تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۴۷۸

مهندس على هماسان
راهبرد از جمله واژه هایى است که امروزه به شکل بى قاعده اى مورد استفاده قرار مى گیرد و هر چند تاکنون از سوى اندیشمندان و محققان این حوزه تعریف هاى متعددى در این خصوص ارائه شده، اما مورد قبول همگان واقع نگردیده است. راهبرد معمولاً در چهار سطح ملى، نظامى ، عملیاتى و تاکتیکى طبقه بندى مى شود که کاربرد آن به ترتیب تامین اهداف آرمانى، ملى، نظامى ، عملیاتى و تاکتیکى است. تدوین و اجراى راهبرد نیاز به علم و هنر لازم و کافى در قلمرو موضوع دارد.
امروزه به کارگیرى واژه «راهبرد» در ادبیات سیاسى جهان به عنوان پیشوند جارى و مرسوم است که نمونه هاى فراوانى از آن به چشم مى آید. راهبرد اتّحاد، راهبرد انزواطلبى، راهبرد امنیت ملى، راهبرد انهدام، راهبرد تدافعى، راهبرد جنگ محدود، راهبرد جهانى، راهبرد همه جانبه، راهبرد هسته اى، راهبرد هدف محور، راهبرد واکنش انعطاف پذیر، راهبرد نیروى زمینى، راهبرد نظامى ملى ، راهبرد نظامى ، راهبرد نبرد دریایى، راهبرد ناحیه اى، راهبرد ناپیوسته ، راهبرد منطقه اى ، راهبرد منبع محور، راهبرد ممانعتى ، راهبرد ملى، راهبرد مقابله اى، راهبرد معاصر، راهبرد مستقیم، راهبرد محیطى، راهبرد محلى، راهبرد متراکم، راهبرد لجستیکى ، راهبرد گام به گام غیرمستقیم ، راهبرد کارآفرین، راهبرد فضایى، راهبرد فشار غیرمستقیم، راهبرد فرسایشى، راهبرد فرامنطقه اى، راهبرد فرآیندى، راهبرد کلى سیاسى، راهبرد کلان بوش و راهبرد اوباما از جمله کلمات ترکیبى است که با پسوند راهبرد ابداع و استعمال گردیده است. این کلمات ترکیبى بیان کننده یک رویه، شیوه، سیاست و حتى ایده قابل اجرا در حال و یا در زمان آینده در سطح ملى، منطقه اى و جهانى است.
همه متفکران و اندیشمندان که نقطه نظرات خود را در خصوص راهبرد بیان داشته اند، براین جقیقت واقفند که راهبرد در اصل اصطلاحى نظامى است که به معناى سنجیدن وضع خود و حریف و طرح نقشه براى روبه رو شدن با حریف در مناسب ترین وضع به کار مى رود. از این رو برخى راهبرد را یک خط ترسیم شده روى یک نقشه مى نامند. برخى دیگر معتقدند که راهبرد بیانگر اهداف ملى است. این دو تعریف درسطح تعاملات منطقه اى و جهانى نیز قابل تعمیم است. در تعاملات منطقه اى و جهانى نیز مى توان از یک خط ترسیم شده بر روى یک نقشه و اهداف کلان و مشترک و اهداف جمعى سخن گفت که نقش سیاست و سیاست ورزى در این مؤلفه مشهود است و از این رو تعامل راهبرد و سیاست مطرح مى گردد.
راهبرد در سیاست به معناى بسیج همه امکانات اعم از اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سیاسى و تغییر دادن شرایط در جهتى مناسب و مورد قبول براى رسیدن به یک هدف اساسى است که دستیابى بدان در درازمدت امکان پذیر است. رساندن جامعه به نقطه مطلوب تعریف شده از جهت رفاه عمومى، دستیابى به قدرت ملى و برقراى امنیت، ریشه کن نمودن معضلى نظیر بى سوادى، فراهم نمودن امکان بهره مندى از بهداشت و درمان، رفع گرسنگى درسطح داخلى و یا برقرارى ارتباطات آزادانه تجارت، ایجاد الزامات برقراى امنیت به صورت جمعى در سطح یک منطقه یا جهان را مى توان یک راهبرد نامید.
در شکل گیرى روابط میان راهبرد و سیاست و تقدم و تاخر این دو درعرصه داخلى، منطقه اى و جهانى راهبرد در مرتبه بعد از سیاست قرار مى گیرد. سیاست اهداف را مشخص مى سازد و راهبرد به عنوان روش و شیوه راه رسیدن به این اهداف را تعیین مى کند. درحوزه داخلى اهداف توسط عالى ترین مقامات سیاسى کشور تعیین مى شوند، اعلام رسمى دوره قانون گذارى، برنامه کارى حزب حاکم، طرح هاى دراز مدت در حوزه هاى اجتماعى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى و امنیتى نمونه هایى از این تعیین راهبردها مى باشند. راهبرد کلان باعث مى شود راهبردهاى خاص منفرد از دور خارج شوند. همانگونه که هدف هاى منفرد باید منطبق بر منافع کلى کشور باشند.
در بررسى موضوعات راهبردى باید به مؤلفه هایى نظیر اهداف، شیوه ها و ابزارها توجه کرد. در بررسى اهداف مى توان توجه را به موضوعاتى معطوف داشت که در حوزه شخصى هرفرد، در حوزه داخلى مجموعه حاکمیت و در حوزه منطقه اى و بین المللى مجموعه سازمان هاى تعریف شده براى دستیابى بدان ها مى کوشند. درتعریف روش ها و ابزارها نیز مى توان شیوه هاى عمل و وسیله هایى که از طریق آنها مى توان به یک هدف دست یافت را مدنظر داشت. اندره بیفر معتقد است: راهبرد چیزى بیش از رهبرى سنتى است. از نظر او، راهبرد روش فکرى است. روشى که تفکرات قابل استفاده و خلق شده فلاسفه را جامعه عمل مى پوشاند. راهبرد یک طرح اجرایى است که نتیجه آن، یک تدبیر یا دستورالعمل مفید مى باشد.
بنا به نظر بیفر ، راهبرد نباید غیرقابل انعطاف و سختگیرانه باشد، بلکه هر وضعیت خاصى، مستلزم یک راهبرد خاص است که به کمک آن، وضعیت مورد نظر ارزیابى شده و براى آن طرح اجرایى تدوین مى شود. به این ترتیب در موضوعات راهبردى به جاى آن که ما غرق وقایع و اتفاقات باشیم، کنترل آنها را به دست مى گیریم.
وى با استفاده از واژه راهبرد، به کارگیرى قدرت را براى نیل به اهداف سیاسى ضرورى مى داند. از نظر بیفر راهبرد در مرحله اول، بر تجزیه و تحلیل سیاسى، ارزیابى وضعیت سیاسى و سمت و سوى عمومى آن دلالت دارد که لازمه تعریف و اعمال اراده سیاسى است. از این گذشته، براساس نظر بیفر، راهبرد موجب تدوین روش هایى مى شود که به کمک آنها دستیابى به هدف سیاسى آسان خواهد بود.
در راهبرد از ابزارهاى در دسترس براى نیل به هدف استفاده مى شود. این هدف، تصمیم سازى توسط یک رقیب را نیز در بر مى گیرد که شرایط پیشنهادى را قبول مى کند. راهبرد در گذشته در بسیارى از موارد تسلیم فیزیکى را مدنظر داشت، بنابراین در مواردى به بکارگیرى ابزارهاى خشونت آمیز مى انجامید. این ابزارها به کارگیرى حملات مقطعى، تهاجم سراسرى و یا به کارگیرى سلاح هسته اى را شامل مى شد که هیروشیما و ناکازاکى نمونه آن بودند. راهبرد در مقاطع بسیار و خصوصاً درحین جنگ جهانى اول اقدامات روانى را نیز در دستور کار داشته است. این فرآیند اقدامات رسانه هاى، تبلیغى و روانى تا تبلیغات براى یک موافقتنامه تجارى را شامل مى شد که با توجه به موقعیت هاى مختلف مورد استفاده قرا مى گرفت. به عبارت دیگر ابزارهاى سیاسى، نظامى، اقتصادى و روانى در خصوص طراحى براى اجراى یک راهبرد تعیین شده بسیار برجسته اند که امروزه نیز به کارگیرى این ابزارها در اجراى راهبردهاى طراحى شده بیش از پیش به چشم مى خورد.
از نظر بیفر سیاست ها، اهداف راهبرد را مشخص و سازوکار، ابزار و روش لازم مورد استفاده را تعیین مى کند. بیفر به عنوان یک استراتژیست قبل از فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى، ضمن اینکه توجه خود را برمهار راهبرد کلان و توسعه طلبانه شوروى و برنامه هاى بلندپروازانه آنان درحوزه تسلیحاتى قرارداده بود و بر آن تاکید داشت، این نکته را گوشزد مى نمود که فعالیت هاى رقابت در عرصه هاى دفاعى نباید به اقتصاد کشورهاى غربى صدمه وارد کند. وى حفظ موقعیت کشورهاى صنعتى غربى در حوزه اقتصادى را بزرگترین ضرورت و فرصت براى آن کشورها قلمداد مى کرد. با نگاه وى اقتصاد مرکز نقل، یک راهبرد کلان در غرب محسوب مى گردید. شاید از همین رو است که آمریکا پس از طرح «تجارت جهانى» توجه خود را به خاورمیانه، خلیج فارس و چاه هاى نفت خلیج فارس معطوف کرد و راهبرد اقتصادى در تعاملات جهانى را در پیش گرفت که در شماره آینده به آن مى پردازیم.