* همانطور که میدانید سران هشت کشور صنعتى جهان موسوم به ۸ در روزهاى هفدهم تا نوزدهم تیرماه در ایتالیا گرد هم آمدند؛ اهم موضوعات مورد بحث این گروه چه بود؟
** در نشست گروه هشت موضوعات متنوعى در دستور کار قرار داشت که مهم ترین آنها در حوزه اقتصادى بحران مالى جهان بود، اما در حوزه هاى امنیتى دو بحث مطرح شد که اولى در خصوص مبارزه با سلاح هاى استراتژیک و کنترل آنها و همچنین موضوع تروریسم و افغانستان و دوم نیز بحث امنیت غذایى بود (با توجه به توسعه تعریف امنیت) که قرار شد ۲۰ میلیارد دلار کمک به یک میلیارد گرسنه در جهان اختصاص یابد. بحث هاى دیگرى همچون مساله تغییرات آب و هوا و مقابله با انتشار گازهاى گلخانه اى و گرم شدن کره زمین مطرح شد. مجموعه این ها طیف وسیعى از بحث ها را در برداشت که گروه هشت در نشست اخیر به آن پرداخت.
* با توجه به بحث هاى موجود و تنوع آنها به نظر میآید گروه هشت که داراى ساختارى اقتصادى است کمکم گام هاى خود را فراتر گذاشته و به سمت سیاسى شدن پیش رفته است. مثل در جریان انداختن بحث کنترل تسلیحات. نظر شما در این خصوص چیست؟
** فلسفه شکل گیرى گروه هشت در اواخر دهه ۷۰ میلادى قرن گذشته، بیشتر اقتصادى بود و گروه هفتى که در آن دوره شکل گرفت با این هدف پایه گذارى شد. اما به مرور زمان این نشست ها رسمیت بیشترى پیدا کرد و بعدها با پیوستن روسیه به گروه هشت تغییر نام پیدا کرد، گرایش اعضا به موضوعات سیاسى روز به روز بیشتر شد. علت این مساله نیز این بود که بسیارى گروه هشت را مدلى از کنسرت اروپایى در قرن نوزدهم معرفى میکنند، برخى نیز آن را هیات مدیره جهانى معرفى میکنند. اما شاید جدیدترین تعبیرى را که بتوان در خصوص این گروه نام برد «شوراى امنیت در سایه» باشد. چون در شوراى امنیت سازمان ملل قدرت هاى بزرگ حضور دارند اما برخى از قدرت ها همچون آلمان، ایتالیا و ژاپن که مدعى کسب کرسى دائم در شوراى امنیت هستند، حاضر نیستند به همین خاطر در چنین نشست هایى فضایى فراهم شود تا چنین کشورهایى نیز حضور داشته باشند. بنابراین میتوان از شوراى امنیت در سایه یاد کرد به همین دلیل این گروه تلاش میکند علاوه بر مسائل اقتصادى به موضوعات سیاسى نیز بپردازد، راهکار دهد و همان راهکارها و توصیه ها را در چارچوب شوراى امنیت سازمان ملل بیاورد و پیگیرى کند. این تمایل به ویژه پس از حادثه یازدهم سپتامبر و اولویت یافتن بحث مبارزه با تروریسم و مقابله با سلاح هاى کشتار جمعى، در سران گروه هشت نمود بیشترى پیدا کرده است.
* گروه هشت در تصمیم خود علیه ایران و تعیین ضرب الاجل براى بازگشت تهران به مذاکرات ۱+5 روش سخت گیرانه ترى را برگزیده است، زیرا این گروه اعلام کرده است که ایران تا پایان ماه سپتامبر (سه ماه بعد) فرصت دارد که در این خصوص جواب مثبت دهد، اما آمریکا سقف زمانى را تا پایان سال ۲۰۰۹ اعلام کرده است. حال به نظر شما اروپا (که سران این کشورها خواهان تعیین deadline بوده اند) براى مبارزه با سیاست هاى ایران از آمریکا سبقت گرفته است؟
** از زمانى که بحث هسته اى ایران در خرداد ۸۲ در دستور کار آژانس بین المللى انرژى اتمی قرار گرفت، کشورهایى مثل آمریکا، فرانسه و انگلیس تلاش کردند تا این مساله را در بین کشورهاى قدرتمند دیگر نیز مطرح کنند و آن را در دستور کار خود قرار دهند. به همین خاطر این بحث در نشست هاى قبلى گروه هشت نیز مورد بحث قرار گرفت. اما مرجع اصلى پیگیرى این مساله آژانس بین المللى انرژى اتمی بود و بعد نیز پرونده به شوراى امنیت ارجاع شد اما از درون این مساله ساز و کارى متولد شد به نام ۱+5. این گروه براى مدتى داراى جلسات مرتب و منظمی بود که در سال هاى گذشته و بعد از نشست هاى شرم الشیخ، پاریس و لندن ادامه پیدا کرد که آخرین آنها در ۱۹ فروردین سال جارى بود که همه تلاش داشتند گفتوگوها را با ایران ادامه دهند. اما از این زمان به بعد نشستى صورت نگرفته و مذاکرات جدیدى نیز دنبال نشده است. شورا امنیت نیز آخرین قطعنامه اى را که صادر کرد ۱۸۳۵ بود که به نتیجه خاصى نرسید. بنابراین میتوان گفت که تاریخ مصرف این تاکتیک ها گذشته است. از این رو برخى از کشورهاى اروپایى و همچنین آمریکا آمده اند تا در قالب گروه هشت موضوع را پیگیرى کنند و اعلام کنند که ما هنوز از این مساله دست برنداشته ایم. بنابراین تاریخى را مشخص کرده اند تا در نشست آینده گروه سران بیست در ماه سپتامبر، مذاکرات هسته اى بار دیگر شروع شود. از این رو میتوان گفت کشورهاى قدرتمند دنیا تلاش کرده اند تا از این اهرم فشار استفاده کنند تا در نشست بعدى جمهورى اسلامی ایران با گروه ۱+5 سیاست هاى جدیدى را شروع کنند. با این حال بحث اصلى این است که از فشارهاى گذشته اى که تاکنون علیه ایران اعمال کرده اند تا حد وسیعى کاسته شده است. بحث دیگرى که باید به آن پرداخت این است که برخى از کشورهاى اروپایى نسبت به واکنش جمهورى اسلامی در قبال دخالت هاى آنها در حوادث اخیر ایران تا حدودى عصبانى هستند و با این کار در صدد هستند تا با برجسته کردن مساله هسته اى ایران فشار بیشترى وارد کنند.
* باراک اوباما در این نشست پیشنهاد نشست امنیت هسته اى را مطرح کرده است و هدف خود را نیز مبارزه با تروریسم هسته اى اعلام کرده است؛ به نظر شما چرا رئیس جمهور آمریکا چنین بحثی را پیشنهاد کرده است؟ آیا او در پى ایجاد نهاد جدید بین المللى است؟
** در خصوص این پیشنهاد به نظر میرسد که آمریکایى ها پس از ۱۱ سپتامبر که در دوره بوش تلاش کردند فضاى حاکم بر نظام بین الملل را امنیتى نگه دارند تا در همان گفتمان نظرات خودشان را پیش برده و منافع خود را دنبال کنند، این مساله هنوز در دستور کار کاخ سفید قرار دارد و اوباما نیز با پیش کشیدن بحث «امنیت هسته اى» به جاى «امنیت تروریستى» دوره بوش، منافعشان را دنبال کند.
اما نقطه متضاد اندیشه آمریکایى این است که امنیت در صورتى در جهان برقرار میشود که مقررات بین المللى بویژه از سوى دارندگان سلاح هاى هسته اى مورد احترام قرار بگیرد و کلوپ هسته اى در اجراى ماده ۶ ان پى تى فعال شود و کلاهک هاى اتمی کشورهاى دارنده سلاح هسته اى نابود شوند. در صورتى که در مذاکرات اخیر آمریکا -روسیه ملاحظه شود که توافقنامه استارت یک که در سال ۱۹۹۱ بین آنها منعقد شده براى کاهش کلاهک هاى هسته اى هنوز جنبه عملیاتى صد درصدى پیدا نکرده است و استارت دو نیز به حال خود رها شده است.