تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۱۰۲۶۹۱
نوشته: عزیز نوری مقدمه: امنیت، تنها عاملی است که فقدان آن، هرگونه مقاومتی را در برابر شداید غیرممکن می‌سازد. تامین امنیت، شعاری است که دولتمردان بویژه در مناطق آشوب‌زده، در سرلوحه شعارهای خود قرار می‌دهند، اما اینکه بتوانند به تحقق شعارهای خود بپردازند، به شرایط خاصی بستگی دارد. شاید افغانستان تنها کشوری در جهان باشد که وضعیت دشوار فقدان امنیت را برای سالیان چنین طولانی تحمل کرده است. بدون تردید مردم افغانستان از هر رهبری پیش از هرچیز، امنیت خواهند ساخت، اما آیا سیاستمداران توان برآورده کردن این آرزو را دارند؟ نگارنده مطلب حاضر که بخش پایانی آن را می‌خوانیم به این موضوع پرداخته است.

وی اخیراً در اجلاس سران سارک که در سری‌لانکا برگزار شد، این دفعه نهادهای دولتی پاکستان را هم به حمایت از طالبان متهم کرد. گرچه در این مساله که طالبان از پاکستان، خصوصاً در مناطق قبایلی ایالت سرحد این کشور تغذیه می‌شوند، کمتر می‌توان شک کرد، اما به نظر می‌رسد طالبان با اتصال به زنجیره گسترده و وسیع تروریزم جهانی، از منابع متفاوتی تغذیه کنند.‌
از سویی، بحرانهای عمیق اجتماعی در جامعه افغانستان، وضعیت شکننده امنیت در این کشور را آسیب‌پذیرتر کرده است. بزرگترین مصداق این مورد، نزاع کوچ‌نشینان با ساکنان مناطق مرکزی افغانستان (هزاره‌ها) است. افغانستان جامعه‌ای چند نژادی است. کوچ‌نشین‌ها به نژاد پشتون تعلق دارند و هزاره‌ها یکی دیگر از نژادهای افغانستان هستند که اکثراً شیعه مذهبند. <امیر عبدالرحمان خان> بعد از قدرت یافتن (1880 - 1901) زمانی که مردم هزاره از پیروی حکومتش خودداری کردند، به آن مناطق لشکر کشید، بسیاری از آنان را کشت، بسیاری را به عنوان برده به مناطق پشتون‌نشین برد و یا به هند فروخت. وی همچنین طی فرمانی، بسیاری از زمینهای هزاره‌ها را به پشتونهای کوچکی سپرد تا چراگاه بهارانه آنها باشد. این عمل عبدالرحمان و رفتار غیرانسانی وی با هزاره‌ها حتی از سوی پسرش <امیر حبیب‌الله خان> نکوهش شد. هزاره‌ها مدعی ظلم و تبعیض تاریخی علیه خود هستند که این مساله در رابطه با کوچ‌نشین‌ها به اوج خود می‌رسد.
سال گذشته کوچ‌نشین‌ها طبق همان فرمان گذشته به مناطق هزاره آمده و مدعی تصاحب زمینها شدند که به نزاعی سخت بین آنها و هزاره انجامید. آن سال با وساطت دولت و شخص کرزای مساله خاتمه یافت، اما امسال کوچ‌نشین‌ها با تدارک وسیع و مجهز به انواع سلاحهای گرم (که طبق گفته شاهدان عینی، بیشترشان نیروهای طالبان و حتی تروریست‌های عرب و پاکستانی بودند) به هزاره‌ها یورش برده، بسیاری از مردم محلی را کشته و خانه‌هایشان را آتش زدند. این اعمال با واکنش شدید هزاره‌های دیگر نقاط افغانستان مواجه شد که بزرگترین مورد آنها تظاهرات بالغ بر صدهزار نفر در کابل بود. نهایتاً دولت دستور عقب‌نشینی موقت کوچ‌نشین‌ها را صادر کرد؛ گرچه حساسیت مساله و امکان اینکه این موضوع به یک رویارویی بزرگ نژادی میان هزاره‌ها و پشتونها تبدیل شود، همچنان به قوت خود باقی مانده است. هزاره‌ها موضعگیری کرزای و چهره‌های پشتون اطراف وی را در حادثه اخیر جانبدارانه دانسته و معتقدند دولت، عامداً در حفاظت از مردم هزاره کوتاهی کرده است. این موضوع، بحران عدم اعتماد ملی و تضعیف امنیت را شدت بخشیده است.
بحران تصاعدی امنیت در افغانستان، نظم اجتماعی را مختل کرده و مانع هر نوع پیشرفت دامنه‌دار شده است، به نحوی که حجم سرمایه‌گذاری در کشور به شدت کاهش یافته و هرج و مرج اقتصادی رو به افزایش است. طبق گفته منابع خبری در سال گذشته 47نفر از بازرگانان این کشور توسط آدم‌ربایان ربوده شده‌اند. فقدان امنیت باعث شده که بسیاری از طرحهای دولت، همانند مبارزه با فساد اداری که در این کشور بیداد می‌کند، به بوته فراموشی سپرده شود. همچنین اجرای طرح سرشماری که قرار بود امسال و در مردادماه برگزار شود، مسکوت ماند.بحران امنیت در افغانستان برگزاری انتخابات را، که قرار است در مهر آینده برگزار شود نیز با ابهام جدی مواجه کرده است، به نحوی که برخی معتقدند در شرایط کنونی، امکان برگزاری انتخابات نخواهد بود و دولت ناچار است آن را به تاخیر اندازد.
بحران امنیت در افغانستان که به نحو نگران کننده‌ای افزایش یافته، ترسیم هر نوع آینده روشنی را برای این کشور با ابهام جدی مواجه کرده است. این مساله، پرده از ناکارآمدی نیروهای ائتلاف در تامین امنیت، ضعف بنیادین دولت و نیز کم توجهی جامعه جهانی به این کشور برمی‌دارد.