مترجم: محمدقاسم قاسمی، ناشر: انتشارات شیخ احمد جامی، تربت جام، که در مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به چاپ رسیده و دارای شماره 8286 ـ 79 م کتابخانه ملی ایران می‌باشد.(3) چاپ اول 1379 و چاپ دوم 1384 (دوران آفت‌زدگی فرهنگی بعد از انقلاب).
در صفحه 19 نقشه‌ای با عنوان "امپراطوری‌های بیزانس و فارس (در قرن ششم میلادی) دیده می‌شود که در آن خلیج فارس، "الخلیج العربی" به کار گرفته شده است. این نقشه جعلی بدون مأخذ که آن را منتسب به قرن ششم میلادی دانسته است، و نقشه‌های دیگر که در صفحات 51 و 184 کتاب نبی رحمت آمده است، نام خلیج فارس می‌باشد. با متفاوت بودن نقشه‌ها ابتدا چنین به نظر می‌رسد که این دوگانگی در نقشه‌ها، خلیج فارس و خلیج عربی در اثر اشتباه پیش آمده است؛ ولی بادقت در متن کتاب "نبی رحمت" در صفحه 57 درباره مرزهای جزیرةالعرب چنین آمده است "در شرق آن خلیج "عربی" ایرانیان آن را خلیج فارس می‌نامند" و در دو جای دیگر خلیج عربی به کار گرفته شده است.
در صفحه 13 آمده است: "این کار باید بدون این که سیره نبوی پیرو هواها و اغراض و نظریه‌های علمی که صبح و شام در حال تغییرند واقع شود و از هرگونه شبهات و ایرادهای ناشی از تعصب مذهبی یا ناآگاهی و اغراض سیاسی پاک باشد." آیا واقعاً مؤلف این کتاب را بدون هر گونه غرض‌ورزی، تعصب مذهبی و اغراض سیاسی نوشته است؟! و اگر چنین است چرا در بحث "حجة‌الوداع" از آوردن آیه شریفه "یَا أیُهَاالرّسُولُ بَلَغِْ مَا اُنزِلَ الَیْکَ مِنْ رَبِّکَ..." و یا حدیث "انی تارک فیکَم الثَقلین، کتابَ الله و عترتی" خودداری کرده است؟!
در کتاب، موارد زیادی وجود دارد که می‌توان روی آن انگشت گذاشت، ولی از آن‌جایی که این وجیزه فقط به مسأله خلیج فارس پرداخته است، دقت‌نظر به مطالب کتاب و جواب آن را به عهده محققان می‌گذارد.
2. سند تحریف نام خلیجفارس
نام کتاب: آرماگدون (جنگ جهانی دوم، مؤلف امین‌محمد جماالدین (مصری‌الاصل، اگر یهودی صهیون نباشد!) مدعی، استاد دعوت و فرهنگ دانشگاه الازهر مصر، مترجم احمد محمدی، چاپ و صحافی التوحید، تاریخ چاپ 1385.
این کتاب نیز که در سر صفحه آن "عمر امت اسلامی" به کار گرفته شده و در دیباچه آن ظاهراً امت اسلامی را به وحدت دعوت کرده، پر از تحریف مسائل جهان اسلام بوده و بیش‌تر به خالی کردن دل مسلمین پرداخته است تا تقویت روحی.
با تأکید بر این که این نوشتار فقط به تحریف نام خلیج فارس توجه دارد مانند "در آب‌های دریای عمان، اقیانوس هند و "خلیج عربی" (صفحه 19)، تحقیق را به عهده دانشمندان و محققان اسلامی وامی‌گذارد تا به گونه‌ای شایسته به آن پاسخ دهند.
مسؤولان محترم وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی توجه داشته باشند که این‌ها بخشی از مسائل فرهنگی جامعه است و اگر بدان توجه نگردد همان خواهد شد که حضرت امام(ره) می‌فرماید: "اگر فرهنگ جامعه‌ای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می‌کند... بی‌جهت و من‌باب اتفاق نیست که هدف اصلی استعمارگران که در رأس تمام اهداف آنان است، هجوم به فرهنگ جوامع زیر سلطه است".(3)
و آیا نباید نگران شد که روزی دشمن بگوید "سند از این بهتر؟!" آیا این‌ها بعدی از ابعاد ناتوی فرهنگی نیست؟!