تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۴۲۷
به مناسبت سومین سالگرد جنگ33 روزه لبنان
تهیه و ترجمه و ویرایش: ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام

تخمینی در این باره وجود ندارد که شمار موشک‌های ضدتانک C-802 باقی مانده در دستان حزب‌الله در زمان آتش‌بس چقدر بوده است اما یکی از کارشناسان اسرائیلی می‌گوید چندین عدد از این موشک در اختیار حزب‌الله است. این موشک‌ها به راحتی در کامیون‌ها و کانتینرهای معمولی قابل پنهان کردن هستند. همین کارشناس تخمین می‌زند که 24 الی 30 عدد از هواپیماهای بدون سرنشین از نوع "ابابیل " (UAVs) که می‌توانند 40 الی 50 کیلوگرم مواد منفجره را تا فاصله 450 کیلومتری حمل کرده و توسط سیستم مکان‌یابی جهانی [جی‌پی‌اس] قابل ردگیری هستند در اختیار حزب‌الله باقی است. (حزب‌الله این ابابیل‌ها را "مرصاد 1 " نام نهاده است.)
این مشکلات روشنگر درس‌های متعدد و مهم جنگ بعلاوه ناتوانی IDF در تخمین میزان خساراتی است که به حزب‌الله وارد کرده است. بیشتر نظام‌های ارزیابی‌های اطلاعاتی و ارزیابی از میزان خسارت ناشی از درگیری بر مواضع تسلیحات عمده متمرکز بودند. این ارزیابی‌ها به شمار و نوع تسلیحات سبک، تسلیحات انفرادی و دیگر سیستم‌های کوچک‌تر نمی‌پردازد. آنها همچنین به منظور ردگیری و دنبال کردن انتقال شمار اندکی از سیستم‌های بزرگتری نمی‌شوند که می‌توانند تاثیر عمده‌ای بر جنگ‌های نامتقارن داشته باشند. این محدودیت‌ها مشکلات عمده‌ای در هدف قراردادن و ارزیابی میزان خسارات جنگ در جنگ‌هایی بوجود می‌آورند که با عوام غیر دولتی و تقابل نامتقارن انجام می‌شوند. جنگ‌هایی که انتقال فناوری در آنها می‌تواند شگفتی به همراه داشته و حتی انتقال احتمالی فناوری می‌تواند به تغییر رفتار نظامی منجر شوند. هر کسی با آغاز شدن درگیری‌ها معمولا به فرسایشی شدن جنگ فکر می‌کند در عمل این جنگ‌های فرسایشی می‌تواند در مرحله آماده‌سازی و آرایش‌گیری اتفاق بیفتد بعلاوه این که برای ایجاد شرایط لازم برای جنگ نامتقارن و شورش‌ها، سال‌ها وقت لازم است.
پاسخ به این تلاش‌ها و انتقالات اسلحه و فناوری نظامی ممکن است نیازمند تغییرات در جمع‌آوری اطلاعات، هدف‌گیری و اولویت‌های ارزیابی خسارت جنگ و فناوری در آینده باشد. همانگونه که در بخش‌های بعدی خواهد آمد، بخصوص اگر طرف‌های مقابل در جنگ نامتقارن از جنگ اسرائیل و حزب‌الله به ارزش سلاح‌های سبک با فناوری بالا پی‌ببرد. انقلاب‌ در امور نظامی ممکن است برای عوامل غیردولتی همانند نیروهای نظامی مدرن مقرون به صرفه باشد بخصوص وقتی که آنها بتوانند در درگیری‌های محدود و یا در جنگ‌های مداوم و فرسایشی مبارزه کنند.
از دست دادن زمان برای تصمیم‌سازی و مانور ممکن است برای نیروهای نظامی متعارف حیاتی باشد. تعمیم آن ممکن است برای نیروهای نامتقارن از اهمیت برابری برخورد باشد.
ممانعت و نابودی تسلیحات توسط IDF موجود و محدودیت در تسلیح مجدد
همانگونه که پیش از این گفته شد، اطلاعات موثقی وجود ندارد که نشان دهد حملات نیروی هوایی اسرائیل و نیروهای دفاعی آن تا چه اندازه سطح موجودی راکت‌های کوچک و دیگر تسلیحات حزب‌الله را در طول جنگ از بین برده باشد.
نقشه‌های غیرمحرمانه از مناطق بمباران مکان‌هایی که اسرائیل مورد حمله قرار داده مؤید این امر است که ممانعت و نابودی تهیه و تامین مجدد از اهداف اصلی اسرائیل بوده و بسیاری از حملات نیروی هوایی اسرائیل به همین منظور صورت گرفت. بر اساس یکی از این نقشه‌ها، نیروهای اسرائیلی حدود 70 پل، 94 جاده از جمله مسیر تدارکات از سوریه به لبنان و دره بقاء، جاده‌های شمال لبنان را که از سوریه به سواحل لبنان و مسیر کوهستانی شمال عبور می‌کنند، بمباران کردند.
نیروی هوایی اسرائیل همچنین تلاش ممانعتی گسترده‌ای در شبکه‌ جاده‌ای در بخش‌های جنوبی لبنان انجام داد. این مسیر جاده‌ای از جنوب لبنان تا ساحل "صیدون " و "تایر " عبور کرده و به سمت شرق از جاده‌‌های ساحلی امتداد داشته و ارتباط داخلی جاده‌های "ظاله " (واقع در شرق بیروت) را به "مرجعیون " و "نباتیه " (که در جنوب ظاله قرار دارند) برقرار می‌سازد و جاده‌های جنوبی از بقاء از طریق ظاله به سمت مرجعیون و "خیام " را شامل می‌شود. به نظر می‌رسد این حملات شامل حملات پرشمار به خودروهای مظنون بوده که بعداً معلوم شد بسیاری از این خودروها متعلق به غیرنظامیان و یا خودروهای امدادی بوده است. به هر حال، چنین اقدامی در جهت ممانعت از تامین تسلیحاتی با مشکلات عملی همراه بوده است. با وجود آن که سوریه تنها می‌توانست از هفت گذرگاه عمده و شبکه جاده‌ای اندکی برای انتقال تسلیحات استفاده کند، این اقدامات در بهترین حالت خود به نیروهای دفاعی اسرائیل کمک کرد تا بتوانند تسلیحات سنگینی که بر خودروها سوار شده بودند را ردگیری و از ورود آنها ممانعت به عمل آورد. این جاده‌ها با عبور و مرور سنگین غیرنظامیان همراه بود.
نیروهای IDF ممکن است موفقیت موقتی در پوشش اهداف بزرگ و قابل رهگیری به دست آورده باشند که از این جاده‌های عبور می‌کردند اما حزب‌الله و غیرنظامیان لبنانی به سرعت دریافتند که می‌توانند تاسیسات گذرگاهی اضطراری درست کنند. گذشته از این اگر اجازه داده می‌شد که ترافیک سنگینی از چنین مسیرهایی عبور کنند عملیات شناسایی نیروهای دفاعی اسرائیل در بهترین حالت می‌توانست تنها جابجایی‌های آشکار موشک‌ها و راکت‌های بزرگی را ردگیری کند که بار خودروهای نظامی بودند. آنها نمی‌توانستند درون کامیون‌ها و کانتینرهای بزرگ را شناسایی کنند.
در زمینه تامین سیستم‌های کوچک‌تر به حزب‌الله حتی زمانی که نیروهای فراوانی در امتداد مرزها مستقر شده باشند، تامین امنیت مرزی در بسیاری اوقات مسئله‌ساز خواهد بود. چرا که حز‌ب‌الله با انجام عملیات در امتداد مرزهای 75 کیلومتری لبنان با اسرائیل می‌توانست این مشکلات را روشن سازد.
نیروهای دفاعی اسرائیل نیرویی در امتداد مرزهای 375 کیلومتری لبنان و سوریه ندارند و بطور حتم از امکانات اطلاعاتی، تجسسی و شناسایی هم برای جنگیدن و هم برای ارایه کمک به تجسس منطقه مرزی و خطوط اصلی ارتباطی به سمت جنوب برخوردار نیستند. قاچاق و جابجایی‌های غیرقانونی افراد از مدت‌ها پیش در این مرزها بومی شده است. بسته به اندازه تسلیحاتی که جابجا می‌شوند، حدود 40 الی 60 گذرگاه با ظرفیت متوسط وجود دارند. بر همین اساس، نیروهای دفاعی اسرائیل ممکن است توانسته باشند جابجایی‌ها عمده در امتداد این مسیرها را نظارت کنند اما رهگیری‌ها، اقدامات ممانعتی و جلوگیری از جابجایی در امتداد مرزها یا در داخل لبنان در طول جنگ برای نیروهای دفاعی اسرائیل ممکن نبود.
تامین امنیت مرزی زمانی که اسرائیل اجازه عبورومرور غیرنظامیان از مرز و به سمت جنوب را ارایه کرد و بعد از آن با آتش‌بس موافقت کرد، مشکل‌آفرین‌تر شد. انتقال تسلیحات سبک برای نیروهای لبنانی، نیروهای صلح‌بان سازمان ملل یا امور نظارتی اسرائیل در طول آتش‌بس عملاً غیرممکن بود و شمار اندکی از تسلیحات عمده را می‌توان با رشوه از مرز قاچاق کرد و یا پنهان کرد.
زمانی که اسرائیل در 6 سپتامبر 2006 به محاصره دریایی، هوایی و زمینی لبنان خاتمه داد، این اقدام عملاً‌ تضمین کننده توانایی آینده حز‌ب‌الله برای تسلیح مجدد دستکم از جهت تسلیحات سبک‌تر بود. با این وجود حز‌ب‌الله توانست در طول جنگ و محاصره اسرائیلی‌ها بسیاری از این سیستم‌های خود را حفظ کند. از سرگیری گسترده کشتی‌رانی و بندر تجاری و عبور و مرور جاده‌ای به حز‌ب‌الله فرصت بالقوه‌ای برای قاچاق موشک‌ها و راکت‌های سایز متوسط با استفاده از خودروهای تجاری و کانتینرهایی داد که بخت اندکی برای ردگیری آنها وجود داشت. کشتی‌های اختصاص یافته به نیروهای بین‌المللی همه تلاش خود را انجام خواهند داد اما نظارت بر جابجایی اندک و یک باره از بنادری که سوءظن کمتری به آنها وجود دارد تقریباً غیرممکن است و انتقالاتی که از طریق خودروها صورت می‌گیرد در هر حجم و اندازه‌ای که باشد امکان جستجوی خودرو به خودرو را حتی برای زمانی که نیروهای جستجو کننده از هواداران و یا رشوه‌گیران نباشند نیز غیرممکن می‌سازد.
هفته‌نامه تایم در 24 نوامبر 2006 گزار ش داد منابع اطلاعاتی عربستان و اسرائیل عنوان کرده‌اند که ایران در تسلیح مجدد حزب‌الله از طریق سوریه موفق بود. مقامات اطلاعاتی اسرائیل اعلام کرده‌اند که حزب‌‌الله توانسته نیمی از موشک‌ها و تسلیحات سبک موجودی قبل از جنگ خود را از نو ذخیره کند. به هر حال، دیپلمات‌های غربی در بیروت گفتند که شمار این ذخایر بسیار بالاتر بوده و موجودی حز‌ب‌الله به احتمال فراوان در سطح قبل از جنگ است. حز‌ب‌الله این انتقالات را تایید نمی‌کند اما اینگونه عنوان کرده که "اگر اسرائیل سعی کند بار دیگر به ما حمله کند، ما بیش از اندازه کافی سلاح در اختیار داریم ". اطلاعات عربستان این گزارش‌ها را تایید کرده و عنوان می‌کند که کامیون‌های تامین کننده تسلیحات سبک و قطعات موشکی همچون سیل به سوی مرزها جاری شده‌اند.
نیروها و تلفات حزب‌الله
اسرائیل بعد از جنگ درباره تاثیر نبرد بر نیروهای حزب‌الله مدعی شد که حز‌ب‌الله 600 الی 800 نیروی خود را از دست داد در حالی که حز‌ب‌الله نیز در مقایسه با این امر اعلام کرد که کمتر از 100 نفر در طول جنگ و 250 نفر بعد از مناقشه کشته شدند. حز‌ب‌الله معمولاً آماری رسمی از تلفات گزارش نمی‌دهد اما "محمود قوماتی " معاون دفتر سیاسی حز‌ب‌الله در دسامبر 2006 اعلام کرد "ما به شهدای ما و حدود 250 رزمنده‌ای که بین 12 ژوئیه تا 14 اوت شهید شدند، افتخار می‌کنیم ".
برآوردها درباره تلفات متفاوت هستند. به گفته "یاآکوف آمیدرور " یکی از تحلیلگران اسرائیل، تجربات پیشین نشان می‌دهند که آمار اسرائیل نصف تا دو سوم از تلفات واقعی دشمن است. بنابراین، وقتی اسرائیل از مرگ 440 شبه‌نظامی خبر می‌دهد و نام و آدرس آنها را شناسایی می‌کند، می‌توان گفت که بنا به گفته آمیدرور شمار تخمینی صحیح تلفات باید بالاتر از 700 نفر باشد.
افسران و کارشناسان اسرائیل در عین حال، در طول جنگ این نکته را تصریح کردند که اسرائیل در زمانی که جنگ آغاز شد به شدت شمار اعضای آموزش دیده و جنگ‌آور، کیفیت استحکامات مقدم و توانایی سنگرگرفتن، اختفاء و پراکندگی آنها را دست‌کم گرفته بود. مقامات اسرائیلی همچنین اعتراف کردند که راهی برای برآورد واقعی شمار کشته‌ها و زخمی‌ها وجود ندارد. برخی اینگونه تصور می‌کنند که بخش مهمی از سران و کادر مهم حزب‌الله کشته و یا دستگیر شدند اما اسرائیل از زمان خاتمه جنگ تاکنون جزئیاتی درباره چنین موفقیتی منتشر نکرده و افسران اسرائیلی اندکی هستند که ادعا می‌کنند خسارت جدی به کادر مهم وارد آمده است و هرگز اعتبار هیچ یک از جنبه‌های این گونه ادعاها تایید نشده است. حز‌ب‌الله نیز حجم کل نیروها یا تلفات خود را گزارش نمی‌کند.
روشن است که بیشتر رزمندگان حز‌ب‌الله جان سالم به در برده‌اند و تلفات حزب‌الله اعم از کشته‌ها، زخمی‌ها و اسیران کمتر از 15 درصد از نیروهای اولیه آن بوده است. پیش از آغاز جنگ، برآوردها از هسته‌ اصلی نیروهای حز‌ب‌الله در حدود 2 هزار الی 3 هزار نفر بعلاوه نیروهای ذخیره‌ای در حدود چندین هزار تا بیش از 10 هزار نفر بود. بحث و تبادل‌نظر با کارشناسان اسرائیلی و عرب نیز نشان می‌دهد که بیشتر تلفات حز‌ب‌الله مربوط به مبارزان نیمه وقت آن و نه کادر اصلی بوده و چنین تلفاتی ممکن است به سرعت با جذب نیروهای کم‌تجربه‌تر جبران شده باشد.
گذشته از این، در صورتی که بالاترین رقم اعلام شده از تلفات حز‌ب‌الله مورد ادعای نیروهای دفاعی اسرائیل درست باشد، نرخ تلفات تقریباً می‌تواند موید کسب یک پیروزی بزرگ برای اسرائیل باشد. اسرائیل نیز در طول دوره‌های مختلف جنگ حدود 120 سرباز از 3 هزار الی 15 هزار نیروی مستقر خود در منطقه نبرد را از دست داد. بعلاوه این که 39 غیرنظامی نیز کشته شدند. با توجه به حساسیت‌هایی که درباره شمار تلفات وجود دارد، حتی بهترین نرخ از تلفات 8 به یک، تقریباً یک پیروزی عمده برای اسرائیل به شمار می‌رود.
این جمع‌بندی بطور خاصی درست است زیرا جنگ ارایه کننده بهترین آموزش - و حتی انگیزه- برای کادرهایی است که زنده مانده‌اند. جنگ همچنین وسیله اصلی جذب نیروهای جوان چه در طول جنگ یا پس از آن به شمار می‌رود. ریزش درونی اغلب فراتر از تلفات است و حتی برآوردهای نیروهای دفاعی اسرائیل نشان می‌دهد که این نتیجه در مورد حز‌ب‌الله صدق می‌کند. در نتیجه، حز‌ب‌الله ممکن است کادر بهتری از سران و رزمندگان کارآزموده و باتجربه به نسبت قبل از جنگ و دستکم با همان توان رزمی‌ای داشته باشد که در زمان آغاز درگیری‌ها از آن برخوردار بود.
بار دیگر باید گفت، این مشکلات نشان دهنده عبرت‌های متعددی از جنگ است که آشنایی با همه آنها در جنگ عراق و افغانستان وجود داشت. ناتوانی کلی نیروهای دفاعی اسرائیل در برآورد خساراتی که آن به حز‌ب‌الله وارد کرد به عنوان یک قانون در نبرد نامتقارن به شمار می‌رود و یک استثناء نیست.
همانگونه که پیشتر بیان شد، پیشرفته‌ترین سیستم‌های اطلاعاتی و BDA (ارزیابی خسارات جنگ) نیز برای کشف و پیگیری تعداد، سوابق و توانایی پیاده‌نظام و مبارزان پراکنده در جنگ نامتقارن طراحی نشده‌اند. در حقیقت چنین کارزاری، ارایه کننده مشکلات عمده در هدف‌گیری و ارزیابی خسارات جنگ در نبرد با عوامل غیردولتی و معارضان نامتقارن است. کارزاری که انتقال فناوری می‌تواند در آن موجبات شگفتی را به همراه داشته و حتی احتمال انتقال فناوری می‌تواند موجبات تغییر در رفتار نظامی را فراهم آورد. جنگ‌های نامتقارن همچنین ممکن است به تغییرات اساسی در جمع‌آوری اطلاعات،‌ هدف‌گیری و اولویت‌ها و فناوری ارزیابی خسارات جنگ نیازمند باشد.