تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۱۰۳۴۰۸
بررسی مقایسه‌ای میان اغتشاشات ایران و فرانسه

محمدمهدی تقوی
درست اندکی پس از فرونشستن گردوغبار اغتشاش های تهران، موجی از ناآرامی و آشوب در کشور فرانسه به راه افتاد. ابعاد این اغتشاش ها به لحاظ وسعت تخریب بسیار فراتر از آن چیزی بود که در خیابان های تهران دیده شد. یک بررسی تطبیقی میان سه عنصر دخیل در این اغتشاش ها یعنی، «برخورد حکومت و به طور اخص نقش پلیس و نیروهای امنیتی»، «واکنش دولت های اروپایی و نهادهای حقوق بشری» و بالاخره «رفتار رسانه ها و کانون های خبری» مسائل تازه ای را درباره رویکرد غرب به پدیده اغتشاش در یک کشور اروپایی با یک کشور اسلامی مثل ایران آشکار می سازد.
طبق گفته منابع رسمی پاریس در جریان این آشوب ها حدود 500خودرو به آتش کشیده شد، و پلیس و نیروهای امنیتی قریب حدود 250نفر را که اغلب از جوانان بودند بازداشت کردند. این منابع حتی تصریح کرده اند که میزان تخریب ها و درگیری ها بیش از آشوب های مشابهی بود که در سه سال گذشته در پاریس و شهرهای مهم فرانسه رخ داد. براساس این آمار شمار خودروهایی که به آتش کشیده شدند 73/6درصد نسبت به سال 2008 افزایش یافته است. تاکنون حدود 250نفر بازداشت شده اند که نسبت به سال 2008 که شمار بازداشتی ها در شب 14 ژوئیه 121 نفر بود، افزایش چشمگیری نشان می دهد. تا به امروز که قریب یک هفته از آشوب های زنجیره ای فرانسه می گذرد هیچ خبری از سرنوشت بازداشت شدگان که گفته می شود اغلب از جوانان محله های فقیرنشین حومه پایتخت هستند منتشر نشده است.
اولین نکته تعجب آور این است که اطلاعات و آگاهی عمومی درباره عوامل آشکار و پنهان چنین رویدادی به این اندازه پردامنه ناچیز و تقریباً صفر است. دور تازه اغتشاشات فرانسه همانند ناآرامی های سه سال گذشته در حصاری از سانسور قرار گرفته است. رسانه های این کشور اغلب به درج بیانیه های یک سویه وزارت کشور فرانسه بسنده کردند. در این بیانیه سعی شد این اغتشاشات مقطعی، عادی و کم اثر معرفی شود که گویی مردم فرانسه هر سال به مناسبت هایی مانند روز جشن ملی انجام می دهند. این در حالی است که دست کم ناظران سیاسی در پاریس اظهار کرده اند که منشاء هر سه رشته از 2005 تا 2009 یکسان بوده است. نیروهای امنیتی فرانسه با بی رحمانه ترین شکل شهروندان عرب تبار این کشور را به قتل می رسانند و با انتشار تصویر قتل این جوانان یا نوجوانان، آتشفشان خشم عمومی فوران می کند. در بحران اخیر «محمدبن مونا» جوان 21ساله ای به طرز مشکوکی در یک پاسگاه پلیس فرانسه کشته شد پلیس ابتدا به انتشار اطلاعیه جعلی درباره قتل او پرداخت و مدعی شد که وی خودکشی کرده اما نتایج کالبد شکافی روشن ساخت که وی در اثر خفگی کشته شده است و همچنین آثاری از خشونت در بدن وی مشاهده شده است. دور قبلی ناآرامی ها در سال 86 پس از آن شروع شد که 2جوان سوار بر موتور که هر دو از مسلمانان عرب تبار این کشور بودند به بهانه نداشتن کلاه ایمنی از سوی ماشین پلیس زیر گرفته شدند. در بحران اکتبر سال 2005 هم در واقعه ای مشابه، 2جوان مسلمان توسط پلیس به سمت یک پست برق سوق داده شده و بعد از برق گرفتگی در دم جان می سپارند.
هر سه حلقه از اغتشاشات فرانسه به تعطیلی مراکز فعالیت اقتصادی، اداری و خدماتی منجر شد و دهها هزار نفر در هر مرحله بین 500تا 2هزار خودرو را به آتش کشیدند و شمار دستگیرشدگان نیز در هر مرحله بیش از 200نفر بوده است. حال به لحاظ کمی و کیفی چه نسبتی میان وقایع تهران با آنچه در آشوب های پاریس، مارسی، تولوز، لیون و لیل گذشت وجود دارد. با شاخص های آماری درباره «حجم اغتشاش ها» میزان تخریب اموال عمومی» و «قتل و بازداشت های قبل و پس از اغتشاش «به راحتی می توان گفت دامنه بحران خیابانی فرانسه فراتر از تهران بوده است طبق گزارش منابع رسمی کشور در اغتشاش های تهران حدود 200نفر در بازداشت هستند که برخی از آنها پس از تشکیل پرونده و تحویل به دادسرا آزاد شده اند. در حالی که منشأ هر سه اغتشاش فرانسه قتل نوجوانان و جوانان به دست نیروی امنیتی فرانسه بوده است در حالی که در حوادث تهران طبق گزارش فرماندهی پلیس حدود 500نفر از پرسنل این نهاد مجروح و بستری شده اند. به لحاظ میزان تخریب نیز براساس گزارش شهرداری تهران در جریان این اغتشاشات فقط هفت دستگاه اتوبوس آتش زده شد.
اما نکته قابل تأمل این است که در قضیه اغتشاشات تهران، دولت فرانسه در نقش اولین وکیل مدافع ظاهر شد و رسانه های این کشور به اتفاق محافل غرب تندترین کیفر خواست را علیه جمهوری اسلامی بویژه نهادهای امنیتی و پلیس ایران انتشار دادند. هم اکنون چند هفته از موج بازداشت ها و آشوب های پاریس و چندین شهر بزرگ این کشور می گذرد اما نه رسانه های مطرح فرانسه و نه رسانه ها و شبکه های خبری اروپا و آمریکا گزارش یا خبری درباره پرونده سنگینی که در پلیس و مراکز قضایی این کشور برای دهها جوان شرکت کننده در اعتراض ها گشوده شده منتشر نکرده اند. هیچ روزنامه نگار و تحلیلگری را نمی توان در بی بی سی یا سی ان ان یا فرانس پرس پیدا کرد که بپرسد مأموران یونیفورم پوش و متعصبی که «محمدبن مونا» جوان 21ساله را با شکنجه کشتند یا افسران نژادپرستی که دو نوجوان سیاه پوست را با ماشین زیر گرفتند چگونه مصون از تعقیب قضایی ماندند.
درباره نوع نگاه گردانندگان رسانه های فرانسوی درباره این فجایع کافی است به نامه هایی که روشنفکران مسلمان و مسئولان انجمن های دفاع از حقوق مهاجران نوشته اند توجه شود. آنها پیش از آنکه از نگاه تبعیض آمیز وزارت کشور یا پلیس و دولت فرانسه به مسلمانان و مهاجران گلایه کنند از تصویر سیاهی که رسانه های این کشور از آنها ساخته اند ابراز نگرانی کرده اند. در این مکاتبات تصریح شده است که درجه بندی شهروندان و قراردادن 5میلیون مسلمان این کشور در شمار طبقه فرودست فرانسه از اندیشه مدیران متعصب شبکه های تلویزیونی و مؤسسات مطبوعاتی سرچشمه گرفته است و همانان اولین مدافع ممنوعیت حجاب برای دختران و دانشجویان مسلمان، یا قوانین سختگیرانه علیه مهاجران هستند.
در این اندیشه بیشتر رسانه های مطرح غرب با گردانندگان لوموند، فیگارو، لوپاریزین و لاتریبون همسو هستند آنها از مسلمانان فرانسه که از ابتدایی ترین حقوق شهروندی بی بهره اند تصویر یک آشوب طلب را ارائه می کنند در اخبار و گزارش هایشان کوچکترین اشاره ای به مرگ جوانان عرب تبار یا بازداشت صدها مسلمان نمی کنند.
این گونه است که بحران هویت چند میلیون مهاجر مسلمان این کشور هنوز در پس پرده سانسور پنهان می ماند اما حوادث پس از انتخابات تهران در حد یک فاجعه تاریخی در رسانه های اروپا و آمریکا ساخته و پرداخته می شود. به راستی آیا برای این سیاست یک بام و دو هوای غرب می توان پایانی متصور شد؟