حسن خیاطی
شبکه تلویزیونی العالم به نقل از پایگاه اطلاع رسانی «مرکز الحرمین اللام علام الاسلامی» اعلام کرد : «مقرن بن عبدالعزیز آل سعود» رئیس دستگاه امنیتی عربستان سعودی اخیرا در امان پایتخت اردن با «مسعود رجوی» سرکرده گروهک جنایتکار منافقین دیدار و از او برای سفر به ریاض دعوت کرده است!
این مرکز اطلاع رسانی همچنین به نقل از منابع آگاه افزوده است: رجوی و شماری از وابستگان رده بالای گروهک منافقین که اخیرا از عراق به اردن نقل مکان کرده اند تا در صورت امکان از آنجا به برخی کشورهای غربی منتقل شوند با شماری از مسئولان دستگاههای امنیتی کشورهای مصر عربستان سعودی اردن آمریکا رژیم صهیونیستی وفرانسه دیدار کرده اند. در این دیدار رئیس دستگاه امنیتی عربستان از نظرات رجوی درباره اوضاع داخلی ایران و طرح ها و نقشه های آینده وی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران آگاه شده و همچنین پیرامون راههای باصطلاح سرنگونی نظام اسلامی در ایران با او به گفت و گو پرداخته است. «مقرن بن عبدالعزیز آل سعود» همچنین از سرکرده منافقین برای سفر به ریاض دعوت به عمل آورده ولی مساله گشایش دفتری برای این گروهک در شهر ریاض را به بررسی این امر با دیگر مسئولان سعودی موکول کرد!
انتشار این خبر در شرایط کنونی و در حالیکه اعضای گروهک جنایتکار منافقین بااخراج از عراق عملا به آوارگانی تبدیل شده و به عنوان گروهکی مرده از نظر سیاسی شناخته می شوند باعث تعجب شده است.
اکنون دیگر کمتر کشوری را میتوان سراغ داشت که از سرنوشت منافقین آگاهی نداشته باشد و نداندکه این گروهک چنان چهره منفوری در جهان از خود ترسیم کرده است که نزدیک شدن به آنها پیامدی جز انزوا و اتهام شراکت با آنان در جنایاتشان را در پی نخواهد داشت.
اینکه چرا در چنین شرایطی برخی کشورهای عربی به چنین ناشیگری سیاسی تن می دهند و حاضر می شوند به ملاقات فرد مفلوکی که تمام حیثیت انسانی خود را به دشمنان اسلام فروخته و از هر جنایت و خیانتی در حق مردم کشور خود و حتی سایر مسلمانان دریغ نکرده بروند حکایت دیگری دارد.
واقعیت اینست که مناسبات میان ایران و اعراب در طول تاریخ فراز و نشیب های بسیاری را تجربه کرده است . پیش از پیروزی انقلاب اسلامی روابط نسبتا متشنج میان ایران و برخی کشورهای حوزه خلیج فارس وجود داشته وریشه آن را نیز باید در توطئه ها و حیله گریهای استعمار پیر انگلیس جستجو کرد. این یک واقعیت است که درهر منطقه ای که انگلیس برای مدتی در آنها حضور داشته پس از خروج از این مناطق پشت سرخود فضایی از فتنه و آشوب و اختلاف و درگیری برجای گذاشته است. موضوع اختلاف مرزی ایران و عراق بر سر اروند رود اختلاف ایران و امارات بر سر جزایر سه گانه ایرانی موضوع جدایی بحرین از ایران موضوع اختلاف میان عراق وکویت موضوع اختلاف میان عربستان با قطرو کویت و.. و نهایتا برجا گذاشتن غده سرطانی رژیم صهیونیستی در منطقه خاورمیانه همه و همه زیر سر این استعمارگر پیر و کهنه کار بوده که با پیروی از جمله معروف «تفرقه بیانداز و حکومت کن» همه جا ردپایی از فتنه و باصطلاح آتش زیر خاکستر برجای گذاشته است.
بر اساس همین فتنه گریها پس از پیروزی انقلاب سلامی ایران رژیم بعث عراق به سرکردگی صدام معدوم آتش جنگ تحمیلی را شعله ور کرد و پس از آن کویت را به اشتغال درآورد. اکنون بر اساس همان فتنه هاست که ادعاهای بی اساس در مورد جزایر ایرانی خلیج فارس مطرح می شود و بسیاری موارد دیگر.
از این که بگذریم مهمترین مساله ای که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر روابط میان کشورمان با اعراب تاثیرگذار بود موضع گیری ایران در قبال مساله سازش اعراب با رژیم صهیونیستی و امضای پیمان کمپ دیوید توسط سادات خائن در مصر بود. این موضع گیری زمانی اتفاق افتاد که بسیاری از سران کشورهای عربی با فشار آمریکا پذیرفته بودند اسرائیل را به رسمیت بشناسند اما هیچکدام جرات پیشقدم شدن در این موضوع را نداشتند تا اینکه رژیم مصر به سرکردگی سادات خائن قبح رابطه با اسرائیل را شکست.
موضع گیری جمهوری اسلامی ایران و آگاهی بخشی نشات گرفته از این موضع گیری در میان ملل مسلمان منطقه سران کشورهای عربی را که آماده پذیرش اسرائیل شده بودند با انفعال مواجه و در مقابل اعتراضهای ملتهای خود قرار داد. حمله صدام حسین معدوم به ایران که باتحریک کشورهای غربی و حمایت و پشتیبانی سران عرب از این جنگ تحمیلی همراه شد نقطه اوج تاثیرگذاری سیاستهای غربی بر سران کشورهای عربی با استفاده از زمینه های اختلاف به جامانده از دوران استعمار پیرانگلیس بود.
در همین راستا سران کشورهای عربی همواره با تاثیرگرفتن از تبلیغات منفی دول غرب و همچنین ترس کاذبی که این دولتهای استعماری از جمهوری اسلامی ایران برای آنها ایجاد کرده اند مکررا به سمت اتخاذ سیاستهای اشتباه و ناشیانه حرکت کرده اند است. این در حالیست که با گذشت 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران همواره نشان داده است مطمئن ترین کشور همسایه برای اعراب است و هیچ خطری از ناحیه آن کشورهای خاورمیانه بخصوص اعراب را تهدید نمی کند.
امروز دیگر شکی وجود ندارد که مقامات واشنگتن درحال همسوسازی سران درجبهه اروپا و اعراب برای اجرای اهداف سلطه طلبانه خود در منطقه خاورمیانه هستند. آنها با کمک روسای برخی دولتهای اروپایی. ضمن تطمیع برخی سران سازشکار کشورهای عربی و با توجیه آنچه که خطر احتمالی ایران خوانده می شود با کیفهایی پر از موافقتنامه های تسلیحاتی در کشورهای عربی رفت وآمد می کنند تا به خیال خود جبهه خاورمیانه علیه ایران را تقویت کنند. گروهک منافقین نیز یکی از ابزارهایی است که دول غربی همواره از آنان برای فعالیت علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کردهاند.
پس از خروج منافقین از ایران بواسطه جنایتهای بیشماری که در ایران آفریدند غربیها با انتقال آنان به خاک عراق از آنها به عنوان ستون پنجم دشمن در جنگ تحمیلی استفاده نمودند. این درحالی بودکه همزمان بازی مسخره ای را نیز با آنها دنبال می کردند در عین حال که آنها را در شمار مهره های اصلی خود برای انجام عملیاتهای تروریستی درآورده بودند گاهی نیز برای فریب افکار عمومی نام این گروهک را در لیست سازمانهای تروریستی خود قرار می دادند و گاهی از این لیست خارج می کردند! این همان سیاستی بود که آمریکائیها در مورد گروه تروریستی القاعده نیز بکار برد و پس از ساخته و پرداخته کردن آن و استفاده از این گروهک در عملیاتهای تروریستی بی شمار با یک بهانه ساختگی به نام حملات 11 سپتامبر آنان را گروهک تروریستی نامید و با توجیه قلع و قمع کردن آنها افغانستان را اشغال کرد.
اکنون با استقرار حکومت ملی در عراق و سقوط دیکتاتوری در این کشور و در پی آن خواست دولت عراق برای خروج منافقین از این کشور وخالی کردن ظاهری شهرهای عراق توسط نیروهای آمریکایی این گروهک دیگر امکان حضور درعراق را ندارد و به دنبال مکانی برای استقرار باقیمانده نیروهای منفعل خود می گردد. آمریکائیها که خود را مدیون سران این گروهک بواسطه خوش خدمتیهای فراوان آنها می دانند باتمسک به همان حیله قدیمی و بادر نظر گرفتن کینه ای که وهابیون علیه شیعیان بخصوص دولت و ملت شیعه جمهوری اسلامی ایران دارند تلاش می کنند پیوندی میان این گروهک تروریستی و فرقه ضد شیعی وهابیت برقرار کنند.
ملاقات اخیر رئیس دستگاه امنیتی عربستان سعودی با سرکرده گروهک تروریستی منافقین تنها در این راستا قابل ارزیابی است و مقامات دولت سعودی باید متوجه عواقب این توطئه ای که غربیها برای آنها تدارک دیده اند باشند. سران ریاض اگر از کژ راهه ای که در مسیر آن قرار گرفته اند خارج نشوند منافقین همان بلایی را بر سر آنان خواهند آورد که بر سر مردم مظلوم وشیعه عراق آوردند. برای این گروهک تفاوتی میان شیعیان و اهل تسنن نیست و اصولا آنها برای نشان دادن خوش خدمتی خود به اربابان آمریکایی به هیچ اصول انسانی و اخلاقی پایبند نیستند.
سران عرب نیز باید متوجه باشند که تمسک آمریکا به این شگردها برای فروش میلیاردها دلار سلاح و انتشار نقشه های توهمی درمنطقه و در عین حال بی ثمر و سوداگرایانه است و اولین هدفی که از آن دنبال می شود باتوجه به بحران اقتصادی حاکم بر جهان ممانعت از ورشکستگی کمپانیهای اسلحه سازی آنان است که عمده دولتمردان کاخ سفید از سهامداران این کمپانیها هستند.
سران عرب باید بدانند کشورها و ملتهای منطقه در پرتو اشتراکات دینی و تاریخی و پیوندهای ناگسستنی فرهنگی سالهاست که در کنار یکدیگر در تفاهم و همزیستی به سر برده اند و تحرکات اخیر در راستای برهم زدن این تفاهم و همزیستی است. زیرا حیات دشمنان اسلام در ایجاد فتنه و اختلاف در میان ملتهاست و آنها از این طریق است که ارتزاق می کنند. آمریکا در سایه اینگونه سیاستها تنها به حمایت یک سویه و ناعادلانه از رژیم صهیونیستی می اندیشد و حمایت از سیاستهای جنگ افروزانه و اختلاف افکنانه تنها راه رسیدن به این هدف است. تلاش برای باز کردن پای منافقین به عربستان نیز در راستای حمایت از رژیم اشغالگر قدس است.
بنابراین مقامات سعودی و سران کشورهایی مانند مصر اردن و... که به این مسیر کشانده شده اند بدانند این مسیر کژ راهه است و خروج از این کژراهه به نفع و مصلحت آن هاست.