تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۰۴۹

حسن چشمی
چهارشنبه گذشته سومین وزیر پیشنهادی رییس‌جمهور به مجلس شورای اسلامی معرفی شد و نمایندگان مجلس برای سومین بار به وزیر پیشنهادی رای عدم اعتماد دادند و این وزارتخانه مهم همچنان بدون وزیر ماند. اینک این سوال برای همگان به وجود آمده که چه موضوعی وجود دارد که پس از معرفی سه وزیر پیشنهادی و با گذشت بیش از سه ماه از دولت جدید، رییس‌جمهور نتوانسته فردی را به مجلس برای تصدی پست وزارت معرفی کند که بتواند رای اعتماد بگیرد. در طول 27 گذشته و در دولت‌های قبل سابقه نداشته است که وزارتخانه‌ای تا سه نوبت و با چنین وضعی روبه‌رو باشد و در سه مرحله جواب نه از مجلس بگیرد. جای تامل است چرا هر بار که از سوی رییس‌جمهور گزینه‌ای که برای تصدی وزارت نفت به مجلس معرفی کرده است. همان طور که دیدیم معرفی سعیدلو، واکنش‌های شدیدی را علیه ایشان از سوی نمایندگان به دنبال داشت مبنی بر این که وی در حد پست وزارت نفت نیست. پس از آن محصولی دومین فرد معرفی شده بود که اعتراض‌هایی را به همراه داشت از نگاه نمایندگان محصولی علاوه بر این که محصولی فردی بی‌تجربه در صنعت نفت است اتهام کسب ثروت با استفاده از موقعیت شغلی را داشته است. محصولی با مشاهده چنین وضعی پیش از رأی‌گیری مجبور به انصراف شد. بنابراین واکنش‌های اعتراض‌آمیزی که در خصوص محصولی و سعیدلو بود باعث شد که مجلسیان آن‌ها را مردود اعلام کنند. به نظر می‌رسد اعتراض و ایرادی که به گزینه سوم رییس‌جمهور وارد شد جدا از همه مسایل بیش‌تر جنبه سیاسی داشت برخی اظهار می‌کردند که تسلطی تابعیت آمریکایی دارد و دو فرزندش در انگلیس مشغول تحصیل‌اند و ایشان اقامت دایم در آمریکا را دارد. هر چند گذشت از این مساله که سه گزینه رییس‌جمهوری از نظر مجلس مردود شده است. جای تحلیل دارد که باید عنایت داشت چه آیتم‌هایی در نظر مجلسیان وجود دارد که به این گزینه‌ها نه گفته‌اند، جالب این جاست همان مجلسی امروز به گزینه‌های رییس‌جمهور رای اعتماد نداده که از موافقان و متحدان او هستند. اهمیت این موضوع از این جهت مهم به نظر می‌رسد که چه استدلالی پشت این قضیه است که نمایندگان روی انتخاب آن وسواس به خرج می‌دهند. این طبیعی است که وزارت نفت به عنوان منبع اصلی تولید ثروت کشور به حساب می‌آید و حساسیت نشان دادن روی این وزارتخانه امری طبیعی است اما چه فردی می‌تواند رهبری این پست را بر عهده گیرد و چه ویژگی‌هایی داشته باشد که از این منبع تولید ثروت به خوبی محافظت کند. باید به شکل جدی روی گزینه‌های معرفی شده کار شود و از زوایای مختلف مدیریت، دانش و تجربه نگاه شود. مدیریت چنین وزارتخانه‌ای که چشم امید کشور محسوب می‌شود کاری سخت پیچیده است. بنابراین مجلس به سه گزینه احمدی‌نژاد رای عدم اعتماد داد و همچنان نفت را در ابهام فرو برد. حال جای این سوال است که چه منطقی پشت این موضوع است آیا تصمیم مجلس مبارزه با مافیای نفتی است یا این که مافیای نفتی نمی‌خواهند هر فردی تصدی این وزارتخانه را بر عهده گیرد بر اهمیت موضوع نفت از آن موقع افزوده شد که بحث بردن پول نفت بر سر سفره مردم مطرح شد. چنانچه مافیای نفتی که امروزه ملکه ذهن همگان شده است بخواهند با این جریان که نفت باید در سیطره خودشان باشد مقابله کنند قطعا موضوع پیچیده‌تر خواهد شد. اگر نیت مجلس مبارزه با مافیای نفتی است باید در معرفی گزینه نفت کمک کنند و واقعیت‌ها را با استدلال و منطق بیان کنند. به نظر می‌رسد رد شدن سه گزینه مذکور از سوی مجلس مهم و درس‌آموز می‌باشد به همین خاطر جای دارد که رییس‌جمهور و مجلس به صورت جدی و عمیق روی مساله وزارت نفت که چه کسی باید عهده‌دار این پست شود تلاش کنند و با مطالعه دقیقی روی فردی که می‌خواهد هدایت این وزارت مهم را به عهده گیرد زمینه را برای معرفی وزیر نفت و رای اعتماد بالا به وی فراهم آورد.