سال 2005 میلادی، به چند دلیل سالی بسیار خوب برای دولت جرج بوش رییس جمهوری آمریکا بود که مهمترین آن شاید این باشد که هیچکس در این کشور به بیماری آنفلوآنزای مرغی و یا جنون گاوی مبتلا نشد. به غیر از آن، شاید کلمه کلیدی برای شرح وضعیت دولت بوش در سال 2005 کلمه مصیبت باشد. مصیبتهای طبیعی چون توفان و سیل، مصیبتهای سیاسی چون ناتوانی در جلوگیری از ناآرامیهای خونین درعراق، ناتوانی، آشفتگی و اشتباهات فاحش در کمکرسانی به مردم توفانزده و سیلزده و صدور کیفرخواست علیه عدهای از مقامهای ارشد دولتی به دلایل فساد مالی از این جمله هستند. همچنین به این فهرست طولانی باید موارد دیگری چون رشوهخواری، افشا کردن نام یکی از ارشدترین جاسوسان با سابقه سیا به خاطر نزاعهای حزبی و مخالفت سیاسی همسر وی با لشکرکشی به عراق، افشای وجود زندانهای مخفی سیا در کشورهای اروپایی، آسیایی و آفریقایی برای نگهداری و بازجویی و شکنجه افراد ربوده شده توسط ماموران سیا در کشورهای مختلف و سرانجام رسوایی جاسوسی داخلی علیه شهروندان آمریکایی را نیز افزود. سال 2005 برای جرج بوش سال ناشکیبایی فزاینده مردم آمریکا نسبت به ادامه جنگ، افزایش قیمت نفت و گاز، ویرانی ناشی از توفان کاترینا، شکست طرحهای دولت برای اصلاح نظام بیمه اجتماعی نیز بود. بوش سال 2005 و دومین دور چهار ساله ریاست جمهوری خود را با وعدههای فراوان و امیدبخش آغاز کرد. او در سخنرانی افتتاحیه دومین دور ریاست جمهوری خود در دی ماه سال گذشته گفت: "من این سرمایه سیاسی را در مبارزات انتخاباتی به دست آوردهام و اکنون قصد دارم تمام آن را خرج کنم." بوش سپس فهرستی طولانی از برنامههای خود را ارایه کرد که ازجمله شامل اصلاح بیمه اجتماعی، اصلاح نظام مالیاتی، اصلاح نظام آموزشی، پیشبرد اقتصاد، ادامه جنگ علیه دهشت افکنی و پیروزی مطلق در آن بود. اما در پایان سال 2005 برنامه طولانی بوش فقط به سه مورد تلاش برای پیروزی در عراق، تلاش برای پیشبرد اقتصادی و تحت فشار گذاشتن کنگره برای تصویب لایحه بودجه دولت محدود شد. نرخ موافقت مردم با عملکرد او در پایان سال 2005 در پایینترین سطح آن طی پنج سال ریاست جمهوری وی قرار داشت. مرور تحولات سال 2005 در آمریکا نشان میدهد که این سال، بدترین سال کاری برای دولت جرج بوش بود. در آغاز سال، بعید به نظر میرسد که چهره او تا این حد خدشهدار شود. بوش با پشت سر گذاشتن ناموفقترین سال کاری خود درکاخ ریاست جمهوری امیدوار است که، سال 2006 به دوران سیاسی موفقتری برای او تبدیل شود. او در دی ماه سال گذشته هنگام انتخاب مجدد به مقام ریاست جمهوری، اطمینان داشت که به عنوان رهبری که پس از حملات 20 شهریور 80 علیه دهشت افکنی اعلام جنگ کرد، نامش درتاریخ آمریکا ثبت خواهد شد.
بوش تصور کرد که، نام او به عنوان سیاستمداری ثبت خواهد شد که اصلاحات بنیادی در مورد قانون مالیات و نظام تامین اجتماعی آمریکا را آغاز کرد. وی در سخنرانی شروع دومین دور ریاست جمهوری خود قول داد که روابط آمریکا را با متحدین سنتی آن یعنی کشورهای اروپایی بهبود بخشد، به گسترش "مردمسالاری" در "کشورهای آزاد شده" بپردازد، چهره آمریکا را در دنیای خارج بهبود بخشد و از اشاعه سلاحهای هستهای در جهان جلوگیری به عمل آورد. یک سال پیش به سختی امکان داشت که بتوان باور کرد چهره رییس جمهور آمریکا تا این حد خدشهدار شود. اکثر مردم آمریکا، جمهوریخواهان و مقامات عالی رتبه آمریکایی نسبت به واگذاری نظام تامین اجتماعی کشور به بخش خصوصی واکنش بسیار منفی از خود نشان دادند. بوش، با وجود سفرهای تبلیغاتی به چند ایالت آمریکا، نتوانست حمایت مخالفان خود را در این زمینه جلب کند و در نتیجه ناگریز شد این ابتکار خود را که تصور میکرد به مهمترین تصمیم سیاسی برای نسلهای آینده مردم آمریکا تبدیل خواهد شد، کنار بگذارد. واکنش دولت آمریکا به عواقب توفان ویرانگر کاترینا به شکست جدی دیگری برای جرج بوش تبدیل شد. این توفان شهر نیواورلئان را به طور کامل به زیر اب فروبرد و هزاران نفر را با فقدان مواد غذایی و دارویی مواجه کرد. گزارشهای تلویزیونی در مورد غارتگری، اجساد پراکنده در خیابانهای شهر، افراد رها شده در یک استادیوم ورزشی سرپوشیده آن هم در به اصطلاح قدرتمندترین کشور جهان، جهانیان را تکان داد.
سیاستمداران آمریکایی از کمکهایی سخن میگفتند که قرار بود از طرف ارتش برای آنها ارسال شود، از هزاران اتوبوس آماده تخلیه مردم شهر و از انبوه مواد غذایی آماده ارسال برای ساکنین مناطق توفان و سیلزده صحبت کردند. هیچ یک از آن وعدهها عملی نشد. اکثر ساکنان مصیبتزده از سیاهپوستان و طبقه فقیر آمریکا بودند که بسیاری آنها را از عوامل اصلی در بیتوجهی دولت و مردم به امر کمکرسانی دانستند. جرج بوش در طول روزهای اولیه فاجعه عملا از انظار پنهان بود و تنها سه روز پس از بروز فاجعه، ناگریز تعطیلات خود را ناتمام گذارد و به بازدید از شهر سیلزده رفت. ناتوانی غیرمنتظره مجموعه نهادهای محلی ایالتی و فدرال در کمکرسانیهای اولیه به مردم، زیانآورترین واقعه سال برای دولت بوش بود. سال 2005 از منظر روابط بینالملل نیز سال ناموفقی برای دولت بوش بود. دولت آمریکا نتوانست مذاکرات شش جانبه مربوط به برنامه هستهای کره شمالی را پیش ببرد. واشنگتن دراین سال همچنین در اجرای طرح فریب جهان برای ارجاع موضوع برنامه هستهای ایران به شورای امنیت ناموفق باقی ماند. چهره آمریکا پس از افشای رسوایی زندانیان شکنجه شده عراقی در زندانهای مخفی سیا به شدت آسیب دید. بدین ترتیب موضوع بهبود روابط بینالملل با متحدان سنتی خود به ویژه آلمان و فرانسه، پیچیدهتر شد. جنگ عراق و تعداد فزاینده تلفات نیروهای نظامی آمریکایی، همچنان به عنوان بزرگترین مشکل جرج بوش باقی ماند. بسیاری از سیاستمداران آمریکایی از جمله تعدادی از اعضای حزب جمهوریخواه مو ضوع عقبنشینی نیروهای آمریکایی را از عراق در اولین فرصت ممکن مطرح کردند. اکنون سیاستمداران آمریکایی از افزایش شمار قربانیان آمریکا در عراق در سال 2006 میلادی نگران هستند. چنانچه در سال جاری شمار سربازان آمریکایی که در عراق بخاطر اجرای سیاستهای فزونخواهانه بوش، قربانی میشوند، رو به افزایش بگذارد، در حقیقت نقش تیر خلاصی برای دولت بوش را بازی خواهد کرد. ناکامیهای دولت بوش درسال 2005 موجب نگرانیهای جدی در میان حزب جمهوریخواه حاکم شده است. انتخابات میان دورهای برای مجالس نمایندگان و سنای آمریکا در سال جاری میلادی برگزار خواهد شد. محافظهکاران از هم اکنون هراس دارند که اکثریت فعلی حزب در هر دو مجلس سنا و نمایندگان را از دست بدهند. بوش برای جبران ناکامیهای خود در سال 2005 ناگریز است سال 2006 را به حل بسیاری از مشکلات به وجود آورده، اختصاص دهد.