تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۱۶۶

حسن خیاطی
«یوکیا آمانو» دیپلمات ژاپنی روز جمعه گذشته (11 تیر ماه 1388) پس از پنج دور رای گیری بی نتیجه نهایتا در دور ششم توانست با جلب حمایت کشورهای صنعتی رقبای خود از جمله «عبدالصمد مینتی» از کشور آفریقای جنوبی را شکست داده و به عنوان مدیرکل جدید آژانس بین المللی انرژی هسته ای برگزیده شود. وی جانشین «محمد البرادعی» خواهد شد که به مدت 12 سال این سمت را برعهده داشت. قرار است این جایگزینی در آبان ماه سال جاری رسمیت یابد.
انتخاب مدیرکل جدید آژانس در این دوره با حاشیه های زیادی همراه بود. در ابتدا 2 نفر یعنی «عبدالصمد مینتی» 69 ساله از آفریقای جنوبی و «یوکیا آمانو» 63 ساله از ژاپن نامزد تصدی این پست شدند. هر کدام از این نامزدها برای تصدی پست «البرادعی» نیاز به رای دو سوم از اعضای 35 نفره شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی داشتند که در اجلاس هفتم فروردین این شورا هیچکدام از این نامزدها موفق به کسب آرا لازم نشدند و مقرر شد انتخاب مدیرکل جدید به اجلاس 11 تیر ماه موکول شود. در آستانه اجلاس 11 تیر ماه با اضافه شدن سه نامزد دیگر به این دو نفر جمع نامزدها به 5 نفر رسید. افراد اضافه شده عبارت بودند از «ارنست پتریچ» 72 ساله از اسلوونی «لوئیز آچاواری» 60 ساله از اسپانیا و «ژان پل پونسله» از بلژیک که اضافه شدن این افراد به فهرست نامزدها رقابت بر سر تصدی این پست را سخت تر و پیچیده تر نمود.
این پیچیدگی از آن سبب بود که نوع نگرش و دیدگاههای هر یک از این نامزدها و نوع نگاه آنان به فعالیتهای هسته ای صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران که در طول یک دهه اخیر به مبحث اصلی و تاثیرگذار آژانس بین المللی انرژی هسته ای تبدیل شده است رابطه کاملا مستقیمی در جمع آوری آرای اعضای شورای حکام داشت. در واقع 35 عضو شورای حکام آژانس طی سالهای گذشته به دو گروه با موضع گیری خاص خود نسبت به فعالیتهای هسته ای جمهوری اسلامی ایران تقسیم شده اند. در یک طرف کشورهای عضو جنبش عدم تعهد که نگاه مثبت تری به فعالیتهای هسته ای ایران دارند قرار گرفته اند و در طرف دیگر کشورهای غربی که دیدگاه تنگ نظرانه و استعماری نسبت به این فعالیتها دارند و سردمداری این جبهه را آمریکا برعهده دارد.
برهمین اساس اعضای شورای حکام در نشستی غیررسمی و به منظور آشنا شدن با دیدگاههای پنج نامزد مورد نظر و همچنین آگاهی از میزان حمایت کشورهای عضو از هر کدام از این نامزدها یک رای گیری انجام دادند و در این رای گیری مشخص شد «یوکیا آمانو» از ژاپن از حمایت اکثریت کشورهای غربی و «عبدالصمد مینتی» از جانب اکثریت کشورهای عضو جنبش عدم تعهد حمایت می شوند. با این وجود این حمایت ها به منزله دارا بودن اکثریت دو سوم آرای اعضای شورای حکام نبود ولی نتیجه ای که این رای گیری غیررسمی داشت منجر به کناره گیری دو تن از نامزدها یعنی «پتریچ» اسلووانیایی و «پونسله» بلژیکی گردید. در نهایت «آمانو» ژاپنی پس از کش و قوسهای فراوان در حالیکه حمایت کشورهای غربی بخصوص آمریکا را پشت سر خود داشت توانست با جلب آرا نمایندگان دو سه کشور از میان کشورهای در حال توسعه آرا لازم برای نشستن در این مقام را کسب نماید. ذکر این نکته نیز لازم به نظر می رسد که هر چند «آمانو» اکثریت آرای 35 عضو شورای حکام آژانس را کسب کرد اما تا زمان برگزاری اجلاس عمومی آژانس و تایید نمایندگان همه صد و چهل و پنج کشور عضو این سازمان بین المللی در شهریور ماه آینده وی رسما به این عنوان خوانده نخواهد شد.
یوکیا آمانو کیست؟
آمانو در 19 اردیبهشت سال 1326 در کاناگاوا ژاپن به دنیا آمده است. وی پستهای زیادی در رابطه با گفتگوهای خلع سلاح و منع گسترش سلاحهای هسته ای در طول 36 سال کار در وزارت امور خارجه ژاپن داشته است. او فارغ التحصیل دانشکده حقوق دانشگاه توکیوست و در سال 1351 به عضویت وزارت امور خارجه ژاپن درآمده است. آمانو در سال 1367 به عنوان مدیرکل هماهنگی مطالعاتی و پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات روابط بین الملل ژاپن منصوب شد. در سال 1374 عضو گروه مذاکره کننده پیرامون جلوگیری از افزایش سلاحهای کشتار جمعی که منجر به تمدید معاهده منع گسترش سلاحهای هسته ای گردید بود. وی همچنین در مذاکرات مربوط به معاهده جلوگیری از آزمایشهای فراگیر هسته ای که در سال 1375 انجام شد شرکت داشت. در سال 1380 عضو هیات مذاکره کننده مربوط به پروتکل الحاقی سلاحهای بیوشیمیایی بود و در خلال سالهای 1384 و 1385 به عنوان رئیس شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی فعالیت نمود. زمانیکه آژانس بین المللی انرژی اتمی و شخص محمد البرادعی برنده جایزه صلح نوبل شدند وی به نیابت از آژانس این جایزه را دریافت کرد.
آنچه در مورد مواضع آمانو مشهور است آن است که مواضع وی به مواضع دولت آمریکا در خصوص برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران نزدیک می باشد. وی در مصاحبه بهمن ماه سال گذشته خود گفته بود که باید با جمهوری اسلامی ایران معامله ای همراه با احترام و از طریق گفتگوهای سازنده صورت گیرد اما او برای نشان دادن میزان نزدیکی مواضعش به مواضع واشنگتن این را نیز اضافه نموده بود که «ایران غنی سازی اورانیوم را که به عنوان قدمی برای فعالیت بیشتر برای دستیابی به بمب اتم در نظر گرفته شده انکار می کند.» !
آمانو در عین حال روز جمعه گذشته و پس از انتخابش توسط شورای حکام به جانشینی البرادعی در حالیکه تلاش می کرد خود را مدیرکلی نه سخت گیر و نه نرم خو معرفی کند در مورد این اتهام که جمهوری اسلامی ایران در پی دستیابی به سلاح هسته ای است به خبرگزاری رویتر گفت: «من در مدارک رسمی آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره این موضوع چیزی ندیده ام.» !
نقش غربیها در انتخاب آمانو
پیش از برگزاری انتخابات در شورای حکام برای تعیین جانشین البرادعی خبرگزاری های وابسته به کشورهای غربی از اینکه آمانو را به عنوان نامزد مورد حمایت غرب معرفی کنند ابایی نداشتند و خبرگزاریهای فرانسه رویترز و بی بی سی سه شبکه خبری عمده غربی بودند که در این مدت وظیفه جا انداختن شانس انتخاب آمانو به سمت مدیرکلی آژانس را برعهده داشتند. حتی زمانی که در اجلاس هفتم فروردین شورای حکام «آمانو» با کسب 20 رای از 35 رای اعضای شورای حکام در برابر 11 رای «مینتی» نتوانست حدنصاب لازم را بدست آورد خبرگزاریهای مذکور با تاکید بر اینکه کشورهای در حال توسعه در مقابل کشورهای صنعتی قرار گرفته و به رقیب آمانو رای داده اند ضمن اذعان بر دو دستگی حاکم در میان اعضای شورای حکام به جانبداری از کشورهای صنعتی و نامزد مورد حمایت آنان پرداخته و در خبرسازی به نفع آمانو از هیچ تلاشی فروگذار نکردند.
در این میان نشریه آمریکایی «ویکلی استاندارد» طی یادداشتی که در آخرین شماره این نشریه منتشر شد با طرح این پرسش که چرا مساله جانشینی البرادعی برای آمریکا تا این حد مهم است تصریح نمود: «انتقادات فزاینده البرادعی به آمریکا طی سالهای گذشته سیاستمداران آمریکایی را به این نتیجه رسانده است که باید کسی جانشین البرادعی شود که مانند او از آمریکا انتقاد نکند.» آمریکائیها مدعی هستند که البرادعی در طول سه دوره ای که مدیرکل آژانس بوده است بعنوان منتقد آشکار بسیاری از سیاستهای آمریکا مطرح بوده است. آنها همچنین معتقدند البرادعی در گزارشها و بیانیه هایی که پیرامون فعالیتهای هسته ای جمهوری اسلامی ایران صادر نموده نظر آنها برای فراهم نمودن زمینه برخورد آشکارتر و سخت گیری بیشتر بر ایران را فراهم ننموده است. هر چند جمهوری اسلامی ایران نیز معتقد است که البرادعی در گزارشهای متعدد خود تحت فشار غربیها علیرغم اعتقاد داشتن به صلح آمیز بودن فعالیتهای هسته ای جمهوری اسلامی ایران هیچگاه نتوانست به صراحت این اعتقاد را بیان نماید و ناچار به ضد و نقیض گویی شده و گزارشهای خود را دو پهلو تهیه نمود.
به همین دلیل آمریکائیها به دنبال فردی بودند که بتواند در محدودسازی برنامه های اتمی جمهوری اسلامی ایران نقش فعالتری نسبت به البرادعی داشته باشد. البرادعی در یکی از معدود مصاحبه های خود که با روزنامه «نیویورک تایمز» در مورد خواسته های آمریکا از وی در قبال جمهوری اسلامی ایران داشت ضمن نام بردن صریح از «دیک چنی» معاون «بوش کوچک» گفته بود: «سیاست آمریکا در قبال ایران از دو وحی منزل تشکیل شده بود. نخست اینکه ایران نباید به دانش هسته ای دست یابد و در ثانی حتی یک سانتریفیوژ هم نباید در ایران شروع به کار کند.»
این افشاگری البرادعی نشان داد آمریکائیها از مهره ای که برای پستی انتخاب می کنند انتظار ندارند به خود حق اظهارنظر بدهد بلکه او تنها باید مجری تصمیمات و سیاستهای اتخاذ شده از جانب آنان باشد. به همین دلیل بود که آمریکائیها البرادعی را بعنوان فردی سیاسی معرفی کردند و به همین دلیل صراحتا اعلام کردند ترجیح می دهند جایگزین البرادعی فردی باشد که کمتر از وی سیاسی بوده و اظهارات سیاسی نماید!
در واقع برای آمریکائیها انتخاب آمانو از آن جهت حائز اهمیت بود که با توجه به میزان نقش مدیرکل آژانس در رسیدگی به پرونده ای همچون پرونده جمهوری اسلامی ایران وی بتواند به اندازه نقش خود شرایط را برای ایران سخت تر نماید. آمریکائیها برای این انتخاب چند عامل را نیز در نظر گرفتند که برخی از آنها عبارتند از: 1 ـ ژاپنی ها به دلیل تاثیرپذیری از تبلیغات منفی غرب علیه جمهوری اسلامی ایران حساسیتی منفی نسبت به برنامه هسته ای ایران دارند. 2 ـ آمانو از کشوری می آید که خود فن آوری تولید سلاح هسته ای را در اختیار دارد اما از آن منع شده است. 3 ـ ژاپن قربانی کاربرد سلاح هسته ای بوده است. با در نظر گرفتن همه این موارد میتوان پیش بینی کرد که «آمانو» برخلاف البرادعی که گاهی مخالف نظر آمریکائیها موضع می گرفت چنین رویه ای را نخواهد داشت و تلاش وی سخت تر کردن شرایط برای ایران خواهد بود.
گذشته از همه اینها مسائل پشت پرده تصمیم گیریهای شورای حکام و آژانس نشان می دهد آمریکا همچنان حاکم علی الاطلاق بر آژانس است و خواسته های خود را به این سازمان دیکته می کند. همچنانکه این سایه سیاه حاکمیت بر چهره بسیاری از مجامع جهانی نیز سنگینی می کند بنابر این تغییر «فردی» در راس اینگونه سازمانها لزوما به معنی تغییر در رفتار و عملکرد آن سازمانها نخواهد بود و چه بسا تغییر افراد شگرد جدیدی برای اعمال سیاستهای زورگویانه بیشتر باشد. لذا تغییر در ساختار آژانس ضرورتی است که اکنون نیاز به آن بیشتر احساس می شود تا تغییر افراد.