تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۱۰۳۶۵۱
دکتر محسن حیدری مقدمه: در بخش های قبلی این نوشتار به مباحثی همچون: ضرورت بحث پیرامون پروتستانتیسم اسلامی، تعریف پروتستانتیسم، خاستگاه پروتستانتیسم در غرب، عوامل نهضت پروتستانتیسم و قیام علیه کلیساهای کاتولیک و نقش کلیسا در پیدایش نهضت پروتستانتیسم پرداختیم. اینک در ادامه، دنباله مطالب را پی می گیریم:

3- مارتین لوتر (1564 م)
مارتین لوتر در 10 نوامبر 1483 در آیسلبن آلمان از پدری تندخو و مخالف روحانیون و مادری محجوب و پارسا متولد شده، و تربیت خانوادگی را در محیطی خشن همراه با شکنجه گذراند، وی تحصیلاتش را در آموزشگاه مانسفلد و دبیرستانی وابسته به یک انجمن برادری سپری کرد. او به آوای دلنشینی آواز می خواند و به چابکی عود می نواخت، و به دانشگاه ارفورت در رشته فلسفه مدرسی راه پیدا کرد. در آن دانشگاه اومانیستها نفوذ داشتند و در اندیشه لوتر اثر گذاشتند. ولی چون به جهان پس از مرگ می اندیشید، نتوانست مورد توجه اومانیستها قرار گیرد. از آن دانشگاه در 1505 به دریافت فوق لیسانس در ادبیات نایل شد. آنگاه در دانشکده حقوق مشغول شد. در همانجا علی رغم میل پدر ناگهان تصمیم گرفت رهبانیت پیشه سازد.
این تصمیم را در نتیجه حادثه ای که برای او پیش آمد گرفت و آن حادثه طوفان وحشتناکی را که برخاست و صاعقه درختی را در برابر وی خاکستر ساخت. مارتین این پیشامد را به منزله اخطار خدا برای توبه و طلب رستگاری از گناه پنداشت. در همان هنگام با خدای خویش عهد بست که اگر از طوفان جان سالم به در برد، رهبانیت پیشه سازد.
قبل از پیوستن به صومعه متعلق به زاهدان آوگوستینوس دوستان خویش را گرد آورد، و برای آخرین بار با آنان به باده گساری و آوازخوانی پرداخت. بامداد فردا چون نوآموزی به صومعه درآمد. در صومعه به ریاضتهای سخت و مطالعات مداوم دست زد.
یارهای همجرگه مارتین اندرزهای دوستانه به او دادند، که مسیح با تحمل رنج صلیب کفاره گناهان فطری را داده است و با مطالعه آثار صاحب نظران آلمان بویژه تاولر، به رستگاری از گناه فطری بشر، به خدای عادل قادر مطلق امیدوار شد.
به تدریج این عقیده را بر اثر مطالعه پیدا کرد، که انسان نه با به جای آوردن کارهای نیک بلکه با ایمان راسخ به مسیح به رستگاری دست می یابد.
در 1508 به صومعه آوگوستینوسی دیگری در ونیبرگ رفت، و در دانشگاه آنجا به تدریس منطق و فیزیک و الهیات پرداخت. مردم وینبرگ به زیاده روی در میخوارگی و عیاشی اشتهار داشتند و لذا روزها را غالباً به تنهایی می گذراند.
در 1510 برای مأموریتی نزد زاهدان آوگوستینوسی رم فرستاده شد. و در آنجا با مفاسد کلیسای روم از نزدیک آشنا گردید. پس از بازگشت به وینبرگ به مقام نایب اسقفی رسید. علاوه بر تدریس کتاب مقدس به طور مداوم در کلیساهای اطراف سخنرانی می کرد.
در خلال سالهای 1512-1517 لوتر اندک اندک از معتقدات رسمی کلیسا روی برتافت. و فروشندگان آمرزش نامه را به باد نکوهش گرفت و در نامه های خصوصی خود پاپ را با ضد مسیح و دجال که در رساله اول یوحنای رسول آمده است، یکسان و برابر خواند. آنگاه عقاید خود را در لوحی نوشت و بر در کلیسای وینبرگ آویخت. آن لوح موضوع صحبت تحصیلکرده های آلمانی شد. هزاران نفر در انتظار چنین اعتراضی بودند. بر اثر انتشار آن افکار فروش آمرزش نامه کاهش یافت. طرفداران کلیسا در مقابل او قد علم کردند و دانشجویان به طرفداری لوتر نوشته های آنها را به آتش کشیدند. لوتر در پاسخ معارضان رساله ای به لاتینی به نام تصمیمات، در آوریل 1518 م نوشت. و نسخه هایی از آن را برای اسقف محل و پاپ فرستاد، و به هر دوی آنان اطمینان داد که فرماندار و تابع سنت دیرینه کلیساست.
لوتر در آن رساله شوراهای کلیسا را بر پاپ مرجح دانسته و بسیاری از مقررات کلیسا چون زیارت، آمرزش نامه و غیره را به باد انتقاد گرفته بود.
به دنبال آن کلیسای روم لوتر را احضار کرد. لوتر طی نامه ای به یکی از حاکمان، از او استمداد کرد که، شاهزادگان آلمان باید از استرداد اجباری کارمندان خود به ایتالیا جلوگیری کنند. امپراتور ماکسیمیلیان با توجه به اینکه در معامله با رم از وجود لوتر می توانست استفاده کند به فردریک سفارش کرد که از هیچ گونه مساعدتی به این راهب دریغ نورزد.
در همان هنگام پاپ برای جهاد با ترکان پیشنهاد وضع مالیات زیادی بر کلیساها و مردم آلمان داده بود که توسط دیت آوگسبورگ و امپراتور آلمان رد شد. امپراتور به پاپ توصیه کرد که در رفتار خویش با لوتر جانب احتیاط را رها نکند. لذا پاپ از احضار او چشم پوشید، و به احضار وی در دیت آوگسبورگ و محاکمه اش نزد کاردینال کایتانوس اکتفا کرد.
لوتر در پناه گارد محافظ شخص امپراتور دردیت آوگسبورگ حاضر شد و بدون اظهار ندامت به وینبرگ برگشت. پس از آن لوتر طی بیانیه ای درخواست کرد یک اصلاح دینی عمومی در تمام زمینه های مادی و معنوی صورت گیرد.
در پی آن لئو کوشش خویش را برای مصالحه افزایش داد. در توقیع پاپی جدید خیلی مواهب منسوب به آمرز ش نامه ها را رد کرد. پاپ نماینده ای را جهت حل غائله لوتر به آلمان فرستاد. آن نماینده هم که جو ضد پاپی را شدید یافت، سعی کرد از در مصالحه وارد شود. لوتر علیرغم دعوت پاپ، به رم نرفت، و اکثریت استادان و دانشجویان به خصوص یک امانیست و عالم الهی جوانی به نام ملانشتون از او پشتیبانی کردند. بعضی از اساتید وینبرگ مثل کارلشتات رساله ها در حمایت از افکار لوتر منتشر کردند.
در ژوئن 1519 یک مناظره سختی بین لوتر و حامیان او از جمله دویست دانشجوی مسلح و طرفداران کلیسا درباره مرجعیت پاپ صورت گرفت. بدین سان شالوده اصلاح دینی از اختلاف عقیده بر سر مسئله نسبتاً ناچیز خرید و فروش آمرزش نامه به اختلاف نظر درباره مرجعیت پاپ و فرمانروایی وی بر دنیای مسیحیت گسترش یافت. اک طرف مناظره سند بدعت گزاری لوتر را به دربار در رم تسلیم کرد، و پیشنهاد تفکیر و اخراج لوتر از کلیسا را داد اما لئو (پاپ) که تندروی را جایز نمی شمرد، و همین اعتدال او باعث پیشرفت پروتستانتیسم شده بود، برای رفع بحران امیدوار بود راه حل مسالمت آمیزی یافت شود. از طرفی دیگر پاپ که از آلمان دور بود و وسعت عصیان انقلاب را نمی توانست دریابد و اشخاص سرشناسی از جمله امانیستها هم از او حمایت می کردند. اولریش چون داستان مناظره لایبزیگ را شنید، از لوتر چون رهاننده آلمان نام برد. و شاهزادگان با افراد مسلح خود به هواخواهی لوتر اعلام موضع کردند.
در بهار سال 1520 لوتر رساله ای را به نام رئوس مطالب منتشر کرد که در آن با شدیدترین لحنی به تازه ترین دعاوی الهیات کاتولیک درباره مرجعیت و فرمانروایی پاپ بر کلیسا پاسخ داد، و اعلام کرد که ضد مسیح حقیقی در پرستشگاه خدا نشسته، و بر روم- این بابل نازپرورده- فرمان می راند، و دربار پاپ معبد شیطان است. و امپراتوران، شاهان و شاهزادگان را برعلیه حاکمیت روم تحریک کرد.
لوتر که شخصی تندخو و بی باک بود، بر اثر حمایت حامیان دلیر شد و هرگونه آشتی را رد کرد.
به دنبال آن در روز 15 ژوئن 1520، لئوی دهم طی توقیعی به نام تکفیر، اصول چهل و یک گانه لوتر را تقبیح کرد، و از مردم خواست که نوشته های او را بسوزانند، و در آن توقیع ضرب الاجل شصت روزه برای لوتر تعیین کرده بود که چنانچه پس از این مدت اعلام پشیمانی نکند، او را از کلیسا و مسیحیت طرد می نماید.
لوتر در پاسخ پاپ، رساله ای حاوی برنامه انقلاب مذهبی در آلمان به نام نامه سرگشاده به اشراف مسیحی ملت آلمان درباره اصلاح مسیحیت، همچون یک آلمانی وطن پرست به زبان آلمانی نوشت، در حالیکه پیش از این رساله های خود را به زبان لاتینی جهت استفاده طبقه روشنفکر منتشر می کرد. در آن رساله از امپراتور جوانی به نام شارل پنجم استمداد جست.
بعضی از عقاید و مواضع لوتر این بود:
الف: میان روحانیان و مسیحیان عادی تمایزی نیست و هر مسیحی با غسل تعمید به کشیشی می رسد.
ب: مقامات سیاسی بدون ملاحظه نظرات پاپ، قدرت خویش را اعمال کنند.
ج: هر مسیحی از آنجا که خود یک کشیش است، حق دارد مضامین کتاب مقدس را به سلیقه خود تفسیر کند.
د: کتاب مقدس یگانه مرجع و معیار ایمان و کردار است. و این کتاب فراخواندن شورای کلیسا را منحصر به اختیارات پاپ نمی کند.
ه: لازم است شورای کلیسا برپا شود و به انحرافات وحشت زای پاپ که برای خویشتن بارگاهی باشکوه تر از دربار پادشاهان آراسته است رسیدگی کند.
و: این شورا باید از چپاول عواید کلیسای آلمان توسط روحانیون آلمان جلوگیری به عمل آورد، و شمار آن حشرات موذی را که در رم مقامات کلیسایی را قبضه کرده اند، و با دسترنج ملت آلمان زندگی می کنند، به یک صدم کاهش دهد.
ز: روحانیان آلمان باید گریبان خویش را از چنگ رم برهانند و کلیسایی ملی تشکیل دهند.
ح: به روحانیون باید اجازه زناشویی داده شود.
ط: احکام محجوریت، زیارت اماکن مقدس، برگزاری مراسم قداس برای مردگان و ایام تعطیل (جز یکشنبه ها) منسوخ شود.
ی: کلیسای آلمان باید با هوسیان در بوهم مصالحه کند.
ک: همه قوانین که به دست کلیسای رم وضع شده اند باید منسوخ شوند و روحانیان و افراد مسیحی باید تابع قوانین یکسانی باشند.
ل: کشیش نان و شراب به خون و جسم واقعی مسیح در آیین قربانی مقدس مبدل نمی کند، و چنین معجزه ای از هیچ کشیشی سر نخواهد زد. خود مسیح در آیین قربانی مقدس روحا حضور دارد با میل و قدرت خویش، نه با قلب ماهیت معجزه آسای نان و شراب توسط کشیش به دل مومنان راه می جوید.
م: طرد نظریه رسمی کلیسا مبنی بر اینکه هنگام اجرای مراسم قداس، مسیح را به عنوان کفاره گناهان انسان برای پدر وی قربانی می کند.
ن: زناشویی مسیحیان با غیر مسیحیان بلامانع است.
س: زن در صورتی که همسر وی از نظر جنسی ناتوان باشد باید مجاز باشد که با رضایت همسر، برای تولید نسل با مرد دیگری درآمیزد و فرزندی که بار می آورد باید از آن همسر وی باشد. هر گاه همسر وی به این امر تن در ندهد زن باید مجاز باشد که شوهر خویش را طلاق گوید.
همان( ص 407-451-529)
ع: انسان آزادی و اختیار ندارد و اراده خداوند ازلی است.
حملات مستقیم لوتر بر پاپ شور و التهابی در ملت آلمان پدید آورد.
آلمان مانند انگلستان آماده پذیرش ملی گرایی بود. مردم آلمان به موجودیت ملی خویش پی برده بودند. همانگونه که یان هوس بر ملی گرایی بوهمی و هنری هشتم پاپ را از انگلستان ریشه کن کرد، لوتر نیز علم طغیان را در زمین با زور ملی گرایی برافراشت.
هر جا که نهضت پروتستان پیروز می شد درفش ملیت به اهتزاز در می آمد.
در سپتامبر 1520 توقیع پاپ دایر بر تکفیر لوتر به مردم آلمان ابلاغ شد. وی در پاسخ به پاپ دومین مانیفیست خویش را به نام اسارت بابلی کلیسا به زبان آلمانی منتشر کرد. مقصودش این بود که همان گونه که یهودیان مدت ها در بابل زندانی بودند، کلیسا نیز بیش از هزار سال است که در زندان پاپ های رم رنج می کشد. این رساله مثل نامه سرگشاده معتقدات دینی آلمان را دستخوش دگرگونی ساخت. و فرمان تکفیر وی توسط پاپ را به سخره گرفت. لوتر بر اثر وساطت میلیتیس نامه ای پندآمیز برای پاپ نوشت آنهم به نام دهقان و دهقانزاده. در این نامه به نیکی از پاپ یاد می کند. ولی دستگاه پاپ را به سبب فساد و تباهی محکوم می کند. و همراه آن سومین مانیفیست خود را به نام رساله ای در آزادی مسیحی در نوامبر 1520 م فرستاد. لوتر و طرفداران او به عنوان مقابله به مثل چون کلیسا که کتاب های او را می سوزاند، توقیع پاپ را در آتش افکندند. به دنبال این جریانات شارل پنجم که از یک سو نمی خواست هیچ فرد آلمانی قبل از دادرسی منصفانه در خاک آلمان محکوم شود، و از سوی دیگر برای جنگ با فرانسه و تسلط بر اسپانیا نیازمند حمایت پاپ بود، دستور داد دیت (مجلس) ورمس (27 ژانویه 1521) تشکیل دهند. لوتر به ورسن رفت و مورد استقبال شدید طرفدارانش قرار گرفت. در آن دیت دست از عقاید خود برنداشت امپراتور به او مهلت بیست و یک روزه داد که بعد از آن چنانچه توبه نکرد، کسی مجاز نیست وی را پناه دهد. پیروان او نیز باید محکوم شوند. در حین برگشت لوتر به وینبرگ یکی از حامیان حکومتی او به نام فردریک از ترس اینکه مبادا پس از سر رسیدن مهلت وعده حمایت امپراتور، مأموران درصدد دستگیری او برآیند به رغم تمایل لوتر، تصمیم گرفت وی را طی یک حمله ساختگی در بین راه برباید و در دژ وارتبورگ پنهان کند. لوتر در دژ کهن وار تبورگ حدود ده ماه ماند. بر اثر بیکاری و افراط در نوشیدن آبجو فربه شده بود. بعد از آن با لباس مبدل برای سامان دادن انقلاب به وینبرگ رفت. در نتیجه آن اقدامات آتش انقلاب زبانه کشید تعدادی از راهبان به نهضت پروتستان ملحق شدند، و برنامه های سابق را در کلیسا عوض کردند، و چون بر اثر انقلاب خوف شورش طبقات ضعیف بر علیه ایمان و متمولین می رفت، لوتر طی پیامی مردم را از انتقامجویی بر حذر داشت.
در عید میلاد مسیح سال 1521 مراسم قداس در کارلشتات با زبان آلمانی برپا شد. به تدریج مجسمه ها و تصاویر مذهبی حتی پیکره مسیح مصلوب را نیز از کلیساها چیدند، و مانند مسیحیان قدیم موسیقی را در آیین های مذهبی کلیساها ممنوع کردند.
لوتر هم نهانگاه خویش را ترک کرد و با جامه کشیشی به وینبرگ رفت و طی هشت موعظه در مارس 1522، دانشگاهیان و ساکنان شهر را به حفظ نظم و آرامش فراخواند.
در نهایت لوتر به عنوان یک کشیش و یک استاد روش ناهمگون خود را در کلیسا و دانشگاه ادامه داد. فردریک سالی 5000 دلار مستمری برای او مقرر کرد. وی به تدریس و تالیف مشغول گردید. برجسته ترین اثر لوتر، ترجمه آلمانی کتاب مقدس بود. و از صنعت چاپ برای نشر کتب خود بهره فراوان برد. قیام لوتر به شورش دهقانان انجامید. لوتر سعی داشت خود را از آن شورش مبرا سازد. با این حال شورش رنگ نهضت پروتستان به خود گرفت و شارل پنجم شورش دهقانان را جنبش لوتری خواند.
لوتر نهایتا ازدواج کرد و دارای اولادی شد.
در سال های پیری، لوتر نقش مستقیم و فعالانه ای نداشت. در آن زمان امیران به جای عالمان الهی رهبری نهضت پروتستان را به دست گرفته بودند. خود لوتر برای تسکین بیماری های گوناگون خویش به نوشابه های الکلی روی آورد و به تدریج مشاعر او رو به اختلال نهاد. مسمومیت تدریجی ناشی از سالخوردگی، پرخوری و استعمال نوشابه های الکلی که تن وی را رنجور کرده بود به مغز وی نیز سرایت کرده بود.
سرانجام بر اثر سکته ای در 18 فوریه 1546 چشم از جهان بست.
(همان ، ص 407-451-529)
4- ژان کالون (1509-1564 م)
وی در 10 ژوئیه 1509 در شهر نوایون فرانسه زاده شد. پدرش منشی اسقف و مسئول امور مالی کلیسای جامع بود. وی در کودکی مادر خود را از دست داد، و از زندگی با نامادری ملول بود. پدر وی به خاطر اختلاف با مسئولین کلیسا بر سر امور مالی تکفیر و از کلیسا رانده شد.
ژان به دانشگاه پاریس راه یافت و در آنجا با ارامسوس آشنا گردید.
درباره دوره جوانی کالون اختلاف هست که وی بی بندو بار بود، یا محجوب و پاکدامن؟ اما در مطالعه پشت کار داشت و در 1528 به جای فلسفه و ادب دنبال علم حقوق رفت و لیسانس حقوق را در سال 1531 در اورلئان گرفت. و با حرص و ولع به تحصیل ادبیات کلاسیک پرداخت و تحت تاثیر کتاب های لوتر قرار گرفت و با ریاست دانشگاه سوربون نیکولا کوپ که طرفدار اصلاح کلیسا بود، ارتباط داشت، و در تنظیم و افتتاحیه کوپ نقش داشت. در آن افتتاحیه لزوم تهذیب مسیحیت مطرح شده بود آن خطابه خشم مسیحیان را برانگیخت. و کوپ تحت تعقیب قرار گرفت و کالون در 1534 در آنگولم پناهنده شد. در آنجا به نگارش کتاب خود به نام مبادی پرداخت. پس از مدتی به شهر نوایون برگشت و دو بار زندانی شد، و سپس آزاد گردید. وی ارتباط وسیعی را با رهبران پروتستان پاریس ایجاد کرد.
پس از گریختن از پاریس و پیوستن به کوپ دربال، نگارش شیواترین و نافذترین اثر مدون روزگار انقلاب دینی، یعنی مبادی دین مسیحی را به پایان برد، و در 1536 به زبان لاتین منتشر کرد. آن اثر مورد استقبال وسیع قرار گرفت، و به فرانسه ترجمه شد، و به عنوان برجسته ترین آثار منشور ادبیات فرانسه مشهور شد. پارلمان فرانسه آن را تحریم و به آتش افکند. این کتاب توسط کالون همچنان تکمیل می شد تا آخرین نسخه آن با 1118 صفحه انتشار یافت.
در دیباچه این کتاب با عباراتی احترام آمیز فرانسوا پادشاه فرانسه را مورد خطاب قرار داده بود، تا او را مثل خواهرش مارگریت به پروتستان متمایل کند و مصلحان دینی فرانسه را مردمی وطن خواه، شاه دوست و مخالف هرگونه آشوب سیاسی و اقتصادی خوانده بود.
کالون چون لوتر به محوریت ایمان در رستگاری و این که خدا گروهی را برای رستگاری برگزیده است، معتقد بود. در عین حال نظریه تقدیر ازلی را با موازین عقلی ناسازگار می دانست، و برای آن توجیهی ارائه می داد. و به برزخ هم که انسان پس از میلیون ها سال تحمل رنج در آن از گناه رهایی می یابد، اعتقاد نداشت. از این روی نیازی به دعا برای مردگان نمی دید. اما در عین حال به فروتنی، دنیایش در مقابل خدا قایل بود. وی در مراسم قداس شرکت نمی کرد و قلب ماهیت اجسام خاکی به خون مسیح را قایل نبود. همچنان که آیین پروتستان بسیاری از معتقدات خویش را مدیون کتاب عهد عتیق می دانست، اعتقاد کالون به برگزیدگی نجات یافتگان نیز ممکن است از ایمان یهودیان به برگزیدگی آنان ریشه گرفته باشد.
ژان کالون در سال 1536 به ژنو رفت. قبل از آمدن او بر اثر فعالیت راهبی مستقل و طرفدار پروتستانتیسم به نام گیوم فارل، مردم ژنو و شورای آنجا به عقاید لوتر متمایل شده بودند. وقتی فارل 47 ساله بلاغت و سرسختی لازم را در ژان کالون دید، از او برای تحکیم اصلاح دینی دعوت کرد. پس از امتناع اولیه قبول کرد و شورای شهر و انجمن کلیسا او را به رهبری دینی ژنو پذیرفتند. فارل و کالون و کشیشان تصمیم گرفتند تعالیم اخلاقی انجیل را مو به مو اجرا کنند. و چون اکثر مردم شهر به رقص و شراب و فحشا مشغول بودند، هراسان شدند.
فارل اعتراف نامه ایمان و انضباط را، و کالون کاتشیم را تنظیم و به تصویب شورای کبیر رساندند. و مردم باید به آن سوگند می خوردند و بر آن اساس متخلفین اخلاقی تکفیر و طرد می شدند. این مقررات سخت مردم ژنو را به مقاومت وادار کرد. و لذا راهبان متعصب را در سال8 153م از شهر خارج کردند.
کالون به استراسبورگ و کلیسای پروتستان رفت. در آنجا ازدواج کرد. کاردینال مطرود ژنو به آنجا بازگشت و مراسم کاتولیک را احیا نمود. و طی رساله ای پروتستان را زیر رگبار انتقاد گرفت که با جوابیه محکم کالون مواجه گردید. به طوری که وقتی به لوتر رسید اعجاب او را داشت.
پس از چند سال حاکمیت مجدد کاتولیک و شیوع بی بند و باری و لجام گسیختگی و قتل و غارت، بتدریج مردم شهر به این فکر افتادند که برای اعاده نظم و انضباط مجددا از کالون دعوت کنند، تا به ژنو برگردد. سرانجام در 13 سپتامبر 1541 کالون به ژنو برگشت، و در آنجا مشغول فعالیت شد. میانه روی کالون در نخستین سال های پس از بازگشت به ژنو، همه ساکنان این شهر را به جز معدودی پشتیبان وی ساخت.
برای اداره کلیسای سن پیر و دیگر کلیساها با کشیشان موجود همت ورزید. در همان زمان کتاب مبادی را بسط داد، و تفسیرهایی برکتاب مقدس نوشت. برای کلیساهای اصلاح شده سازمانی نو بنیان گذار کرد، و آئین نامه ای برای کلیسا نوشت. مجمعی به نام شورای صغیر تشکیل داد. و انجمنی جهت تربیت کشیشان و نظارت بر کار آنها به نام انجمن مقدس ایجاد نمود. مجری تصمیمات حکومت دینی وی، هیئت اجرائیه ای مرکب از پنج کشیش و دوازده ریش سفید غیرروحانی بود. و از آن زمان، (1541) تا هنگام مرگش در 1564 به عنوان مقتدرترین شخص ژنو به شمار می رفت.
اعتقاد آیین کالونی به پرکاری و صرفه جویی از موجبات رشد صنعت و بازرگانی جوامع پروتستان بود. آنان روی پیوند آن آئین با رشد سرمایه داری بیش از حد تکیه کرده اند. لذا مراکز صنعتی اروپا که مقتضیات اقتصاد نو را دریافته بودند، به این آئین تازه گرویدند.
یکی از نقاط برجسته زندگی کالون، برخورد خشونت بار او با میکائیل سروتوس (1511- 1553) اسپانیایی بود. سروتوس اثری به نام استثنای تثلیث منتشر کرد وقائل به وحدانیت خدا و بطلان تثلیث شد. وی درباره مقام مسیح چون محمد (ص) بنیان گذار اسلام می اندیشید. سروتوس مسأله تعمید کودکان را هم منکر شد، و همینطور عقیده کالون درباره نظرات تقدیر و جبری گری را قبول نداشت، و آن را کفر می دانست. رساله ی به نام تجدید اصالت مسیحیت نوشت، و به کالون فرستاد، وقتی گذر او به ژنو خورد، در سال 1553 به دستور کالون بازداشت، و بر سر عقاید او محاکمه گردید و به آتش افکنده شد.
کاتولیکها و پروتستانها متفقاً از اعدام سروتوس پشتیبانی کردند. در عین حال مردانی به مخالفت برخاستند. و یک سخنران سلیسی منظومه مطولی به نام «درباره مرگ بیدادگرانه سروتوس» سرود.
کالون برای پاسخ به مخالفان، رساله ای به نام «در دفاع از ایمان راستین به تثلیث اقدس» در برابر عقاید میکائیل سروتوس در سال 1554 منتشر نمود.
شبیه این برخورد با یکی از دوستان خود که اومانیست بود، به نام کاستالیون داشت. وی به آزادی اندیشه معتقد بود و از اعدام سروتوس ناراحت بود و بر علیه کالون رساله نوشت، وی به نظریه او نیتاریانیسم که مبتنی بر یگانگی ذات آفریدگار و متضمن انکار الوهیت مسیح است، معتقد بود. وی در سال 1563 در چهل و هشت سالگی در فقر و تنگدستی دچار مرگ زودرس شد. کالون مرگ دوستش را ناشی از داوری عادلانه خدای دادگر خواند، و از انتشار افکار کاستالیون هراس داشت.
سرانجام کالون در 27 مه 1564 بر اثر بیماری درگذشت. وی مروج افکار لوتر بود و حکومت دینی او با وجود استبداد رشد دموکراسی را در بسیاری از نقاط اروپا تسریع کرد. (همان، ص 542 - 578)
بازتابهای نهضت پروتستانتیسم بر جامعه اروپایی
نهضت پروتستانتیسم که در طی سه قرن در جای جای اروپا به تدریج شکل گرفت، آثار و نتایج مهم دینی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بر زندگی جامعه اروپایی داشت. اهم آن بازتابها و نتایج از این قرار است:
الف: انقسام کلیسا به سه بخش کاتولیک، پروتستان و ارتدوکس.
البته کلیسای ارتدوکس به عنوان مرکز روم شرقی (قسطنطنیه) از قبل مستقل شده بود. چیزی که در نهضت پروتستانتیسم پدید آمد، همان کلیسای پروتستان است، بر طبق آیین جدید مسیحی.
ب: استقلال یافتن کشورهایی مثل انگلستان، آلمان، فرانسه، سویس و غیره از سلطه امپراتوری رم و رشد افکار ناسیونالیستی و در نهایت تغییر چهره جغرافیایی سیاسی اروپا.
ج: سقوط امپراتوری مقدس روم که رسماً در سال 1555 م صورت گرفت.
د: تسلط یافتن پادشاهان و امیران محلی بر شئون مختلف کلیسا به عنوان شعبه ای از دستگاه حکومت، بر عکس سابق که امیران با تأیید و تنفیذ کشیشان مشروعیت پیدا می کردند، عزل و نصب خود کشیشان به دست امیران افتاد.
هـ: افتادن رهبری نهضت پروتستانتیسم به دست امیران و شاهزادگان به جای عالمان الهی به عنوان سرسلسله جنبان این نهضت، به خاطر تأمین شدن منافع اقتصادی و اجتماعی طبقه بورژوازی در سایه آن نهضت.        ادامه دارد...