سروش ارشاد
1- در طول تاریخ هیچ حکمرانی را نمیتوان یافت که علاقهمند نباشد مردم حامی او باشند. حتی دیکتاتورترین آنها نیز از اینکه مردم در مقابل او قرار نگیرند و او را به رسمیت بشمارند، احساس شعف میکرد.
به خاطر همین است که دانشمندان علوم سیاسی معتقدند که مطلوبترین نوع حکومت، حکومت مردم بر مردم است. چرا که هم حاکم و هم مردم در یک رابطه دو سویه همدیگر را به رسمیت میشناسند.
اگر نگاهی هم به طول تاریخ بیندازیم، از حکمرانانی در اذهان یادی باقی مانده که در جهت رفاه ملت و رضایت جامعه گام برداشتهاند و این طبیعی است. چرا که حکومترانی، یک پایه اصلیاش مردم هستند و اگر آنها رضایت نداشته باشند، عملا حکومت با مشکل روبرو میشود.
رضایت یک ملت از حاکمیت هم به چند طریق ایجاد میشود. اولا حکمرانان در جهت تامین نیازهای جامعه تلاش کنند و ثانیا که مهمتر نیز هست، مردم را در تعیین سرنوشتشان دخالت دهند.
آن وقت میتوان به کمک ابزارهای دیگر در دنیای مدرن، حالت مطلوبی از یک جامعه انسانی را مشاهده کرد.
2- دنیای مدرن امروز به گونهای رقم خورده که دیگر نمیتوان با ابزارهای سنتی و از کار افتاده در آن حرکت کرد. دنیای جدید، مکانیزمهای جدید را پدید آورده است.
برخورد متمدنانه یعنی به دور از خشونت با مسائل، یکی از مهمترین دستاوردهای بشر امروزی است. وقتی قدرت و ثروت به صورت کامل در یکجا متمرکز شود، آن وقت مشکلات و گرههایی پدید میآید که برای حل آنها نیز به انرژی فراوانی نیاز است و چه بسا برای حل یک مشکل به روشهای غیر متعارف رو آورده شود. لذا تقسیم قدرت و ثروت میان مردم در کنار تمام مزیتها از پدید آمدن مشکلات بزرگ جلوگیری میکند. چرا که مردم خود را در حکومت سهیم میدانند و در این حالت برای رفع مشکلات به میدان میآیند. در دنیای امروز به صراحت میتوان ادعا کرد که بدون مشارکت مردم، نمیتوان کارها را پیش برد.
3- سازو کار مشارکت مردم و شرکت در سرنوشتشان نیز به طرق مختلف امکانپذیر است. تشکیل احزاب و انجمنها برای پیگیری مطالبات سیاسی و صنفی، بهرهگیری از رسانهها و مطبوعات برای شفافسازی و اطلاعرسانی در جامعه و شرکت در انتخاباتها برای بیان خواستهها و انتخاب حکومتمداران از شیوههای مدرن امروزی برای تعیین میزان دخالت مردم در حکومتهاست.
دخالتی که امروز کسی نمیتواند آن را زیر سوال ببرد و حکومتداران عاقل میکوشند تا با افزایش میزان مشارکت مردم، به حکمرانیشان، مطلوبیت بیشتری ببخشند.
4- انقلاب اسلامی 57 در ایران، نام جمهوری اسلامی را برای خود برگزید. نامی که از سوی امام خمینی(ره) مورد تایید قرار گرفت و با اکثریت قاطع به تصویب ملت رسید. تا مردم در قالب جمهوری، دیدگاهها و نظراتشان را مطرح کنند. در مقدمه قانون اساسی نیز آمده است: حکومت از دیدگاه اسلام برخاسته از موضع طبقاتی و سلطهگری فردی یا گروهی نیست، بلکه تبلور آرمان سیاسی ملتی هم کیش و هم فکر است که به خود سازمان میدهد تا در روند تحول فکری و عقیدتی، راه خود را به سوی هدف و حرکت به سوی الله بگشاید.
در اصل ششم قانون اساسی ذکر شده است: در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکای آرای عمومی اداره شود. از راه انتخابات، انتخاب رئیسجمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شورای شهر و نظایر اینها، یا از راه همهپرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین میگردد.
براساس آنچه مطرح شد، به راحتی میتوان فهمید که «جمهوریت» یکی از پایههای اصلی انقلاب اسلامی باید باشد و جمله امام(ره) که میزان رای ملت است، نیز نشان از آن دارد.
5- این روزها شاهد آن هستیم که صداهایی به گوش میرسد که با تحریف دیدگاههای امام(ره) خواهان حذف جمهوریت از نظام هستند. جای سوال است، چگونه وقتی با صراحت، هم در قانون اساسی و هم در بیانات امام خمینی(ره) میتوان نقش مهم و اساسی مردم را در تعیین سرنوشتشان مشاهده کرد، آن وقت عدهای از حذف جمهوریت سخن میگویند.
6- وظیفه گروههای سیاسی و جریانات مختلف است که اولا مرزبندی خود را با گروههایی که از حذف جمهوریت سخن میگویند، مشخص کنند و ثانیا در مقابل این جریانات که میکوشند نقش مردم را کمرنگ کنند، موضعگیری شفاف و منطقی صورت دهند. چرا که هیچ حکومتی امروز در دنیا نمیتواند فعالانه عمل کند مگر آنکه از پشتیبانی مردم بهرهمند باشد.