حسن مرادی
الف) ویژگیهای انتخابات دهم ؛
1- حضور جریانات سیاسی
در این انتخابات تمامی سلایق سیاسی حضور داشته و با تلاش و تکاپوی پیدا و پنهان نقشآفرینی مینمودند. و فرصت پیش آمده را مغتنم شمرده و تمامی ظرفیت خود را بکار گرفتند.
2- مشارکت گسترده
طی 30 سال گذشته پس از انقلاب به جز زمان برگزاری رفراندوم برای جمهوری اسلامی چنین حضوری را شاهد نبودیم. این حضور 85 درصدی تمامی مشارکتهای گذشته به جز یک مورد را پشت سر گذاشت. علاوه بر اینکه چنین حضوری در دموکراسیهای غربی سابقه ندارد.
3- سرمایهگذاری ویژه
جریانات مسئلهدار و نیز دولتهای خارجی سرمایهگذاری بسیار فراوانی در انتخابات دهم ریاست جمهوری نمودند تا بلکه در سرنوشت آن دخالت نموده و به اهداف حداکثری (ایجاد انقلاب رنگین) یا لااقل حداقلی آن انتخاب فردی خاص دست یابند که با دیواره محکم آراء مردم و هوشیاری نیروهای انقلاب این توطئه به ثمر ننشست. در این خصوص نقش امریکا و انگلیس در تشویش اذهان و زمینهسازی و تقویت التهاب اجتماعی بسیار برجسته است به گونهای که استانداردهای حرفهای رسانهای و نیز دیپلماسی را کنار نهاده و به صورت عریان وارد صحنه شدند تا شاید به اهداف خود برسند.
4- ایجاد ابهام در فضای سیاسی و مرزبندیها
از جمله ویژگیهای این انتخابات تلاش برنامهریزی شده جریانی به منظور در هم ریختن صفبندیها و ایجاد فضای ابهام و غبار آلود در جامعه جهت پنهانسازی ماهیتها و هویتها و همگراییها و واگراییهای اشخاص بود تا جامعه در فضای بدلی دست به انتخاب بزند. و بدون اینکه در بین مردم یک شفافیت مناسب و منطقی مبتنی بر آرمانهای خودش شکل گرفته باشد، محقق شود زیرا این جریان دل در جایی دیگر دارد و از هویت تاریخی جامعه ایران گسسته است و تنها زمانی از پشتوانه اجتماعی میتواند بهرهمند شود که در فضای غبارآلود وارد عرصه شود.
5- تفاوتها در روش تبلیغ
در این انتخابات از منظر روش نیز شاهد تفاوت بودیم بهگونهای که مقوله مناظره نامزدها در جهت شفافیت سازی وارد عرصه رقابت شد. و این مقوله از صدا و سیما به خیابانها نیز کشیده شد. این روش علاوه بر تقویت شفافیت صحنه و کاندیداها بر انگیزه مشارکت مردم نیز تاثیر زیادی گذاشت. والبته اشکالاتی نیز در عدم رعایت اخلاق انتخاباتی را شاهد بودیم. و از تمامی شیوههای و ابزارهای ممکن شفاهی و کتبی و الکترونیکی کمال بهرهبرداری شد.
6- بداخلاقیها
انتخابات دهم از منظر اخلاق انتخاباتی قابل نقد است و کاندیداها و حامیان آنها در پایبندی به ملاکهای دینی حساسیت لازم را از خود نشان ندادند و با رویکرد سیاهنمایی کامل گذشته و دروغگو نمایاندن رقیب سعی در پیشبرد اهداف انتخاباتی خود نمودند و بر سلامت ذهنی جامعه آسیب زیادی وارد نمودند.
7- همگرایی بیسابقه
در چند هفته گذشته یک همگرایی در ادبیات انتخاباتی و نیز جهت گیری در عملیات روانی بر علیه ارکان نظام و تاکید بر اقدامات خاص خارج از چارچوبهای قانونی در بین برخی جریانات داخلی و اپوزیسیون خارجی و دولتهای مخالف جمهوری اسلامی به وقوع پیوست که این نشان از توافقات پشت صحنه و آمادگیهای لازم در این خصوص دارد.
ب) دستاوردهای انتخابات دهم
1- تاکید بر گفتمان انقلاب اسلامی و امام (ره) و رهبری
در این انتخابات ، جامعه تاکیدی مجدد بر گفتمان انقلاب اسلامی و اصولگرایی و پیشبرد عدالت و مبارزه با مفاسد و سادهزیستی مسئولین و استکبار ستیزی نظام داشت. علی رغم سرمایهگذاری فوقالعاده برای عبور از گفتمان امام با ایجاد جریان بدلی در خصوص گفتمان امام (ره) و عدالت، با ایجاد شفافیت در جامعه و هوشیاری مردم این تلاش نافرجام ماند.
2- ابطال یک معادله
بیش از دو دهه جریانات گوناگون در تحلیلهای اجتماعی خود معادلهای را بنیان نهاده بودند که هر چقدر مشارکت سیاسی در جامعه افزون باشد شانس جریان اصلاح طلب و غربگرا بیشتر میشود و در صورتی که مشارکت سیاسی جامعه در انتخابات به بیش از 70درصد برسد امکان رایآوری آن جریان قطعی خواهد بود. این تحلیل سالها ذهن تحلیلگران را به خود مشغول نموده بود. در این انتخابات با حضور 85 درصد مردم که بالاترین سطح مشارکت را رقم زد اثبات آن نظریه را باطل نمود و تمامی اصلاح طلبان را یک حیرت فوقالعاده و خلاء و بحران تحلیل از جامعه قرار دارد به گونهای که چارهای جز توسل به روشهای غیرمنطقی در تحلیل مسائل را فرا روی خود نداشتند.
3- ایجاد چالش در دموکراسی غربی
با مشارکت 85 درصد مردم در انتخابات و تاکید مجدد بر گفتمان انقلاب اسلامی ، دموکراسی غربی که در کشورهای غربی با مشارکت بسیار اندک ظاهر میشود و در عین حال حکومتهای آنها تبلیغات وسیع در غیردموکراتیک بودن جمهوری اسلامی را پی میگیرند به چالش اساسی کشیده شد. این چالش هم در بین مردم خود آنها و هم در بین حکومتها و جوامع دیگر به وقوع پیوست و آنها را از منظر دموکراسی در بنبست تبلیغاتی و تحلیلی قرار داد.
4- تقویت سرمایه اجتماعی
بسیاری از تحلیلگران خارجی و برخی از جریانات مسئلهدار داخلی بر روی گسستهای اجتماعی از قبیل اقوام، مذاهب، طبقات اجتماعی و اقشار جامعه و نسلهای انسانی توجه ویژه نموده و بر اساس آنها تبلیغات انتخاباتی را مورد توجه قرار داده بودند. در این خصوص جریانات مسئلهدار تلاش نمودند و با فعال سازی این گسستهای بالقوه و نیمه بالفعل به مقاصد خود دست یابند. ولیکن با حضور 40 میلیونی و رای 24 میلیونی کاندیدای پیروزی از فراز گسستها عبور نموده و تاکید فوقالعادهای بر وحدت و همبستگی ملی و تقویت سرمایه اجتماعی نظام نمودند و این دستاورد از جمله منابع اقتدار ملی است که دشمنان دانا و دوستان نادان و جریانات مسئلهدار در صدد آسیبرسانی به آن برآمدند.
5- قدرت مدیریت بحرانسازیها
همگرایی وسیع جریانات مسئلهدار داخلی با دشمنان و اپوزیسیون خارجی در ایجاد بحران و اعتبارزدایی از ارگان نظام و به بنبست کشیدن مراجع رسمی قانونی بااستفاده از تمامی ظرفیتهای داخلی و خارجی از یک سوی و نقش آفرینی مردمی که تعلق خاصی به انقلاب و نظام اسلامی دارند از سوی دیگر و مدیریت بحرانهای ایجاد شده توسط منحرفین و قدرتطلبان از سوی ارکان نظام بخصوص رکن رکین ولایت فقیه، بار دیگر ظرفیت نظام جمهوری اسلامی در توان مدیریت بحرانها را به نمایش گذاشت.
6- آشکار شدن هویت واقعی برخی از جریانات
از جمله دستاوردهای این انتخابات را میتوان بر ملا شدن چهره کسانی که سالهای طولانی به نام حضرت امام (ره) در عرصه سیاسی فعال بودند ولیکن در میدان عمل همگرایی با دشمنان اندیشه و عمل او را به نمایش گذاشتند، مشاهده کرد.
چقدر باید تلاش می شد تا این همگرایی و همنوایی جریانات داخلی و خارجی و بخصوص طیفی از روحانیون معرفی شوند و هویت حقیقی خود را نشان دهند و لذا یکی از دستاوردهای این انتخابات رونمایی واقعی از این جریان بود.