تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۵۷۰
نگاهی به پدیده گسترش اسلام‌گرایی در ایالات متحده

اسدالله افشار
خانم ایوان یازبک حداد، استاد تاریخ اسلام در دانشگاه ماساچوست وسردبیر مجله «جهان اسلام»(1) و خانم آدیر. ت. لومیس(2) محقق مرکز تحقیقات مذهبی و اجتماعی هارتفورد که مطالعات عمیق و مستمر جامعه شناسانه درباره مذهب دارد، هردو به عنوان محققانی که دو سال درباره وضع مهاجرین مسلمان، فرزندان و نوه های آنان در ایالات متحده آمریکا مطالعه نمودند، پژوهش مشترک خود را که توسط دو سازمان: یکی مرکز مطالعات اسلامی و روابط اسلام و مسیحیت مشهور به مرکز دانکن بلک مکدانلد و دیگری مرکز مطالعات دینی، به لحاظ مالی پوشش داده شده بود، تحت عنوان «گسترش ارزش های اسلامی در ایالات متحده آمریکا» به چاپ رساندند. این دو محقق معتقدند امروز اسلام در آمریکا به صورت یک پدیده درخشانی درآمده است، چیزی که پیش از این به عنوان یک شیوه زندگی خاص اعراب و یا یک اعتقاد ایمانی بیگانه با ادیان یهودی و مسیحیت تلقی می شد، اکنون به چنان وسعت و نیرویی دست یافته است که باید به آن به منزله یک نهضت دینی مسلط نگریست. نهضتی که به سرعت در حال رشد است. در حال حاضر در ایالات متحده آمریکا بیش از 600 مسجد و مرکز دینی اسلامی مشغول فعالیت هستند و اگر چه در برآورد تعداد کسانی که خود را در زمره مسلمانان آمریکا می دانند تفاوت زیادی مشاهده می شود، معهذا آمار ارائه شده توسط محققین مختلف، رقمی بین دو تا سه میلیون می باشد. البته میزان توالد و تناسل در میان مسلمانان، گرویدن روز افزون تعداد زیادی غیر مسلمان به اسلام و موج مهاجرت مسلمانان به آمریکا [در حدود 25 تا 30 هزار نفر در سال] نشان می دهد که در دهه اول قرن بیست و یکم، به احتمال قوی شمار مسلمانان ایالات متحده آمریکا به رقمی خواهد رسید که بزرگترین اقلیت دینی این کشور را تشکیل خواهند داد.
تقسیم‌بندی مسلمانان آمریکای شمالی:
مسلمانان آمریکای شمالی را می توان به دو گروه مشخص تقسیم کرد:
مهاجرین و بومیان. گروه اول، شامل کسانی است که خود یا پدر و یا اجدادشان از سایر نقاط جهان به این سرزمین آمده اند. دانشجویان دانشگاه ها در این گروه جای دارند. بزرگترین رقم در این گروه متعلق به لبنانی ها است اما روی هم رفته شصت ملیت مختلف را در میان آنان می توان دید، بخصوص پاکستانی، ایرانی، افغانی، ترک و مسلمانان اروپای شرقی. گروه دوم یعنی مسلمانان بومی که عمدتا شامل آفریقایی های ساکن و تبعه آمریکاست که به تدریج به اسلام گرویده اند و تعداد آنها هم اکنون در حدود 75 هزار نفر است و هر روز نیز بر تعدادشان افزوده می شود.
تاسیس فدراسیون انجمن‌های اسلامی:
اولین مساجد و مراکز مذهبی در آمریکا توسط افراد و گروه ها، به منظور گردهمایی و بررسی نیازهای مذهبی و اجتماعی مسلمانان هر ناحیه برپا گردید و فعالیت آنها منحصر به محدوده معینی بود. بعد از یک نسل، نوعی فدراسیون نه چندان مستحکم از برخی از این مساجد و مراکز به منظور ایجاد ارتباط و همیاری بین نواحی و ایالات مختلف تاسیس شد که این امر در ابتدای کار غالبا توسط لبنانی ها صورت گرفت. این فدراسیون امروزه با عنوان «فدراسیون انجمن های اسلامی» مشهور است که ستاد مرکزی آن در شهر دیترویت، ایالت میشیگان قرار دارد. این نکته قابل تامل است که بدانیم از سال 1960، علاوه بر این فدراسیون، سازمان های اسلامی دیگر نیز به تدریج و با حمایت های خارجی تاسیس شده که همان هدف ها را دنبال می کنند.
اشاره‌ای به نقش مهم فدراسیون و سازمان‌های اسلامی در آمریکا:
سازمان های مذکور امروزه نقش بسیار مهمی در فعالیت های گوناگون مراکز و مساجد اسلامی ایفا می کنند. از جمله این سازمان ها می توان به «اتحاد مسلمانان جهان» اشاره کرد که دفتر مرکز کار آن در مکه است. این اتحادیه یک دفتر محلی در ایالات متحده آمریکا دارد که اقدام به تشکیل «شورای مساجد» نموده و تاکنون هفتاد مسجد به عضویت آن درآمده اند. فعالیت های عمده این شورا عبارتند از: تامین بودجه تاسیس مساجد، توزیع قرآن کریم و جزوه های آموزش دینی. گروه فعال دیگر از مسلمانان عبارت است از: «جامعه اسلامی آمریکای شمالی» که به تازگی تاسیس شده و دو سازمان مشهور به «جماعات اسلامی آمریکا» و «اتحادیه اسلامی دانشجویان» را زیر چتر حمایت خود دارد. این «جامعه» صدها شعبه و دفتر محلی در سرتاسر ایالات متحده آمریکا دارد. اتحادیه اسلامی دانشجویان که در بسیاری از دانشگاه ها دارای شعبه است، مجمع بسیار فعالی است که کار تهیه و نشر و توزیع کتب و جزوات اسلامی را بر عهده دارد و اعضای آن به «مسلمانان بنیادگرا» شهرت دارند.
اصلاحات و ساختار و نحوه تشکل و رهبری گروه‌های اسلامی در آمریکا:
در دو دهه گذشته تغییرات عمده ای در ساختار و رهبری همه گروه های اسلامی موجود در ایالات متحده رخ داده است. مسلمانان مهاجر از داخل و خارج تحت فشارهای تازه ای قرار گرفتند و به ناچار در نحوه تشکل و مدیریت سازمانی خود اصلاحاتی به عمل آوردند.
پیش از این مسلمانان مهاجر، در گروه های کوچک وبیشتر در قالب کلوپ های اجتماعی و قومی گردهم می آمدند و کمتر به شکل یک سازمان مذهبی ظاهر می شدند. این گروه های کوچک خود را کاملابا چهارچوب فرهنگی جامعه آمریکا سازگار کرده و مانند سایرگروه های مذهبی خود را با شیوه های زندگی آمریکایی وفق داده بودند. در سال های اخیر شخصیت های وابسته به مراکز و مساجد با عزمی استوار به تجدید نظر در مسئله رهبری اسلامی پرداخته و با نصب افراد تربیت یافته ای به عنوان امام جماعت مساجد، به فعالیت های خود رنگ تازه ای دادند.
مسلمانان مهاجر کنونی، بر خلاف مسلمانان مهاجر اولیه افرادی تحصیلکرده و دارای درجات دانشگاهی هستند. اکنون در جامعه اسلامی آمریکا، درصد تحصیلکرده ها به نسبت از همه جوامع اسلامی دیگر در سراسر جهان بیشتر است.
هدایت مسلمانان آمریکا به سوی یک زندگی مطابق با تعالیم اسلامی:
شمار معتنابهی از مسلمانان مقیم آمریکا، در سال های اخیر، آموزش های تازه ای از اسلام دریافت کرده اند. این کار توسط جامعه اسلامی آمریکای شمالی صورت گرفته که هدفش هدایت مسلمانان آمریکا به سوی یک زندگی مطابق با تعالیم اسلامی است. این سازمان می خواهد به مسلمانان بیاموزد که در چهارچوب یک زندگی کاملامادی چگونه می توان ارزش های اسلامی را حفظ کرد. حوادث اخیر ایران و وقوع انقلاب اسلامی در کشورها بدون شک تاثیر عمیقی بر جامع اسلامی آمریکا بر جای گذاشته و در آنها این اعتقاد را به وجود آورده است که پایبندی به تعالیم اسلام تنها راه پیروزی و کسب قدرت برای کشورهای اسلامی است و بر همین اساس و با توجه به قدرت انقلابی اسلام در بسیج توده های محروم و تحت ظلم و ستم استکباری، هیئت حاکمه آمریکا شدیدا از منطق اسلام خائف و نگران هستند و لذا هر گونه اتفاق و حادثه ای در آن کشور رخ دهد، بلادرنگ و به طور اتوماتیک مسلمانان را متهم به تخریب و ترور معرفی می کنند!! در حالی که نیک می دانند مکتب گرانسنگ اسلام، مکتب منطق است و گفتگو و پایه و اساس آن مبتنی بر صلح و عدالت است که مبشر بشردوستی می باشد و این مکتب با این اصول، نه تجاوز به حریمی می کند و نه اجازه می دهد به حریمش تجاوز شود و نه زیر بار تخریب و ترور می رود و نه به احدی اجازه می دهد تخریب و ترور کند.
مهاجرت مسلمانان به آمریکا در پنج مرحله:
مهاجرت مسلمانان به کشور آمریکا در پنج مرحله خاص به صورت پنج موج گسترده انجام گرفت؛ اولین موج مهاجرت مربوط به سال های 1875 تا 1912 می باشد. این موج مهاجران شامل اعرابی بودند که از نواحی روستایی کشورهای سوریه، اردن، فلسطین و لبنان، در دوره امپراتوری عثمانی جلای وطن کردند و غالب آنها بی سواد بودند. مسلمانان مهاجر در این سالها به سبب وخامت اوضاع اقتصادی خاورمیانه، امیدوار بودند مانند مسیحیان لبنانی که قبلاهجرت کرده بودند به موفقیت های مالی و رفاهی دست یابند. برخی از آنها، بعد از کسب درآمد و ثروت به وطن بازگشتند اما عده دیگری در آمریکا ماندند و جوامع مسلمین را در نقاط مختلف تشکیل دادند. این عده نیز به سبب کم سوادی و عدم تسلط به زبان انگلیسی فقط می توانستند در کارخانه ها یا معادن کار کنند و یا به صورت پیشه وران و دکان داران خرده پا فعالیت نمایند. آنها، به دلیل آنکه در مراکز صنعتی کار می کردند فرصت نیافتند با آمریکاییان آشنا و مانوس شوند و غالب معاشرت و رفت و آمدهایشان منحصر به مسلمانان و هموطنان خودشان شد. موج دوم مهاجرت در سال های 1918 تا 1922 اتفاق افتاد، یعنی بعد از جنگ جهانی اول، این مهاجران غالبا از مناطق شهری بودند که به نحوی پیوند و خویشاوندی با مهاجرانی داشتند که قبلادر آمریکا مستقر شده بودند. این مسلمانان در آزادسازی سوریه از زیر سلطه امپراتوری مشارکت داشته و امیدوار بودند که روزی قوانین و مقررات انگلیسی و فرانسوی در آنجا حاکم شود.
موج سوم مهاجرت مربوط به سال های 1930 تا 1938 است. زیرا در این سال ها، کشور آمریکا مهاجرت اقوام و بستگان مهاجر مقیم در آمریکا را مجاز اعلام کرد. موج چهارم مهاجرت، در فاصله سال های 1947 تا 1960 اتفاق افتاد. این موج مهاجرت عظیم نه فقط از خاورمیانه بلکه از هند، پاکستان، اروپای شرقی و اتحاد شوروی و دیگر مناطق اسلامی، مهاجران بیشماری را به سوی آمریکا روانه ساخت. در این موج اخیر شمار زیادی از رهبران کشورهای مبدا که غالبا تحصیلکرده و دارای درجات دانشگاهی بودند و روشنفکران غرب زده، همراه با خانواده و اولادشان حضور داشتند. آنان به عنوان پناهنده و به قصد دسترسی به زندگی بهتر، آموزش عالی، تکنولوژی پیشرفته و فرصت های تازه برای پیشرفت و نیز بالابردن سطح فکر خود، به سوی آمریکا سرازیر شدند. موج پنجم مهاجرت، از سال 1967 آغاز شد و هنوز ادامه داد. این بار علاوه بر دلایل اقتصادی، ضرورت های سیاسی نیز عامل عمده ای به شمار می آیند. مثلادر این دوران، نزاع بین اسرائیلیان و اعراب و شکست های پی در پی دول عربی به دلیل خیانت ها و بی کفایتی ایشان [که به شخصیت و هویت اعراب لطمات زیادی وارد کرد] نقش مهمی داشت.
توجه جهانیان به اسلام:
یکی از واقعیات معاصر، حضور اسلام در همه نقاط جهان است، چیزی که خود مسلمانان روز به روز بیشتر به آن آگاهی پیدا می کنند. در همه جای دنیا اقلیت های مسلمان شکل گرفته اند و امروزه توجه جهانیان به این نکته معطوف شده است که اسلام نه فقط در جوامع کمونیستی حضور دارد، بلکه در جوامع دور افتاده ای نظیر ژاپن، استرالیا و جنوب آفریقا نیز اقلیت های مسلمان فعالی به چشم می خورند. همچنین جمعیت های اسلامی منسجمی در قلب جوامع آلمان، بلژیک، فرانسه، انگلیس و نیز در آمریکای جنوبی و شمالی وجود دارد. سازمان کنفرانس اسلامی که متشکل از نمایندگان 43 کشور اسلامی است، تقریبا همه جهان اسلام را زیر پوشش دارد و نسبت به شرایط زندگی اقلیت های مسلمان در همه جهان خود را مسئول و علاقه مند احساس می کند.
ستیز سیاستمداران آمریکایی با اسلام:
سیاستمداران مغرض و علمای متعصب غربی تلاش نمودند تا اسلام را از ادیان مسیحی و یهودی جدا نمایند. آنان اعلام داشتند که اسلام آیینی بیگانه با این دو دین است[!] و با میراث آنها ارتباطی ندارد! در تحقیقات و مطالعات دینی که توسط آمریکاییان صورت گرفته و می گیرد، استعمال مکرر کلمه «یهودی مسیحی» در توضیح ادیان آسمانی یک هدف عمده دارد و آن منزوی کردن اسلام و جداکردن آن از سایر ادیان الهی است. ماموران دولتی آمریکا با این کار و اقدامات مشابه دیگر سعی دارند مسلمانان و پیروان سایر ادیان را از جامعه چند آیینی و چند ملیتی آمریکا طرد نمایند. اعم از اینکه این کار عمدی یا غیر عمدی باشد، حاصل آن دور نگه داشتن مسلمانان از مشارکت در ساختار آینده جامعه آمریکاست. بی اعتنایی و یا خشم آمریکاییان نسبت به اسلام موجب شده است که متفکران این سرزمین یا به کلی از اسلام بی اطلاع بمانند و یا قضاوت اشتباه آمیزی داشته باشند. با این وجود باید گفت آینده از آن اسلام است اگر چه در آمریکا باشد. زیرا بسیاری از مهاجران تازه از راه رسیده از یک مسئله به شدت نگرانند و آن بی بند و باری و آشفتگی معیارهای اخلاقی حاکم بر جامعه آمریکا است؛ بالابودن آمار جنایات، اشاعه مواد مخدر، فحشاء و جنگ طلبی دولتمردان آمریکا ،برهنگی زنان و از بین رفتن قبح مسائل جنسی. آنها وجود این مفاسد را به مسیحیت نسبت می دهند زیرا، این دین از مبانی اولیه خود خالی شده است، به نظر آنها در جامعه آمریکا چیزی که ارزش تقلید و یادگیری داشته باشد وجود ندارد. لذا به سرعت متوجه ارزش های اسلامی شده و با جدیت سعی در تبعیت از آن می کنند و حتی رسالت خود می دانند که مردم آمریکا را به سوی اسلام و به سوی خدا و ایمان به خدا فراخوانند و از آنها بخواهند در استقرار یک حکومت اسلامی جهانی مشارکت کنند(3)