*آقای نقاش انتخابات پارلمانی آتی لبنان بهویژه در این شرایط را چگونه ارزیابی میکنید؟
**این انتخابات به دلیل اینکه مورد توجه تمام جهان قرار دارد از اهمیت بالایی برخوردار است بهطوری که در سالهای اخیر، لبنان نقش اساسی در مسأله خاورمیانه ایفا میکرد. همانطور که میدانید در لبنان مقاومت قدرتمندی بر ضد دشمن صهیونیستی وجود دارد؛ اردوگاههای آوارگان فلسطینی در لبنان وجود دارد، طوایف متعددی در لبنان زندگی میکنند، ایالات متحده آمریکا در سالهایی که گذشت تصمیم گرفت از لبنان برای تأثیرگذاری بر سه مسأله شامل مقاومت، فلسطینیها و طوایف بهرهبرداری کند؛ به گونهای که لبنان مرکزی برای آغاز حل این مسائل در منطقه باشد. آمریکا اگر بتواند مقاومت لبنان را مهار کند و از بین ببرد، مقاومت در منطقه ضعیف میشود، اگر حق بازگشت فلسطینیها با اسکان آنها در لبنان از بین برود، طرح بازگشت آوارگان نیز سرانجامی نخواهد داشت. اگر لبنان غرق مناقشات مذهبی و طایفهای شود بر تمام منطقه تأثیر خواهد گذاشت همانگونه که در عراق وضعیت اینگونه است؛ بنابراین لبنان برای ایالات متحده آمریکا از این نظر اهمیت دارد. اکنون این انتخابات همچنان برای آمریکا مهم است همچنانکه برای دشمن صهیونیستی و برخی کشورها عربی هم اهمیت فراوانی دارد. برای ما لبنانیها نیز مهم است. زیرا باید اکثریتی را که پس از انتخابات بر لبنان حکومت خواهند کرد، بشناسیم؛ از این نظر انتخابات لبنان اهمیت داخلی و فرامرزی دارد، اما همانطور که میدانید لبنان به سبب بافت خاص طایفهای خود ناگزیر از تشکیل مجلس نمایندگان با حضور تمام طوایف است و هر طایفهای سهم خود را میگیرد، بنابراین درگیری در انتخابات میان طوایف صورت میگیرد؛ تقریباً 80 درصد از نمایندگان وابسته به طوایف و احزاب هستند، در نتیجه در روزهای آینده اکثریتی که بر لبنان حاکم خواهد شد برای ما مشخص میشود.
*به نظر میرسید پس از توافقنامه دوحه در سال گذشته، انتخابات آتی لبنان دستکم از حساسیت کمتری برخوردار باشد اما اینگونه نبوده است بلکه دارای حساسیت فراوان و مورد توجه گسترده محافل منطقهای و بینالمللی قرار دارد، چرا؟
**از توافقنامه دوحه برداشت اشتباهی صورت گرفت به اینکه مشکلات لبنان فوراً حل میشود، اما اینگونه نشد و تمام مشکلات لبنان و منطقه حل نشد؛ توافقنامه دوحه مشکل مشارکت طرفهای بیرون از دولت را که طرفهای زیادی هستند، حل کرد و مشکل تعدی دولت نسبت به مقاومت را حل کرد، دولتی که غیرقانونی و نامشروع بود و نماینده همه طوایف لبنان بود. بنابراین دو اشتباه اول عدم مشارکت یک طایفه بزرگ که شیعیان بودند و یک جریان بزرگ مسیحی که در دولت شرکت نداشت و اکثریت مسیحیان را تشکیل میداد، این اشتباه اول بود؛ دومین اشتباه این بود که این دولت غیرقانونی و نامشروع که نماینده همه نبود، مواضع ناپسندی بر ضد مقاومت اتخاذ کرد و مشکل بزرگی را به وجود آورد، بنابراین، توافقنامه دوحه در پی این مشکل به دست آمد تا این دو مشکل را حل کند. بنابراین مسأله مشارکت در دولت را حل کرد، اما توافقنامه دوحه به غیر از خطوط کلی، از نظر سیاسی تفاهمات کلی درباره اینکه چه چیزی از لبنان میخواهیم؟ نقش مقاومت چیست؟ و موضع ما در برابر دشمن و کشورهای دیگر چیست؟ را حل نکرد، در نتیجه اختلافات همچنان ادامه دارد. بنابراین این انتخابات ثابت میکند که توافقنامه دوحه چیزی را حل نکرده است و فقط اجازه داد انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود و اینکه به سمت برگزاری انتخابات پارلمانی برویم، یعنی در ظاهر مشکل را حل کرده، اما در اساس اینگونه نیست.
*پیروزی 8 مارس، آمریکا را در تنگنا قرار خواهد داد. آیا انتخابات آتی میتواند بر رویکرد و استراتژی جدید آمریکا در قبال منطقه بهویژه لبنان تأثیر بگذارد؟
**قطعاً این انتخابات بر تعامل آمریکا با لبنان تغییراتی ایجاد خواهد کرد. ایالات متحده تعامل با جریان 14 مارس را (به هشت مارس) ترجیح میدهد، زیرا این جریان با سیاستهای این کشور همسو و هماهنگ است.
اما برای آمریکا تعامل با جریان دیگر که حزبالله به عنوان یک گروه اساسی حضور دارد، بسیار دشوار خواهد بود زیرا این گروه را متهم کرده است که یک گروه تروریستی است، بنابراین مشکل از آمریکا است نه لبنان و آمریکا باید موضع خود را درباره لبنان تغییر دهد. در صورتی که با رأی مردم در انتخابات، حزبالله و متحدانش پیروز شوند و پارلمان و دولت را تشکیل دهند آمریکا در تنگنا قرار خواهد گرفت همانگونه که با پیروزی حماس در انتخابات فلسطین در تنگنا قرار گرفت. آمریکا هیچ تماسی با حزبالله برقرار نخواهد کرد و ممکن است با آن بخش از دولت که وزیرانشان وابسته به حزبالله نیستند، تعامل کند؛ یعنی یک راه برونرفت مشخص و ظاهری مییابد، بنابراین آمریکا در صورت احتمال پیروزی مخالفان (جریان حامی مقاومت موسوم به هشتم مارس) در تنگنا قرار خواهد گرفت.
*آیا استراتژی آمریکا دلیلی برای نگاه ویژه این کشور به انتخابات لبنان است؟
**قطعاً اینگونه است. اگر مخالفان در انتخابات پیروز شوند، آمریکا مجبور به تعامل خواهد بود و نمیتواند بگوید تعامل نخواهم کرد؛ انتخابات سالم و آزاد برگزار خواهد شد و نمیتواند بگوید این انتخابات سالم و آزاد نیست و آمریکا مجبور خواهد شد با دولتی که پس از این انتخابات تشکیل شود تعامل کند و خوب میداند که حزبالله عامل اساسی در دولت است.
*آیا نتایج انتخابات آتی لبنان میتواند بر تحولات فلسطین تأثیر گذارد؟
**اولاً ادامه مقاومت در لبنان تأثیر بسیار مثبتی بر صحنه فلسطین خواهد گذاشت و قوی بودن آن، سبب قوی بودن مقاومت فلسطین است و اگر دولتی در لبنان که طرفدار مقاومت باشد روی کار آید، مقاومت در تعامل با مسائل رضایت بیشتری خواهد داشت. و از همه مهمتر اینکه اگر دولت آینده لبنان بهطور واضح مخالفان در آن حضور داشته باشند مسأله اسکان را قطعی خواهد کرد و با اسکان آوارگان در لبنان به مخالفت برخواهد خاست و موضع رسمی لبنان همانند موضع مردمی با یک موضع یکپارچه و هماهنگ اسکان آوارگان را رد خواهد کرد و میتواند به آمریکا و غرب بگوید ما با اسکان آوارگان در کشورمان مخالفیم و خواهان حق بازگشت آنها به سرزمینشان فلسطین هستیم؛ این موضوع بسیاری از کشورهای عربی را که برای حذف حق بازگشت و جستوجوی راههای دیگری غیر از آن به تکاپو افتادهاند در تنگنا قرار خواهد داد. اگر چنین دولتی با این حد قدرتمند و حامی مقاومت تشکیل شود سبب آشفتگی و در تنگنا قرار دادن برخی کشورهای عربی، آمریکا و اسراییل خواهد شد.
*وضعیت جریان 14 مارس و جریان 8 مارس در انتخابات آتی و جایگاه مردمی آنها را چگونه میبینید؟
**وضعیت نیروهای مردمی تغییر نکرده است؛ از نظر جایگاه مردمی و انتخاباتی، نیروهای مخالف (8 مارس) قدرتمندتر از جریان 14 مارس هستند. 14 مارس در انتخابات گذشته قبه لطف ائتلاف چهار جنبه و ائتلاف با حزبالله که بعداً با این حزب پیمانشکنی کرد موفق به کسب آرای طرفداران حزبالله و مخالفان شدند، اما امروز دیگر آرای مخالفان را نمیتوانند به سمت خود جلب کنند در نتیجه امور به وضع عادی خود باز خواهد گشت زیرا نیروهای مردمی لبنان جزء مخالفان (8 مارس) هستند.
*برخی رسانهها از نگرانیهای مشترک آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی از احتمال پیروزی حزبالله و متحدان آن (8 مارس) در انتخابات آتی لبنان خبر دادهاند و حتی مبالغ مالی هنگفتی برای خرید آرا به نفع 14 مارس خرج میکنند؛ علت این نگرانیها چیست؟
**همانطور که گفتید آنها پولهای زیادی خرج میکنند، در زمینه سیاسی و رسانهای با قدرت در جهت با قدرت در جهت حمایت از این جریان حرکت میکنند. نکته قابل توجه این است که لبنان این کشور کوچک که در حال حاضر با جنگ و مشکلات بزرگی روبهرو نیست و مدت کوتاهی از هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه ایلات متحده آمریکا و بایدن، معاون رئیسجمهور این کشور استقبال میکند. اولین معاون رئیسجمهور آمریکا به لبنان سفر میکند. در گذشته شاهد سفر کیسینجر وزیر امور خارجه وقت آمریکا به لبنان بودیم اما هیچ معاون رئیسجمهوری از این کشور به لبنان سفر نکرده بود، در نتیجه دولت آمریکا توجه و اهتمام زیادی به لبنان دارد و علتش، انتخابات است و مسأله روشن این است که مبالغ مالی گستردهای از سوی برخی کشورهای عربی در لبنان هزینه میشود و با دخالت و نفوذ آمریکا در لبنان روبهرو هستیم. زیراآنها از نتایج انتخابات و پیروزی مخالفان و کسب اکثریت توسط آنها و تشکیل دولت هراس دارند.
*سرنوشت روابط لبنان و سوریه پس از انتخابات آتی چه خواهد شد؟
**قطعاً اگر مخالفان در انتخابات آتی به پیروزی برسند روابط لبنان و سوریه حسنه و منحصر به فرد خواهد شد و صفحه جدیدی در این روابط گشوده خواهد شد و هماهنگی و همکاری جدی در اقتصاد و سیاست و امنیت میان دو کشور برقرار خواهد شد. اما اکنون با وجود اکثریت حاکم، تقریبا راه همکاری و ارتباط میان دولتهای لبنان و سوریه قطع شده است، رابطه میان رئیسان جمهور و کشور خوب است، اما روابط نخست وزیران خوب نیست و در نتیجه این مسأله تأثیرات منفی بر اقتصاد لبنان و روابط اجتماعی در این شکور دارد، اما اگر اکثریت جدیدی در لبنان که انعطافپذیر باشد، روی کار آید ممکن است روابط دو کشور بسیار مثبت شود.
*پس از کشف شبکههای جاسوسی رژیم صهیونیستی و آزادی چهار افسر لبنانی که در ارتباط به ترور حریری نخستوزیر لبنان بازداشت شده بودند و پس از چند سال بدون اینکه اتهامی به آنها وارد شود آزاد شدند، وضعیت جریان 14 مارس چگونه است؟
**دقیقاً اینطور است و این جریان از نظر سیاسی در تنگنا قرار گرفته است؛ این جریان به دروغ اتهاماتی را بر ضد سوریه به دست داشتن در ترور حریری نسبت داد و چهار افسر را نیز به دست داشتن در این ترور متهم و میان آنها و دولت سوریه ارتباط برقرار میکرد. کشف این شبکههای اسراییلی، این جریان را در تنگنای شدیدی قرار داده است، زیرا این جریان همواره اعلام میکرد هیچ نیازی به مقاومت بر ضد اسرائیل نیست و لبنان میتواند خارج از دایره درگیری باشد. در حالی که لبنان پر از جاسوسانی است که نقش تخریبی دارند و در عملیات ترور و کشتار دستهجمعی مشارکت دارند و ثابت خواهد شد که این شبکهها حتی در عملیات درگیری مذهبی و طایفهای دست داشتهاند یعنی برخی از آنها برای شعلهور کردن آتش جنگ داخلی دست به تحریک میزدند. کشف این شبکهها نشان میدهد که اسراییل فقط دشمنی در مرزها نیست، بلکه در داخل لبنان نیز دشمن لبنانیها است.
*دلایل اصرار برخی جریانها برای خلعسلاح حزبالله بهویژه با توجه به کشف این شبکههای جاسوسی در حالی که میشل عون با قدرت از این سلاح حمایت کرد، چیست؟
**متاسفانه برخی در لبنان در خط غربی، آمریکایی و صهیونیستی و برخی کشورهای عربی حرکت میکنند این یک راز نیست که کشورهای عربی معینی، با مقاومت چه در لبنان و چه فلسطین مخالف هستند، زیرا این کشور خواهان سازش با دشمن هستند، بنابراین گروههایی در لبنان در این محور و خط ضد مقاومت حرکت میکنند و از این محور پول دریافت و در حقیقت به نفع این محور کار میکنند و حتی به عنوان کارمند برای این محور فعالیت میکنند. در نتیجه این گروهها در لبنان در این جهت و رویکرد حرکت میکنند و شعار ضرورت خلع سلاح مقاومت را سر میدهند و به نفع چه کسی؟ به نفع دشمن تا دشمن هیچ مانعی در برابر طمعورزیها و توسعهطلبیهایش نباشد، این خطر بسیار بزرگی است، زیرا خلعسلاح مقاومت با وجودی که ارتش لبنان ضعیف است، بسیار خطرناک است، سؤال این است چه کسی در صورت خلع سلاح مقاومت از لبنان دفاع خواهد کرد؟
آیا میتوانیم به نیتهای حسنه اسراییل اعتماد کنیم؛ اسراییلی که همواره به منابع آبی لبنان و سلطه بر آن چشم دوخته است. بنابراین سخن درباره خلعسلاح بدون جایگزین آن یک توطئهای بر ضد لبنان است. درباره وعدههای امریکا برای تجهیز ارتش لبنان باید گفت که آمریکا هرگز به زیان اسراییل، ارتش لبنان را سلاحهای پیشرفته تجهیز نمیکند و ممکن است سلاحهای سبک و غیر پیشرفته در اختیار لبنان قرار دهد.
*آینده مقاومت پس از انتخابات چگونه خواهد بود؟
**مقاومت درآینده قدرتمندتر خواهد شد، زیرا یک همسویی و انسجام میان دولت و مقاومت به وجود آمد و افکار عمومی رضایتمندی بیشتری خواهند داشت و اسراییل در تنگنای بیشتری قرار خواهد گرفت.
*انتخابات آتی براساس کدام قانون برگزار خواهد شد؟
**متأسفانه قوانین لبنان براساس طایفهای و مذهبی تدوین شده است و این مسأله تأثیر منفی بر لبنان دارد، انتخابات فعلی براساس قانونی که به قانون 1960 معروف است، در حوزههای کوچک برگزار میشود که از بدترین قوانین انتخاباتی است، اما برخی گروههای مسیحی و اسلامی این قانون را ترجیح میدهد. بنابراین انتخابات براساس این قانون برگزار میشود، اما افکار عمومی و احزاب زیادی این قانون را رد میکنند و میگویند پس از انتخابات آتی باید برای تدوین قانون جدید و امروزی تلاش کنیم که بهتر از این قانون باشد.