قاسم روانبخش
امروزه در رقابتهای انتخاباتی، جنگ روانی به عنوان یکی از مهمترین شیوهها برای از هم پاشیدن اردوگاه حریف به کار گرفته میشود. و حتی جنگهای نظامی نیز کاربرد تعیینکنندهای دارد. فراموش نمیکنیم که آمریکا برای تسخیر عراق بیش از چهل میلیون اطلاعیه بر فراز این کشور پخش کرد و با استقرار هواپیمای حامل ایستگاه رادیویی و تلویزیونی به پخش برنامههای جهتدار برای مردم عراق پرداخت. در مبارزات سیاسی و انتخاباتی نیز نامزدها به طور معمول سعی میکنند با جنگ روانی از قبیل دروغ و تهمت و شایعهپراکنی بر حریف خود پیروز شوند.
امروزه جنگ روانی چنان اهمیت دارد که در دانشگاههای معتبر دنیا رشتهای دانشگاهی به آن اختصاص یافته است و در داخل کشور ما نیز برخی از چهرههای سیاسی مدعی اصلاحطلبی، تخصص جنگ روانی را از چنین دانشگاههایی فرا گرفتهاند. این متخصصان در انتخابات سال 76 با تمسک به روشهای جنگ روانی، ازجمله این که نظام میخواهد به هر شکل ممکن، آقای ناطق نوری را از صندوق بیرون آورد، به تولید و پخش شایعه «مینویسیم خاتمی، میخوانند ناطق» پرداختند و با انتشار کاریکاتوری از یک صندوق رأی که از بالای آن رای خاتمی وارد و از زیر آن «ناطق» خارج میشد، کوشیدند تا احساسات مردم را تحریک کنند. سخنان خطیب جمعه تهران (آقای هاشمیرفسنجانی) مبنی بر این که نگران سلامت انتخابات هستیم... به مسؤولان توصیه میکنم مراقب سلامت انتخابات باشند....» آن جنگ روانی را به اوج رساند و در نتیجه... .
و اما امروز اغلب صاحبنظران سیاسی از پیروزی دکتر احمدینژاد در انتخابات پیش رو اطمینان دارند. زیرا اولا وی در چهار سال گذشته، تواناییهای خود را ثابت کرده ثانیا رقبای ایشان متاع چندانی برای عرصه ندارند؛ نه برنامهای ملموس و راهگشا دارند و نه جاذبهای مؤثر.
از نظر سنی هم از دکتر احمدینژاد مسنترند و بعضا یا 70 سالهاند یا در آستانه 70 سالگی؛ در نتیجه همه امید اصلاحطلبان به شگردهای جنگ روانی است. از این رو نیروهای انقلاب باید با انواع شگردهای آنها در این دوره از انتخابات آشنا شوند و درصدد خنثیسازی آنها برآیند:
1. مانور جمعیت
به منظور بیاهمیت نشان دادن استقبالهای گسترده مردمی از دکتر احمدینژاد در مواردی مانند استقبال مردم یزد ـ زادگاه آقای خاتمی ـ موجب شگفتی و اضطراب رقبا شده، آنها نیز میکوشند در سفرهای خود مانور جمعیت برگزار کنند. در این راستا هنگام سفر تبلیغاتی به مرکز یک استان هواداران را از شهرستانها و بخشهای اطراف با اتوبوس برای مثال در سفر به اصفهان، به هر بخش و شهرستان سهمیه اختصاص داده بودند و به عنوان نمونه، سهمیه خمینیشهر 18 اتوبوس بود که میبایست برای استقبال از کاندیدای موردنظر به مرکز استان بیاورند؛ اما استقبال هواداران به اندازهای کمرنگ بود که نتوانستند بیش از 3 اتوبوس جمعیت منتقل کنند. شاهدان عینی میگویند با اتوبوسهای مختلف را به مسجد میآوردند تا بتوانند تداعیکننده جمعیت سال84 هنگام حضور دکتر احمدینژاد باشند. این روش در دیگر استانها و شهرستانها نیز اعمال میشود برای افزایش تعداد شرکتکنندگان در همایش دوم خرداد از استادیوم 12 هزار نفری آزادی هم با همین روش از سراسر تهران و حتی استانهای مجاور نیرو جمعآوری شده بود. از دانشگاههای شهرهای اطراف نیز دهها اتوبوس به تهران برده شد! البته در این میان پشتوانه مالی حزب کارگزاران را نمیتوان نادیده گرفت.
2. تخریب گسترده
یکی دیگر از شگردهای جنگ روانی، تخریب گسترده نامزد رقیب است. معالاسف هر سه نامزد رقیب دکتر احمدینژاد به جای تبیین برنامههای خود، به تخریب سنگین دکتر احمدینژاد پرداختهاند و به رغم هشدارهای مقام معظم رهبری مبنی بر این که اینگونه انتقادها از سر صدق و صفا نیست، نه تنها از حجم تخریبها کاسته نشده که بر شدت آن افزودهاند! اولین نطقهای تلویزیونی نامزدهای سهگانه به خوبی این ادعا را ثابت میکند. به نظر میرسد هدف آنها از تخریب، شکستن روحیه نامزد رقیب (دکتر محمود احمدینژاد)، ستادهای مردمی حامی وی و توده ملت است.
3. زیادهروی در تبلیغات
با توجه به پشتوانه عظیم مالی نامزدهای وابسته به جناح اصلاحطلب، آنها تبلیغات را به صورت گسترده آغاز کردهاند و با الصاق عکسهای رنگی پررنگ، بنرهای خیابانی بر سر چهارراهها، کرایه کردن شیشه برخی مغازهها و... درصددند تا هم فضای انتخابات را در دست بگیرند و هم ستادهای مردمی احمدینژاد را به تبلیغات مشابه وادار کنند. در این صورت آنها میتوانند گام بعدی در جنگ روانی را محکمتر بردارند و در واقع روش دکتر احمدینژاد مبنی بر تبلیغات ساده و بیآلایش را از دست حامیان وی بگیرند.
4. اعلام مناظره بدون هماهنگی
یکی دیگر از شگردهای جنگ روانی، اعلام برنامه مناظره، بدون هماهنگی با حامیان دکتر احمدینژاد است. اینگونه اقدامات، از یک سو موجب پرشور برگزار شدن مراسم سخنرانی رقبا میشود و از سوی دیگر با اعلام این که طرف مقابل (حامی احمدینژاد) از شرکت در مناظره سر باز زد. خود را پیروز میدان معرفی میکنند. مدعیان اصلاحطلبی این روش را تاکنون دو بار برای این جانب به کار بردهاند: در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، تبلیغات گستردهای مبنی بر مناظره روانبخش با آرمین صورت گرفت و سپس هنگام حضور آرمین اعلام شده که روانبخش نیامد! در هفته جاری دانشگاه آزاد خوراسگان اصفهان نیز شاهد این ماجرا بود که انجمن اسلامی دانشگاه (الغدیر) بدون هماهنگی با این جانب، تبلیغات گستردهای مبنی بر «مناظره بزرگ روانبخش و تاجزاده سهشنبه 5/3/88) راه انداخت؛ در حالی که هیچگونه هماهنگی با اینجانب صورت نداده بودند.
5. یکطرفه بودن صدا و سیما به نفع خود و شعار دادن علیه صدا و سیما
از یک سو میکوشند برنامههای صدا و سیما را یکجانبه طراحی کنند ـ به عنوان مثال برنامه سعید ابوطالب، همواره بدون حضور فرد طرفدار دولت انجام میگیرد. تربیون آزاد هم اغلب در دانشگاهی برگزار میشود که در آن یکجانبهگرایی بیشتر است ـ و از سوی دیگر در اجتماع دوم خردادیها در حضور آقای خاتمی، شعار «مرگ بر 20:30» سر میدهند! تا نشان دهند که ما از صدا و سیما راضی نیستیم و این سامان به نفع احمدینژاد عمل میکند!
6. زیر سؤال بردن سلامت انتخابات با تشکیل کمیته صیانت از آرا
تشکیل کمیته صیانت از آرا که سران جبهه دوم خرداد پیگیر آن بودهاند. در راستای دو هدف انجام گرفته است؛ اول این که به مردم چنین القا کنند که دولت میخواهد آرای شما را جابهجا کند تا از این طریق احساسات ملت را برای رأی دادن به نامزد آنها تحریک کنند. این طرح در دوم خرداد 76 برایشان نتیجهبخش بود. شعار «مینویسیم خاتمی، میخوانند ناطق» همراه با کاریکاتور مربوطه و سخنان آقای هاشمیرفسنجانی در خطبههای نماز جمعه تهران مبنی بر احتمال تقلب در انتخابات، نقش مهمی در تغییر نگاه مردم به نامزدها ایفا کرد. اکنون نیز میخواهند همان ماجرا تکرار شود. دوم این که برای فردای انتخابات، یعنی روز شکست، هم فکری کرده باشند. کمیته صیانت با صدور بیانیه مشترکی از سوی شکستخوردگان، سلامت انتخابات را زیر سؤال ببرد و خواسته یا ناخواسته خوراکی برای بیگانگان در جهت زیر سؤال بردن مشروعیت و جایگاه نظام اسلامی فراهم آورد!
7.جنجال و هیاهو گرفتن قدرت تصمیمگیری از مردم
یکی دیگر از اهداف جنگ روانی، ایجاد هیاهو جنجال در جامعه برای جلوگیری از تصمیم درست مردم است. جنجال و هیاهو، هم موجب میشود که خدمات دولت نهم تحتالشعاع قرار گیرد و هم در چنین شرایطی، قدرت انتخاب درست را از مردم میگیرد. در این راستا، تلاش میکنند جلسات سخنرانی و همایشها را با تنش و درگیری خاتمه دهند با انعکاس خبر آن در سایتها و روزنامهها، فضای تشنج را به جامعه بکشاند.
8. سوءاستفاده از خون شهدا
از یک سو در مراسم سالگرد دوم خرداد، صحنههایی را به نمایش میگذارند که دل هر بیننده غیرتمندی را به درد میآورد و از سوی دیگر به جای توصیه به ادامه راه شهیدان، پیمودن راه برخی همسران شهدا را به مردم توصیه میکنند!
9. کماهمیت جلوه دادن حامیان احمدینژاد
درحالی که همه گروهها و جمعیتهای اصولگرا در رأس آنها اکثریت جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم از نامزدی دکتر احمدینژاد حمایت کردهاند، جناح رقیب میکوشد تا با جنگ روانی، تبلیغات را روی سکوت جامعه روحانیت مبارز متمرکز کند! این در حالی است که آیتالله مهدویکنی ـ دبیر کل جامعه روحانیت مبارز ـ و جمع کثیری از اعضای این جامعه اعلام کردهاند به دکتر احمدینژاد رأی میدهند.
10. آشفتگی در بازار و ایجاد گرانی کاذب
در شرایط کنونی ممکن است مافیای ثروت و قدرت، با ورود به بازار و دامن زدن به برخی تحریکات کالاهای اساسی و مورد احتیاج مردم را کمیاب یا گران کنند و آن را به گردن دولت بیندازند.
راهکار: دولت باید با دقت بیشتر در این شرایط حساس مراقب اوضاع باشد.
11. فضاسازی برای فرار از مناظره
مناظره نامزدها بهترین راه برای نشان دادن توان، حوصله و برنامه آنهاست. بیتردید، باز شدن فضای مناظره به نفع کسانی نیست که در ماههای اخیر با آمار و ارقام غلط، دولت را تخریب کردهاند؛ از این رو عدهای درصددند با توسل به جنگ روانی، از مناظره با دکتر احمدینژاد سر باز زنند.