تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۱۰۳۴۴۳

شاید در زمانی که پرونده هسته‌ای ایران در موقعیت حساسی قرار گرفته و تهدیدها و فشارها بر کشورمان در حال افزایش است، پرداختن به موضوعات دیگر، دور از انتظار باشد. اما از سوی دیگر غفلت از بعضی از امور ـ به بهانه حساسیت شرایط یا مواجهه با موضوع مهم‌تر ـ نیز پیامدهایی دارد و نمی‌توان نسبت به آنها بی‌توجه بود. ضمن آن که اگر نیک بنگریم ریشه بسیاری از گرفتاری‌ها و ناکامی‌ها را می‌توان از بررسی دقیق همین موضوعات شناسایی کرد.
تردیدی وجود ندارد که اصرار ایران بر حمایت از برخی جنبش‌های آزادیبخش و نیز ایجاد روابط ویژه با برخی کشورها، هزینه‌هایی برای ملت و دولت ایران به دنبال داشته است که به عنوان نمونه می‌توان به اعمال بعضی تحریم‌ها علیه ایران و افزایش فشارها بر پرونده هسته‌ای کشورمان اشاره کرد.
اما مسئولان ایرانی، ضمن اصرار بر روش‌های خود، آن را ناشی از تکلیف دینی قلمداد می‌کنند. عده‌ای از هموطنان نیز تحمل فشارهای مربوطه را از آن جهت قابل قبول می‌دانند که «هزینه دفاع از حق» در عرصه بین‌المللی است.
البته ضمن پذیرش اصل کلی «دفاع از حق»، می‌توان برخی روش‌ها را مورد انتقاد قرار داد و این سوال را مطرح کرد که آیا واقعا میان هزینه و دستاورد ـ مادی و معنوی ـ برخی اقدامات، هماهنگی منطقی وجود دارد یا خیر؟
اما وقوع یک حادثه، سوال مهم‌تری را در اذهان ایجاد کرده است که عدم پاسخگویی به آن می‌تواند بسیاری از اقدامات گذشته را در هاله‌ای از ابهام قرار دهد. سوال واضحی که ذهن نگارنده ـ و قاعدتا گروه‌های زیادی از مردم ـ را به خود مشغول داشته این است که چرا پس از اهانت یک روزنامه دانمارکی به ساحت مقدس رسول اکرم«ص»، دولت ایران بسیار دیرتر از برخی کشورهای اسلامی، نسبت به موضوع واکنش نشان داد و چرا برخلاف بسیاری از ملت‌های اسلامی، هیچ سازمان و گروهی در داخل ایران خواستار واکنش مردمی در برابر این اقدام نشد؟
راستی آیا این موضوع به اندازه موضوع هولوکاست یا اعمال فشار بر سران سوریه ـ که در یکی دو ماه اخیر به سوژه ثابت در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های بسیاری از مقامات اجرایی ایران تبدیل شده است ـ اهمیت نداشت؟
راستی اگر قرار باشد ملت ایران هزینه‌ای پرداخت کند، کدام هزینه را با رضایت بیشتر پرداخت خواهد کرد: هزینه مقابله با اهانت‌کنندگان به پیامبر اسلام(ص) یا هزینه اصرار بر اعلام برخی مواضع نسبت به ملت‌ها و کشورهای دیگر؟
از دولت که بگذریم، گروهای سیاسی و روزنامه‌های مدعی ارزش‌گرایی ـ به جز یک روزنامه ـ چرا در برابر کوتاهی دولت در این مورد سکوت کرده‌اند؟ اکنون دیگر کسی توقع ندارد برای اعتراض به اهانت نسبت به پیامبر اکرم(ص) و تاخیر دولت در اعتراض و مقابله، عده‌ای کفن‌پوش به خیابان بیایند، اما آیا این موضوع به اندازه کف زدن چند جوان در ماه محرم سال 77، آنها را عذاب نمی‌دهد تا دستگاه دیپلماسی خارجی و برخی مراکز رسمی حکومتی را به خاطر کوتاهی در مقابله ـ و حداقل ابراز انزجار ـ مورد عتاب قرار دهند؟
کسی مایل نیست صداقت برخی مسئولان و فعالان سیاسی در بعضی از موضع‌گیری‌های آنان را زیر سوال ببرد اما اگر ملت، آن‌ها را به ضعف مفرط در تشخیص اولویت‌ها متهم کند، نباید موجب دلخوری کسی شود.
همچنین اگر کسی تصور کند برخی مسائل سیاسی بر دفاع از ارزش‌ها نیز اثر می‌گذارد نباید بخاطر این تصور او را محکوم کرد!