تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۱۰۳۲۵۵

حسین شریعتمداری
آخرین خبرها حکایت از آن دارد که کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه، چین، روسیه و آلمان- 1+5- بعد از 6ماه اختلاف نظر و در پی رایزنی ها و نشست های مکرر، سرانجام درباره متن پیش نویس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد برای تحریم جمهوری اسلامی ایران به توافق رسیده اند و قرار است این قطعنامه طی چند روز آینده از تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد گذشته و برای اجرا به کشورهای عضو سازمان ملل ابلاغ شود.
اگرچه به درخواست روسیه در متن پیش نویس اولیه که از سوی تروئیکای اروپایی- انگلیس، فرانسه و آلمان- تهیه شده بود، تغییراتی صورت پذیرفته و متن کنونی به گفته دیپلمات های اروپایی و برخی از کارشناسان آمریکایی، نسبت به متن اولیه رقیق تر است ولی هرچه هست، قطعنامه ای غیرقانونی و باج خواهانه است و با صدور آن نوبت به مسئولان جمهوری اسلامی ایران می رسد که به عهد و میثاق خود با ملت عمل کنند و این اقدام خصمانه را بی پاسخ نگذارند، دقیقاً همانگونه که از پیش قول داده بودند.
بعید نیست مسئولان محترم کشورمان با استناد به کمرنگ شدن موارد تحریم که با تلاش روسیه و چین صورت پذیرفته است، واکنش پشیمان کننده علیه کشورهای 1+5 را ضروری ندانند و یا این واکنش را به زمان دیگری موکول کنند! که در این باره اشاره به چند نکته ضروری است.
1- طی 6ماه گذشته- بعد از ارجاع پرونده هسته ای کشورمان به شورای امنیت سازمان ملل متحد- کشورهای 1+5 برای توافق درباره متن قطعنامه تحریم، رایزنی ها و نشست های فراوانی داشته اند. در این رایزنی ها، بیشترین مخالفت ها از سوی روسیه و چین مطرح شده بود. با این توضیح که روسیه از تحریم ایران استقبال می کرد ولی درباره موارد تحریم با آمریکا و سه کشور اروپایی اختلاف نظر داشت. مخالفت های روسیه و چین اگرچه در نگاه اول می تواند مثبت ارزیابی شود ولی موافقت نهایی آنها با صدور قطعنامه تحریم بدون کمترین تردیدی یک اقدام خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران است که هرگونه خوشبینی درباره آن، بازی کردن با منافع ملی و نادیده گرفتن عزت و اقتدار میهن اسلامی است ...چرا...؟!
2- ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت برخلاف نص صریح ماده «c-12» اساسنامه آژانس بین المللی انرژی اتمی صورت پذیرفته و استناد شورای امنیت به مواد 39، 40 و 41 فصل هفتم منشور سازمان ملل برای تحریم ایران نیز غیرقانونی بوده و نه فقط با روح قانون بلکه با مفاد اصل هفتم نیز در تناقض است. زیرا استناد به فصل هفتم منشور سازمان ملل فقط هنگامی است که اقدام یک کشور عضو جامعه بین المللی، صلح جهانی یا منطقه ای را به خطر انداخته باشد و پرونده هسته ای ایران فقط هنگامی می تواند موضوع این فصل باشد که اولاً؛ ثابت شود که ایران در پی تولید سلاح اتمی است و ثانیاً؛ با سلاح هسته ای خود کشورهای دیگر را تهدید به حمله اتمی کرده باشد! و حال آن که مطابق گزارش های بازرسان آژانس هیچ نشانه ای حاکی از تلاش ایران برای انحراف از فعالیت صلح آمیز به سوی تولید سلاح هسته ای- DIVERSION- به دست نیامده است و اعلام نظر شورای حکام آژانس نیز تنها با استناد به گزارش بازرسان معتبر خواهد بود و از سوی دیگر تصمیم شورای امنیت سازمان ملل باید مستند به گزارش شورای حکام باشد... و از آنجا که در گزارش بازرسان و گزارش شورای حکام اشاره ای به انحراف در فعالیت هسته ای ایران وجود ندارد، ارسال پرونده به شورای امنیت و استناد این شورا به فصل هفتم کمترین وجاهت قانونی و حقوقی ندارد... این نکات از نگاه روسیه و چین نیز پنهان نبوده و دو کشور یاد شده بارها به غیرحقوقی بودن این چرخه اذعان کرده‌اند.
با توجه به نکته فوق، اعتراض به روسیه از نوع نادیده گرفتن روابط دوستانه با ایران نیست، بلکه این اعتراض به دلیل آن است که روسیه و چین در یک اقدام خصمانه و باج خواهانه با آمریکا و تروئیکای اروپایی همراه و همداستان شده‌اند.
3- در اواخر مهرماه جاری- اکتبر 2006- خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام بلندپایه روسی نوشت که روسیه خواستار تحریم مدت دار ایران است. این مقام روسی به رویترز گفته بود اگر تحریم نامحدود باشد، روسیه از دور خارج شده و آمریکا میدان دار خواهد شد- بخوانید یقه آمریکا از دست روسیه بیرون می رود- و این کشور دیگر نمی تواند با تکیه بر روابط خوب خود با تهران از آمریکا امتیاز بگیرد!
4- البته قابل انکار نیست که روسیه در تعدیل و رقیق کردن متن پیشنهادی سه کشور اروپایی نقش موثر و مفیدی داشته است ولی چنانچه قطعنامه ای- با هر درجه از غلظت- علیه ایران صادر شود، مسئولان محترم کشورمان نباید و نمی توانند با استناد به همراهی و همکاری روسیه و چین از اتخاذ موضع قاطع و پشیمان کننده علیه قطعنامه تحریم و عاملان اصلی آن یعنی آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان- در اولویت نخست- و موضعی متقابل و متناسب علیه روسیه و چین- در اولویت دوم- چشم پوشی کنند.
5- خوشبختانه مقامات مسئول جمهوری اسلامی ایران پیشاپیش اعلام کرده اند که به مفاد قطعنامه تن نخواهند داد و رئیس شورای عالی امنیت ملی کشورمان در مصاحبه ای گفته است چنانچه قطعنامه ای علیه ایران صادر شود، در ادامه همکاری خود با آژانس تجدیدنظر خواهیم کرد. این موضع اگر به مفهوم قطع همکاری با آژانس و خروج از NPT باشد درخور تقدیر بوده و اقدامی شایسته تلقی می شود چرا که، معاهده NPT دیگر وجود خارجی ندارد و یک معاهده لغو شده است، بنابراین ادامه حضور ما در این معاهده نه فقط کمترین توجیه عقلی، سیاسی و منطقی ندارد بلکه حیثیت بین المللی ایران اسلامی و عزت و اقتدار آن را به شدت مخدوش خواهد کرد.
6- مقامات غربی و مرتبط با پرونده هسته ای ایران طی چند ماه گذشته و در جریان درگیری های داخلی خود بارها اعلام کرده اند که نسبت به کارآمد بودن قطعنامه تحریم ایران دچار تردید هستند و چنانچه ایران اسلامی درپی صدور این قطعنامه از پذیرش مفاد آن خودداری کند، اجرای تحریم هایی که در قطعنامه خواهد آمد، به آسانی امکان پذیر نیست و این حالت می تواند حیثیت کشورهای 1+5 و اقتدار آنها را زیر سؤال ببرد. دقیقاً به همین علت است که از ایران خواسته اند تعلیق غنی سازی را حداقل برای مدتی کوتاه بپذیرد تا پرستیژ گروه 1+5 حفظ شده باشد. برخی از مقامات آمریکایی و اروپایی از صدور قطعنامه تحریم با عنوان حفظ آبرو- FACE SAVING- یاد می کنند که نشان دهنده ناتوانی آنها از مقابله جدی و موثر با ایران اسلامی است و از آنجا که شواهد و قرائن موجود نیز بر ناتوانی غرب از مقابله با جمهوری اسلامی ایران دلالت می کند، مسئولان محترم کشورمان باید از فرصت به دست آمده برای تنبیه غرب استفاده کنند و با استناد به تبصره B از ماده 10 معاهده منع تولید و گسترش تسلیحات اتمی، بلافاصله بعد از صدور قطعنامه، خروج ایران از معاهده NPT را اعلام کنند و یقین داشته باشند که هیچ اتفاق ناگواری پیش نخواهد آمد. باور کنید که حریف با تفنگ خالی به سوی ما نشانه رفته و این طبل توخالی است.
کیهان از 3 سال قبل پایان این داستان را پیش بینی کرده و هشدار داده بود که تنها گزینه مورد نظر آمریکا و اتحادیه اروپا محروم کردن ایران اسلامی از فن آوری صلح آمیز هسته ای است و با استناد به شواهد و قرائن آن روزها تاکید کرده بود که آمریکایی ها در نهایت پرونده هسته ای ایران را به شورای امنیت می فرستند و از این روی خروج ایران از NPT بهترین گزینه پیش روست. ولی متاسفانه در حالی که حریف، محروم کردن ما از فن آوری هسته ای را دنبال می کرد، ما با خوش بینی درپی جلب اعتماد او بودیم!
7- و بالاخره، از دولت و مجلس اصولگرا انتظار می رفت - و می رود- که کفه عمل متقابل در چالش هسته ای را از کفه شعار سنگین تر کنند و از تمامی فرصت های حقوقی و قانونی برای پشیمان کردن حریف بهره بگیرند. حالا نوبت ماست.