تاریخ انتشار : ۳۰ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۱۰۱۶۳۵

علی قلیپور: سالن حسینیه ارشاد پر بود. پیش بینی ها درست نبود. در برنامه تغییر کوچکی رخ داد. مجری سمینار عذر خواست. اما نه بابت چیزی که حضار انتظار داشتند. عذر پر تعلیق مجری برای عدم برگزاری مراسم پذیرایی در ساعت از پیش تعیین شده سمینار بود. مجری گفت: «متاسفانه ما برای 300 الی 400 نفر برنامه ریزی کرده بودیم و فکر نمی کردیم که از یک سمینار علمی تا این اندازه استقبال شود.» پیش از مراسم عذرخواهی مجری، اگر بیرون سالن بودید قطعا پیشاپیش خبر لغو سخنرانی عبدالکریم سروش را از زبان کسانی می شنیدید که می گفتند: «ما به خاطر دکتر سروش آمدیم.» اما کسانی که به دنبال خبر آمدن یا نیامدن عبدالکریم سروش بودند از زبان مجری جلسه شنیدند که: «ساعت پذیرایی به دلیل استقبال غیرقابل پیش بینی تغییر کرده است.» ادامه برنامه ها اعلام شد.
حجت الاسلام سیدعلی طالقانی، سعید بینایی مطلق و محمد راسخ سخنرانان بخش دوم بودند. سروش نخستین سخنران بخش دوم سمینار بود. اما نامی از او نیامد. یک همهمه کوتاه و صدای دو یا سه نفر که پرسیدند: «پس دکتر سروش» سکوت سالن کمی مختل شد. مجری با تعلیق دراماتیکی گفت: «در انتظار دکتر سروش هستیم.» مکث کوتاهی کرد و باز گفت: «خبری از آمدن یا نیامدن دکتر سروش نرسیده، اما با صداقت بگویم که ما هم مثل شما در انتظار سروش هستیم.» محمد راسخ رئیس نوبت دوم سمینار بود. حضار را به سکوت دعوت کرد. عده بسیار معدودی سالن را ترک کردند. پس از پایان بخش دوم هم اگر بیرون سالن بودید خبر آمدن عبدالکریم سروش در ساعت30/15 را که دهان به دهان می چرخید می شنیدید.هنگام ورود به سالن یکی از حضار به دیگری می گفت: «به خاطر دکتر سروش آمدم، یادش به خیر سخنرانی های او حالت نوستالژیکی برای من دارد.» مجری با توضیحاتی درباره تلاش هایی که برای حضور فیزیکی سروش در سمینار شد، برنامه های بخش سوم را اعلام می کند که در آن پیام سروش درباره حاضر نشدن در سمینار و متن سخنرانی او توسط فرزندش قرائت می شود.دین در دنیای مدرن به کجا می رودعنوان سخنرانی عبدالکریم سروش بود که پس از قرائت متن پیام او درباره علت نیامدن به سمینار چنین آغاز شد: «سنت و مدرنیته دو مغالطه بزرگ دوران هستند. نه سنت هویتی است واحد و نه مدرنیته.»
سروش قائل شدن ذات و ماهیت برای هر کدام از اینها را « خاک افشاندن در چشم داوری» دانست و آن را بی اثر و بی ثمر تلقی کرد. «مدرنیته با دین چه می کند» پرسشی بود که سروش آن را به ده سئوال در هم ریخته تشبیه کرد که برای آن به دنبال پاسخ واحد می گردیم. پس به جای آن به این نکته اشاره کرد که: «باید بپرسیم علم جدید و فلسفه جدید و سیاست جدید با دین چه می کند» سروش با اشاره به تجربه تاریخی مسیحیت گفت: «علم جدید به بی اعتبار و یا کم اعتباری مسیحیت انجامید و سبب ساز سکولاریزم شد.» او پاسخ به این پرسش را که «علم جدید با اسلام چه خواهد کرد» حدسی و فرضی دانست و گفت: «مسلمانان هنوز این مواجهه را نیازموده اند و از اینکه در معرکه آن نزاع نیفتاده اند نباید ذوق زده باشند.» مجال و رخصت ندادن به رقیبان برای این مواجهه است. از دلایل طرح نشدن این نزاع ها است که سروش در مقاله خود درباره پیامد های آن نوشته بود: «و این باعث توهم استغنایی شد که دامن مسلمانان را هنوز که هنوز است رها نکرده است. هنوز هم پاره ای از ناآزمودگان و سنت گرایان می پندارند فلسفه اسلامی اشرف فلسفه های موجود است و فیلسوفان مدرن مغالطه گرانی بیش نیستند. تجربه اسلام در دوران مدرن چندان متفاوت با تجربه مسیحیت و یهودیت نخواهد بود. بر خلاف پندار و کوشش سنت گرایان که رجعتی خام و ناممکن به گذشته را خواستارند و البته آن را در جامه ای از الفاظ پرطمطراق می پوشانند و سرحلقه آنان که روزگاری از دفتر فرح پهلوی با تلسکوپ اشراق به دنبال امر قدسی در آسمان حکمت خالده می گشت اینک پر مدعاتر از همیشه به مدد مداحان و شاگردان دیرین خود به میدان آوازه جویی پا نهاده است. بر خلاف پندار سنت گرایان و ساکنان حجره های تحجر، اگر اسلام سنتی توازن میان معرفت و هویت را سامانی خرد پسند ندهد گرفتار سنت پرستان و هویت گرایان بی معرفت و بی حقیقتی خواهد شد که با بنیادگرایی کور دمار از روزگار حقیقت بر خواهند آورد.»بخشی از مقاله سروش به چهار مرحله از تجربه تاریخی مسیحیت می پرداخت که در نقل به مضمون آن نخست: دین در مواجهه با علم، فلسفه، هنر، تکنولوژی و سیاست جدید نارسا شد. دوم: تفسیر های تازه از دین و باز تفسیر های دین شکل گرفت و در مرحله سوم سرانجام به رجعت و رسیدن به خلوص پیشین انجامید. بدین ترتیب چهارمین مرحله از مواجهه دین و مدرنیته «ظهور بدعت ها» است.او بازگشت به گذشته را به دو صورت فعال و منفعل تقسیم کرده بود که «سنت گرایی صورت انفعالی و بنیادگرایی صورت فعال و مهاجم آن است.»در آن مقاله فعال کردن سنت فاقد روش روشنی تلقی شده بود.
سروش در بخش پایانی مقاله خود فعال کردن هویت بی معرفت را بنیاد نهادن بنیادگرایی خشن دانست و بحث را چنین پایان داد: «آنها که خواستار بازگشت و احیای تمدن اسلامی اند فراموش نکنند که تمدن جسمی بود در بردارنده روحی و روح دیر خفته اسلام را تنها در آوردگاه های معرفتی می توان بیدار کرد و دل بستن به جسمی فربه و روحی رنجور یادآور حکایت سلیمانی است مرده و تکیه زده بر عصایی موریانه خورده.»
سروش: اهل نزاع نیستم
رضا خجسته رحیمی: عبدالکریم سروش روشنفکر ایرانی که دو هفته از ورود او به ایران می گذرد، روز گذشته برخلاف وعده ها و قرارهای قبلی برای سخنرانی در حسینیه ارشاد، غایب آن مراسم بود. عدم حضور سروش در این مراسم، پیرو تماس هایی بود که برخی مسئولان با محمدعلی ابطحی رئیس موسسه گفت وگوی ادیان برگزارکننده مراسم داشتند و سروش را از حضور در این مراسم برحذر داشتند. سروش در گفت وگویی تفصیلی با شرق ضمن اشاره به این مسئله به بحث درباره اصلاح طلبان، روشنفکری دینی، فروید و هایدگر در ایران و تداوم انتقادها از پوپر پرداخته است. سروش در خصوص لغو سخنرانی پنجشنبه خود در حسینیه ارشاد گفت: «این حادثه، حادثه بدیع و بی سابقه ای نبود و من با این گونه حوادث خو دارم. ظرف 12 سال گذشته از این جنس حوادث بر من بسیار رفته است.» سروش ضمن اشاره به دیگر برخوردها با سخنرانی هایش در سال های گذشته، در خصوص لغو سخنرانی اخیرش گفت: «مشکلی به نظر نمی رسید تا اینکه شب پنجشنبه آقای ابطحی به من تلفن زدند و گفتند که با ایشان تماس گرفته اند و گفته اند که امنیت آن سخنرانی قابل تضمین نیست و ما نیز هیچ تضمینی در این خصوص نمی دهیم. آقای ابطحی این مسائل را به من خبر دادند و تقریبا به طور صریح از من خواستند که در این سمینار شرکت نکنم. من نیز به رغم اشتیاق خود و اشتیاق مشتاقانم در حسینیه ارشاد و به رغم اصرار برخی دوستان ترجیح دادم که در این مجلس حضور پیدا نکنم تا شکوه مجلس نشکند و همچنین علامتی باشد بر اینکه من اهل جدال و نزاع نیستم.» متن کامل گفت وگو با عبدالکریم سروش را فردا در شرق خواهید خواند.