تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۱۰۳۶۱۴

محمد مطهری ـ فرزند شهید مرتضی مطهری
به جرات می توان گفت که قاطبه افراد غیرمغرضی که در 30 سال گذشته با انقلاب قهر کرده اند، به دلیل یک واژه سه حرفی بوده است: »ظلم«. این افراد یا ظلمی بر خودشان رفته و فریادرسی ندیده اند و یا ظلمی آشکار در حق یک فرد ـ مانند آنچه در جریان بازجویی وحشتناک بر همسر سعید امامی رفت ـ شاهد بوده اند، ولی هر چه به انتظار نشسته اند آب از آب تکان نخورده است. درد و سخن در این زمینه بسیار است؛ تنها به ذکر چند نکته بسنده می کنم.
1 - دفاع از یک نظام اسلامی با توسل به شیوه های غیراسلامی و بلکه غیرانسانی، همان قدر موفقیت آمیز است که کسی بخواهد با شرابخواری از سنت نبوی پاسداری کند. برخی رفتارها مخصوصا با بازداشت شدگان وقایع اخیر و خانواده هایشان گواهی می دهد که گروهی پرنفوذ ـ که حفظ آبروی شان تضمین شده است ـ برای اینکه به خیال خودشان چشم فتنه را در بیاورند مجاز به هر نوع ظلمی هستند حتی اگر چیزی از آبروی انقلاب و امام باقی نگذارند.
2 - به نظر می رسد که در کشور ما همه مسائل، جز یک مساله، قابل چشم پوشی و یا اهمال است حتی آنجا که پای یک حکم اسلامی و یا روحانیت در میان باشد. آن استثنا آنجاست که مساله، نام »امنیتی« به خود بگیرد، به طوری که تقاضای اجرای عدالت در مورد یک مساله امنیتی از سوی هر کس، مساوی است با همسو خوانده شدن با اسرائیل. به همین دلیل است که برای آزرده نشدن برادران اروپایی حکم قطع دست سارق (در شرایط خاص) که در قرآن هم آمده اجرا نمی شود و حتی در مورد اعدام شروران متجاوز به عنف به کودکان و نوامیس مردم به خاطر اعتراض کشورهای غربی کوتاهی صورت می گیرد (چون این مسائل »امنیتی« نیست و بنابراین می توان کوتاه آمد)، اما در مورد مرگ افرادی چون زهرا بنی یعقوب در زندان اگر تمام آبروی اسلام و نظام و انقلاب هم فدا شود مساله ای نیست چون پای دردانه های امنیتی در میان است. باز از همین رو است که فیلم »مارمولک« با اینکه شائبه به ملعبه درآمدن روحانیت را داشت از سوی کارشناسان امنیتی بی اشکال اعلام شد اما فیلم »به رنگ ارغوان« که در مورد یک مامور امنیتی است به خاطر ممانعت آنان جواز نمایش نمی گیرد.
3 - هنوز پس از 30 سال معلوم نیست که وظیفه نخبگان و مردم در قبال ظلم های مشهود در نظام اسلامی چیست؟ من نمی دانم که چرا باید درباره رابطه میان جمهوریت و اسلامیت صدها کتاب و مقاله نوشته شود اما موضوع مهمی مانند وظیفه مسوولان، علما و مردم در قبال ظلم ها در یک نظام اسلامی، مورد توجه قرار نگیرد؟ حضرت امام (ره) در وصیتنامه خویش در مورد ترویج فساد چنین هشدار دادند که »مردم به دستگاه های مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند، خودشان مکلف به جلوگیری هستند«. البته به مخیله امام هم خطور نمی کرد که بتوان برخی افراد بازداشتی در جمهوری اسلامی را به بهانه شرایط امنیتی، بدون محاکمه مستقیما از اتاق بازجویی روانه قبرستان کرد و الاچه بسا امام در وصیتنامه خود راه حل هایی در این مورد ارائه می داد.
4 - افراد بازداشت شده حتی اگر مرتد و منافق و محارب هم بودند نباید با خانواده هایشان چنین رفتار می شد. این دیگر چه صیغه ای است که وقتی کسی بازداشت می شود افراد خانواده اش باید گاهی تا چند هفته سراسیمه در بیمارستان ها و پزشکی قانونی سرگردان باشند و یا در اطراف زندان ها تنها برای گرفتن کوچک ترین اطلاعی از محل نگهداری آنان ضجه زده و التماس کنند و کسی پاسخگو نباشد و نهایتا منتظر تماس یک فرد ناشناس بمانند؟ (مگر آنکه قصدی در تکثیر مخالفان نظام در میان باشد.) در مقابل، وقتی گروهی از نمایندگان مجلس، در سایت خود از خانواده های بازداشت شدگان می خواهند به آنان مراجعه کرده شاید بتوانند آنها را در پیداکردن عزیزانشان یاری کنند، بلافاصله آن سایت فیلتر می شود! آیا این همان »آزادی تقریبا مطلق« در ایران است که چندی پیش رئیس جمهور در جواب خبرنگار خارجی از آن سخن می گفت؟ داستان مکرر چگونگی رفتار با خانواده های جان باختگان و تعهدات اجباری هنگام تحویل جنازه از جمله اینکه »هیچ شکایتی نداریم«، خود حکایت جانسوز دیگری است.
5 - عمل به قانون هم مثل خیلی چیزهای دیگر جناحی شده است. خلاف قانون، فقط این نیست که کاندیدایی به حکم شورای نگهبان تمکین نکند. نمی شود در این مورد فریاد را به عرش رساند اما در قبال هرگونه رفتار غیرقانونی با مردم معترض ـ که با اندک محبتی می توانستند قاطبه آنان را جذب کنند ـ سکوت کرد. چنانکه پیش از این نیز گفته ام اگر نظام ما با برخی از آنچه تحت لوای »حفظ نظام« صورت می گیرد سقوط نکند بسیار بعید است که با عامل دیگری، حتی حمله نظامی از پا درآید.
6 - میان »جمع کردن« یک بحران با »حل کردن« آن تفاوت بسیار است. اولی از کسانی برمی آید که به هر مساله تنها به دید امنیتی می نگرند و دومی کار افراد بصیر و دلسوزی است که دیدی جامع به مسائل داشته و راه حل های امنیتی را آن هم بدون وقوع هیچ ظلمی آخرین گزینه می دانند نه اولین گزینه. با ظلم می توان یک مساله را جمع کرد اما نمی توان آن را حل کرد. در یک نظام مردمی همیشه راه حل غیر امنیتی مقدم و بسیار کارساز است. روشن نیست افرادی که خود را »دشمن شناس« می دانند چگونه درباره این کارخانه های بزرگ ضد انقلاب سازی که حتی از به کام مرگ فرستادن فرزند یک مقام مسوول در بازداشتگاه هم ابایی ندارند از رد پای دشمن در بازداشتگاه ها سخن به میان نمی آورند؟ به راستی کسانی که با فرزند یک مقام مسوول این می کنند با جوانان بی نام و نشان چه می کنند؟ این را هم باید اضافه کرد که ما امروز »دشمن شناس« خودخوانده زیاد داریم. عده ای توجه ندارند که به ویژه در هنگام بحران ها، دشمن شناسی تنها از معدود افراد بصیر، عالم و متقی بر می آید و نباید اجازه داد یکی با دسترسی به شنود، دیگری با خواندن چند بولتن محرمانه، سومی برای تسویه حساب های شخصی، چهارمی با تفسیرهای سودجویانه تحلیل های بیگانگان و پنجمی برای خودشیرینی یا شهوت پست و مقام، خود را »دشمن شناس« جا بزنند. این به اصطلاح دشمن شناسان، که اخیرا آیت الله استادی گروهی از آنان را به نقد کشید، به دلیل قضاوت بر اساس جناح بازی ـ که به عقیده من نوعی شرک است ـ عملابسیاری از طرفداران واقعی انقلاب اسلامی، از مردم عادی گرفته تا دیگران را نه تنها از انقلاب که گاهی از اسلام هم بیزار کرده و می کنند و در عمل ولو با نیت خیر، خیانتی را انجام می دهند که از هیچ دشمنی بر نمی آید.
7 - کسی نمی تواند خود را پیرو ولایت فقیه بداند و در عین حال در مورد ظلم هایی که نهایتا کل نظام اسلامی را به نابودی خواهد کشاند بی تفاوت بماند، مگر آنکه پیامبر(ص) را ـ نعوذ بالله ـ دروغگو بپندارد. به فرموده پیامبر (ص)، ظلم یک حکومت را نابود می کند و حتی کفر چنین اثری ندارد. بنابراین هر کس نسبت به رهبر انقلاب ارادت بیشتری دارد باید نسبت به ظلم به مردم که در واقع، خطری است که رهبری و کل نظام را تهدید می کند بیشتر فریاد بزند. کسی که در شرایط فعلی تنها دم از اطاعت از رهبری می زند و در عین حال بر این ظلم ها چشم می بندد چاپلوس است نه مطیع و مرید رهبری. چه اتفاقی باید بیفتد که قاطبه علما که خود نیز برای استقرار و دوام نظام زحمت ها کشیده اند فارغ از جناح بندی ها و دعواهای انتخاباتی در مقابل این ظلم ها واکنش جدی نشان دهند؟ آیا برای مردم قابل قبول است که برای فوت یک عالم دست چندم ـ که البته تکریمشان واجب است ـ چندین اطلاعیه از سوی علما در کمتر از 24 ساعت صادر شود ولی برای مرگ چند جوان در بازداشتگاه هایی که هیچ کس مسوولیت آن را نمی پذیرد سکوت پیشه شود؟ نقش روحانیت در نظام اسلامی تملق گویی نسبت به نظام نیست، بلکه همان طور که شهید مطهری تاکید داشت ـ و البته تا حد زیادی مغفول ماند ـ رویکردی نظارتی و منتقدانه با تکیه بر عدالت است. در اینجا ذکر دو مطلب لازم است.
اول آنکه آنچه گفته شد، نه به معنای نادیده گرفتن خدمات قاطبه دست اندرکاران امنیت کشور است که بدون توسل به ظلم، خدمات زیادی برای مردم انجام داده و می دهند و نه به معنای عدم لزوم مجازات سنگین برای آشوبگران واقعی که بسیار هم اندک بوده اند. دیگر آنکه راه حل هایی از قبیل تشکیل چند کمیته رسیدگی ـ که متاسفانه تا قبل از کشته شدن فرزند یکی از مسوولان صورت نگرفت ـ اگر قرار است نهایتا به تهیه چند گزارش »خیلی محرمانه« و ارسال آن برای مسوولان بینجامد، هیچ کمکی به باور مردم به مقابله جدی با این فجایع نخواهد کرد و شاید تشکیل ندادنش مفیدتر باشد زیرا برای مردم امید واهی ایجاد می کند. روشن است که مرحوم محسن روح الامینی تنها مقتول مظلوم نبود گرچه اکثر صداها تنها پس از مرگ او درآمد. ما به جز چند نام دیگر مانند سهراب و اشکان نشنیده ایم اما آنچه مسلم است هرکس به ظلم کشته شده باشد در قیامت کبری با کفن خونین راه را بر مسببان و نیز سکوت کنندگانی مانند نویسنده خواهد بست. به سبب سیاست خبری موجود، کسی نمی داند آیا مثلاآنچه در مورد افراد بی کسی که دهان به دهان می گردد راست است؟ خانواده ایشان به کجا باید مراجعه کنند؟ متاسفانه سیاست خبری رسانه ملی هر خبری را باورپذیر کرده است.
آیا رسانه ملی در مورد آنچه گذشته است خبر موثقی خواهد داد و در صورت اثبات جرم، مجرمان را معرفی خواهد کرد؟ اگر چنین باشد امیدی به عدم تکرار اینگونه فجایع هست اما به نظر می رسد این رسانه، فعلاموظف به رصد کردن ظلم در جهان به جز ایران است آنهم در مورد کشورهایی که با ایران مشکل سیاسی دارند. »شربینی« که توسط یک »شهروند« آلمانی در یک کشور سکولار کشته شد و در بیش از 200 بخش خبری در کشورمان از او یاد شد بسیار مظلوم بود اما آیا یک جوان ایرانی که در یک اعتراض آرام خیابانی دستگیر شده و بعد جنازه اش در سانسور کامل خبری ـ آن هم در کشوری که خود را پرچمدار استقرار عدالت در جهان می داند ـ از بازداشتگاه بیرون می آید صدها بار مظلومتر از شربینی نیست؟ اینکه بیگانگان در حوادث اخیر دست داشتند یا نداشتند، نقشه قبلی یا انقلاب مخملی در کار بود یا نبود، نظام در خطر بود یا نبود، مسبب اولیه و ثانویه این بود یا آن، اینها بر فرض صحت، هیچ کدام مجوز سر سوزنی ظلم به کسی نمی شود. در اسلام رعایت عدالت نسبت به قاتل امیرالمومنین (ع) هم واجب است.