تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۱۰۳۴۱۳
سعدالله زارعى در گفت‌وگو با «جوان»:
گیلدا نصیریان مقدمه: بیش از ۴۰ روز از انتخابات ریاست جمهورى مى گذرد، انتخاباتى که با حضور ۴۰ میلیونى مردم در پاى صندوق هاى راى برگزار شد. اما همچنان نقدها و عملکردهاى برخى از کاندیداها مورد نقد و موشکافى کارشناسان مسائل سیاسى و مردان سیاست قرار مى گیرد. عملکردهایى که هزینه هاى سنگینى بر ملت و نظام جمهورى اسلامى برجاى گذاشت، براى یافتن علت یا علل برخى از این رفتارها با جناب آقاى سعدالله زارعى، کارشناس مسائل سیاسى گفت و گویى داشته ایم که از نظر شما خوانندگان گرامى مى گذرد.

* به عنوان سؤال اول بفرمایید ما در رفتار آقاى موسوى بعد از انتخابات نوعى اصرار و لجاجت در برابر نهادهاى قانونى و فصل الخطاب را شاهدیم به نظر شما این لجاجت تاکى ادامه پیدا خواهد کرد؟
** بهمن ماه در مقاله اى تحت عنوان «براى مشارکت یا برهم زدن» پیش بینى کرده بودم که بعضى از گروه هاى سیاسى اساساً به قصد گرم کردن تنور انتخابات و فعال کردن مشارکت مردم در پاى صندوق هاى راى کاندیدا نشدند و نمى شوند و حضورشان در انتخابات و سبک برخوردشان با مسائل انتخاباتى بیان کننده این است که آنها مى خواهند بازى را برهم بزنند. این مقاله که اواسط بهمن ماه سال گذشته منتشر شد، منشاسرو صداهایى از سوى همان جناحى که واقعاً به قصد مشارکت در انتخابات پا به میدان نگذاشته بودند، شد.
به نظر من در این انتخابات همان جریان سیاسى تلاش مى کنند که فضا را به صورت فعال و توام با اعتراض و تنش نگه دارند و مانع این شوند که نظام جمهورى اسلامى از حاصل انتخابات بسیار با شکوهى که برگزار کرده، برخوردار باشد. لذا از نوع تحرک آنها و لایه هاى مختلف و نیز سناریویى که پى درپى به اجرا گذاشته مى شود مى توان استنباط کرد که ما تا ،۳ ۴ سال آینده باید شاهد یکسرى رفتارهایى که در تداوم هنجار شکنى ها و عدم تمکین به قانون است از سوى آنان باشیم. منتهى یک نکته را باید مد نظر قرار داد که این جریان سیاسى که بر مبناى آشوب و تشنج برنامه ریزى کرده به مرور آن بدنه اجتماعى و عقبه اجتماعى را از دست مى دهد، کما این که اکنون هم با این جریان در یک انزواى خاصى قرار گرفته است و دیگر از آن عقبه اجتماعى که روزهاى اول بر اساس یکسرى تشنجات و در واقع شوک هاى سیاسى آنها را وارد میدان مى کرد، کمتر خبرى است. آخرین اقدامى که آنها انجام دادند تلاش براى ایجاد یک درگیرى بزرگ در حاشیه نماز جمعه تهران بود که به امامت آقاى هاشمى رفسنجانى اقامه شد. اما دیدیم که تعداد نیروهایى که براى تشنج به میدان آمدند و به آنها کمک کردند به ده هزار نفر هم نرسید و این نشان دهنده این است که این جریان هر قدر که به جلو مى روند توان و انرژى ایجاد آشوب کاهش پیدا مى کند و طبعاً به همین نسبت فعالیت هاى رسانه اى آنها و ارتباط آنها با محافل خارجى گسترش پیدا مى کند و روند حرکت آنان از یک بستر اجتماعى به سمت یک بستر جناحى و گروهى خاص انتقال پیدا مى کند.
* به نظر شما آیا این لجاجت مى تواند معلول یک تردید صادقانه انتخاباتى باشد؟ آیا واقعاً از روى صداقت است؟
** هیچ تردیدى وجود ندارد که این آشوب ها اساساً آشوب هاى دفعى و در واقع احساسى نیست. اگر چه طبعاً عده اى از نیروهاى سیاسى که از بدنه اجتماعى وارد این مباحث شدند حتماً بخش عمده اى از آنان به صورت آنى و بر اساس همان احساس وظیفه اى که کردند وارد میدان شدند. ولى کسانى که طراحى این صحنه را برعهده داشتند به هیچ وجه دفعى و به صورت بدون برنامه، وارد میدان نشدند. آن ها از مدت ها قبل و حتى مى توانیم بگوییم از چند سال قبل برنامه ریزى کرده بودند و انتخابات ریاست جمهورى را براى خودشان یک فرصت استثنایى و مطلوب تلقى مى کردند و همه سازوکارهایشان را براى امروز آماده کرده بودند.
اسناد و مدارک و برخى از خبرهایى که از بازداشتى هاى اخیر به گوش مى رسد بیانگر این است که آنها دو سناریوى اغتشاش داشتند؛ یک سناریوى اغتشاش در صورت پیروزى آقاى مهندس موسوى در انتخابات که تحت عنوان مطالبات بنا بود مطرح شود و نظام سیاسى را براى تحصیل آن مطالبات تحت فشار قرار دهند و سناریو دیگر هم در صورت شکست آقاى مهندس موسوى که تحت عنوان تقلب و در واقع دفاع از راى مردم، به میدان بیایند و خیابان ها را به آشوب بکشند. در واقع در هر دو وجه قضیه آنها خودشان را براى یک آشوب بزرگ و وسیع آماده کرده بودند. کنکاش در مجموعه خبرهایى که از سوى اضلاع مختلف این جریان آشوب، دیده شده بیانگر یک هماهنگى کامل با داخل و خارج هم است. به هیچ وجه تصادفى نیست که تلویزیون BBC حدود شش ماه قبل از شروع انتخابات راه اندازى مى شود و یکى دو روز مانده به زمان برگزارى انتخابات برنامه هاى تلویزیون از ۶ ساعت به ۲۴ ساعت افزایش پیدا مى کند و باز تصادفى نیست که تلویزیون العربیه یا به قولى که عرب هاى مبارز مطرح مى کنند تلویزیون الغربیه، بخش فارسى راه اندازى مى کند و وارد فضاى مباحث مرتبط با جمهورى اسلامى مى شود و در روزهاى انتخابات به صورت انتحارى عمل مى کند.
آن هم از سوى کشورى که اساساً مفهوم انتخابات در آن کشور وجود خارجى ندارد و اساساً مشارکت مردم در پاى صندوق هاى راى یک مساله رویایى و در واقع یک درخواست تاریخى است که هیچ گاه محقق نشده است. بنابراین آنها و همین طور کارهاى جاسوسى که انجام شد، فعالیت هایى که در دفتر دوبى زیر نظر دختر دیگ چنى، معاون اول جرج بوش انجام شد، دخترى که در هلند در هلسینکى بود. این دفاتر هم نقش هماهنگ کننده این جریانات و حرکت ها را برعهده داشتند.
بنابراین من هیچ تردیدى ندارم که در این ماجرا یک جریان خارجى و یک جریان داخلى که داراى دیدگاه هاى على الظاهر بسیار متفاوتى بودند مثلاً منافقین، کمونیست ها، سلطنت طلب ها، بعضى از عناصر داخلى که از انقلاب، آسیب هایى دیده بودند، بعضى از روحانیونى که از سوى امام طرد شده بودند و بعضى از جریانات سیاسى که در دوره حاکمیتشان اساساً همتشان بر نفى دین و نفى ساختارهاى دینى از نظام بود، این ها همه با آن جریان شناخته شده استکبارى ائتلاف کرده بودند و هنوز هم در ائتلاف به سرمى برند. البته خوشبختانه این ائتلاف براى آنها نتوانست کارساز باشد و هر روز که ماهیت این ائتلاف بیشتر شناخته مى شود این طیف دچار بحران بیشترى مى شود.
* آیا این لجاجت ها در راستاى تسویه حساب آقاى موسوى با مسؤولان کنونى نظام به خاطر اختلاف هاى دهه اول انقلاب نیست؟
** من فکر نمى کنم این یک تسویه حساب شخصى از سوى یک نفر باشد. حال این فرد خواه آقاى هاشمى رفسنجانى باشد، خواه آقاى مهندس موسوى باشد، خواه آقاى خاتمى و یا هر کس دیگر. بنده باور نمى کنم که این ماجرا از تمایلات صرفاً قدرت طلبانه یک فرد یا حتى یک جریان سیاسى برمى خیزد بلکه مطالعه ابعاد این ماجرا به ما مى گوید که هدف قرار دادن بنیان هاى نظام، اصل ولایت فقیه، اصل این که میزان راى ملت است، اصل این که قانون فصل الخطاب است، اصل این که هنجارهاى جمهورى اسلامى باید محترم شمرده شوند، اصل این که نظام جمهورى اسلامى باید تقویت شود و اصل این که نباید به جبهه دشمن کمک کرد و درواقع به دشمن بهانه و مجال براى جولان داد. فراتر از تسویه حساب شخصى است.
این ها میراث هاى حضرت امام(ره) هستند زمانیکه آقاى مهندس موسوى یا آقاى هاشمى و ... ، در میدانى وارد مى شوند که این میراث ها دچار تهدید مى شوند، پاى بیگانگان به میان کشیده مى شود و آقایون استقبال مى کنند و از تریبون بیگانگان استفاده مى کنند. از آن طرف افراد شرور به وسط میدان مى آیند. حال این ها به جاى این که آنها را محکوم کنند خواستار آزادى آنها مى شوند و جریانات معاند به میان مى آیند و فعالیت مى کنند و آنها هیچ واکنشى نسبت به جریانات معاند بروز نمى دهد. بنابراین این مسائل بیان کننده این است که مساله تسویه حساب شخص با نظام یا شخص با رهبرى نیست بلکه این یک ماجراى به هم پیوسته و برنامه ریزى شده اى است که دارد دنبال مى شود. اصل ماجرا آن طرح خارجى است که پشت این قصه وجود دارد.
* به اعتقاد شما آیا آقاى موسوى صلاحیت فعالیت سیاسى و نیز تشکیل جبهه، حزب، گروه و... را دارند؟
** پاسخ این سؤال را باید از متن قانون اساسى جویا شویم. قانون اساسى مى گوید کسانى که به اصل نظام جمهورى اسلامى اعتقاد ندارند، کسانى که اصل حفظ آرامش در کشور را قبول ندارند، کسانى که مردم و آراى مردم و هنجارهاى جامعه را قبول ندارند طبعاً این ها نمى توانند از هنجارهایى که قبول ندارند استفاده کنند و وارد میدان شوند، چرا که این یک تناقض است، کسى که قانون را قبول ندارد و با صراحت اعلام مى کند من قبول ندارم و با رفتار خویش این را به اثبات مى رساند و از آن مهم تر اساساً تلاش براندازانه اى نسبت به آن قانون اعمال مى کند و برمى گردد. در عین حال مى خواهد از بستر همان قانون براى فعالیت ها و قانونى کردن رفتارهاى هنجارشکن استفاده کند. خب این یک تناقض است و طبعاً هیچ جامعه اى این را نمى پذیرد که شخصى قانونى را رد کند یا علیه آن شورش کند و بعد بگوید من براساس همین قانون مى خواهم فعالیت سیاسى کنم و هنجارهایى را که در یک وضع غیرقانونى مى شکستم مى خواهم در یک وضع قانونى بشکنم، خب این قابل قبول نیست. بنابراین براساس عملکرد آقاى مهندس موسوى و کل این جریان این ها صلاحیت تشکیل حزب را ندارند و خودشان از خودشان سلب صلاحیت کردند، نه اینکه نظام سیاسى تنگ نظر است یا نمى خواهد افراد در چارچوب فعالیت هاى قانونى عمل کنند بلکه خود آنها هستند که با رفتارشان مانع فعالیت هاى قانونى خودشان مى شوند کما این که در ابتداى انقلاب فضا باز بود، کمونیست ها اجازه داشتند فعالیت کنند اما زمانى که دست به آشوب زدند دیگر نظام اجازه نداد، مردم اجازه ندادند که آنهایى که دست به کودتا زده بودند مثل کودتاى نوژه، دیگر برگردند و به عنوان یک جریان قانونى فعالیتشان را ادامه بدهند. طبعاً این جا نظام مانع شد اما منع را بیش از نظام، خود آنها براى خودشان فراهم کردند و عملاً مهر باطل بر پرونده فعالیت هاى قانونى خود زدند.
* به نظر شما در صورت ادامه رفتارهاى لجوجانه موسوى ارگان هاى نظام باید چه رفتارهایى را در برابر ایشان در پیش بگیرند؟
** تا اینجا نظام جمهورى اسلامى حداکثر خویشتن دارى را نسبت به فعالیت هاى هنجارشکن برخى از این چهره هاى سیاسى بروز داد. دلیل این انعطاف و تسامح این بود که نظام هیچ گاه نمى خواهد داوطلبانه جلوى فعالیت هاى قانونى افراد را بگیرد و شخصیت هایى که مى توانند خدمتگزار باشند را از خدمتگزارى منع کند و فضا را براى فعالیت آنها تنگ کند. مسلماً حوصله نظام سیاسى هر نظام سیاسى براى تحمل این رفتارها، حوصله بى انتها و بى ساحلى نیست. طبعاً محدودیت هایى وجود دارد.
حضرت امام (ره) بسیار، رفتارهاى هنجارشکن آقاى منتظرى را تحمل کردند و به تعبیر خودشان خون دل خوردند، اما کار به نقطه اى رسید که حضرت امام (ره) فرمودند: من با هیچ کس در هیچ جایگاهى عهد اخوت نبسته ام، چارچوب دوستى من با افراد تا آنجایى است که افراد رفتارهاى قابل قبولى داشته باشند. این فرمایش حضرت امام (ره) بود. در یک دوره امام ناراحتى را تحمل کردند، حداقل از سال ۶۴ تا پایان ۶۷ ، امام (ره) خون دل خوردند. در پایان ۶۷ حضرت امام (ره) حکم نهایى را مبنى بر عزل آقاى منتظرى صادر کردند. خب این خصوصیت هر نظامى است. هر نظامى ولو بسیار نظام متحملى هم باشد تا یک جایى تحمل مى کند، از یک جایى که مى بیند قابل تحمل نیست تکلیفش را با جریان خاص مشخص مى کند. بنابراین در این جا هم مساله همین است تا زمانى که امیدى است که این آقایون برگردند و در چارچوب هاى قانونى و در یک وضعیت هنجارگونه فعالیت کنند چنین تقاضایى هم در جامعه وجود دارد مبنى بر اینکه بالاخره یک عده اى به دلیل اینکه توجیه نیستند تصور مى کنند نظام جمهورى اسلامى عامل پیدایى یک چنین وضعیتى است. براى آگاه سازى مردم و ایجاد یک نگرش مشترک در وضع جامعه و رسیدن به یک تفاهم مشترک در صحنه اجتماعى طبعاً نظام جمهورى اسلامى صبورى به خرج مى دهد اما تا جایى که این مساله محقق شود. بنابراین یا آنها اصلاح مى شوند یا اینکه سطح آگاهى سازى در جامعه به حدى باشد که وقتى این جراحى صورت مى گیرد طبعاً این جراحى با ضایعات کمترى مواجه شود.
بنده مطمئن هستم که این روند، روندى است که نظام جمهورى اسلامى در نهایت تحمل نخواهد کرد و مقابل این هنجارشکنى ها خواهد ایستاد. امروز نظام جمهورى اسلامى از همیشه مقتدرتر است. ما زمان حضرت امام (ره) را تجربه کردیم، دوره ۲۰ سال اخیر را هم تجربه کردیم، امروز نظام جمهورى اسلامى، رهبر نظام و نهادهاى برآمده از نظام جمهورى اسلامى همه در اوج اقتدار هستند و در وضعیت کاملاً بى سابقه اى از اقتدار در طول دوره ۳۰ ساله هستند. چنین نظامى از مخالف خوانى هایى که بعضى از آقایون گمان مى کنند مساله بسیار مهم است و مى آیند در خطبه هاى نماز جمعه از واژه بحران استفاده مى کنند چنین چیزهایى براى نظام جمهورى اسلامى بسیار ساده و عادى است و نظام اصلاً احساس ضعف نمى کند. اگر نظام خویشتندارى مى کند به دلیل خصلت نظام جمهورى اسلامى است که اساساً مایل نیست تا آنجایى که ضرورت نداشته باشد از قوه الزام و اجبار استفاده کند، زیرا جمع کردن این جریان فتنه گر یک ساعت بیشتر زمان نیاز ندارد. اگر نظام تصمیم بگیرد کل اینها را جمع کند ظرف یک ساعت همه را جمع مى کند و واقعاً در این زمینه مشکلى ندارد. اما نظام اساساً روشش این نیست، روشش روش روشنگرى است، روشش برخورد توام با سعه صدر است نه برخورد فیزیکى قاطع، اگر پاى برخورد قاطع به میان برسد که شاید زمانى نیاز شود کما اینکه درباره آقاى منتظرى نیاز شد و حضرت امام (ره) از روش قاطع استفاده کردند کارى بسیار ساده و آسان خواهد بود.
* جنابعالى آینده سیاسى آقاى موسوى را چگونه پیش بینى مى کنید؟
** من فکر مى کنم آقاى مهندس موسوى مى توانستند سرمایه بزرگ اجتماعى باشند؛ یک سرمایه بزرگ سیاسى باشند و امید مى رفت که این گونه باشند اما متاسفانه این امید دیرى نپایید و در فاصله اول خرداد تا هفته اول تیر ماه این امید کاملاً به یاس مبدل شد و آقاى موسوى ضمن اینکه هزینه هایى را براى نظام جمهورى اسلامى به وجود آورد، هزینه بزرگى را هم برخود تحمیل کرد. آقاى موسوى با کسانى پیوند خورد که سال ها از آنها ابراز برائت کرده بود. (کسى که مى گوید نظام جمهورى اسلامى یعنى همه شاکله نظام، یعنى رهبرى نظام، یعنى قوه مجریه، قوه مقننه، قوه قضائیه، دستگاه هاى نظارتى مثل شوراى نگهبان، دستگاه هاى امنیتى و انتظامى، دستگاه هاى فرهنگى- خبرى اینها همه با هم مى شوند نظام جمهورى اسلامى). زمانى که شخصى اکثر این نهادها را نفى مى کند و باز هم مى گوید جمهورى اسلامى این آن جمهورى اسلامى امام(ره) نیست، زیرا جمهورى اسلامى امام(ره) همین است که مستقر است و خودشان تاسیس کردند و این نهادها را خودشان امضا کردند. بنابراین به نظر مى آید که در حال حاضر برخورد ریاکارانه اى با مساله امام (ره) و نظام دارد صورت مى گیرد که البته مردم مى شناسند و مى فهمند و این موضوعى است که آینده آقاى موسوى را به شدت به خطر مى اندازد و به خطر انداخته است، امید بسیار کمى وجود دارد این چهره ها برگردند و مسیر درست را بروند.
* شما چه پیشنهاد و یا توصیه اى براى آقاى موسوى براى خروج از این موقعیتى که در آن قرار گرفته دارید؟
** اگرچه دیگر دیر شده است، اما آقاى موسوى مى تواند به باطن خود مراجعه کند و نگاهى به اطراف خود بیندازد و ببیند از چه کسانى بریده و به چه کسانى پیوسته است. این دو جبهه شناختش بسیار ساده و آسان است. اینکه انسان از متدینین نظام، رهبرى نظام و ساختارهاى نظام عبور کند و بعد در میدانى فعالیت کند که آن میدان هیچ چیزش اخلاقى، قانونى، مبتنى بر ارزش ها و مسائل الهى نیست و اساساً هیچ کدامش با عقل یک انسان متشرع سازگارى ندارد. براى آنکه انسان بداند چه وضعیتى پیدا کرده است. آقاى موسوى اگر واقعاً به آخرت اعتقاد دارد و به تعبیر امام حسین(ع) اگر مختصرى آزادگى داشته باشد، مى تواند این منجلاب را تشخیص دهد و مسیر خود را با یک توبه به درگاه خداى متعال اصلاح کند. اما این یک آرزوست و به هر حال ما هم فکر مى کنیم آرزوى جوانانه اى هم باشد. البته امیدواریم که این آرزو محقق شود.
* براى اردوگاه اصلاح طلبان (دوم خردادى ها) چه پیشنهادى دارید؟
** پیشنهاد من فرمایش مقام معظم رهبرى است که فرمودند: اگر شما مدعى هستید که قانون را قبول دارید، مدعى اخلاق هستید، مدعى این هستید که مى خواهید براساس هنجارهاى قابل قبول انسانى حرکت کنید خب این هنجارها، هنجارهاى مبهمى نیستند، غبارآلود نیستند، این هنجارها همین هنجارهاى موجود در جامعه هستند که مردم به آن راى دادند و به آن پایبند هستند. ضمناً این هنجارهایى است که کارآمدیش را نشان داده است. همین هنجارها نظام جمهورى اسلامى را در طول ۳۰ سال به رغم حجم عظیم توطئه ها حفظ کرده است. بنابراین اگر آقایون واقعاً هنجار ضدحرکت کنند و به آنچه که گفتند پایبند باشند مثلاً آنها مى گفتند راى مردم، خب همین پاى صندوق آمدن مگر راى مردم نیست. خب چرا تمکین نکردند؟ مگر آنها نگفتند که ما قانون اساسى را قبول داریم، مگر قانون اساسى به آنها نمى گوید که شما بیایید و به راى مردم تمکین کنید، به رهبرى تمکین کنید، پس چرا تمکین نکردند؟ ما مى گوییم که قانون مى تواند داور خوبى باشد، قانون مى تواند فصل الخطاب خوبى باشد و همین طور قانون مى تواند مبناى جامعى براى حل بسیارى از مشکلات و مسائل باشد و هیچ چیزى جز از طریق قانون نمى تواند شکل قابل قبولى پیدا کند.
* آیا نظام و قانون با آقاى موسوى به خاطر عملکردش برخورد خواهد کرد؟
** به نظر من نظام جمهورى اسلامى درها را بر روى آقاى موسوى نبسته است و درها هنوز باز است، منتهى طبعاً ممکن است روزى این درها بسته شود. بناى بر برخورد الان دیده نمى شود، زیرا بناى بر رافت دیده مى شود و تلاش براى آنکه، بلکه اصلاحى صورت بگیرد.