تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۰۳۷

محسن غرویان
نگاهی به گذشته سیاه غرب!

امروز غرب برای ما تکلیف و خط‌مشی‌ تعیین می‌کند، ما را تروریست و شرور می‌خواند، ایران را محور شرارت می‌شمارد، ما را تهدید به حمله نظامی می‌کند و قس علیهذا. و با کمال تاسف برخی از روشنفکران سیاسی و رجال فرهنگی ما نیز گویا با آنان همدل‌اند و سخنانی بر زبان جاری می‌کنند و مواضعی می‌گیرند که انگار مرعوب غربیان واقع شده‌اند و بی‌میل نیستند که دست در دست آمریکا و ایادی‌اش بگذارند و با فرهنگ و تمدن غرب امروز کنار بیایند! صاحب این قلم توصیه می‌کند برخی رجال سیاسی و فرهنگی ما اگر تاریخ غرب را نخوانده‌اند حتما بخوانند و اگر پیش‌تر مروری بر آن داشته‌اند، یکبار دیگر و بلکه مکرر آن را از سر دقت و عبرت‌آموزی مورد مطالعه قرار دهند.
تمدن غرب امروز، ادامه تمدن یونان و روم باستان است. آن زمان که پاتریسین‌ها حاکمیت را به دست داشتند و بر گروه پلبین‌ها و بردگان و بندگان حکومت می‌کردند، اندیشه حاکمان سیاسی غرب، چیزی جز ستم و زورگویی و قساوت نبود. قوانینی که در غرب باستان از سوی سنای جمهوری پاتریسین‌ها وضع می‌شد، بر نابسامانی‌های نظام طبقاتی روز به روز می‌افزود و زمینه‌ نبردهای طبقاتی را بیشتر فراهم می‌ساخت. نظام سیاسی غرب از گذشته‌های دور، نظام امپریالیستی و استکباری بوده و اینک نیز همان ماهیت را داراست. روحیه استعمارگری، استثمارگری و قدرت‌طلبی در مقابل ملل دیگر جهان، جزء ذات و ماهیت حاکمان مغرب‌زمین بوده و هست. باید تاریخ غرب را ورق زد و با دقت خواند و نقطه‌های سیاه پرونده حاکمیت ننگین سیاستمداران اروپا و آمریکا را آفتابی کرد.
آیا روشنفکران سیاسی ما که بعضا امروزه دلباخته و شیفته آشتی با آنان هستند می‌دانند که اسلاف همین حاکمان آمریکا و اروپای امروز در مراسم جشن و شادی خود، دو انسان برده را به جان هم می‌انداختند و به تماشا می‌نشستند تا آنجا که آن دو یکدیگر را مجروح کنند و نهایتا یکی دیگری را به قتل برساند و حاکمان بخندند؟! آیا اینان در تاریخ غرب خوانده‌اند که آبا و اجداد همین سیاستمداران امروز اروپا و آمریکا در مراسم جشن و سرور خود، برده‌ای را به جنگ و چنگ حیوانات وحشی همچون شیر یا پلنگ می‌انداختند تا در مرئی و منظر عموم با پنجه‌های آن حیوان درنده، ذره ذره شود و آنگاه آنان که بر تخت قدرت تکیه زده‌اند، لبخند بزنند؟! آیا برخی رجال وابسته و دلباخته ما نگاهی به یادداشت‌های ویل دورانت، مورخ معروف غربی در "تاریخ تمدن"‌اش انداخته‌اند که می‌گوید آبا و اجداد همین حکمرانان امروزین غرب، زنجیر به قوزک پای بردگان و بندگان و کارگران خود می‌بستند و شب‌ها آنان را در سیاهچال‌ها زندانی و سخت‌ترین شکنجه‌ها را در مورد آنان اعمال می‌کردند؟!
آیا برخی چهره‌های سیاسی ما در تاریخ تمدن و فرهنگ غرب خوانده‌اند که پیشینیان دولتمردان امروز آمریکا و اروپا گرفتار همجنس‌بازی و آمیزش با حیوانات بوده‌اند؟ آیا خوانده‌اند که باستان‌شناسان وقتی به بقایای شهر پمپی ایتالیا در زیر خروارها خاکستر در مجاورت کوه‌های آتشفشان دست یافتند، آثار شنیع‌ترین و زشت‌ترین مفاسد جنسی و اخلاقی را در تصاویر و مجسمه‌های آنان مشاهده نموده‌اند؟!
چرا ما اینک در برابر غرب و تمدن غربی، مرعوب و منفعل باشیم؟ تاریخ گذشته، چراغ راه آینده است و باید از مطالعه تاریخ گذشته، مسیر آینده خود را انتخاب کنیم. مطالعه تاریخ صرفا برای نقل نیست و نباید باشد! تاریخ را باید تحلیل کرد و به فرمول‌ها و مکانیسم‌های تحولات اجتماعی درگذر تاریخ دست یافت. لذا از دیدگاه نگارنده، امروز غرب‌زدگی برای همگان به خصوص رجال فرهنگی و سیاسی ما حرام است، اما غرب‌شناسی، واجب!
بیایید یکبار دیگر تاریخ مغرب زمین را از سر دقت و عبرت‌آموزی بخوانیم و عبرت بگیریم! والسلام