تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۰۲۰
اشاره: موفقیت‌های جمهوری اسلامی ایران در عملیات بزرگ کربلای 5 و احتمال پیروزی نظامی قریب‌الوقوع آن، دنیا را به این نتیجه رساند که راههای به پایان رساندن جنگ را با تصویب قطعنامه 598 هموار سازد، قطعنامه‌ای که در آن برای اولین بار به نظرات ایران توجه شده بود. در آستانه سالروز این نبرد عظیم، مقاله حاضر به مرور و ارزیابی روند نظامی این عملیات می‌پردازد.

ارزیابی عملیات:
عملیات کربلای 5 ضمن تثبیت موقعیت برتر سیاسی ـ نظامی جمهوری اسلامی که با فتح فاو حاصل شده بود، به لحاظ پیشروی در زمین منطقه شرق بصره و نزدیک شدن رزمندگان اسلام به شهر بصره و قرار گرفتن این شهر در برد توپخانه، قوای جمهوری اسلامی ایران را در برابر حملات وسیع دشمن به شهرها و مردم بی‌دفاع، از موقعیت مناسبی برخوردار کرد تا با عملیات بازدارنده و اجرای آتش پرحجم توپخانه و کاتیوشا روی شهر بصره، عراق را از ادامه حملات به شهرها منصرف نماید. علاوه بر این، درهم شکستن قویترین استحکامات دشمن در این منطقه، حاکی از توانمندی رزمندگان اسلام و ناتوانی دشمن در مقاومت و بازپس‌گیری مناطق تصرف شده بود. ضن اینکه انهدام وسیع ارتش عراق، از جمله ویژگیهای عملیات کربلای 5 بود که در ابعادی حتی غیرقابل مقایسه با عملیاتهای گذشته صورت گرفت.
انهدام دشمن در کربلای 5، به مراتب بیش از والفجر 8 بود، به گونه‌ای که حتی تحلیلگران غرب، ناچار از اعتراف به گوشه‌ای از این مسئله شدند. انهدام دشمن موجب شد، علی‌رغم اینکه زمین شلمچه از ارزشمندی قابل ملاحظه‌ای در زمینه سیاسی ـ نظامی برخوردار بود، دشمن حفظ نیرو را بر حفظ و یا بازپس‌گیری مناطق تصرف شده، ترجیح دهد. علاوه بر آمار و ارقام نتایج عملیات، از حیث ضربات وارده بر ماشین نظامی عراق (نیرو و امکانات) که در جدول انتهای همینه گزارش خواهد آمد، نکات بارزی در عملیات کربلای 5 وجود داشته، که در زیر، با رعایت اختصار، به مواردی از آنها اشاره می‌شود:
الف‌ـ غافلگیری دشمن
غافلگیر شدن دشمن در منطقه حساس و با ارزشی چون شلمچه، با وجود اشراف کامل بر منطقه، از بارزترین ویژگیهای عملیات کربلای 5 محسوب می‌شود. علاوه بر گرد و غبار و مه غلیظ روز آخر و همچنین زمان عملیات (2‌ بامداد)، عوامل اساسی دیگری در ایجاد این غافلگیری مؤثر بوده‌اند:
1- تحلیل و تصورات دشمن نسبت به تواناییهای موجود در قوای نظامی جمهوری اسلامی، جهت طراحی عملیات و سازماندهی نیروها
2- فاصله زمانی عملیات کربلای 5 با کربلای 4:
عملیات کربلای 5 تنها پس از گذشت 15 روز از عملیات کربلای 4، آغاز شد. فاصله زمانی یاد شده، در مقایسه با گذشته جنگ، بیسابقه و منحصر به فرد است.
3- خودداری از انجام عملیات اصلی در منطقه شرقی بصره در سابق:
انصراف جمهوری اسلامی از انجام عملیات گسترده و اصلی در شرق بصره، پس از رمضان، نقشی در تلقی و تصور دشمن، نسبت به عملیات کربلای 5، داشت و دشمن تصور نمی‌کرد که منطقه شلمچه، آن هم به عنوان عملیات گسترده، موردنظر جمهوری اسلامی قرار بگیرد.
4- استحکامات دشمن:
چنانچه اشاره شد، شلمچه به منزله یکی از قویترین دژهای دشمن، محسوب می‌شد و این، برای حاکمان بغداد و ارتش عراق، به معنی دیواره‌های غیرقابل نفوذ، تلقی می‌شد. و همین اعتماد بیش از اندازه نسبت به منطقه، تأثیری بسزا در غافلگیری دشمن داشت.
ب‌ـ استقامت و فداکاری رزمندگان
مقاومت و ایستادگی نیروها در مقابل حجم شدید آتش توپخانه، ادوات، بمبارانهای هوایی، و... در نگهداری دستاوردهای عملیات کربلای 5، فوق‌العاده زیاد و غیرقابل تصور بود. عزم راسخ به توسعه سرپل گرفته شده در شلمچه و حفظ آن، باعث شده بود برادران هرگونه سختی را به جان و دل بخرند. 45 گردان توپخانه دشمن، نقطه به نقطه شلمچه را تحت پوشش خود داشت؛ ولی این هرگز به روحیه بالای نیروهای بسیجی خللی وارد نمی‌کرد. فرمانده لشکر 8 نجف، در گزارشی به فرماندهی کل سپاه، روحیه برادران رزمنده را این‌گونه توصیف می‌کند:
«روحیه بچه‌ها بی‌سابقه است؛ هیچ وقت این طور نبوده، بسیجیها از گرد و غبار سیاه شده‌اند، ولی می‌ایستند.»
فرمانده لشکر 32 المهدی نیز در همین رابطه می‌گوید:
«خدا شاهد است تا به حال اینچنین روحیه‌ای را در نیروها ندیده بودم... قبلاً در جاهایی که آتش دشمن شدید بود، به محض زخمی یا شهید شدن یک رزمنده سریعاً برای تخلیه کردن او داوطلب حاضر می‌شد، ولی در اینجا به هرکس می‌گفتیم که برای تخلیه مجروحین کمک کنید، می‌گفتند: نیروهای تخلیه مجروح هستند، من رزمنده‌ام، آمده‌ام بجنگم.»
ج- تراکم آتش دشمن و خودی
پس از گذشت چند روز از عملیات، دشمن که خود را پیدا کرده و فلشهای اصلی عملیات را پی برده بود، اکثریت یگانهای توپخانه خود را وارد منطقه کرد (بیش از 45 گردان)، و بدون هیچگونه محدودیت، به ریختن آتش در منطقه، اقدام کرد. شدت آتش دوطرف درگیر در منطقه، به حدی بود که تا گذشت چندین ساعت از روز (به خاطر ادامه اثر سردی هوا)، از سنگینی کار ناشی از سوختن باروت، فضای منطقه همچنان تیره و تار بود. به طوری که هواپیماهای خودی و دشمن، در ساعات اولیه، از دید کافی برخوردار نبودند. مقدار گازهای موجود در هوا، به حدی زیاد بود که تنفس را مشکل می‌ساخت. اظهارات فرمانده لشکر 33 المهدی، در مورد آتش موجود در منطقه، به خوبی گویای مطالب فوق است:
«اینطور آتش، من تا به حال ندیده بودم... جنگ اینجا تماشایی است... قوطی کنسرو روی زمین سالم نمانده! من نمی‌دانم اینجا چقدر برای دشمن اهمیت دارد! یک سرمایه کلانی روی نهر جاسم گذاشته است. اینقدر آتش می‌ریزد که اسرا را هم نمی‌شود آورد عقب؛ تلف می‌شوند...».
متقابلاً، آتش خودی نیز همچون عملیات فاو، حجیم و متمرکز بود و با توجه به نقطه ضعفی که ما از عراق سراغ داشتیم (اتکای به جاده‌های ارتباطی)، با آتش دیده‌بانی شده خود، تلفات غیرقابل جبرانی بر آنها وارد کردیم.
د‌ـ سرعت عمل در گرفتن جای پا، سرعت عمل در شکستن خط
عامل اصلی موفقیت سپاه در عملیات کربلای 5، سرعت عمل یگانهای خط‌شکن در شکستن خط و گرفتن دو سرپل استراتژیک در غرب کانال ماهی و شمال پنج ضلعی بود. به عنوان نمونه، لشکر 41 ثارالله که 4 رده دفاعی دشمن را در مقابل خود داشت، پس از شکستن هر رده، بدون اینکه به پاکسازی کامل آن بپردازد، بنابر ضرورت تصرف سرپل، در غرب کانال به پیشروی خود ادامه داده، در کمال ناباوری دشمن، در همان اوائل صبح (ساعت 5،4) موفق به عبور از پل و گرفتن جای پا در غرب کانال ماهی شد.
گرفتن جای پا در پنج ضلعی شلمچه توسط لشکر 19 فجر و 31 عاشورا نیز همین وضع را داشت. در توسعه و گسترش جای پا و تداوم عملیات نیز از این‌گونه حرکات، بکرات از یگانها دیده شد. حرکت لشکر 105 قدس در بوارین، لشکر 8 نجف در نهر هسجان و... از این نمونه‌اند.
ه‌ـ عبور یگان از یگان
گاه، محدودیت زمین منطقه عملیاتی و تعداد زیاد یگانهای عمل‌کننده، حکم می‌کند که تعدادی از یگانها نقش خط‌شکن را داشته، تعدادی دیگر، با عبور از آنها، به گسترش و توسعه جای پای گرفته شده بپردازند. عملیات کربلای 5، در این زمینه ـ در طول جنگ ـ از جایگاه ویژه برخوردار است.
مسئله «عبور» در کربلای 5، در کلیه سطوح «(قرارگاه از قرارگاه)، (یگان از یگان) و (گردان از گردان)» به نحو احسن صورت پذیرفت. مسئله‌ای که بعضاً در مواقع عادی با مشکلات زیادی همراه است، در این عملیات، براحتی انجام می‌شد. اکتفا نکردن به خط حد تعیین شده، استفاده مشترک از امکانات ترابری، بهداری و...، هدایت مشترک عملیات، به یاری هم شتافتن در موقع نیاز و... از عوامل مهم امکان عبور بلااشکال یگانها از یکدیگر، در عملیات کربلای 5، بود.
نمونه بارز این مسئله را می‌توان در عبور لشکر 25 کربلا از لشکر 41 ثارالله در غرب کانال ماهی مشاهده کرد.
و‌ـ انعطاف‌پذیری در طرح مانور (استفاده از اصل موفقیت در عملیات)
کلیت مانور تعیین شده در عملیات کربلای پنج، با آنچه در عمل به وقوع پیوست، نزدیکی زیادی داشت، اما در جزئیات مانور، بنا به شرایط پیش آمده در عملیات و برخوردهای گوناگون دشمن، تغییرات زیادی رخ داد. این تغییرات، هرچند از نظر مقدار آمادگی یگان، توجیه نسبت به زمین، وضعیت عقبه و... مشکلاتی را برای یگانها ایجاد می‌کرد، ولی وجود انعطاف‌پذیری در یگانها باعث می‌شود ما از اصل «استفاده از موقعیت»، بخوبی سود برده، در جاهایی که دشمن را دارای نقطه ضعف می‌دیدیم، با وارد کردن یگان جدید، به توسعه و گسترش موفقیتهای خود بپردازیم و یا بالعکس، در جاهایی که توان دستیابی به اهداف خود را نداشتیم، با وارد کردن یگان جدید به منطقه، نسبت به رفع مشکل اقدام کنیم.
ز‌ـ زدن به عقبه و جناح دشمن

عملیات کربلای 5، همچون عملیات گذشته، نشان داد که نیروهای خودی، هرگاه به جناح و عقبه دشمن بزنند، کار با موفقیت همراه خواهد بود. ویژگی خاص منطقه و پدافند رده‌های دشمن به طرف شرق، به ما حکم می‌کرد که از شمال به پشت دشمن بزنیم. موفقیت در تصرف سرپل غرب کانال ماهی، تصرف سرپل در شمال پنج ضلعی، سقوط بوارین، سقوط خط الدوئیجی، سقوط مقرهای فرماندهی دشمن، باز شدن جاده شلمچه و... همگی نتیجه ضربه زدن از جناح به عقبه دشمن بوده است.
ح‌ـ ابتکارات ویژه یگانها
ابتکارات ویژه یگانهای سپاه در طرح مانورهای پیچیده، اکثراً خارج از تصور و ذهن کلاسیک فرماندهان نظامی دشمن است و همین امر، باعث سردرگمی و تزلزل دشمن در مواجهه با چنین طرحهایی است.
آمار تلفات و ضایعات دشمن در کربلای 5:
الف) در مجموع، قریب دو ماه درگیری بی‌وقفه در شرق بصره (از شروع عملیات کربلای 5 (20/10/65) تا پایان عملیات تکمیلی (15/12/65) ضربات جبران‌ناپذیری بر ارتش عراق وارد آورد؛ به طوری که عراق مجبور شد برای رفع این صدمات، سریعاً دست به بازسازی یگانهایش بزند.
ب) آخرین آمار انهدام نیروی دشمن تا پس از عملیات تکمیلی کربلای 5 (20/12/65) به شرح زیر است:
ـ 132 تیپ زرهی، مکانیزه، نیروی مخصوص و پیاده، وارد منطقه شده، با رزمندگان اسلام درگیر شدند.
ـ 55 تیپ زرهی، مکانیزه، نیروی مخصوص و پیاده، به طور 100% منهدم شده و از منطقه خارج شدند.
ـ 67 تیپ زرهی، مکانیزه، نیروی مخصوص و پیاده به طور 50% منهدم شدند.
ـ حداقل 35% ارتش عراق در این عملیاتها منهدم شد، که این، دو برابر تلفات دشمن در عملیات والفجر 8 است.
ـ حدود 30 هزار نفر از ارتش عراق کشته شدند، که از این عده، 1500 نفر افسر، 5000 درجه‌دار، و مابقی سرباز بوده‌اند، که حداقل، 20 فرمانده تیپ، 70 فرمانده گردان و بیش از 200 فرمانده گروهان، در بین کشته‌شدگان بوده‌اند.
ـ حدود 70 تا 80 هزار نفر از پرسنل دشمن مجروح شدند، که حداقل، 10 هزار نفر از آنها معلول و به طور کلی از رده خارج شدند.
ـ تعداد 2650 نفر از حداقل 85 یگان دشمن، به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند.
انهدام ارتش عراق در این عملیات تنها با عملیات رمضان و عملیات والفجر 8 قابل مقایسه است. از جنبه فروپاشی ارتش عراق نیز، عملیات کربلای 5 را می‌توان با عملیات‌های فتح‌المبین و بیت‌المقدس مقایسه کرد. تلفات ارتش عراق در عملیات کربلای 5 به اندازه‌ای بود که جلال طالبانی، رهبر اتحادیه میهنی کردستان گفت: «خبری به دست ما رسید که فرمانده سپاه یکم عراق گفته است: «ما در عملیات کربلای 5 بیش از 50 هزار تن تلفات داشته‌ایم».»
جنبه مهم دیگر این عملیات، غلبه ابتکار عمل سپاه بر اندیشه و قدرت نظامی عراق بود. همچنین در این عملیات فرماندهان بزرگی همچون، حسین خرازی فرمانده لشکر 14 امام حسین(ع) و شهید اسماعیل دقایقی فرمانده لشکر بدر به شهادت رسیدند. به علاوه حجت‌الاسلام عبدالله میثمی روحانی مجاهد و عارف (از دفتر نمایندگی امام(ره) در سپاه) که در سخت‌ترین شرایط، رزمندگان و فرماندهان را یاری می‌کرد به شهادت رسید.