تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۳:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۰۶۴

پس از شکست جنبش فتح در انتخابات پارلمانی فلسطین فعالان و طرفداران این جنبش با اعتراض به نتایج به دست آمده، محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطین و سیاستهای سازشکارانه وی در قبال رژیم غاصب قدس را مسوول شکست این جنبش و عدم حماست مردم فلسطین از آنها عنوان کردند. جنبش فتح که مدتهای مدیدی است قدرت را در فلسطین در دست دارد و تاکنون همواره تمام تلاش خود را معطوف به سازش و به اصطلاح برقراری صلح با نیروهای غاصب قدس کرده است هم اکنون سیاست‏های خود را در قبال جلب حمایت مردم فلسطین شکست خورده می‏بیند، زیرا مردم فلسطین معتقدند که جنبش فتح نه تنها با امال سیاستهای صلح جویانه در عمل هیچ اقدامی برای برقراری صلح انجام نداده است بلکه با عقب نشینی در برابر دشمن غاصب فرصتهای بسیاری را برای آزادی کامل فلسطین از دست داده است. در مقابل جنبش حماس با شعار "مقاوت تا آزادی کامل فلسطین" هیچگاه از مواضع خود در قبال اسرائیل و غاصب شناختن این رژیم و حق حاکمیت فلسطین بر قدس و تمام سرزمین فلسطین کوتاه نیامده است.
در عمل نیز شاهد هستیم که عقب‌نشینی و کوتاه آمدن اسرائیل در برابر فلسطینی‏ها در برهه‏های حساس زمانی معلول مبارزه مسلحانه و مقاومت جهادی جنبش حماس بوده است. در واقع انتخابات شورای قانونگذاری فلسطین نشان داد که مردم فلسطین دیگر راهکار قدیمی صلح دروغین را که در اصل وقت کشی اسرائیلی‏ها برای مستحکم‏تر کردن منافع خود در فلسطین است، دیگر قبول ندارند و خواهان رویارویی مستقیم با دشمن غاصب هستند. از سوی دیگر مردم فلسطین اعتماد خود را به دلیل اسراف‏های فراوان تشکیلات خودگردان و جنبش فتح که وابسته به تشکیلات است، نسبت به این دو نهاد از دست داده‏اند. سفرهای مکرر محمود عباس در اوایل انتساب وی به ریاست تشکیلات خودگردان به بهانه رایزنی با سران کشورهای دیگر پیرامون مساله فلسطین و تحمیل هزینه‏های بسیار بر ملت فقیر فلسطین همچنین خرج‏های تبلیغاتی فتح و تشکیلات از مصادیق بارز اسراف کاری‏های این دو نهاد فلسطینی است. از سوی دیگر تماس‏های و رایزنی‏های مکرر تشکیلات با سران رژیم صهیونیستی، آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی این شائبه را در بین ملت فلسطین به وجود آورد که تشکیلات به رهبری ابومازن قدرت تصمیم‏گیری و اجرایی مستقل ندارد و عملا تحت فرمان آمریکا، رژیم صهیونیستی و دنیای غرب است و این مساله بر کاهش محبوبیت جنبش فتح که وابسته به تشکیلات است در بین مردم فلسطین تاثیر چشمگیر و بسزایی داشت. همچنین کشورهای اروپایی و آمریکایی و خود رژیم اشغالگر قدس که با به قدرت رسیدن جنبش حماس مواضع و منافع خود را در خطر می‏بینند سعی دارند تا با تفرقه‌افکنی میان فتح و حماسه از تشکیل دولت واحد و مستقل فلسطینی جلوگیری کنند. به عنوان مثال درخواست آمریکا از ابوزمان مبنی بر عدم کناره‏گیری وی از سمتش به عنوان رییس تشکیلات خودگردان و عدم به رسمیت شناختن حماس و مورد خطاب قرار دادن وی به عنوان نماد حاکمیت در فلسطین نمونه‏ای از این تفرقه‏اندازی‏هاست.
همچنین عدم به رسمیت شناختن حماس از سوی اکثر کشورهای اروپایی و قبول داشتن فتح و تشکیلات به عنوان قدرت حاکم فلسطین علاوه بر اینکه انتخابات دموکراتیک فلسطین که به اعتراف اکثر کشورها انتخاباتی کاملا آزاد و دموکراتیک بوده است را زیر سوال می‏برد از موارد آشکار نقض حقوق بشر مبنی ب حق رای دادن وانتخاب شدن و دخالت در امور داخلی فلسطین است و از طرف دیگر باعث ایجاد چالش و درگیری بین حماس و فتح خواهد بود. ولی سیاست هشیارانه جنبش حماس و پیشنهاد تشکیل دولت ائتلافی با فتح تا حدود بسیار زیادی این توطئه را خنثی کرده است و باید توجه داشت که در دنیای سیاست هیچ جوابی آخرین جواب نیست و به یقین رد درخواست حماس از جانب فتح آخرین پاسخ فتح به حماس نخواهد بود چرا که اگر چنین واقعه‏ای صورت پذیرد قطعا جنبش فتح جایگاه فعلی خود را نیز در میان ملت فلسطین نیز تاثیر نخواهد داشت و در واوقع نشان دهنده عدم احترام این جنبش به رای و خواسته مردم فلسطین است و آنجایی که خواسته اکثریت مردم با خواسته گروه اقلیت در تضاد قرار گیرد به قطع و یقین این خواسته مردم است که در نهایت غالب خواهد شد مگر این که جنبش فتح در برابرخواسته مردم ایستادگی کند که به هیچ وجه به نفع آنها نخواهد بود. به هر حال چه رژیم صهیونیستی، آمریکا و غرب بخواهند چه نخواهند حماس پیروز بلامنازع انتخابات و از حمایت مردمی برخوردار است و سیاست‏های این جنبش در برابر اسرائیل واضح و مشخص است و با تمام قوا در راستای تحقق شعار " مقاومت تا آزادی کامل فلسطین" تلاش می‏کند.