تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۴۰۵
اشاره: رهبر معظم انقلاب بارها بر رفع مظلومیت از فرهنگ تاکید فرمودند. مظلومیت فرهنگی در حقیقت قرار گرفتن فرهنگ در حاشیه و اهمیت دادن به مسایل دیگری همچون تولید اقتصادی و... است. عماد افروغ استاد دانشگاه و جامعه‌شناس در این باره می‌گوید: من نگاهم به مظلومیت فرهنگ آن است که آنگاه که توجه به اقتصاد و سیاست آنقدر غلیظ شود که اخلاق و فرهنگ به فراموشی سپرده شود این ترجمانی از مظلومیت فرهنگس است، یعنی فضای اقتصادزده و سیاست‌زده به اندازه‌ای در جمهوری اسلامی اشاعه پیدا می‌کند که اخلاق و فرهنگ را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و من امروز احساس می‌کنم در این حالت قرار گرفتیم.

مقام معظم رهبری از سال 81 بحث مهندسی فرهنگی کشور را مطرح کردند و به تعبیر دیگر مدیریت و هدایت این جریان را هم به شورای انقلاب فرهنگی سپردند، اما سه چهار سال بعد بود که مسئله مظلومیت فرهنگی و بحث اقدامات منجر به رفع ظلم از ساحت فرهنگی مطرح شد. 
بعد از صحبت رهبر معظم انقلاب درباره رفع مظلومیت فرهنگی، هیچ اتفاقی رخ نداده هیچ نقشه راهی مرتبط با مهندسی فرهنگی تنظیم و تدوین نشده و متاسفانه بر مظلومیت فرهنگ هم اضافه شده است،حالا ممکن است هر کسی یک نگاه خاصی به فرهنگ و مظلومیت آن بکند، من نگاهم به مظلومیت فرهنگ آن است که آنگاه که توجه به اقتصاد و سیاست آنقدر غلیظ شود که اخلاق و فرهنگ به فراموشی سپرده شود این ترجمانی از مظلومیت فرهنگی است یعنی فضای اقتصاد زده و سیاست زده در جمهوری اسلامی اشاعه پیدا می کند که اخلاق و فرهنگ را تحت الشعاع قرار می دهد و من امروز احساس می کنم در این حالت قرار گرفتیم ما امروز در شرایط بحران اخلاق و فرهنگ هستیم.
به دلیل همین اقتصادزدگی و سیاست زدگی و اباحه گرایی دولتی است که دامنه آن عرصه عمومی را هم گرفته و من این را به عنوان مظلومیت فرهنگی می شناسم و معتقدم بایستی با تغییر رویکرد و با تغییر نگاه و در واقع نگاه کیفی کردن به مقولات سیاسی و اقتصادی و نه صرفا نگاهی کمی کردن می توانیم از این بن بست خارج شویم و خودمان را از مظلومیت فرهنگی نجات دهیم.
تغییر در رویکرد
در رفع مظمومیت فرهنگی در وهله اول محتاج به تغییر این رویکرد هستیم . در وهله دوم محتاج سازماندهی هستیم و یا به تعبیر مقام معظم رهبری" مهندسی فرهنگی" و در مرحله سوم به طریق اولی و منطقی خب بحث بودجه فرهنگی به میان می آید. متاسفانه به دلیل فقدان نگاه نرم افزارانه و نگاه کیفی به مقوله فرهنگ زمانی که بحث مظلومیت فرهنگی مطرح شد، بلافاصله نمایندگان اغلب توجهشان متوجه بودجه شد، به نظر من این اسیر همان عاملی است که باعث مظلومیت فرهنگی شده، یعنی یک نگاه عددی و رقمی به فرهنگ به فرهنگ در قالب بودجه، منکر بودجه نیستم اما بودجه تابع برنامه است تابع کیفی است ، تابع فاصله گیری از اقتصادزدگی و سیاست زدگی است.
موشکافی فرهنگ
نکته ای هم در مورد مهندسی فرهنگی عرض کنم، ببینید مهندسی فرهنگی خوب اگر شکافته نشود در واقع واژه ای مبهم و غیرقابل قبولی است، چون مهندسی فرهنگی ما را یاد مهندسی اجتماعی می اندازد و مهندسی اجتماعی ما را یاد فیزیک اجتماعی و فیزیک اجتماعی ما را آگوست کنت می اندازد.
یعنی نگاه شیء گونه به پدیده های انسانی و اجتماعی، در حالیکه انسان شیء نیست، فرهنگ شیء نیست و منهم بعید می دانم منظور مقام معظم رهبری حسب اطلاع دقیقی که دارم، این نگاه مکانیکی به فرهنگ باشد.
بروز خلاقیت
شخصا معتقدم در مهندسی فرهنگی نباید جلوی شهودات و خلاقیت ها و نوآوری های فرهنگی گرفته شود.
قرار نیست مردم مهره ای باشند که توسط اصحاب رسمی حاکمیت و قدرت به آنها خط و ربط داده شود. قرار است که مسیر برای بروز خلاقیت و نوآوری های فرهنگی فراهم شود، یعنی این بستر باید فراهم شود.
قطع نظر از این بسترسازی برای عرصه عمومی برای رویش خلاقیت ها و نو آوری ها، یک نکته دیگری که وجود داردو ما همیشه ناراحت و نگران آن بودیم اینکه نهادهای فرهنگی تعریف شده و رسمی ما به صورت هماهنگ عمل نمی کنند ما با پرتی و اتلاف نیروهای انسانی و بودجه روبرو هستیم، سازمان های زیادی هستند کارهای موازی می کنند، کارهای به روز نمی کنند، به صورت هماهنگ عمل نمی کنند، از چهره های فرهنگی استفاده نمی کنند، نیروهایی که هستند صبغه فرهنگی ندارند ، دارند کار فرهنگی می کنند. خب همه اینها نیاز به مهندسی فرهنگی دارند.حداقل در عرصه رسمی ما بیاییم یک ساماندهی بکنیم، یک استراتژی تعیین کنیم و بر اساس استراتژی جایگاه هر کدام از دستگاه ها فرهنگی را تعریف کنیم که در واقع هر کدام قسمتی از این جدول را پر کنند و بدین وسیله از اتلاف انرژی، از اتلاف سرمایه و از اتلاف بودجه جلوگیری شود وما الان این را نداریم.
 نمای فرهنگی کار
اینکه الان هست بله الان سطحی است منتهی من می گویم خب یک نقشه راهی در خصوص دستگاه های رسمی در قالب مهندسی فرهنگی به دست دهیم، حالا آن موقع طرحی هم در مجلس مطرح کردیم به نام ساماندهی تبلیغات دینی و فقط در وجه تبلیغات دینی اش بود.
دستگاه هایی که دارند تبلیغات دینی می کنند، اینها به صورت هماهنگ عمل کنند، کارهای موازی نکنند، هر کدم کار موظف را انجام دهند یعنی یک تیمی آنجا باشد که برای این به اصطلاح نهادهای مختلف؛ نظارت، خط دهی و تعیین استراتژی کند و بعد از آن نهادهای مختلف هم در واقع عطف به آن استراتژی خودشان باید داشته باشند.
اما در این صورت که به نظر من مطلوب هم هست قرار نیست که بی ارتباط با نخبگان عرصه عمومی این اتفاق بیفتد و حتما نخبگان عرصه عمومی باید در تدوین این مهندسی فرهنگی نقش آفرین باشند و در آخر هم اینکه حتی اگر با تعامل نخبگان عمومی این استراتژی تدوین می شود، نباید به گونه ای باشد که کنترل و مسدود کردن خلاقیت ها تداعی شود یعنی همواره بایستی با توجه به خاصیت و خصلت فرهنگ، نگاه سیال، عاطفی و نگاه تشویقی به فرهنگ داشت و مطمئنم نظر ایشان هم این است چون در جلسه ای که ایشان مهندسی فرهنگی را مطرح کردند، بنده حضور داشتم و ایرادی به شورای انقلاب فرهنگی وارد کردم، گفتم تصور ما این است که شورای انقلاب فرهنگی نقش نظریه پردازی را ایفا کند، چالش های جهانی، منطقه ای، جهان اسلام و کشور را رصد کند و آنها را تبیین کرده و نظریه ارائه کند و اتاق فکر باشد. ایشان گفتند که نمی شود اتاق فکر باشد باید وصل به اتاق فکر باشد اما مهندسی فرهنگی بکند.
یعنی مهندسی فرهنگی مقام معظم رهبری یک نگاه مکانیکی را تداعی نمی کند بلکه یک نگاه مرتبط و متصل به اتاق فکر را از یکسو و از سوی دیگر در واقع نگاه سیال با تراوشات و خلاقیت های فرهنگی را تداعی می کند.
حقوق مردم
من مهندسی فرهنگی را به حقوق فرهنگی مردم وصل می کنم، ، مردم حق فرهنگی دارند و دولت وظیفه فرهنگی دارد.
بالاخره این حق فرهنگی مردم و وظیفه فرهنگی دولت آیا نقشه ای می خواهد آیا استراتژی می خواهد یا نه ؟ طرح می خواهد یا نمی خواهد؟ بدون تردید.
اما این طرح نباید مانند یک طرح اقتصادی ، یک طرح سیاسی مبتنی بر اقتدار، تحکم و اجبار باشد، فرهنگ به دلیل جوهر و ذات خاصی که دارد، باید برخوردار از یک نگاه تشویقی، احساسی و عاطفی باشد اما این برخورداری به معنی نفی نقشه راه و بستر مساعد برای تراوشات فرهنگی نیست. خواه ناخواه دولت وظیفه فرهنگی دارد در راستای وظایف فرهنگی باید استراتژی داشته باشد، متاسفانه این حق فرهنگی حتی در قانون اساسی هم نمود ندارد. یعنی نمود فرهنگ قانون اساسی در حد یک زبان رسمی و یک پرچم رسمی است و این کفایت نمی کند.
ما به یک منابع جدیدی نیاز داریم که وظیفه فرهنگی دولت را سنگین بکند تا دولت اسیر استحاله از درون یا بی توجهی به نظارت در امر فرهنگ نشود که ما امروز اسیر آن به نحوی از انحاء کم و بیش هستیم. مهندسی فرهنگی امری ضروری است ، اما نباید نگاه مکانیکی، مبتنی بر فیزیک اجتماعی و شی گونه به فرهنگ داشت، کاری که تاکنون در سطح نظریه پردازی و مهندسی فرهنگی صورت گرفته به نظر من قابل قبول نبود.
سخنرانانی که مطرح می کردند واقعا نگاه مهندسی به فرهنگ داشتند و فکر می کردند منظور آقا از مهندسی واقعا یک کار گرافی و نموداری صرف است نه کلمه مهندسی فرهنگی نباید تداعی نگاه مکانیکی در امر فرهنگ داشته باشد.
(گفت‌و‌گوی عماد افروغ با رادیو گفت‌و‌گو)