تاریخ انتشار : ۱۳ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۱۰۳۴۴۶

بسم الله الرحمن الرحیم
در آغازین روز بیست و هشتمین سال فعالیت روزنامه جمهوری اسلامی ، آنچه لازم میدانیم برای خود این روزنامه و درباره کسانی که در 27 سال گذشته در این روزنامه کار کرده اند بگوئیم اینست که خدای متعال را شکر می کنیم که توفیق عطا فرمود در این سالهای طولانی که با عمر پربرکت نظام مقدس جمهوری اسلامی همسان است ، در خط اسلام و انقلاب و امام باقی بمانیم و مدافع بی ادعای این نظام مردمی و شهدا و ایثارگرانی که از جان مایه گذاشتند تا این انقلاب و این نظام بماند باشیم . برای جبران کاستی ها و کوتاهی ها نیز از قادرمنان توفیق میطلبیم و از مناسبت امروز برای مطرح ساختن نکاتی درباره مصائب حرفه روزنامه نگاری در روزگارمان بهره برداری مینمائیم .
1 ـ روزنامه نگاران ، تنها قشری هستند که ، چه بخواهند و چه نخواهند ، کارشان ترویج رایگان مسئولان و دولتمردان است . خبرسازی ، یکی از کارهای مهم دولتمردان است و رسانه ها ، از جمله مطبوعات ، منعکس کننده اخباری هستند که آنها میسازند.
در مقابل این کار مهم و بی وقفه ، روزنامه نگاران چه چیزی دریافت می کنند
شاید مجلس و دولت ـ نه فقط این مجلس و این دولت بلکه همه مجلس ها و همه دولت ها ـ فکر می کنند یارانه ای که برای کاغذ مطبوعات می پردازند ما بازای مناسبی است ، درحالیکه این یارانه حداکثر 2 تا 5 درصد هزینه های هر نشریه ای را می پوشاند و 95 تا 98 درصد دیگر را خود مطبوعات باید تامین کنند. یارانه کاغذ حتی قیمت خود کاغذ را نمی پوشاند ، تکلیف سایر هزینه ها با کرام الکاتبین است !
2 ـ درآمد مطبوعات ، عمدتا از آگهی ها تامین می شود . البته مطبوعات دولتی یا شبه دولتی ـ آنها که در هر زمانی به دلیل وابستگی های جناحی دستی در دولت دارند و نور چشمی محسوب می شوند و از امتیازات ویژه برخوردارند ـ استثنا هستند. بعضی نشریات نیز ممکن است درآمدهای جنبی داشته باشند و یا به منابع مالی حزبی و گروهی و بخش خصوصی سرمایه گذار و سرمایه دار وصل باشند که حساب آنها جداست و بطور طبیعی انتظار چندانی هم از آنها برای حفظ مواضع مستقل نمیتوان داشت .
از طریق فروش تک شماره ها نیز درآمدی برای مطبوعات متصور نیست ، زیرا قیمت ها معمولا پائین تر از هزینه تمام شده برای هر نسخه است .
3 ـ دولتمردان ، اعم از آنها که در جایگاه قانونگذاری قرار دارند و کسانی که وظایف اجرائی برعهده آنهاست ، از واقعیت های موجود در عالم مطبوعات اطلاع کافی ندارند. به همین دلیل ، خواسته های روزنامه نگاران را برآورده نمی کنند و در عین حال از آنها توقعات زیادی دارند. شگفت آنکه حتی آنکس که از وزارت ارشاد یعنی جائی که با مطبوعات سروکار دارد به ریاست جمهوری می رسد به نوعی برخلاف مصالح و منافع کلان مطبوعات تصمیم گیری مینماید و آنکس که از مطبوعات به ارشاد میرود به نوعی دیگر.
قطعا هیچیک از آنها با قصد و نیت سو چنین رویکردهائی ندارند ولی در اینهم تردیدی نیست که محصول تصمیماتشان به زیان مطبوعات بوده است .
4 ـ آگهی ها از نظر قیمت دو نوعند ، دولتی و خصوصی . تعرفه ای که دولت برای آگهی های دولتی تصویب می کند ، حتی هزینه خرید خود کاغذ را نیز تامین نمی نماید. اگر خوشبینانه نظر بدهیم باید بگوئیم یارانه ای که دولت برای کاغذ به مطبوعات میدهد حداکثر میتواند کمبود هزینه آگهی های دولتی را بپوشاند.
مطبوعات ، بدین ترتیب ، راهی جز روی آوردن به آگهی های خصوصی ندارند. در وادی آگهی های خصوصی ، جاده های لغزنده فراوان است که اگر مسئولان نشریه ای خود را به موازین شرعی و اخلاقی ملتزم ندانند ، دچار بیراهه هائی می شوند که می تواند سر از نا کجا آباد فسادهای مالی و سیاسی و در نهایت بی هویتی آنها در آورد. برای جلوگیری از این ضایعه ، باید اهرم های نظارتی بکار گرفته شوند ولی راه باید برای دریافت آگهی های خصوصی باز باشد تا مطبوعات به مسیرهای آلوده کشانده نشوند.
اکنون تصور کنید نشریه ای را که میخواهد سالم و مستقل بماند ولی یکباره با ورود دولت به عرصه یک بخش از آگهی های خصوصی که متعلق به دستگاه های دولتی یا نیمه دولتی است برای تبدیل آنها به آگهی های دولتی ، مواجه می شود. برای چنین نشریه ای ، فقط یک راه باقی میماند و آن تعطیلی است . آیا به تعطیلی کشاندن مطبوعاتی که میخواهند سالم و مستقل بمانند ولی مجالی برای آنها باقی نمیماند ، در کارنامه متولیان فرهنگ کشور یک امتیاز محسوب میشود !
5 ـ جمع بندی آنچه آمد اینست که اصولا روزنامه نگار سالم و مستقل چاره ای جز این ندارد که صورت خود را با سیلی سرخ نگهدارد. در چنین شرایطی اگر در جرگه روزنامه نگاران ، اقدام خلاف قانون یا خلاف مصالح و منافع ملی از کسی سر بزند ، آیا نباید بخشی از علل آنرا در همین وادی جستجو کرد؟
6 ـ از همه اینها شگفت انگیزتر اینست که روزنامه نگاران باید در مواقع ضروری ! جور مسئولان را نیز بکشند. یک روزنامه نگار ، وقتی خطا یا تخلف می کند ، برای جبران آن میتوان سریعا وارد عمل شد و قبل از آنکه به ضایعه ای منجر شود از طریق برخورد قانونی یا اخلاقی و یا به هر طریق دیگر به ماجرا پایان داد. ولی متولیان امر کوتاهی می کنند تا ضایعه ای به بار میآید.
برای حل مشکل ، آسان ترین راه قربانی کردن روزنامه یا روزنامه نگار و یا هر دوی آنهاست . آنها قربانی می شوند تا دیگران سالم بمانند!
7 ـ این وقایع دردناک ، محصول تسامح و تساهل است . نه تسامح و تساهل معروف و معهود که عده ای شعارش را دادند و چوبش را هم خوردند ، بلکه تسامح و تساهلی که قبل از رسیدن به قدرت بسیار منفور است ولی به محض اینکه بر کرسی صدرات و وزارت تکیه می زنی به سراغت میآید. عوارض این تسامح و تساهل ، بسیار زیانبارتر است ...
8 ـ مطبوعات را به همین حال که هستند رها کردن و همینگونه که عمل می شود با آنها رفتار کردن ، نه در شان نظام جمهوری اسلامی است و نه به مصلحت جامعه و حتی خود مطبوعات است . مطبوعات باید بی منت حمایت شوند ، بی منت تقویت شوند و بی منت ـ و البته در چارچوب قانون ـ آزادی عمل داشته باشند. زیرا مطبوعات « ارتش بی منت » کشور و نظام و ملت هستند. این ارتش بی منت و در عین حال توانمند و اثرگذار را باید تجهیز کرد و در کوران حوادث ، که به نظر می رسد بسیار در پیش خواهد بود ، از توانمندی آن به نفع مصالح و منافع عمومی استفاده نمود. حمایت از مطبوعات ، حمایت از گسترش فرهنگ است . چرا همه مسئولین کشور ما ، برخلاف سایر کشورها ، فکر می کنند گسترش فرهنگ بدون حمایت حکومت میسر است؟