نصر عزیزی
26 خرداد ماه سالروز شهادت چهار ستاره پرفروغ و تابناکی از موتلفه اسلامی است که با خون حرکت شتابان انقلاب اسلامی را در چهل سال پیش پایهگذاری و استمرار بخشیدند. به یقین باید گفت اگر در فضای خفقانی آن سالها مصادیق تصویر ذهنی و اهداف آن عزیزان بررسی و تحلیل میشد، شکلگیری نظام جمهوری اسلامی و حاکمیت ولایت فقیه عادل و آگاه به زمان که امروز مردم ایران و سایر مسلمانان از فضای نعمت آن بهرهمند میشوند یکی و بلکه تمامیت ابعاد آن میباشد. مقام معظم رهبری در وصف شهید امانی و یارانش فرمود؛
بهرحال اینها ستارگان و برجستگانی بودند که در راه خدا رفتند راهی را انتخاب کردند و نتیجه این شد که مشاهده میکنید یعنی حاکمیت اسلام در دوران سیطره کفر و استکبار بر عالم چیزی است که به افسانه شبیه است. باید گفت نتیجه همین نظامی است که بارها در 27 سال گذشته با انتخابات و رای مردم شکل گرفت، انسجام یافت، استمرار پیدا نمود و طلیعه بسط و گسترش الگوهای کارآمدی آن در عرصه بینالمللی اندیشه و نظریهپردازی و ایجاد موج همسانسازی در عملگرایی در حال اتفاق بوده و آینده را هم روشن میبیند.
اتفاق جالب امسال همزمانی 36 خردادماه بعنوان یکی از روزهای درخشان تاریخ این مملکت و 27 خرداد انتخاباتی است که پیام ویژهای در سالهای پایانی دهه سوم کارکرد نظام جمهوری اسلامی دارد.
در انتخاباتها و حوادث سالهای گذشته هر اتفاقی مثبت یا منفی رخ داده است، با تدبیر و وحدت مردم و رهبری به نفع نظام هدایت گردید و اگر کارگزاران نظام با همه خدمات ارزندهای که ارائه دادهاند، توفیق رضایت حداکثری مردم را نیافتند، هم قابل اغماض بوده و هم تجربه و تدبیر مفیدی رویاروی ملت و مسئولین قرار دارد. اگر ادعا شود شرایط حاضر در صفوف نامزدها برای تکلیفگرایی مطلق است این ادعا پذیرفتنی نیست ولی در بین خیرالموجودین و ضرورت جهتگیری راءی به گزینه نهایی و گسترش تکلیفگرایی در سطح جامعه نباید شک داشت. قرائن و شواهد و چشماندازها نشان میدهد که این وضعیت در سطح جامعه امیدوارکننده بوده و با وحدت نیروهای هر سه نسل اول و دوم و سوم این موج رو به پیش و پایدار خواهد بود.
در این رابطه و با مدد گرفتن از خون شهدای 26 خرداد سال 43 موتلفه اسلامی و هجوم به پای صندوقهای رای در روز 27 خرداد، وظیفه تکلیفگرایی ما در ظرف روزهای جاری با توجه به موارد زیر ضروری بوده و میتواند مبنایی برای راءی و پیشگیری از تردید و تشکیک و ابهام و دودلی باشد:
ا ـ سابقه پربرکت موتلفه اسلامی نشان میدهد با لطف خدای متعال و نیت خالصانه نیروهای این تشکل مذهبی سیاسی تاکنون جهتگیریهای سیاسی اکثر بدون انحراف و همواره در خط ولایت و حافظ کیان نظام اسلامی بوده است بنابراین نباید شک کرد که حمایت موتلفه اسلامی از یک نامزد، حمایتی عادی و قابل مقایسه با بعضی احزاب نوظهور و نوپا است.
2 ـ حزب موتلفه اسلامی حمایت خویش را از نامزدی انتخاباتی آقای دکتر لاریجانی با حفظ هویت و وحدت نیروهای اصیل انقلاب به پیش میبرد و به یقین باید گفت این حمایت علاوه بر نتایج حاصله از آرایش آرای ملت بزرگترین دستاوردش استمرار وظایف تکلیفگرایی در عرصههای سیاسی و بخصوص انتخابات است و یادمان نرود که امام راحل میفرمودند: ما ماءمور به وظیفه هستیم نه ماءمور به نتیجه.
3 ـ ممکن است با بعضی براندازها و برآوردها و تحلیلها و جمعبندیها در بعضی از طیفها و تشکلهای سیاسی و مورد احترام جامعه ایده نامزد اصلح و یا صالح مقبول مطرح باشد ولی باید گفت با هر نگاهی نیروهای اصولگرا به این موضوع توجه نمایند، نباید فارغ از شرایط موجود جامعه و وجود لایهها و طبقات مختلف فکری و در افکار عمومی و شرایط و مصالح نظام و نیروهای انقلاب باشد. بنابراین با علم به این موضوع جریان تکلیفگرا باید به سمت تجمیع راءی برود و این گزینه در بستر و جایگاه شورای هماهنگی نیروهای انقلاب معنادار و مفید میشود.
4 ـ بدون هیچ شکی آنها که در تضعیف تشکلها و احزاب و جریانها تلاش میکنند و قلم میزنند و با دیده مطلق و بدبینی نگاه میکنند، غافل از این موضوع بوده که اگر حزبی نظیر موتلفه اسلامی در سابقه قریب نیم قرن خویش به هر آنچه که خیر و صلاح نظام باشد عمل نماید، در واقع اصولگرایی را نهادینه و سازمان یافته کرده است و البته ممکن است به هر دلیلی صدای اصولگرایی این تشکل به گوش همه آحاد جامعه نرسیده باشد.
5 ـ آنها که در جبهه مقابل اصولگرایان سنگربندی نموده و به قدرت میاندیشند متفاوت از آنهایی هستند که در همین جریان اصولگرا نوای مستقل بودن بودن سر میدهند. آن گروه که تکلیفشان با اصولگرایان و بلکه با نظام اسلامی تعریف شده موجود مشخص است ولی این گروه که گاهی حیات سیاسیشان محصول زحمات و تدابیر پیدا و پنهان تشکلهای اصولگرا میباشد، باید بدانند در نهایت اگر از این نعمت غافل باشند در یک نقطه به گروه اول میرسند. زیرا امکان ندارد کسی با تشکل اصولگرا مخالف باشد و خود بخواهد حرکت سازماندهی شده بدون تشکل داشته باشد و توفیق لازم را بدست آورد. و این نکته از این جهت عنوان میگردد که معیارهای اصولگرایی سنخ و تعریف مشخصی دارند که وحدت راهبران و نخبههای احزاب و تشکلهای هماهنگی از ضروریات لاینفک این معیارها هست و بر همین اساس بود که شورای هماهنگی از ابتدا بدنبال وحدت و اتفاقنظر نامزدهای اصولگرا بوده است.
6 ـ اگر اصولگرایان با مشاهده نیروهای استحاله شده و دنیاپرست حول محور یک ستاد انتخاباتی و هزینههای تبلیغاتی میلیاردی و اصرافگری تبلیغاتی در ستاد دیگر به واقعیتهای غیرقابل انکار و متضاد با ادعاها و در عین حال توجه به انتظارات سرمایهدارانی که پیش قدم در تامین این هزینهها هستند، واقف نشدهاند و آگاهی را بدست آوردهاند، آیا باز هم درنگ جایز است که در اما و اگر و دودلی بسر برند؟ و آیا وقت آن رسیده است که موج تکلیفگرایی در روزهای مانده به راءی و آرایش آراء به سمت هماهنگی تقویت شود؟