تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۱۰۱۵۵۰

نعبدالبارى عطوان
کاملا روشن است که کشور عبرى که طى جنگ با لبنان با شکست نظامى قابل ملاحظه اى مواجه گردیده دشوار است که بتواند شکست در برابر جنبش مقاومت حزب الله را هضم کند، بنابراین دور از انتظار نیست که طى روزها و هفته هاى آینده در دو جهت گام بردارد:
گام اول نظامى است، به عبارت دیگر درصدد کشف نقاط ضعف در نیروهاى مسلح برآید، زیرا این نیروها از نظر اقدام عملى نتایج غیرمنتظره اى به بار آوردند. بنابراین اسراییل تلاش دارد که بار دیگر با راه اندازى تجاوزى جدید با فرماندهى جدید، توپ را به زمین عرب ها بیندازد.
گام دوم سیاسى است، به عبارت دیگر فعال ساختن روند صلحى که وزراى امور خارجه عرب از زبان عمروموسى دبیرکل اتحادیه عرب مرگ آن را در نشست فوق العاده در قاهره اعلام کرد.
تجربه روزهاى گذشته که اجراى قطعنامه 1701 شوراى امنیت را به حالت شتابان درآورد ثابت کرد که رهبرى اسراییل عملیات هلى برن و تجاوز به فضاى لبنان را پى مى گیرد و به محکومیت ها و اتهاماتى که متوجه اش مى شود اصلا اعتنایى نمى کند. اسراییل به شدت خواستار آن است که موارد زیر را محقق سازد: از رسیدن موشک و مهمات جنگى به لبنان جلوگیرى کند، یکى از رهبران حزب الله همانند سید حسن نصرالله و یا شیخ محمد بزبک را ترور کند و یا برباید. عملیات هلى برن شکست خورده در بعلبک و اطراف آن در همین چارچوب مى‌گنجد.
هم پیمانان اسراییل در واشنگتن و لندن تلاش مى کنند در روزهاى آینده از طریق تحرکات قاطعانه با هدف خالى کردن پیروزى حزب الله از محتوا و شکل دادن ائتلاف عربى براى جدا ساختن ایران، از نظر سیاسى به کمک این کشور بیایند.
نکته جالب توجه این است که لردلوى مشاور تونى بلر نخست وزیر انگلستان در حال حاضر براى انجام سفر هفته آینده تونى بلر که قرار است از ریاض و قاهره و امان و فلسطین اشغالى دیدن کند، در حال انجام اقدامات تکمیلى در منطقه به سر مى برد. فعالیت انگلیسى که مورد حمایت امریکاست بر دو مورد اصلى متمرکز است:
1) احیاى مجدد نقشه راه و دادن برخى امتیازها به طرف فلسطینى همانند کم کردن محاصره و راه اندازى مجدد کمکهاى مالى از سوى کشورهاى کمک کننده و گشودن گذرگاه ها. فعالیت اخیر محمود عباس مبنى بر آغاز مشاوره براى تشکیل دولت وحدت ملى براساس منشور اسرا به عنوان واکنش در برابر درخواست انحلال تشکیلات خودگردان پس از موج دستگیرى ها توسط اسراییل که رییس شوراى قانونگذارى و دبیرکل پارلمان و یک سوم اعضاى پارلمان و 9 وزیر را شامل مى شد، در همین رابطه مى‌گنجد.
2) احیاى مجدد مذاکره با سوریه از طریق اشاره به آمادگى اسراییل براى دست کشیدن از بلندى هاى جولان و خصوصا حضور سوریه در کنار دریاچه طریا، درست شبیه به وضعیت پیش از جنگ 1967.
برنامه جدید امریکا که شاید تونى بلر حامل آن به منطقه باشد بر چگونگى دور ساختن سوریه از ایران و مبدل ساختن آن به منطقه جداکننده میان ایران و حزب الله در جنوب لبنان باشد که به قطع کمکهاى نظامى به حزب الله منجر شود و حمایت سیاسى از گروه هاى اسلامى فلسطینى خصوصا دو جنبش حماس و جهاد اسلامى قطع شود.
در مورد چگونگى پاسخگویى و عدم پاسخگویى سوریه به برنامه جدید امریکا و راه اندازى مذاکرات در مورد بلندى هاى جولان دو دیدگاه وجود دارد:
دیدگاه اول مى گوید که نظام سورى از نظر عربى در جهان بین الملل منزوى شده و با محاصره اقتصادى و سیاسى مواجه شده است و تحقیقات در مورد ترور رفیق حریرى ممکن است به تحمیل مجازات ها و حتى برنامه هایى براى تغییر نظام منجر گردد و همین امور ممکن است که سوریه، پاداش هاى امریکا البته تا زمانى که بازپس گیرى کامل زمین هاى اشغالى را در پى داشته باشد پذیرا شود و به معاهده صلح که با کمک هاى مالى و اقتصادى به شیوه معاهده مصرى - اسراییلى، مرتبط باشد، رضایت دهد.
دیدگاه دوم مى گوید، سوریه تحت هیچ شرایطى هر چند که وسوسه انگیز نیز باشند از ائتلاف راهبردى خود با ایران دست نخواهد کشید زیرا سوریه، محاسبه هاى خود در دوره اخیر را براساس ادامه ائتلاف و تعمیق آن و حمایت از حزب الله تا پایان راه تنظیم کرده است. رییس جمهور سوریه تصمیم گرفته گزینه سامسون را مورد توجه قرار دهد به عبارت دیگر او در هیچ حالتى تسلیم فشارهاى امریکا نخواهد شد و در یکى از سخنرانى هایش با صراحت اعلام کرد که درگیر شدن بهایى بسیار کمتر از کوتاه آمدن خواهد داشت.
آنچه که این دیدگاه را مرجح مى کند این است که بشار اسد به طور کلى از مثلث مصرى - سورى - سعودى که مدت سى سال سیاست ساز منطقه بود و در آسان سازى جنگ اول امریکا علیه عراق کمک زیادى کرد و بر گزینه مسالمت آمیز به عنوان تنها راه حل درگیرى عربى، اسراییلى تکیه مى کرد، خارج شده است و حتى فراتر از آن بشار اسد در سخنرانى اخیرش به خندق کینه توزى مثلث جدید که اردن در آن جایى سوریه را اشغال کرده است اشاره کرد. او در این سخنرانى رهبران را نیمه مرد و هم پیمانان آنان را در لبنان به دست نشاندگان اسراییل توصیف کرد.
هرگونه تلاش براى دور ساختن سوریه از ایران، نقش بسیار فعال مصرى - سعودى را براى اغواى رهبران سوریه طلب مى کند و چنین نقشى با وجود جدایى هاى فعلى و حملات متبادل رسانه اى و عدم حضور ولیدالمعلم وزیر امور خارجه سوریه در نشست وزراى خارجه عرب که روز گذشته در قاهره برگزار شد، وجود خارجى ندارد.
شانس انگلیسى ها و امریکایى ها براى راه اندازى گزینه مسالمت آمیز در منطقه که پیروزى آفرین نیز مى باشد واقعا محدود به نظر مى رسد زیرا اهدافى این چنینى به شدت فرصت طلبى رسوایى را آشکار مى‌سازد.
افکار عمومى عربى به دولت رییس جمهور بوش و به تونى بلر هم پیمان او دیگر اعتماد نداشته و وعده هاى آنها را باور نمى کند زیرا به هنگام جنگ آزادى کویت همین مطالب شنیده شد و کنفرانس مادرید فقط یأس و ناامیدى را در پى داشت و در آستانه تجاوز امریکا به عراق، تونى بلر به نیابت از امریکا، نقشه راه را ترویج کرد و رییس جمهور بوش از تشکیل کشور فلسطین پیش از آغاز سال 2005 خبر داد و طولى نکشید پس از موفقیت ماموریت نیروهایش در سرنگون ساختن رژیم بغداد همه وعده ها به فراموشى سپرده شد.
تجاوز جدید اسراییل شاید در بازسازى هیبت از دست رفته ارتش اسراییل نه فقط به موفقیت نرسید بلکه ممکن است به طور کلى نتایج معکوسى در پى داشته باشد که به افزایش نگرانى در محافل یهودى در داخل و خارج کشور عبرى منجر شود. در گذشته فرماندهى اسراییل همه جا را مى کوبید و بمباران مى کرد و عملیات هلى برن را در عمق کشورهاى عربى به انجام مى رساند و کسى جلودارش نبود ولى اکنون وضعیت فرق کرده است و هر گونه عملیات هلى برن اسراییلى ها نه فقط با واکنش روبه رو مى شود و به شکست مى انجامد بلکه تلفات انسانى نیز در پى دارد.
در گذشته، امریکا به جاى اسراییل در عراق و افغانستان و فلسطین مى جنگید ولى اکنون اسراییل به جاى امریکا در لبنان باید بجنگد و انتظار مى رود که اسراییل از زمان پیدایى اش براى اولین بار بهاى سنگینى بپردازد.
رابطه با امریکا جاده یک طرفه نیست به عبارت دیگر اسراییل پول و حمایت نظامى به دست مى آورد و به کشورهاى عربى شکست هاى پى درپى وارد مى آورد. این امر، همان تحول راهبردى است که براساس آن ویژگى هاى چهره خاورمیانه جدید، ساخته و پرداخته مى‌شود.