تحلیل
مناسبات ایران و مصر درطی چند دهه گذشته متاثر از عوامل متعدد داخلی منطقه ای و بین المللی دچار افت و خیزهای عمده ای شده است این عوامل در برخی ادوار تاریخی در جهت تقویت و گرمی روابط عمل کرده و در دورههایی به عنوان تضعیف کننده در جهت انقطاع و یا سردی روابط بوده است دهه 1980 بحرانیضترین دوران روابط دو کشور بوده است مهمترین مانع برسر راه نزدیکی روابط دو کشور امضای قرارداد کمپ دیوید و دراین میاننقش مخرب اسرائیل در ایجاد بحران و تنش حائز اهمیت بوده است در اواخر دهه 80 تحولات بین المللی پدید امده در عرصه بین المللی و منطقه ای از جمله پایان جنگ ایران و عراق در 1988 حمله عراق به کویت که نشانگر و موید روحیه تجاوزطلبانه صدام نسبت به کشورهای عربی بود فروپاشی شوروی و اثار حاصله از ان بر عرصه بین المللیو منطقهضای از جمله پایان جنگ سرد و ایجاد کشورهای اسیای مرکزی در قالب کشورهای منطقه برای نفوذ دراین کشورها و اتحاد استراتژیک توام با همکاریضهای گسترده نظامی ترکیه و اسرائیل و همسویی و نگرانی ایران و اعراب از جمله عوامل تاثیرگذار در تغییر نگاه طرفین به یکدیگر بود.
تحت تاثیر این شرایط در اواخر دهه 80 دو کشور ایران و مصر طی تماسضها و گفتگوهای دوجانبه درصدد بهبود مناسبات برامده و تلاش کردند تا سطح ان را ارتقا دهند به تعبیر دیگر ضرورتضهای اجتناب ناپذیری که در زمینه روابط دوجانبه و همچنین ایندهضنگریضهای دو کشور به وجود امد طرفین را بران میضدارد تا نوعی همکاری منطقهضای را معمول دارند که براساس ان بتوانند برنامهضهای خود را در زمینهضهای توسعه همکاریضهای اقتصادی همسونگریضهای سیاسی و امنیتی پیضریزی کنند در این میان در دوره ریاستضجمهوری اقای خاتمی با توجه به پیگیری سیاست تنشضزدایی و اعتمادسازی در سیاست خارجی تلاشضهای گستردهضتری برای عادیسازی روابط با مصر انجام شد در این راستا نام خیابان خالد اسلامبولی به انتفاضه تغییر کرد و حتی مبارک رئیس جمهور مصر برای نخستین بار توسط وزیر خارجه ایران برای شرکت در اجلاس کشورهای عضو گروه 6 8 به تهران دعوت شد اقای مبارک با دلایلی که ان زمان روشن نشد این دعوت را بیضپاسخ گذاشت و به تهران سفر نکرد و به این ترتیب پیشضبینیضها درباره اغاز مجدد روابط سیاسی ایران و مصر به وقوع نپیوست اما حضور وزیر خارجه وقت مصر در تهران و مذاکره وی با همتای ایرانی خود و همچنین خاتمی امیدها را برای حل مسئله زنده نگاه داشت و دو کشور توافق کردند که وزرای خارجه دو کشور مامور حل مسائل دوجانبه شوند دیدار محمد خاتمی و حسنی مبارک در حاشیه اجلاس فنضاوری اطلاعات در ژنو سوییس مهمترین اتفاق سیاسی بود که میان تهران و قاهره روی داد و در همین مرحله متوقف شد.
اینک در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران خود را برای مذاکره مستقیم با امریکا برسر عراق اماده میضکند اقای احمدی نژاد از تمایل ایران برای برقراری سریع روابط سیاسی با مصر سخن میضگوید بدین ترتیب تحولات اخیر دیپلماسی ایران را در استانه تحولی بزرگ قرارداده است به نظر میضرسد هرگونه پیگیری و بهبود روابط دو کشور بدون درنظرگرفتن عوامل واگرا و محدودکننده روابط فیمابین ایران و مصر میضتواند در اینده روابط دو کشور مشکلضساز باشد یکی از این عوامل درک این مسئله است که ایران و اعراب دو واقعیت مستقل هستند که نباید اختلافات و تفاوتضهای این دو واقعیت را نادیده گرفت مصر به عنوان قلب جهان عرب خواه ناخواه ناگزیر است که همبستگی عربی را به عنوان یکی از مولفهضهای تعیینضکننده و تاثیرگذار در روابط و سیاست خارجی خود درقبال کشورهای دیگر مدنظر قرار دهد به عبارت دیگر گره خوردن سیاست خارجی مصر به برخی مسائل منطقه عربی که در صورت عدم موضعضگیری در قبال ان قلب جهان عرب بودن مصر را متاثر میضسازد از جمله موانع ازسرگیری روابط سیاسی دو کشور محسوب میضشود این در حالی است که ایران هم به عنوان کشوری انقلابی ناگزیر بوده بین منافع ملی و مصالح ایدئولوژیک خود نوعی همگونی و هم سنخی ایجاد کند تا ضمن تامین منافع ملی خود از شعار و مصالح ایدئولوژیک خود نیز عدول نکند دولتمردان ایران و مصر در ایجاد نوعی هماهنگی و همگونی میان انتظارات منطقهضای و خواست ملی دو کشور است به گونهضای که بتوانند هر دو را تامین کنند علاوه بر این در ایران و مصر مخالفتضهایی نسبت به فرایند عادی سازی روابط دو کشور وجود دارد.
هرچند جریان اکثریتی در هر دو کشور وجود دارد که همواره دنبال تقارب و تعمیق روابط فیمابین بوده است اینکه نگرشضهای مختلفی نسبت به سیاستضهای خارجی یک کشور وجود دارد امری طبیعی است و نمیضتواند یک نکته منفی تلقی شود علاوه براین در بعد خارجی فرایند عادیضسازی و توسعه روابط ایران و مصر خوشایند برخی کشورها نظیر اسرائیل وامریکا نبوده است درعین حال در سطه سطح داخلی منطقهضای و بینضالمللی زمینهضهایی برای تسهیل و تقویت روابط دو کشور وجود دارد در سطح داخلی میضتوان گفت شان و منزلت ایران و مصر در بنیانگذاری و توسعه فرهنگ و تمدن بشری و اسلامی همراه با مشترکات دینی و گرایشضها و باورهای مشابه امکانی برای همگرایی و تقویت روابط فرهنگی دو کشور است همچنین زمینهضهای مناسبی در زمینه همکاری اقتصادی میان دو کشورفراهم است و این دو قطب توانایی تامین خودکفایی نه تنها برای خود بلکه برای همه کشورهای منطقه را دارند.
در سطح منطقهضضاضی موقعیت و جایگاه منطقهضای دو کشور از جمله عوامل تاثیرگذار در روابط انان میضباشد درحالی که نقش ایران در منطقه خلیج فارس و اسیای مرکزی و قفقاز نقش بیضبدیل بوده نقش مصر در جهان عرب و شمال افریقا نقش مرکزی و اساسی بوده است مصر به عنوان دریچه ورود به افریقا و اروپا و ایران به عنوان دریچه ورود به اسیا همچنین تسلط دو کشور بر دو ابراه مهم حیاتی جهانی جایگاهی استراتژیک برای دو کشور رقم زده است به همین دلیل همکاری و روابط سازنده ایران و مصر به عنوان دو کشور بزرگ منطقه نقش تعیین کننده در تحولات سیاسی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی منطقه دارد این روابط هم میضتواند در جهت تامین امنیت عمومی منطقه باشد هم میضتواند زمینه ساز برگزاری بازار مشترک اسلامی باشد و هم میضتواند قطب قدرتمندی جهت فعالیتضهای فرهنگی باشد در بعد بینضالمللی نیز دیدگاههای مشترک دو کشور در سازمانضها و مجامع بینضالمللی پیرامون خلعضسلاح سلاحضهای کشتارجمعی تحولات نظام بینضالمللی بسترهای لازم را برای توسعه روابط دو کشور درسطح بینضالمللی میضتواند فراهم نماید.
به هرحال اظهارات ریاست جمهوری ایران در کنفرانس خبری امارات عربی متحده گویای یک تحول مثبت و نوین در روابط سیاسی ایران و مصر ارزیابی میضشود این اعلام امادگی گشایش روابط سیاسی ایران و مصر در حالی مطرح میضشودکه تحولات مثبتی را در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی شاهد هستیم در این راستا میضتوان شرکت ایران در اجلاس شرم الشیخ سفر احمدی نژاد به امارات متحده اعلام امادگی اغاز گفت و گوهای ایران و امریکا در عراق و امادگی ایران برای بازگشایی سفارت خود در مصر به موازات هم ارزیابی نمود در این میان اگرچه نمیضتوان ابتکار سیاست خارجی دولت نهم را نادیده گرفت اما باید پذیرفت که این تحول مهم ناشی از اراده و حاکمیت و نظام جمهوری اسلامی است به نظر میضرسد در صورت برقراری روابط سیاسی با مصر سیاست خارجی ایران وارد فضایی به کلی متفاوت شود ممکن است در نتیجه این تحولات عربستان سعودی و دیگر دولتضهای قدرتمند عرب نزدیک به امریکا که تاکنون به عنوان واسطه میان تهران و واشنگتن عمل کردند جای خود را در میان مدت به مصر دهند که در رقابت با عربستان سعودی در پی رهبری اعراب است مصر به دلیل نزدیکی بسیار زیاد به سیاستضهای امریکا و به خصوص نیازی که واشنگتن در حل مسایل خاورمیانه به قاهره دارد از وزنی کم و بیش بالاتر از عربستان سعودی در سیاست خارجی امریکا برخوردار است.
از همین رو قاهره میضتواند به عنوان وزنهضای در سیاستضهای ایران در قبال جهان عرب تعادلی میان اعراب خلیج فارس و شمال افریقا برقرار کند و از میزان نیاز تهران به همراهی و واسطهگری سعودیها بکاهد و به نزدیکی تهران و واشنگتن کمک کند این موضوع البته چندان برای اعراب خلیج فارس که تاکنون نقش اول را برای ایران در تماس با امریکا بازی میکردند رضایتضبخش نخواهد بود و احتمال میضرود واکنش نیروهای رادیکال درعربستان سیاست خارجی ایران را در این بخش با چالشهایی مواجه کند به نظر میرسد جهت تحقق بازگشایی روابط سیاسی دو کشور به دنبال اظهار تمایل رئیس جمهوری ایران که بیتردید در راستای استراتژی انسجام اسلامی در منطقه و جهان اسلام مطرح شده است مصر هم باید به سهم خود در ترمیم این روابط بکوشد و رسما اعلام امادگی نماید در این برهه اقدامات ترغیبی نظیر پیشنهاد تشکیل گروه دوستی پارلمانی ایران و مصر از سوینمایندگان مجلس شورای اسلامی میتواند تاثیرگذار باشد به هر حال درصورت فراهم شدن زمینه عادی سازی روابط دو کشور مسایل متعددی بایستی میان دو کشور حل و فصل شود نارضایتی ایران از سیاستهای منطقهای مصر و گسترش نفوذ این کشور در مسایل عراق یکی از این موارد است.