تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۱۰۴۳۶۰
مقدمه: بخش نخست گفت‌وگوی روزنامه با هاشم آقاجری دیروز منتشر شد آنچه می‌آید بخش پایانی آن است.

* فکر می کنید که این جنبش تا چه زمانی حیات داشته باشد؟
** آینده این جنبش از نظر خشونت آمیز بودن یا نبودن بستگی به نحوه عمل دوطرف یعنی مردم و حاکمیت دارد. کسانی که می کوشند آن را به رقابت میان دو کاندیدا تقلیل دهند یا تصور می کنند که می توان آن را با بازداشت عده ای از مخالفان سیاسی و حزبی، دانشجویان و زنان و... حل کنند، به سختی در اشتباه هستند. آنها به این ترتیب مساله را حل نمی کنند بلکه صورت مساله را پاک و کبک وار سر خود را زیر برف می کنند.
* برخی تاکید دارند که حوادث اخیر مربوط به طبقه بورژوا و شمال شهری است و در واقع جامعه شهری و جامعه روستایی با یکدیگر به مقابله برخاسته اند. این نظر را قبول دارید؟
** خیر. این جنبش، یک جنبش عمومی، ملی و فراطبقاتی است که شعارهای آن در ایران امروز وجه مشترک همه طبقات و قشرهای اجتماعی است. چنانکه فرزندان و جوانان طبقه فرودست و زحمتکشان ایران نیز در آن حضور دارند. کافی است مادران و پدرانی را ببینید که به دنبال کسب خبر و تلاش برای آزادی عزیزانشان هستند و بسیاری از آنها توان سپردن سند یا وثیقه برای آزادی فرزندانشان را ندارند که به خوبی نشان دهنده موقعیت طبقاتی آنهاست. بنابراین جنبش سبز را نمی توان به یک جنبش طبقاتی یا فمنیستی یا قومی و... تقلیل داد. وجه بارز این جنبش خصلت اجتماعی جوان بودن و نسلی آن است. در تاریخ ما همواره فرزندان در مقابل پدران به پاخاسته اند، هرچند متاسفانه گویا سهراب کشی به رسم دیرینه و مستمر میهن ما تبدیل شده است. با این تفاوت که اگر سهراب به دست رستم پدر واقعی خود کشته شد، امروز سهراب به دست پدرخوانده ها کشته می شود.
* برخی می گویند اعتراضات انباشته شده در میان مردم و به ویژه نسل جوان سبب اتفاقات اخیر شد، موافقید؟
** بله. ریشه های این جنبش، تضادهای انباشته شده ای است که در دوران اصلاحات و به خصوص سال های نخست پس از دوم خرداد امید می رفت به تدریج تخلیه شود اما متاسفانه فرصت از دست رفت؛ 22 خرداد نعمت دیگری بود که خداوند به جامعه ما داد و می توانستیم از آن برای بازسازی خود استفاده کنیم و نظام های سیاسی اگر خود را با تحولات تاریخ و چرخش بین نسلی جامعه همسو نکنند دچار بن بست و تضاد می شوند.
* تحلیل شما از دستگیری های پس از انتخابات چیست؟
** به نظر من برخی به شدت اشتباه می کنند که می اندیشند با دستگیری رهبران احزاب و شخصیت های سیاسی و به زندان انداختن انسان های صالح و میهن دوست و مردم گرایی مانند نبوی، تاج زاده، حجاریان و بسیاری سیاسیون و روزنامه نگاران و حقوقدانان می توانند مشکل خود را حل کنند. امروز همه ایرانیان صرف نظر از ویژگی های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و مذهبی کنار هم قرار گرفته اند و با یکدیگر احساس همدلی و همبستگی می کنند.
* به نظر شما راه حل مشکل به وجود آمده چیست؟
** راه حل بحران نه در مقابله بلکه در همسویی و همراهی با مردم است. باید تا دیر نشده تغییراتی که لازمه تحولات نسلی و ضروری است را سامان داد. باید باور کرد که امروز با بحران های انباشته شده و متراکمی روبه رو هستیم. عصر ما، عصر حاکمیت ملت هاست و ملت ما نیز می خواهد که استقلال خود را حفظ کند. به گمان من حل بحران مشروعیت و بازگرداندن اعتماد ملت این است که بگذاریم دولت منبعث از اراده ملت اداره کشور را در دست گیرد، در کوتاه مدت نیز احترام عملی به قانون و اجرای دقیق و بی طرفانه آن در بخش حقوق اساسی ملت، تن دادن به آزادی های اساسی مردم، آزادی مطبوعات در رسانه ها و اجتماعات، آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی و پایان بخشیدن به فضای موجود و بازگشت به فضایی است که در دو هفته پیش از 22 خرداد شاهد آن بودیم و در یک کلمه رعایت حقوق بشری و مدنی مردم ایران است.