الهام غفارزاده خسروشاهی
یک ضرب المثل قدیمى مىگوید “شترسوارى که دولا دولا نمىشود. این ضرب المثل نقل رفتارى است که عربستان در رابطه با ارتباطات جدید خود با اسرائیل گرفته است.
دیدار مقامات سعودى با نخست وزیر اسرائیل قبل از آنکه به نیاز اسرائیلىها به آنان مرتبط باشد بیانگر مشکلات جدى و عدیدهاى است که کاخ نشینان عربستان با آن مواجهاند. این مشکلات و تبعات آن چیست که اینچنین آنها را برافروخته و نیازمند رژیم صهیونیستى و حاکمان جنایتکار آن کرده است.
به مواردى در این زمینه اشاره مىگردد:
1- عربستان با مشکلات عدیده داخلى روبروست. روند رو به افزایش آزادیخواهى نزد مردم آن کشور و تمایل به اصلاحات حتى در میان لایههاى میانى حکومت به گونهاى است که موجودیت سلطنتى آن کشور را بیش از پیش به خطر انداخته است. طبیعى است رژیم بریده از مردم خویش راهکارهایى را براى مقابله با این امر جستجو کند. تمسک به کشور و عامل خارجى اولین انتخاب حکومتهاى استبدادى در این قبیل مواقع به شمار مىرود.
2- عربستان هر لحظه خود را در معرض تهدیدات امنیتى از داخل مىبیند. کشیده شدن دیوار حائل بین مرز آن کشور با عراق که در دستور کار حکام سعودى قرار گرفته، پیش از آنکه ناشى از نگرانى آنها از نفوذ تروریستهاى دست پرورده خود از عراق به آن کشور باشد از همراهى و حمایت مردم کشور خود از عملیات علیه حاکمیت سیاسى نشات مىگیرد لذا سعى مىکنند ترس و نگرانى داخلى خود را به عنصر خارجى پیوند بزنند تا فعلا مفرى براى فرار از واقعیت پیدا کنند.
3- اگر دیوارها مىخواستند حکومتها را حفظ کنند اکنون باید دیوار برلین، دیوار کرانه باخترى رود اردن و سایر دیوارها پابرجا مىماندند. اینگونه دیوارها فقط نشانه عدم اعتماد یک رژیم به ملت خود و مردم کشورهاى دیگر است. لذا الگوگیرى از رفقاى نااهل (رژیم صهیونیستی) براى کشورى که داعیه رهبرى جهان اسلام را داشت جز حقارت و سرافکندگى چه معنى دیگرى مىتواند داشته باشد.
4- پس از پایان جنگ 33 روزه در لبنان چهره عربستان در جهان عرب به خاطر عدم حمایت از مسلمانان در این جنگ به شدت آسیب دیده است. عربستان بگونهاى در انزوا قرار گرفته که براى خروج از این وضع حتى به جعل خبر اقدام کرده است (اعلام خبر ساختگى سفر سید حسن نصرالله به عربستان که بعدا تکذیب شد) کشورهاى عربى نیز هر روز بیشتر از روز پیش عربستان را تنها مىگذارند. لذا اگر جز این بود الان دفتر تجارى اسرائیل در سرزمین وحى الهى نه تنها باز شده بود، بلکه سعودىها حتى به آن افتخار نیز مىکردند.
5- عربستان انتظار داشت پس از پایان جنگ لبنان بتواند نتیجه جنگ را به سمت صلحى نظیر صلح اعراب- اسرائیل در سال 1967 هدایت و جاده روابط اعراب با اسرائیل را بر روى اجساد شهداى لبنان بنا کند. زهى خیال باطل که مکرو و مکر اله و اله خیر الماکرین.
6- آمریکا و اسرائیل به جد قصد سرنگونى خانواده سلطنتى را دارند (مایکل لدین- کتاب جنگ علیه اربابان ترور) لذا سعى دارند با دادن باج به آنها براى چند صباح دیگر هم که شده، خود را در اریکه قدرت حفظ کنند. اما دشمنان اسلام به این هم راضى نخواهند شد، افسوس و صد افسوس بر حکام عربستان که جاده صاف کن اهداف پلید آنان شدهاند.
7- مردم منطقه تحرکات حکام سعودى در ارتباط با رژیم صهیونیستى را حال که کوس رسوایى آنان بر ملا شده است بعد از این بیش از پیش رصد خواهند کرد. طبیعى است که ادامه روند فعلى نزدیک به اسرائیل چه پیامهایى را مىتواند براى آنان در بر داشته باشد.
8- سعودىها باید پاسخگوى این سئوال امت اسلامى باشند که جشن پیروزى و مقاومت اسلامى مردم لبنان “هیجان شیطانی”(1) است یا تسلیم شدن در برابر رژیم صهیونیستى و اعزام فرستاده به سرزمینهاى اشغالى و پذیرفتن حقارت دشمن؟
9- خانواده سلطنتى سعودى براى حفظ تاج و تخت خود روابط خود را با اسرائیل تقویت مىکنند. آیا رجوع به مردم خویش نمىتوانست راهحل مناسبترى تلقى گردد؟
10- عربستان اکنون بر سر دوراهى بزرگى قرار گرفته است. آنها باید یا با دولتهاى دست راستى اسرائیل نظیر دولت اولمرت نرد عشق ببازند یا توبه کنند و به آغوش مردم کشور خویش و مسلمان منطقه بازگردند. آنها باید بدانند که در صورت توبه واقعى عطوفت اسلامى و گذشت این مردم همواره راه را براى بازگشت آنان باز نگاه داشته است.
این مطلب را با یک ضرب المثل دیگر ایرانى به پایان مىرسانیم که مىگوید “جلو ضرر را از هرکجا که بگیرى منفعت است.” اما آیا گوش شنوایى خواهد بود؟