نعمت احمدی/ وکیل دادگستری و عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران
دنیای امروز، دنیای کارشناسان و نظریه پردازان است.
احزاب سیاسی در کشورهای مختلف با تکیه بر جایگاه خود با استفاده از نفوذ حزبی و سیاسی به جمع بندی نظریات راهبردی برای چگونگی اداره مملکت میرسند. عضو حزب بودن در جوامع پیشرفته به معنای قبول راهکار احزاب برای اداره بهتر جامعه میباشد و پرداخت حق عضویت در واقع هزینهای است که مردم برای تأمین هزینههای استراتژیکی حزب دلخواه خود میپردازند. در ایران هم جای احزاب و هم جای دفاتر مطالعاتی که استراتژی اداره کشور را ترسیم کنند خالی است و بار این خلأ شیوه اداره جامعه را روزنامهها بر دوش میکشند. با کشف این واقعیت روزنامه «اسلام» در برههای از تاریخ سیاسی ایران متولد شد که خلأ تئوریک احزاب سیاسی کاملاً ملموس بود. آیت ا... موسوی خوئینیها با درک صحیح سیاسی از فضای به وجود آمده درصدد برآمد تا دفتر استراتژی سیاسی راهبردی اداره مملکت را با راهاندازی روزنامهای سیاسی بازگشایی نماید و روزنامه سلام پایگاهی شد تا نظریات سیاسی نظریه پردازان شیوه نوین اداره جامعه را جمع کرده و در اختیار افکار عمومی قرار دهد.
10 سال انتشار منظم روزنامه سلام که با یک وقفه کوتاه مدت صورت گرفت با انبوه نظریات علمی در جهت اداره مملکت و ایجاد فضای باز سیاسی با راه اندازی ستون الو سلام زمزمههای خفته در سینه این و آن به این ستون کشیده شد و ملجأ و پناهگاهی شد تا مردم از نظریات صاحبنظرانی که به تناسب تخصص خود در ستون الو سلام به انتقادات و ایرادات پاسخ میدادند مطلع شوند. از طرفی روزنامه سلام شروع به تربیت کادر سیاسی برای اداره مملکت و تعیین خط مشی اداره حکومت نمود که سرانجام به حماسه دوم خرداد منتهی شد. بسته شدن روزنامه سلام با آن وضع نیز پایان خوش این روزنامه و مانع از غلتیدن در روش حمایت از یک گروه و نادیده گرفتن معایب آن شد و آیت ا... موسوی خوئینیها پایان مطلوب روزنامه سلام را با انتشار مجدد آن در تاریخ روزنامه نگاری به هم نمیریزد.
روزنامه اعتماد ملی هم درست در شرایط روزنامه «سلام» پا به عرصه وجود گذاشت و پشتوانهای مشابه روزنامه سلام ـ حجت الاسلام کروبی ـ را پشت سر دارد. اگر روزنامه منعکس کننده نظریات مجمع روحانیون مبارز بود و آقای خوئینیها عضو ارشد این مجمع، ولی روزنامه تریبون مجمع روحانیون مبارز نشد. روزنامه اعتماد ملی هم پشتوانهای به نام «حزب اعتماد ملی» و شخصیت تأثیر گذاری مانند آقای کروبی دارد و نباید خود را تریبون حزبی معرفی کند و امید است چنین باشد. روزنامه اعتماد ملی در شرایط حساسی پا به عرصه وجود گذاشت. طرفه اینکه زمانه سلام با زمانه اعتماد ملی همسویی دارد. در آن زمان مجمع روحانیون مبارز کاملاً به حاشیه رانده شده بودند و در حال حاضر اصلاح طلبان تقریباً در اداره حکومت نقشی ندارند و اگر فراکسیونی در حد اقلیت در مجلس دارند تک صدایی است که در همهمه گم میشود.
با وصف بالا روزنامه اعتماد ملی دو وظیفه عمده بر دوش دارد و باید از افراط و تفریط دوری کند، نخست اینکه همانند روزنامه سلام به کادرسازی بپردازد و خلأ تحزب در ایران را پر کند. دومین وظیفه که اساسیترین وظیفه روزنامه اعتماد ملی است از یکنواختی که مرض مزمن بیشتر روزنامههای امروز شده است دوری کند. روزنامه مانند درخت است از بدو نشای آن تا روییدن و سپس بالیدن و آن گاه ثمر دادن، به حراست و پیرایش و هرس نیاز دارد. قالب فعلی روزنامه و شیوه صفحه بندی آن و گزینش مطالب و حتی چینش آن نشان از نگاه دیگری دارد به حرفه روزنامه نگاری. دست مریزاد میگویم به مسئولان فنی روزنامه، متاسفانه در حرفه شریف روزنامه نگاری، این گروه که غذای مطبوع حس و حال را مهیا میسازند همیشه در سایه قرار میگیرند.
لوگوی «اعتماد ملی» با خط نستعلیق زیبا اثر استاد ارجمند جناب جلیل رسولی آنقدر روح نواز است که به حق به خواننده اعتماد میدهد، چینش مطالب در صفحه اول و گزینش متنوع چند مطلب که خواننده را بیاختیار به متن و داخل صفحات میکشاند دومین ممیزه روزنامه اعتماد ملی است؛ درست مانند آدم گرسنهای که به غذای دلخواه خود رسیده است، تقسیم بندی مطالب متعدد و چاپ آن با عکس صاحب مطلب که یا مطلب، خواننده را به سوی خود میکشد یا تفکر صاحب عکس که سرانجام در این مطلب چه موضوع و مساله مهمی را دنبال کرده است. باز بودن حاشیه صفحات برای مطلبی پر خواننده و به روز و اختصاص وسط صفحه به مطالب سنگین و بعضا کم خواننده از ابتکارات نو و قابل قبول روزنامه اعتماد ملی است. صفحه پایانی در واقع ویترین نهایی یا لب مطالب روزنامه اعتماد ملی با همان گزینش و چینش مطلوب است.
ستون یا نمیدانم عنوان مطلب «بیویرایش» در واقع همان کادر سازی روزنامه اعتماد ملی است؛ هر چند تا این شماره (7) مطالب افرادی با عنوان بیویرایش» چاپ شده که خود قافله سالار روزنامه نگاری و کادرسازی در دهه گذشته و بعضاً از زمانه روزنامه سلام بودهاند.
به هر صورت جای خالی روزنامه سلام را حزب اعتماد ملی و شخص آقای کروبی میتواند پر کند و این وظیفه سنگین روزنامه اعتماد ملی را بیشتر میکند در این برش خاص تاریخی از فرهنگ سیاسی ایران، خود را در نغلطیدن در افراط و تفریط به کار گیرد و با در نظر گرفتن دورنما، طلیعهای میمون همانند دوم خرداد را نوید دهد و کلام آخر آنکه به کار خود ادامه دهید. دست مریزاد. قلمتان بر حق و نفستان مستدام باد.