به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پایگاه اینترنتی روزنامهی لوموند در تحلیلی با اشاره به پاکستان و دشمن اصلی این کشور یعنی افراطیون داخلی آورده است: ماه گذشته ارتش پاکستان نهایتا به مواضع طالبان در شمال غرب این کشور حمله کرد و با کمک نیروها و تجهیزات جنگی مواضع آنها را هدف قرار داد؛ به گونهای که ارتش تا شش ژوئن از کشته شدن 1200 نیروی طالبان خبر داد. در پی این حملات حدود دو میلیون تن از مناطق جنگی فرار کردند؛ به گونهای که این خیل عظیم از آوارگان بزرگترین فرار غیرنظامیان از زمان جنگ جهانی دوم است.
در این تحلیل آمده است: ارتش پاکستان ادعا میکند که مناطق تحت تصرف طالبان را به اشغال خود در آورده است. پیش از این نیز ژنرال اشفق کیانی فرمانده کل ارتش از پایان عملیات نظامی ارتش طی یک یا دو ماه خبر داده بود. طبق اظهارات وی بعد از این حمله اکنون نوبت ساماندهی وضعیت آوارگان و بازسازی این کشور است.
لوموند با اشاره به عملیات ارتش علیه طالبان مینویسد: به عقیده برخی تحلیلگران آغاز حملات نظامی ارتش پاکستان بعد از دیدار آصف علی زرداری رییس جمهور این کشور و بعد از آنکه وی از حمایتهای مالی آمریکا اطمینان کسب کرد، میسر شد. به عبارتی، تغییر استراتژی در این کشور در پی فشارهای دولت باراک اوباما رییس جمهور آمریکا و بر آمده از تغییر استراتژی آمریکا در مورد لزوم حمله به طالبان میباشد.
ابن روزنامه در ادامه آورده است: در سفر آصف علی زرداری و حامد کرزای روسای جمهور پاکستان و افغانستان به آمریکا، بسیار تلاش شد که دو طرف به لزوم داشتن روابط دو جانبهی معتبر و بر اساس حفظ حقوق دو طرفه واقف گردند. به عبارت دیگر، هر گونه رابطه و حمایت اقتصادی و سیاسی به پیشرفت جنگ علیه القاعده و طالبان در افغانستان و پاکستان کمک موثری خواهد کرد. علاوه بر این، در این دیدار که ماه گذشته صورت گرفت، بسیار تلاش شد که برای دو رییس جمهور ارتشاءگر و سوء استفاده کننده از ریاست و اقتصاد پاکستان و افغانستان، این حقیقت روشن شود که باید نهایتا به تعهدات سیاسی داخلی خودشان عمل کرده و پیش از هر چیز برای آنکه بتوانند به ائتلافی اصولی با دوستان بینالمللی و همسایگان خود برای مبارزه با دشمن واحدشان برآیند، باید با کنارگذاشتن اختلافات داخلی با حزب مخالف در داخل کشورشان آشتی و صلح ایجاد کنند؛ چرا که این مساله قبل از هر چیز در خدمت جلوگیری از آنارشی و جنگهای داخلی خواهد بود.
لوموند میافزاید: از زمان حملات 11 سپتامبر 2001، جنگ متقابل آمریکا با طالبان و القاعده به جنگی داخلی برای پاکستان و افغانستان تبدیل شد. برای درک این واقعیت، رسانههای پاکستانی مسوولیت بالایی را بر عهده دارند چرا که تا حدی میتوان مسوولیت انحراف اذهان عمومی پاکستان را از واقعیات تلخ طالبان بر عهده آنها گذاشت. گرایشهای مذهبی-ملی در رسانههای پاکستان که خواست حزب مخالف نیز میباشد، باعث شده است که اقدامات ارتش علیه افراطیون، اقداماتی از پایه و بن اشتباه و گمراه کننده معرفی شود.
طبق این تحلیل، رسانههای پاکستان بنا به خواست حزب مخالف هر چیزی را که می خواهند انتشار میدهند. تبلیغ به جنگ برای آزاد کردن کشمیر و تبلیغهای ضد آمریکایی از برنامههای همیشگی و قدیمی رسانهها در پاکستان بوده است.
لوموند در ادامه آورده است: پاکستان و افغانستان باید با تجدیدنظر در مواضع داخلی و خارجی خود، گامهای تعیین کنندهای را بر حفظ ثبات در دو کشور بردارند؛ اول آنکه، حزب مخالف، دولت، ارتش و رسانههای پاکستان باید در جنگ علیه طالبان متحد عمل کنند؛ چرا که حزب مخالف در پاکستان که رهبری آن بر عهده نواز شریف است، اخیرا از اقدامات نظامی ارتش اعلام حمایت کرده است. دوم انکه با اعمال فشارهای خارجی، حامد کرزای باید دخالت پشتوهای پاکستانی در سیستم سیاسی افغانستان را که سیاستی برنامهریزی شده علیه پاکستان است، متوقف کند. به جای این کار، کرزای میتواند با ارتباط با افرادی هم چون گلبدین حکمتیار که مورد حمایت پاکستان نیز است و از رهبران سابق مجاهدین به شمار میرود، اقدام به افزایش امنیت در مرزهای غربی خود نماید. سوم آنکه هند نیز باید برای دست یافتن به راهحلی پایدار برای حل بحران با پاکستان دست یابد تا از این طریق بیم و احساس عدم اعتماد پاکستان نسبت به همسایه خود از بین رفته و بتواند قوای خود را بیشتر بر روی دشمن داخلی متمرکز کند. البته به نظر میرسد با توجه به روابط اخیر دو کشور این امر در حال میسر شدن باشد.
در بخش دیگری از این تحلیل میخوانیم: باید گفت هند به عنوان پیش شرط رابطه با پاکستان،عدم صدور تروریسم را از پاکستان به هندو مطرح میکند، غافل از اینکه پاکستان خود قربانی اصلی تروریسم است. چهارمین مساله مهم، مشکل آوارگان پاکستان است. به گونهای که میتوان گفت حتی در صورت پیروزی کامل پاکستان بر طالبان، مشکل بزرگ پاکستان فائق شدن بر مشکلات آوارگان است. طبق بر آوردهای سازمان ملل، تاکنون این جنگها حدود دو میلیون آواره درپی داشته است. سازمان ملل تاکنون 250 میلیون دلار و آمریکا 300 میلیون دلار برای کمک به آوارگان در اختیار پاکستان قرار دادهاند. این در حالی است که اتحادیه اروپا هیچ کمکی در این زمینه نکرده است. با وجود این کمکها، پاکستان میلیاردها دلار دیگر نیاز دارد تا بتواند به بحران انسانی این کشور غلبه کند. امری که فقدان آن بیش از پیش آزار دهنده است، نبود سازماندهی عاقلانه برای کنترل اوضاع است.
در بخش پایانی تحلیل لوموند آمده است: ارتش پاکستان که اکنون مشغول مبارزه با طالبان در استانهای شمال غربی و مناطق قبیلهیی این کشور است، توانسته است مردم این کشور و حتی برخی نظامیان پاکستانی را درمورد لزوم حمله به مواضع طالبان و ایجاد امینت در این مناطق مجاب کند. البته با این وجود بازهم دولت پاکستان، ارتش این کشور و مجامع بین المللی دارای وظایف و مشکلات عمدهای برای نابودی کامل طالبان و ایجاد ثبات بلندمدت در این مناطق هستند. امنیت افغانستان نیز در شرایط فعلی به این بستگی دارد که پاکستان تا چه حد بتواند از عهدهی وظایف خود برآید. تنها دراین صورت است که مشکل طالبان یک بار و برای همیشه برطرف خواهد شد و القاعده نیز از مناطق کوهستانی و قبیلهیی که به آن جا عقب نشینی و پناه برده، بیرون رانده خواهد شد.