تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۱۰۱۶۸۰
فعالان سیاسی در گفت‌وگو با کارگزاران بررسی کردند

مرجان توحیدی
رصد کردن عملکرد، برنامه ریزی ها و سیاستگذاری های دولت در امور مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ... یکی از وظایف احزاب به شمار می رود. در حقیقت احزاب بخشی از برنامه های استراتژیک و اهداف بلندمدت خود را بر مبنای نحوه عملکرد دولت تدوین کرده و همراهی یا نقد آن را مبنای حرکت خود در یک پروسه زمانی قرار می دهند.
این استراتژی می تواند در جهت حمایت های بی چون و چرا از سیاست های دولت تدوین شده و حزب را در هیات یک حامی درآورد و یا این که تبیین استراتژی های حزبی در جهت انتقاد از عملکرد حاکمیت صورت بگیرد. در این حالت حزب نقش اپوزیسیون دولت را گرفته و انتقادهایش را به صورت رادیکالی مطرح می کند. در این میان اقلیتی وجود دارند که مجموعه فعالیت های حاکمیت را در نظر گرفته و در جهت بزرگ کردن نقاط ضعف و کوچک کردن نقاط قوت نیستند؛ بلکه سعی می کنند تا نقاط قوت دولت را با ارائه پیشنهادهای سازنده تقویت کنند و نقاط ضعف را نیز با بیان نقدهای سازنده و ارائه راهکار مرتفع سازند. از آغاز کار دولت نهم بسیاری از طیف های جریان اصولگرا حمایت خود را از سیاست های دولت در عرصه های مختلف اعلام کردند. این روند اما به تدریج کم رنگ شد و برخی از احزاب و گروههای اصولگرا نقدهای خود را حتی در قالب بیانیه منتشر کردند. تبیین سیاست های اقتصادی دولت و البته لایحه بودجه 85 را به جرأت می توان عرصه ای برای علنی شدن انتقادهای همه احزاب و گروهها (اصولگرا و اصلاح طلب) تلقی کرد. اگرچه تا پیش از آن احزاب از نحوه برخورد و اظهارنظر دولتمردان نهم در خصوص احزاب گله مند بودند. این گلایه ها با حذف یارانه احزاب از ردیف های بودجه 85 به اوج خود رسید؛ اقدامی در جهت تضعیف دولتی بود که خود را وامدار هیچ حزب و گروهی نمی داند و بارها این مسئله را در سخنرانی هایش به عناوین مختلف بیان می دارد. البته همین اظهار نظرهای تند و صریح در مورد بی اهمیت خواندن احزاب و فعالیت هایش، اصولگرایان سنتی را که قرابت بیشتری هم با دولت داشتند (البته در اتخاذ برخی مواضع) به واکنش واداشت.
به طوری که حبیب الله عسگراولادی از عناصر با سابقه جبهه پیروان خط امام و رهبری چندی پیش از انتخابات شوراها در اظهاراتی از مواضع احمدی نژاد مبنی بر این که احزاب نقشی در پیروزی وی در انتخابات ریاست جمهوری نهم نداشته اند، انتقاد کرد. دبیرکل جبهه پیروان در این اظهارات پایه انتقادات دولت نهم را احزاب معرفی کرده و خطاب به احمدی نژاد گفته بود؛ این که رئیس جمهوری می گوید من وابسته به هیچ تشکلی نیستم حرف درستی است اما این به معنای آن نیست که هیچ تشکلی در انتخابات رئیس جمهوری نقش یا سهمی نداشته است.
وی معتقد است که کاندیداتوری احمدی نژاد محصول فعالیت های احزاب اصولگراست. پس از تصویب لایحه بودجه 85، پیدایش منتقدان سیاست های دولت از دل اصولگرایان مجلس و مطرح شدن نقدهای سازنده از زبان اصولگرایان که خود را حامی دولت اصولگرای نهم می دانستند، بار دیگر این نکته را نشان داد که سیاست های دولت در ابعاد مختلف با ناکارآمدی هایی روبروست که حتی احزاب حامی آن هم حاضر نیستند بی چون و چرا از این سیاست ها حمایت کنند. محقق نشدن مصوبات استانی، عدم تامین رفاه اقتصادی، رشد سریع قیمت ها و افزایش تورم در اقلام اساسی، اتخاذ مواضع رادیکالی در بعد سیاست خارجی و اخیراً هم بحث مسکن و گرانی آن از جمله نقاط ضعفی است که در عملکرد دولت دیده می شود و احزاب مختلف سیاسی نسبت به آن بی اعتنا نیستند.
شاید همین اتخاذ سیاست های غلط در عرصه های گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... دولت است که منجر می شود چهره های شاخص اصولگرا و البته منتقد دولت چون خوش چهره، افروغ و توکلی در مجلس به طور رسمی از جرگه اصولگرایان و اکثریت کناره بگیرند و دلیلشان را هم استمرار نقد آزادانه تر و مستقل تر خود به عملکرد دولت بیان کنند.
این مخالفت ها از سوی احزاب و جریان های مختلف سیاسی در حالی صورت می گیرد که نه تنها رئیس جمهوری دولت نهم بلکه حتی وزرای کابینه هم فرهنگ تحزب را زیر سؤال می برند، چندی پیش وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در سخنانی با بیان این که برای حفظ انقلاب نیازمند سازماندهی و تشکیلات دیگری هستیم، می گوید؛ در کشوری که تحزب تجربه موفقی نبوده است، تشکیلات دیگری باید مردم را حفظ کند. وی بخشی از این مسئولیت را متوجه نیروی مقاومت بسیج می داند! بی شک بیان چنین اظهاراتی، علاوه بر این که با واکنش فعالان حزبی کشور از سوی هر دو جناح روبرو شده و می شود، اعتماد و اطمینان احزاب به دولت را نیز خدشه دار می کند.
در چنین صورتی بسیاری از کارشناسان و نظریه پردازان که در قالب حزب فعالیت کرده و نظراتشان می تواند راهگشای معضلات کشوری قرار بگیرد، یا از جامعه سیاسی قهر کرده و در موضع انفعال قرار می گیرند و یا این که با اتخاذ مواضع رادیکال جهت حرکت خود را در مسیر انتقاد تندتر خواهند کرد که هر دوی این موارد به نفع کشور و البته حاکمیت نخواهد بود.
ابزار نقد
یکی از وظایف احزاب، نقد حاکمیت است. در حقیقت تلاش برای گستراندن و تأمین منافع ملی و نه گروهی یا محلی، از جمله کارکردهای اساسی احزاب سیاسی به شمار می رود.
بنابراین، همین علت به وجود آورنده، خود می تواند مبنای حرکت هم قرار بگیرد. یعنی احزاب علاوه در جهت تأمین منافع ملی و مصالح عمومی، به نقد حاکمیت پرداخته و در جهت رفع نواقص و نقاط ضعف عملکرد دولت راهکار ارائه دهند. معمولاً اقلیتی که در قدرت نیست، می تواند با ارائه نقد، تلاش کند تا اکثریت یا حکومتی که قدرت را در دست دارد از مسیر معین قانونی خارج نشود. اگرچه استمرار حرکات نادرست حکومت، منجر می شود تا اعتبار دولت در نظر مردم کمرنگ شده و اقلیت بتواند قدرت را به دست بگیرد. براساس تئوری های نظریه پردازان، حزب مخالف صرفاً انتقاد نمی کند، بلکه برنامه جانشین و پیشنهادی خود را نیز ارائه می دهد و در چنین وضعیتی حزب نقش سازنده ای برای جامعه خواهد داشت. اما آنچه در حال حاضر در عرصه سیاسی ایران اتفاق افتاده است، اجماع بسیاری از احزاب و فعالان سیاسی در خصوص ناکارآمدی کلان یا بخشی دولت در حوزه اجرایی و مدیریتی است. اما به دلیل عدم آشنایی احزاب با راهکارهای مناسب انتقال نقد و نیز انعکاس پیشنهادهای سازنده و اصلاح کننده به دولت ما این گروههای سیاسی در نوعی وضعیت انفعال یا رودربایستی با دولت قرار گرفته اند. از طرفی دولت نیز از نقدهای حزبی و کارشناسی بی بهره مانده است. اما درباره این که احزاب چگونه می توانند دولت را نقد و اصلاح کنند، یدالله طاهرنژاد از اعضای حزب کارگزاران در گفت وگو با ما در تحلیلی چنین می گوید؛ در طول دوران پس از انقلاب، به اداره بهینه کشور که لازمه اش راهکارهای پذیرفته شده بین المللی است، کمتر توجه شده است.
وی دلیل این مسئله را توجه به احساسات انقلابی مردم دانسته و می افزاید؛ از جمله این راهکارها توجه به نقش احزاب در اداره کشور است؛ چه این احزاب در قدرت باشند و چه زمانی که در عزلت و دور از قدرت به سر می برند. اما به اعتقاد طاهرنژاد، دولت فعلی نه تنها ابایی ندارد از این که برائت خود را از احزاب اعلام کند بلکه زمینه تقویت احزاب را با حذف یارانه احزاب و طرح شعارهای ضدحزبی از بین می برد.
اگرچه نایب رئیس خانه احزاب چنین اظهار امیدواری می کند؛ امیدوارم دولت متوجه شود که برای اداره امور نیازمند نظرات کارشناسی احزاب است. البته احزاب هم نباید با این موضع گیری های دولت از صحنه قهر کنند، چرا که این کشور متعلق به همه ماست و باید آن را اداره کنیم. امیر محبیان، موسس حزب نواندیشان ایران اسلامی نیز در این باره به کارگزاران می گوید؛ بحث ایجاد رابطه دوسویه بین دولت ها، نخبگان و احزاب همواره از اهمیت زیادی برخوردار بوده است.
وی ادامه می دهد؛ در تعامل سه جانبه دولت، نخبگان و احزاب، بی گمان دولت از آن رو که در کرسی قدرت قرار داشته و عهده دار امر اجرا در حوزه مدیریتی است؛ سود بیشتری خواهد برد.
محبیان همچنین تأکید می کند؛ با ایجاد مجرای طرح دیدگاه برای نخبگان در حوزه سیاست و اجرا، می توان از تبدیل شدن انتقاد به اعتراض و اعتراض به بحران های سیاسی جلوگیری کرد. محبیان همچنین معتقد است نخبگان در سخت بودن ایجاد ارتباط و مفاهمه با دولت احمدی نژاد به توافق رسیده اند. وی نیز خطاب به دولت توصیه می کند؛ عقل و تجربه می گوید که بهتر است دولت رابطه نزدیکتری با نخبگان ایجاد کند. به گفته وی، دولت احمدی نژاد تاکنون کوشیده تا رابطه نزدیکی با توده مردم برقرار کند؛ ولی نباید در میان دو مؤلفه نخبه گرایی و توده گرایی دچار افراط و تفریط شود.
بنابراین دولت باید سعی کند ضمن توجه به نیازهای توده ها و ایجاد ارتباط مناسب با آنها، نخبگان را نیز از یاد نبرد. وی در توصیه ای دیگر می گوید؛ عقل و اعتدال به دولتمردان توصیه می کند که هر دولتی که توده ها و نیازهای آنان را به کناری نهد و نادیده انگارد ضربه خواهد خورد. از سوی دیگر هر دولتی هم که نخبگان را نادیده بگیرد و صرفا رفع نیازهای توده مردم را بدون در نظر گرفتن برنامه و استراتژی خاص سرلوحه فعالیت های خود قرار دهد، ضربه خواهد خورد و در تله روزمرگی و عدم برنامه آینده نگرانه گرفتار خواهد شد.
محبیان همچنین نخبگان را نیز مورد خطاب خود قرار داده و خاطرنشان می کند؛ نخبگان نیز نباید از دولت نهم به برنامه بی توجهی به خود فاصله بگیرد. آن طور از برآیند این صحبت ها و تحلیل ها برمی آید ظاهراً گرفتار شدن دولت در شعارهای عامه پسند و البته عدم برآورده کردن آنها، نه تنها باعث شده تا اعتبار دولت نهم، نزد افکار عمومی در امور اجرایی و تحقق وعده ها چهره ای ناکارآمد از خود نشان دهد بلکه با دوری گزیدن از نخبگان و چهره های سیاسی خود را از اظهار نظرهای کارشناسانه محروم ساخته و تداوم این روند به سود دولت نخواهد بود.
احمد شیرزاد، از اعضای جبهه مشارکت در گفت وگوی خود با کارگزاران به این نکته اشاره می کند که در دنیا سه روش برای تأثیرگذاری جریان های سیاسی در روند حاکمیت وجود دارد. روش اول، لابی های سیاسی، گفت وگو و ملاقات هایی است که می تواند بین مسئولان و احزاب وجود داشته باشد. روش دوم، اثرگذاری جریان های سیاسی بر حاکمیت از طریق فراکسیون های پارلمانی است و بالاخره روش سوم و آخر، اثرگذاری جریان های سیاسی از طریق رسانه ها و ارگان های حزبی است.
به گفته این عضو جبهه مشارکت، روش دوم و سوم در کشور ما با محدودیت مواجه است. وی در توضیح سخنش چنین می گوید؛ در حال حاضر فراکسیون های پارلمانی به دلیل برخی از اعمال سلیقه ها در مسئله انتخابات و موضوعاتی که در انتخابات مجلس هفتم به وجود آمد، نمی توانند منعکس کننده نظرلات احزاب باشند؛ بنابراین تناسبی بین فراکسیون و اثرگذاری احزاب در عرصه اجتماعی وجود ندارد. شیرزاد در عین حال این نکته را هم خاطرنشان می کند که فراکسیون های پارلمانی به طور شفاف مواضع مشخصی ندارند. به عنوان مثال در حالی فراکسیون اکثریت به دولت انتقاد می کند که خاستگاه سیاسی آن با دولت یکی است.
شیرزاد در خصوص روش سوم یعنی اثرگذاری جریان های سیاسی از طریق رسانه ها نیز چنین اظهار می کند که در این مورد هم شاهد سیاستی شفاف و فراگیر نبودیم. به طوری که برخی از احزاب به عناوین مختلف از داشتن روزنامه و پایگاه اطلاع رسانی محروم شدند و البته احزابی هم که از روزنامه برخوردارند، مجبور هستند با احتیاط فعالیت کنند. در چنین شرایطی تنها مجرای اثرگذاری بر فعالیت های دولت، لابی های سیاسی است که اثرگذاری آن هم به اراده کسانی بستگی دارد که در قدرت هستند.
واسطه‌گری احزاب
یکی دیگر از کار ویژه های احزاب، نقش واسط آنها بین توده مردم و حکومت است. حزب پیونددهنده فرد و حکومت به شمار می رود و در حقیقت حزب سنجاقی است که فرد را به حکومت پیوند می زند. بنابراین رهبران حزب باید بتوانند اقدامات حکومتی را برای مردم توضیح داده و واکنش های مردم را به حکومت انتقال دهند. به عنوان نمونه احزاب می توانند نارضایتی مردم از گرانی ها را به صورت نقد دولت منعکس کرده و پس از کارشناسی ابعاد مختلف، البته معضل آن را به صورت پیشنهاد به دولت ارائه دهند.
ارتباط دو طرفه ای بین احزاب و دولت ایجاد خواهد شد؛ مسئله ای که به طور جدی تاکنون در کشور بر حذر نداشته است. طاهرنژاد در این باره معتقد است که احزاب هم تاکنون نتوانسته اند نقش خود را به درستی ایفا کنند. این عضو کارگزاران در توضیح این مطلب می افزاید؛ احزاب ایران برای مدون سازی دیدگاه های خود وقت نگذاشته اند، بنابراین چنین اشکالی به احزاب وارد است. وی ادامه می دهد؛ احزاب باید دیدگاه های خود را مدون کرده و آنها را در اختیار افکار عمومی قرار دهند. افکار عمومی هم به همین اساس باید گرایش خود را نسبت به احزاب تعیین کنند. طاهرنژاد می افزاید؛ هر فردی که از جانب حزب متبوعش سخن می گوید باید نظرات حزب را نیز در ذیل سخنانش مطرح کند.
به اعتقاد وی، بسیاری از افراد خوب نقد می کنند اما نمی گویند که حزب متبوعشان در موضوع مورد بحث چه دیدگاه و برنامه ای دارد و چه پیشنهادی را به دولت پیشنهاد می کند. بنابراین اگر عملکرد دولت را نقد می کنند، باید در کنار آن راهکار هم ارائه دهند. طاهرنژاد خاطرنشان می کند؛ اگر به این مرحله یعنی طرح نقد در کنار ارائه راهکار از سوی احزاب برسیم، از این پس شاهد تعامل بهتری بین دولت و احزاب خواهیم بود.
وی همچنین می افزاید؛ اگر چه دولت هم در بدو شروع به کار خود در موضع گیری هایش همه دستاوردهای گذشته را تخریب می کرد. به طوری که در دوره پس از انقلاب هیچ دولتی چنین نکرده بود که تیشه به دست بگیرد و بر بنیان نظریه های گذشته بزند. اگرچه باز هم تأکید می کنم که احزاب نباید از صحنه سیاسی کشور قهر کنند؛ باید به دولت کمک کنند.
وی می افزاید؛ به هر حال این دولتی است که از دل انقلاب برآمده است و برخی از آنها نیز دوستان بسیج، جنگ و جهاد هستند. بنابراین اگرچه برهه ای اشتباه کردند، نباید اقدام متقابلی کرد.وی همچنین خاطرنشان می کند؛ هم اکنون که فشار بر کشور وجود دارد، احزاب باید مشفقانه نظرات خود را در فضایی صمیمانه با دولت در میان گذارند تا شاهد مرتفع شدن مشکلات باشیم. در غیر این صورت دولت به سمتی می رود که روز به روز منفعل تر و زمین گیرتر می شود. امیر محبیان هم با اشاره به اشکالاتی که در روند فعالیت های حزبی ایران وجود دارد، تاکید می کند؛ در جامعه ایران حزب داریم اما نظام حزبی نداریم و مردم نیز به افراد رأی می دهند نه به احزاب.
محبیان همچنین می گوید؛ اشتباه بزرگ دیگری هم در میان دولتمردان وجود دارد و تنها متوجه دولت نهم هم نیست؛ دولت خود را نهادی سیاسی دانسته و بنابراین فکر می کند که همه مشکلات و معضلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... را فقط با ابزار سیاسی باید حل کرد. وجود چنین مسئله ای به سیاسی شدن همه حوزه ها و بحران خیز شدن آنها می انجامد. احزاب هم درگیر همین مسئله شده اند، یعنی مسائل و معضلات اقتصادی، فرهنگی و .... را برای طرح در حوزه افکار عمومی ، سیاسی می کنند تا از این طریق برای خود اعتباری سیاسی کسب کنند.
وی می افزاید؛ همین امر باعث می شود که دولت نظرات کارشناسی احزاب را صرفاً اظهار نظر در راستای تخریب، خودنمایی سیاسی و یا قدرت طلبی تلقی کرده و به آن توجه لازم نداشته باشند. به اعتقاد محبیان، احزاب که قرار است در صورت به قدرت رسیدن به امر حکومت داری بپردازند، از هم اکنون باید این اشتباه را اصلاح کنند. هیچ اشکالی ندارد که در کنار بیانیه ها و اطلاعیه ها و اتخاذ مواضع سیاسی حزبی، شاهد طرح دیدگاه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی احزاب از موضع کاملاً کارشناسانه نباشیم. زیرا در مواضع سیاسی گاهی اوقات برای رسیدن به نتیجه مطلوب، ایرادها را برجسته تر و نقاط قدرت را کوچکتر می انگارند و این به غیرمنصفانه شدن مواضع خواهد انجامید.
اما اگر به گونه ای عمل کنیم که دولت دریابد مواضع حزب یا تشکیلات منتقد در حوزه اقتصاد، اجتماع و ... فقط و فقط از مواضع دلسوزانه است، طبیعتاً مواضع دولت نیز تعدیل شده و نوعی تفاهم ایجاد خواهد شد. شیرزاد هم در این باره می گوید؛ زمانی که مشکلی گریبان گیر جامعه می شود، مهم این است که جریان ها و گروههای سیاسی می توانند در موقع مناسب و قبل از این که خطر شدت بگیرد، علامت خطر را به گوش دولت برسانند.
وی در همین رابطه با بیان نمونه ای چنین می گوید؛ سال گذشته اقتصاددانان و ا حزاب در نقد تدوین لایحه بودجه 85 به دولت اعتراض کرده و این مسئله را نقد کردند. اگر نقد احزاب و نامه اقتصاددانان در آن مقطع زمانی جدی گرفته می شد، امروز چنین مشکلاتی گریبان گیر جامعه نمی شد. بنابراین اگر به احزاب نقش و اهمیت داده شود تا پاسخگو باشند، قطعاً چنین مسائلی پیش نخواهد آمد.
اقدامات دولت
دولت چه باید بکند؟ واضح است که دولت به لحاظ برخورداری از امکانات اقتصادی، سیاسی و پایگاه اجتماعی از ابزارهای مناسب تر و بهتری برای ایجاد رابطه با احزاب برخوردار است. بنابراین دولت بهتر می تواند فضا را برای استفاده از انتقادات و پیشنهادات احزاب و نهادهای کارشناسی فراهم کند. اما در خصوص این که تاکنون عملکرد دولت در این خصوص چگونه بوده و باید باشد، طاهرنژاد می گوید؛ احزاب همگی در کمیسیون ماده ده احزاب وزارت کشور عضو هستند. این عضویت هم قطعاً بر مبنای صلاحیت های ایجاد شده است.
این احزاب و اعضای آن همگی از یاران امام و علاقمندان به رهبری بوده که نسبتاً به سرنوشت کشور حساس هستند. بنابراین نباید احزاب را نامحرم، اجنبی و غریبه تلقی کرده و احزاب را به انواع مختلف نظیر داشتن رسانه در تنگنا قرار دهند. وی خاطرنشان می کند؛ این مسئله باعث می شود که دولت جایگاه خود را در میان خردمندان از دست بدهد و نتواند به سمت جلو حرکت کند.
به اعتقاد وی، دولت باید دست یاری خود را به سوی احزاب دراز کرده و از آنها دعوت کند تا نظرات خود را در اختیار دولت قرار دهند و بدین وسیله فاصله ایجاد شده را برطرف کند. محبیان نیز می گوید؛ تاکنون رابطه دولت با نخبگان در سطح مطلوبی نبوده است.
وی می افزاید؛ از تصویری که در ذهن نخبگان ایجاد شده می توان دریافت که دولت چهره ای پذیرا از خود نشان نداده و لازم است با توجه به این که احمدی نژاد خود از چهره های دانشگاهی است؛ دولت در زمان باقی مانده نسبت به اصلاح دیدگاه ها و طراحی راهکارها و سازوکارهای مناسب در این زمینه غفلت نکند. اگر چه شیرزاد معتقد است که جامعه با تحزب سرخوشی ندارد، نباید هم برای فعالیت های احزاب مانع و محدودیت ایجاد کند.
به عنوان نمونه اگر چه وزارت ارشاد اعلام کرده بود که احزاب را به رسمیت شناخته و به آنها مجوز روزنامه می دهد، اما این کار صورت نگرفت. حذف یارانه احزاب هم، اصلاح طلبان را در آستانه انتخابات اخیر با مشکلات زیادی مواجه کرد به طوری که احزاب اصلاح طلب با فشار مالی زیادی روبرو بودند. به اعتقاد شیرزاد اگرچه قرار است که احزاب نقشی داشته باشند نباید امکانات آنها را محدود کرد.
بنابراین فعالیت ضابطه مند احزاب که البته در راستای محدود شدن آنها نباشد و نیز تجدیدنظر دولت در رفتارش با احزاب و توجه به اظهارنظر کارشناسانه فعالان حزبی علاوه بر ایجاد زمینه مساعد تعامل دولت و احزاب، بار معضلات به وجود آمده را از دوش دولت کم می کند. این مسئله تحقق یکی از جلوه های دموکراسی یعنی فعالیت ها و رقابت های حزبی را نیز بیش از پیش در جامعه عیان می کند.