سیدمهران حریرچیان
به دنبال انتشار یادداشتی با عنوان "مبارزه با مفاسد؛ رویکردی انقلابی یا شگردی تبلیغاتی؟" از آقای سیدمهران نحوی، آقای سیدمهران حریرچیان نقدی را بر این یادداشت نوشتهاند که در پی میآید.
برادر بزرگوار جناب آقای مهندس سید مهران نحوی
سلام علیکم
مقاله جنابعالی را تحت عنوان مبارزه با مفاسد: رویکردی انقلابی یا شگردی تبلیغاتی مطالعه نمودم و نکاتی چند به نظرم رسید که لازم است به عرض برسانم:
1. اولین انتقاد به این نوشتار «انتخاب موضوع» می باشد، سرمایه گرانبهای عمر و وقت گرانقدر انسانهای نخبه دارای ارزشی است که می بایست صرف مهمترین موضوعات مبتلا به گردد و اثربخشی و میزان فایده آن در هزینه ای که می کنیم مد نظر قرار گیرد. اگر بپذیریم صحنه انتخاباتی که گذشت، صحنه رقابت چند نامزد انتخاباتی نبود که عرصه جولان جریان براندازی نرم و عرصه دخالت بیگانگان در سرنوشت ملت با شگردهای سیاسی و تبلیغاتی پیچیده و عرصه هماوردی جریان سکولاریسم با جریان اصول گرائی دینی بود، حتماً در انتخاب موضوعاتی که منجر به صرف وقت خود و دیگران در مقام پاسخ دهی می گردد تجدید نظر خواهیم کرد. انتخاب موضوع جنابعالی بسان داستان آن پدری می ماند که جلوی چشمانش فرزندش را سر بریده اند و او از شدت حیرت و استیصال در حال فریاد زدن است. ناگهان عابری بی خبر از راه می رسد و از سر خیرخواهی به تحلیل رفتار او می پردازد و او را نصیحت می کند که عزیزم این فریاد زدن و عصبانیت شما عملی اخلاقی نیست و با شئونات اخلاقی در تضاد است و بهتر آن است که از مجاری قانونی عمل کنید (فراموش نکنید که قاتل فرزند او هنوز ایستاده است و در حال تماشای این مکالمه و البته در حال لبخند زدن!) بنابراین به نظرم در انتخاب موضوع اولویتهای بهتری نیز بدست می آمد.
2. دومین انتقاد به این نوشتار «انتخاب زمان» است. بصیرت دینی و علمی مؤمن اقتضاء می کند مباحثی را دنبال کند که تأثیر آن در شرایط و نیازهای روز کشور و اجتماع خود دارای تاریخ مصرف باشد، شاید اگر موضوع «رفتار رقبا و نامزدان انتخاباتی بعد از انتخابات و اعلام نتایج با یکدیگر مقایسه می شد و یا تأثیرگذاریهای قدرتهای خارجی و جانبداری مستقیم و بی پرده او با ما و هم پیمانان صهیونیستی او از جریان برانداز داخلی تحلیل می شد موضوع به روزتر بود تا موضوعی که به اعتبار فصل الخطاب بودن مقام معظم رهبری برای آن تعیین تکلیف کامل شده است.
3. انتقاد سوم به این نوشتار «روش نقد» است. نقد به معانی بازگوئی صرف نقاط منفی یکطرف نمی باشد، نقد منصفانه، نقدی است که ضمن برشمردن نقاط مثبت به نقاط منفی هم اشاره نماید و در عین حال در فضای واقعی سیر نماید نه در فضای ایده آلیستی و دور از عینیات و واقعیات اجتماعی، شما در سطر اول مقاله خود اشاره فرموده اید که این نوشتار سعی دارد با بررسی نحوه تبلیغات و بیانات آقای احمدی نژاد در طول دوران تبلیغات انتخاباتی در خصوص مبارزه با فساد به تحلیل رفتار یادشده بپردازد، پس موضوع مقاله روشن است. ولی در این نوشتار اولاً به نقاط مثبت روشهای تبلیغاتی ایشان و هوادارانشان در مردمی بودن، عدم صرف هزینه های میلیاردی (مانند دیگر نامزدان)، عدم استفاده ابزاری از مقدساتی مانند سیادت، رنگ سبز، تکبیر و ...، عدم استفاده از امکانات بیت المال علیرغم امکانات وسیع دولت در این خصوص، عدم استفاده از تبلیغات خیابانی و پرحجم و راه انداختن کارناوالهای شادی! و (Open Relationship) در سطح شهر و عدم مبادرت به صدها تخلف اخلاقی، شرعی و قانونی که توسط هواداران دیگر نامزدان انتخابات انجام پذیرفت، هیچ قضاوتی نفرموده اید. بنابراین به نظر می رسد متن نوشتار شما با آنچه که در ابتدای مقاله به آن اشاره کرده اید همخوانی ندارد، کمااینکه بررسی رفتارهای نامزدهای دیگر را به مجال دیگری موکول نموده اید که این هم نقص فاحشی در نوشتار و مبنای اصلی خطای جنابعالی در قضاوت در باب شیوه های تبلیغاتی است. واقعیت اجتماعی غیرقابل انکار انتخابات دهم شیوه های تبلیغاتی هواداران آقای موسوی و شخص ایشان در عرصه رقابت انتخاباتی است که بدون پرداختن به آن ارائه راه ارائه هرگونه قضاوت منصفانه مسدود خواهد بود. پس زیباتر آن بود که هم نقاط قوت ذکر می شد و هم مقایسه با روشهای دیگر رقبا.
4. فرض ذهنی شما در این نوشتار که در چند جای آن تکرار کرده اید آن است که آقای احمدی نژاد مسئله مبارزه با فساد را به انگیزه رأی آوری مطرح کرده است و تحلیل گران معتقدند اثر قابل ملاحظه ای هم در کسب آراء داشته است و اظهار نگرانی نموده اید که «چنین شیوه بدیعی که در این دوره ظهورنمود به عنوان شگرد موفق تبلیغاتی مورد تأسی داوطلبین در دوره های بعدی قرار گیرد.» و تصریح نموده اید که «تبلیغات انتخاباتی آقای احمدی نژاد تحت موضوع مبارزه با فساد هم در مصداق و هم در روش مورد تأیید نبوده هر چند ترفندی موفق در جذب آراء بوده باشد»، سپس به روش عقلائی جناب آقای دکتر توکلی در انتخابات سال 72 اشاره فرموده اید. بنابراین در این مطالب جنابعالی محورهای ذیل قابل ترسیم است.
الف: احمدی نژاد به قصد رأی آوری و نه از روی اخلاص و نیت اصلاح مسئله فساد را مطرح نموده است.
ب: این مسئله یعنی طرح مسئله فساد در رأی آوری او نقش بسزائی داشته است.
ج: این یک شیوه بدیع است و به اصطلاح یک سنت سیئه
د: ایشان در مصداق مبارزه با فساد دچار خطا شده است.
هـ: ایشان در روش مبارزه با فساد نیز دچار خطا شده است.
و: شیوه آقای دکتر احمد توکلی در سال 72 قابل قبول و شیوه ایشان (به دلیل ارائه مصادیق غیرقابل قبول است.)
پاسخ 4- الف: در صورتی این ادعا که احمدی نژاد به قصد رأی آوری مسئله مبارزه با فساد را مطرح نموده است قابل قبول است که در طول 4 سال گذشته نسبت به این موضوع در گفتار و رفتار بی تفاوت بوده و صرفاً در نزدیکی انتخابات دهم به طرح موضوع پرداخته شده است، در حالی که رفتار و سلوک شخصی و آمار کاهش فساد در دولت نهم در سطح مدیران و سخنرانیهای مختلف و مکرر او در موضوع فساد این فرض را رد می کند. وانگهی همانگونه که هم من و هم شما در تربیت های اخلاقی خود یافته ایم، حوزه نیت حوزه ای است متعلق به خدای متعال که خبردهی از آن جز از طریق وحی الهی و علم به امور غیب حاصل نمی شود مگر بینه ای عقلانی و استدلالی متین و محکم در کار باشد. چگونه شما یافتید که نیت ایشان از طرح مسئله مبارزه با فساد رأی آوری است کما اینکه این حکم درباره بقیه کاندیداها در دوره های قبلی و فعلی و آتی هم نافذ است.
پاسخ 4- ب: طرح موضوع مبارزه با فساد در رأی آوری او نقش بسزائی داشته است. اولاً لازم است از انصاف جنابعالی تشکر کنم چون صراحتاً به این موضوع اشاره کرده اید که ایشان رأی آورده است و این در زمانه ما امری بدیع و گرانقدر است، چون بعضی منکر رأی 24 میلیونی وی هستند و معتقد سرتاپای مجریان و نظام مردم سالار جمهوری اسلامی اهل تقلب و آراء احمدی نژاد نیز تقلبی است و انصافاً این بخش از نوشتار جنابعالی از نقاط قوت آن به حساب می آید، اما اینکه سهم این شعار در رأی آوری ایشان به چه اندازه است محل تأمل است. تأمل از دو جهت: جهت اول آنکه چرا با ذکر یک نام خاص این اقبال عمومی در مردم ایجاد می گردد که به تعبیر جنابعالی «به باور بسیاری از تحلیل گران اثر قابل ملاحظه ای بر آرای ایشان نیز داشته است»، مگر مردم از این نام چه دیده اند و در پس ضمیر ناخودآگاه خود چه یافته اند که هر کس که در تضاد با این نام حرکت کند به استقبال او می روند و او را در آغوش می کشند! جهت دوم آنکه حقیقتی که باید به آن اذعان نمود و بسیاری از تحلیل گران سیاسی و از جمله جنابعالی در این نوشتار از آن غفلت نموده اید رفتار حاکمان در تعامل با مردم است. راز آن نفرت و سر این محبت در نام واسم و رسم افراد نیست در نوکری مردم بجای احساس تملک مردم است، آنچه که رقبای داخلی و دشمنان خارجی احمدی نژاد از آن غافل بودند و به همین خاطر با اعلام نتایج انتخابات در بهت و حیرت رفتند و هنوز هم باور نمی کنند که واقعاً رأی نیاورده اند. این حقیقت بود که در طول چهار سال خدمت شبانه روزی «رئیس جمهور خدوم» (که نشانی بود که مقام معظم رهبری در همان خطبه ای که به آن استناد نموده اید به او عطا کردند)، مردم مزه و طعم دیگری را از مفهوم و مصداق ریاست جمهوری در سفرهای استانی دولت می چشیدند و راز رأی آوری 24 میلیونی احمدی نژاد در تغییر این طعم و تعریف و جایگاه از حکومت بر مردم به نوکری برای مردم بود و اگر قرار بود صرفاً با شعار مبارزه با فساد رأی آوری حاصل گردد. (در عین آنکه منکر تأثیر آن نمی باشیم.) آقای دکتر توکلی می بایست در دو دوره رقابت با آقای هاشمی و آقای خاتمی برنده رقابت انتخاباتی می شد.
پاسخ 4- ج: این یک شیوه بدیع است و به اصطلاح یک سنت سیئه، اگر منظور از شیوه بدیع طرح مسئله فساد می باشد، همانگونه که اشاره فرموده اید اولین بار در سال 72 در انتخابات ریاست جمهوری این شیوه توسط جناب دکتر توکلی به کار گرفته شد، و اگر منظور از شیوه بدیع بیان مصادیق است یعنی بند 4- د: همانگونه که اشاره فرموده اید نظر صائب همان است که مقام معظم رهبری در خصوص روش طرح مصادیق فرمودند و اگر نظر ولایت آن است که طرح مصداق اشتباه بوده قطعاً اشتباه بوده، گرچه ناگفته نماند که معظم له در همان خطبه اشاره فرمودند که کسی خود این آقایان را متهم به فساد نکرده و آنچه مطرح شده وابستگان به آنهاست که در همین حد هم جائز ندانستند.
پاسخ 4-هـ و 4-و: ایشان در روش دچار خطا شده است و روش آقای دکتر توکلی یک مصداق صحیح از مبارزه با فساد می باشد.
اولاً جنابعالی از حد ارادات شخصی ام به آقای دکتر توکلی اطلاع دارید. معهذا لازم است عرض کنم بهتر این بود که شعارهای انتخاباتی جناب آقای دکتر توکلی را در سال 80 در رقابت با آقای خاتمی مرور می کردید، آنچه که انصافاً در شعارهای تبلیغاتی ایشان مطرح شده است، به مراتب سنگین تر و تندتر از شعارهای تبلیغاتی احمدی نژاد و هواداران انتخاباتی ایشان بوده است. شعارهائی از قبیل «جمهوری دوم» که مفهوم آن روشن است و نیاز به توضیح و اطاله کلام ندارد.
ثانیاً گاهی اوقات عدم تعیین مصداق گرچه، بار حقوقی ندارد ولی کلی گوئی و بیان یک ناهنجاری اجتماعی و یک شعار تازه برحق مانند تقابل با «رانت خواری» یا تقابل با «نفوذ آقازاده ها» چنان تأثیر کلیدی در اذهان اجتماعی دارد که خود جامعه به تعیین مصداق مشخص سریعتر از آنکه بخواهد اسمی برده شود می پردازد. به نظر می رسد کسانی که خود روزگاری طلایه دار این شعارهای بر حق بوده اند و جامعه هم خود مصداق را تعیین کرده است نبایستی تمامی بار روانی مبارزه با فساد را بر کسی خراب کنند که بنا به تشخیص فردی خود در این عرصه ورود کرده است، جنابعالی در چند جای این نوشتار سخن از عبارات تهمت و اتهامات برده اید. هر کس که از حقیقت ماجرا بی اطلاع باشد تصور می کند در این میان بیگناهانی مظلوم واقع شده اند و مجرم اصلی آقای احمدی نژاد است، در حالی که هم من و هم شما می دانیم که واقعیت قضیه چیز دیگری است.
در متن مقاله شما به اینکه چرا «آقای احمدی نژاد در طرح اتهامات خود تا آنجا پیش رفت که در چندین مناسبت این افراد را با همانندخوانی نمونه های معروف تاریخ اسلام چون طلحه و زبیر ... به شدت مورد انتقاد قرار داد. به این طریق آقای احمدی نژاد با تبلیغاتی پر حجم، بی پرده و البته بی سابقه سعی نمود که خود را به عنوان جدی ترین نامزد مبارزه کننده علیه فساد به عموم مردم معرفی نماید.»
جناب آقای مهندس نحوی، برادر عزیز و گرامی:
اولاً این مقایسه، یک مقایسه صددرصد درستی است. ثانیاً اگر آقای دکتر توکلی همین عبارات را به کار می برد، باز هم قضاوت شما این بود که ایشان به انگیزه یکه تازی در میدان رقابتی انتخابات دهم از مبارزه با فساد دم می زند. کما اینکه ایشان تعابیر تندتر از این هم بکار برده اند و تعابیر بر حقی بوده و در آستانه انتخابات و حتی در رقابتهای تبلیغاتی، بیان شده است و به تعبیر آن ضرب المثل: بائی تجرو بائک لا تجر؟
اگر فرموده مولا امیرالمؤمنین علی (ع) را که انظر الی ما قال و لاتنظر الی من قال را بپذیریم در کلام آقای احمدی نژاد بجز بخشی که مقام معظم رهبری در بحث تعیین مصداق اشاره فرمودند هیچ نکته انحرافی و یا انگیزه قابل اثبات غیرالهی دیده نمی شود.
ثالثاً فرموده اید «هدف ایشان این بوده که خود را به عنوان جدی ترین نامزد مبارزه کننده علیه فساد به عموم مردم معرفی نماید.»
به نظرم این یک حقیقت اجتماعی است که مردم ما قبل از آنکه آقای احمدی نژاد بخواهد آنرا تبلیغ کند (که اگر هم می کرد هیچ اشکالی بر او وارد نبود، کما اینکه بر آقای توکلی هم وارد نیست)، خودشان دریافته اند، حقیقت انتخابات دهم این بود که مراکز عظیم ثروت داخلی و قدرت جهانی پشتیبان یکی از کاندیداهای رقیب بوده و هستند و آقای احمدی نژاد طلایه دار جدی مبارزه با فساد در مقایسه با سه کاندیدای دیگر از دیدگاه مردم می باشد. طبیعی است وقتی توده های مستضعف و متدین و رنج کشیده مردم حجم تبلیغات و هزینه های خاص نامزدی را می بینند و از طرف دیگر سلوک شخصی و رفتار تبلیغاتی احمدی نژاد را بررسی می کنند به این باور خواهند رسید که چه کسی ظرفیت مبارزه با فساد را دارا می باشد.
5. انتقاد پنجمی که به نوشتار شما وارد است، استفاده از همان روشی که خود تحت عنوان اتهام به اشخاص و عدم ارجاع به مراجع قانونی از آن یاد می کنید، می باشد. آنجا که اشاره کرده اید «قاعدتاً انتظار می رفت که نام برخی افراد وابسته به حامیان ایشان که شایعات بسیاری در خصوص مفاسد مالی متوجه آنهاست نیز بدون اغماض طرح می گردید.»
جناب مهندس، اگر طرح نام اشخاص خطاست که این خواسته شما هم که نام نزدیکان به حامیان ایشان باید برده شود نیز خطاست و اگر کلی گوئی و بیان اینکه در افراد وابسته به حامیان ایشان انسانهای فاسد وجود دارند (که به اعتقاد اینجانب از تعیین مصداق هم بدتر است چون دایره اتهام را به همه حامیان تسری می دهد و همه مؤمنین و انسانهای پاکی که در بین وابستگان و حامیان ایشان هستند را در دایره اتهام فساد قرارمی دهد) به نوعی تسری در تهمت است و آن هم خطاست. بهر حال به نظر می رسد آنچه که همه ما محتاج آن هستیم انصاف در قضاوت ها خصوصاً در مورد اشخاصی است که ممکن است به عملکردشان انتقاد داشته باشیم. «یا ایها الذین امنوا لایجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی» از اطاله کلام خود عذرخواهی می کنم. سالم وشاداب باشید.
سید مهران حریرچیان
13 رجب 1430
15 تیرماه 1388