احمد نظری
برگزاری مانورهای نظامی متعدد با توجه به وجود رویکردهای میلیتاریستی در متن جامعه صهیونیست، همواره از اهمیت ویژهای نزد سران اسرائیل برخوردار بوده است و مقامات وزارت جنگ این رژیم به تناسب شرایط و موقعیتهای مختلف اقدام به برگزاری این دست رزمایشها با اهدافی متفاوت میکنند. البته همه این مانورها صرفاً جنبه نظامی ندارند و برخی از آنها جنبه دفاعی داشته و به منظور آموزش به شهرکنشینان صهیونیست در زمان حملات احتمالی دشمنان انجام میشوند. با این حال اغلب این مانورها از ابعاد نظامی برخوردار بوده و به منظور بالا بردن سطح توان نظامی ارتش عبری به انجام میرسند. مدتی پیش اسرائیل یکی دیگر از مانورهای خود را برگزار کرد که واجد مختصاتی خاص نظیر استفاده از هواپیماهای میگ 29 بود که تاکنون این موضوع سابقه نداشته است. اما جدا از این مانور تاریخ این رژیم محسوب میشود. این مانور قرار است اواخر مه (احتمالا 30 مه یعنی 9 خرداد) آغاز شود و تا 4 ژوئن (14 خرداد) ادامه داشته باشد. در حال حاضر و با توجه به آرایش سیاسی موجود در منطقه حرف و حدیثهای بسیاری در رابطه با این مانور مطرح شده است. در شرایطی که دولت افراطی نتانیاهو در رژیم صهیونیستی کابینه را در دست گرفته و از همان روز اول نیز شمشیر را برای کشورهای منطقه از رو بسته است، برگزاری این مانور که نوعی خط و نشان کشیدن برای دشمنان رژیم صهیونیستی محسوب میشود، چندان عجیب به نظر نمیرسد.
طرح 57 کشوری
در حال حاضر و در شرایطی که اوباما با مجریگری ملکعبدالله دوم، پادشاه اردن درصدد به اجرا گذاشتن طرح موسوم به طرح 57 کشوری است، برگزاری این مانور را باید اهرم فشاری بر کشورهای منطقه به منظور پذیرش این طرح دانست.
مطابق طرح 57 کشوری که ملکعبدالله رایزنیهای گستردهای را برای عملیاتی شدن به جریان انداخته است، 57 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی باید رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسند و روابط خود را در حوزههایی با تلآویو برقرار کنند، در مقابل نیز اسرائیل مسأله تشکیل دولت مستقل فلسطینی را بپذیرد. این طرح را میتوان خطرناکترین طرح ارائه شده از زمان حیات نامشروع رژیم صهیونیستی دانست؛ چرا که به رسمیت شناخته شدن این رژیم توسط 57 کشور اسلامی عملا مقاومت علیه اسرائیل را حذف خواهد کرد که به موجودیت نامشروع اسرائیل، مشروعیت خواهد بخشید. از این رو هر چند که سیاستمداران صهیونیستها ادعا میکنند راضی به این طرح نیستند و با اجرایی شدن آن مخالفند اما در باطن به خوبی میدانند که این طرح میتواند تمام آمال آنها را برآورده کند. بیشک در جریان این طرح موافقت با تشکل دولت مستقل فلسطینی نیز به صورتی خاص انجام میپذیرد که نه اراضی چندانی به این دولت تعلق بگیرد و نه اینکه از قدرت کافی برخوردار باشد که بتواند تمام امور خود را اداره کند.
با این رویکرد به فرض تشکیل دولت فلسطینی این دولت به هیچ وجه استقلال نخواهد داشت و در بهترین حالت به عنوان یک کلونی برای رژیم صهیونیستی شناخته میشود. از اینرو رژیم صهیونیستی با علم به اینکه این طرح با مخالفتهای بسیاری مواجه میشود، این مانور نظامی گسترده را برنامهریزی کرده است. مقامات تلآویو پس از آنکه با اعتراض کشورهای مختلف درباره برگزاری این رزمایش مواجه شدند، ادعا کردند این مانور از قبل برنامهریزی شده و ارتباطی با شرایط کنونی منطقه ندارد. این در حالی است که نتانیاهو نیز سفری نسبتا طولانی مدت به واشنگتن داشت تا با مقامات ایالاتمتحده به رایزنی بپردازد و از تمام ابزارهای دیپلماسی برای کسب موفقیت استفاده کند. به واقع رژیم صهیونیستی در حال حاضر میکوشد از طرفی با چانهزنی برای گرفتن امتیازات بیشتر تلاش کند و از طرف نظامیان این رژیم نیز در حال خط و نشان کشیدن برای کشورهای منطقه هستند تا به نوعی به آنها اینگونه القا کنند که طرح مذکور آخرین فرصت کشورهای عربی و اسلامی محسوب میشود و در صورت عدم پذیرش این طرح جنگ بزرگی در راه است. این دقیقا همان ادعای ملکعبدالله دوم، پادشاه اردن است. وی چندی پیش برای ترغیب کشورهای منطقه به منظور پذیرش این طرح تأکید کرده بود که در صورت به سرانجام نرسیدن مذاکرات، جنگ بزرگی ظرف 12 تا 18 ماه آینده منطقه را فرا خواهد گرفت. به واقع به نظر میرسد سران اردن و رژیم صهیونیستی با هدایت ایالاتمتحده تلاش دارند این مسأله را به اذهان مقامات منطقه متبادر کنند که طرح 57 کشوری آخرین فرصت منطقه محسوب میشود و در صورت عدم تحقق این طرح جنگی بزرگ و خانمانبراندازی انتظار خاورمیانه را میکشد. با این رویکرد اسرائیل با برگزاری مانور تلاش دارد کشورهای منطقه را برای پذیرش این طرح تحت فشار قرار دهد. با این وجود به نظر میرسد پیام این رزمایش برای کشورهایی نظیر سوریه، ایران و همینطور حزبالله و حماس با بقیه کشورها متفاوت باشد.
رژیم صهیونیستی در جریان رزمایش قبلی خود از هواپیماهای F15 و F16 استفاده کرده است که این جنگندههای سازمانی این رژیم محسوب میشوند. نکته اینکه، گفته میشود رژیم صهیونیستی تعدادی هواپیمای «میگ 29» نیز از یکی از کشورهای منطقه به منظور انجام تمرینات نظامی قرض گرفته است. با توجه به اینکه اغلب جنگندههای سوریه را میگهای 29 تولید روسیه تشکیل میدهند، میتوان این اقدام رژیم صهیونیستی را تلاش برای مقابله احتمالی با جنگندههای سوری دانست. به واقع سران رژیم صهیونیستی از آنجا که میدانند سوریه در صورت بازگردانده نشدن منطقه جولان و دریاچه طبریا حاضر به مذاکره با رژیم صهیونیستی نیست و مقامات اسرائیل نیز تصمیمی برای بازگرداندن این مناطق ندارند، تلاش میکنند با استفاده از این حربه فشار بیشتری بر دمشق وارد سازند.
حماس
بیشک تحت فشار قرار دادن حماس نیز یکی دیگر از اهداف مهم رژیم صهیونیستی در جریان این رزمایش بوده است. حماس در جریان جنگ غزه نشان داد که به هیچ قیمتی حاضر نیست رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسد و از طرف دیگر از قدرت موشکی قابل ملاحظهای برخوردار است. حتی در اثنای جنگ، برد موشکهای حماس هر روز افزایش مییافت و عمق بیشتری از شهرکهای صهیونیستنشین را هدف قرار میداد تا مقاومت نشان دهد که دشمن دست و پا بستهای برای رژیم صهیونیستی محسوب نمیشود. با روی کار آمدن نتانیاهو سیاست تشدید فشارها بر حماس کماکان ادامه یافت. از سوی دیگر مصر نیز تلاش میکرد رضایت حماس را برای برقراری آتشبسی درازمدت با رژیم صهیونیستی جلب کند اما مقاومت به هیچوجه این مسأله را نپذیرفت و اعلام کرد که تن به آتشبس درازمدت با رژیم صهیونیستی نخواهد داد. با این حال اسرائیل که هنوز ناامید نشده است، میکوشد با اجرای این مانور به حماس بقبولاند که عدم امضای قرارداد آتشبس درازمدت ممکن است تبعات سختی برای مقاومت درپی داشته باشد. افزون بر این سران رژیم صهیونیستی تلاش دارند تا با برگزاری این رزمایش مقاومت را در دیگر مسائل نیز تحت فشار قرار دهند. با توجه به نزدیک بودن انتخابات پارلمانی فلسطین و احتمال پیروزی قاطعانه حماس، سران تلآویو درصددند بستری را فراهم سازند تا حماس نتواند در انتخابات حضور یابد و عرصه برای تاخت و تاز تشکیلات خودگردان و دولت انتصابی سلام فیاض باز شود.
ایران
از سوی دیگر و در شرایطی که دولت افراطی نتانیاهو از بدو به دست گرفتن حکومت در اراضی اشغالی بر برنامه هستهای جمهوری اسلامی تمرکز کرده و به رغم تأکید مکرر جمهوری اسلامی بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای و همینطور تأیید آژانس بینالمللی انرژی اتمی، تلاش میکند برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران را زیر سوال ببرد، این مانور تهدیدی نیز برای تهرانی تلقی میشود. کابینه جدید رژیم صهیونیستی که درپی به قدرت رسیدن باراک اوباما و تأکید وی بر مذاکره با ایران، برخورد نظامی ایالات متحده با تهران را متحمل نمیبیند، در تلاش است تا خود به هر نحو ممکن بر جمهوری اسلامی فشار آورد تا برنامه صلحآمیز هستهای خود را کنار بگذارد. افزون بر این مقامات صهیونیست بر این باورند که از طریق فشار بر تهران میتوان جمهوری اسلامی را از ادامه حمایت از گروههای مقاومت ضد صهیونیستی در منطقه منصرف کرد؛ هر چند که به نظر میرسد ایران نیز شیوه بازی سران اسرائیل را به خوبی میداند و توان این را دارد که به زبان سران تلآویو به آنها جواب دهد. از اینرو بسیاری از کارشناسان آزمایش موشک بالستیک سجیل 2 را پاسخ صریح ایران به مانور نظامی رژیم صهیونیستی ارزیابی میکنند که واهمه و واکنش شدید سران این رژیم را نیز به دنبال داشت.
حزبالله
دیگر هدف رژیم صهیونیستی از برگزاری رزمایش در چنین شرایطی فشار بر حزبالله لبنان بوده است. رژیم صهیونیستی، حزبالله را به عنوان یکی از اصلیترین دشمنان خود در سطح منطقه قلمداد میکند که بارها قدرت نظامی اسرائیل و افسانه شکستناپذیری ارتش این رژیم را به چالش کشیده است. اکنون سران تلآویو بیم آن دارند که حزبالله و متحدانش در لبنان با پیروزی در انتخابات مسؤول تشکیل کابینه شوند. در صورت تحقق این سناریو وضعیت رژیم صهیونیستی بسیار وخیم خواهد شد، چرا که در برهه کنونی دولتی در لبنان بر سر کار است که گرایشهای محسوسی به رژیم صهیونیستی دارد. در صورت پیروزی گروه 8 مارس (حزبالله و متحدانش) وضعیت رژیم صهیونیستی در لبنان با تغییری 180 درجهای مواجه خواهد شد. در این مدت سران تلآویو برای ممانعت از پیروزی حزبالله و گروه 8 مارس در انتخابات پارلمانی که قرار است 7 ژوئن برگزار شود از ترفندهای بسیاری استفاده کردهاند. چندی پیش رژیم صهیونیستی مسأله عقبنشینی از روستای غجر را مطرح کرده بود. در آن برهه تحلیلگران بر این باور بودند که اسرائیل تصمیم دارد با عقبنشینی از این روستا توازن موجود در لبنان را به نفع دولت کنونی این کشور و فؤاد سنیوره تغییر دهد و ورق را به نفع ائتلاف 14 مارس برگرداند، اما مدتی بعد رژیم صهیونیستی سیاست دیگری را اتخاذ کرد و اعلام کرد که در صورت پیروزی حزبالله و متحدانش در انتخابات پارلمانی به هیچوجه از روستای غجر عقبنشینی نخواهد کرد.
در حال حاضر نیز اسرائیل از طریق برگزاری رزمایش نظامی تلاش دارد افکار عمومی داخلی لبنان را تحت تأثیر قرار دهد و تلویحا به آنها بفهماند که در صورت پیروزی حزبالله در انتخابات آتی، امکان حمله رژیم صهیونیستی بسیار افزایش خواهد یافت. در این میان گروه 14 مارس و حامیان غرب در لبنان با به راه انداختن جنگ روانی شدید علیه مقاومت مدعی شدهاند که در صورت پیروزی گروه 8 مارس احتمال حمله رژیم صهیونیستی به لبنان بسیار افزایش خواهد یافت. این گروه به بیانیه اخیر وزارت خارجه ایالات متحده استناد میکند. مطابق این بیانیه آمریکا احتمال داده که ممکن است اوضاع داخلی لبنان بزودی به خشونت کشیده شود. این گروه این بیانیه را نشانهای میداند که حاکی از قریبالوقوع بودن حملات رژیم صهیونیستی به لبنان است. در آن سوی ماجرا گروه 8 مارس این ادعا را رد میکند و بر این باور است که هشدار مذکور تنها به خاطر در پیش بودن رقابتهای انتخاباتی مطرح شده و ربطی به جنگ ندارد. این در حالی است که غرب و کشورهای عربی موسوم به میانهرو (مرتجع) نیز هزینههای کلانی را برای پیروزی متحدان خود در انتخابات آتی لبنان متقبل شدهاند.
هر چند گروه 14 مارس با داشتن خاندان حریری که یکی از متمولترین خانوادههای دنیا محسوب میشوند، مشکل مالی ندارند اما با این حال غرب و کشورهای عربی نظیر عربستان، اردن و مصر هزینه و سرمایهگذاری کلانی براتی پیروزی نزدیکان خود و در اختیار گرفتن پارلمان لبنان کردهاند تا بتوانند برای 4 سال بعد زمام امور را در این کشور در دستان خود داشته باشند. این کشورها به خوبی اهمیت لبنان را درک کرده و بر این موضوع کاملا واقفند که به رغم مساحت اندک این کشور، تحولات سیاسی داخلی آن تأثیری مستقیم و غیرقابل انکار بر منطقه دارد و تسلط بر لبنان میتواند هر کشوری را در موضع قوت قرار دهد. از اینرو انتخابات 7 ژوئن از حساسیت ویژهای برخوردار است و کشورهایی نظیر ایالاتمتحده در کنار مصر، عربستان و همچنین رژیم صهیونیستی این انتخابات را به دقت نظاره خواهند کرد. افزون بر این، سوریه و ایران نیز که متحدانشان در لبنان از اقبال بیشتری در نظرسنجیها برخوردار بودهاند با کنجکاوی انتظار نتیجه انتخابات پارلمانی را میکشند، چرا که این دو کشور حامی همیشگی حزبالله لبنان بودهاند و بر تحولات این کشور نقش تأثیرگذاری را ایفا کردهاند. در کل شرایط داخلی لبنان به نحوی است که به نظر نمیرسد برگزاری مانورهای مکرر رژیم صهیونیستی و دلارهای نفتی سعودی بتوانند توازن موجود را بر هم بزند. هر چند اختلاف گروه 8 مارس و 14 مارس چندان زیاد نیست اما این اختلاف به قدری هست که پیروزی متحدان حزبالله را تضمین کند. شاید در حال حاضر تنها رخدادهای عجیب و غریب و تراژدیکی نظیر ترور رفیق حریری که در سال 2005 و در آستانه انتخابات پارلمانی گذشته رخ داد، بتواند توازن موجود در لبنان را به هم زده و ورق را به نفع 14 مارس برگرداند.
شرایط موجود لبنان نوید آن را میدهد که مقاومت بعد از پیروزی جنگ 33 روزه که در عرصه نظامی رخ داد و پوزه رژیم صهیونیستی را به خاک مالید، این بار نیز در عرصه سیاسی شکست سنگینی را به دشمن تحمیل خواهد کرد. هر چند در جنگ تموز 2006 حداقل در ظاهر، تنها طرف حزبالله، رژیم صهیونیستی بود اما در مقطع کنونی کشورهایی نظیر ایالات متحده، عربستان، مصر، اردن و رژیم صهیونیستی نیز رسما وارد بازی شدهاند و بیشک پیروزی بر این کشورها میتواند بسیار شیرین باشد و حلاوت آن تا مدتها از خاطر حامیان مقاومت نخواهد رفت.