تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۱۰۴۵۵۵

امیرعلی ابوالفتح
در جامعه آمریکا کمتر موضوعی همچون قانون مهاجرت اختلاف برانگیز است. این مسئله مرزهای سیاسی و جناحی را درنوردیده و به شکاف های جدی در درون احزاب و گروه های اجتماعی در ایالات متحده آمریکا انجامیده است. البته موضوع مهاجرت های قانونی و غیرقانونی ریشه تاریخی دارد و از اوایل قرن بیستم یک دغدغه همیشگی سیاستمداران واشینگتنی بوده است.
ساموئل هانتینگتون از نظریه پردازان معروف راست گرای آمریکایی در کتاب خود تحت عنوان «چالش های هویت در آمریکا» می نویسد: «از اواسط قرن بیستم ایالات متحده به جامعه ای چندقومی و چندنژادی با فرهنگ غالب آنگلو- پروتستانی تبدیل شد که زیر فرهنگ های بسیاری را دربرمی گرفت و آرمان سیاسی مشترکی در این فرهنگ داشت. در اواخر قرن بیستم تحولاتی رخ داد که اگر تداوم می یافت، ممکن بود آمریکا را به لحاظ فرهنگی به جامعه آنگلو- هیسپانیک با دو زبان ملی (انگلیسی و اسپانیایی) تبدیل کند. این امر تا حدی نتیجه رشد دکترین های چندفرهنگی گرایی و گوناگونی در بین نخبگان فرهنگی، سیاسی و سیاست های دولتی در زمینه آموزش دو زبانی و اقداماتی بود که سبب گسترش این دکترین ها می شد. به هر حال نیروی جهت دهنده به این گرایش مهاجرت از آمریکای لاتین و به ویژه از مکزیک بود.»
در حال حاضر یکی از چالش های عمیق فرهنگی و اجتماعی در آمریکا رشد سریع جمعیت مکزیکی در ایالت های جنوبی آمریکا است. این مکزیکی ها عموماً در مناطقی که آمریکا در قرن نوزدهم به زور از کشور مکزیک گرفته است، مستقر شده اند. در حقیقت با پیدایش فرهنگ هیسپانیک (اسپانیایی تبارها) مرز جغرافیایی ایالات متحده و مکزیک در حال ناپدید شدن است. اگر امواج عظیم مهاجرت به آمریکا در قرن نوزدهم به مستحیل شدن فرهنگ های مختلف در فرهنگ آنگلو- پروتستانی انجامید، در اواخر قرن بیستم این فرهنگ در حال عقب نشینی در مقابل هیسپانیک ها است. این روند جامعه آمریکا را به دو گروه تبدیل کرده است که نیمی از آنان آمریکایی و نیم دیگر لاتین تبار هستند.
رشد جمعیت مکزیکی ها به اعتقاد رهبران جناح محافظه کار آمریکا حداقل از شش جنبه با دیگر مهاجرت ها در تاریخ آمریکا متفاوت است. ما در کشور مکزیکی ها بر خلاف دیگر مهاجرین با خاک ایالات متحده همجوار است و تعداد آنان- به استثنای آنگلوساکسون هایی که بنیانگذار این کشور هستند- از هر گروه قومی دیگر بیشتر است. در دهه ۱۹۷۰ در حدود ۶۴۰ هزار، در دهه ۱۹۸۰ در حدود ۱۶۵۶ هزار و در دهه ۱۹۹۰ در حدود ۲۲۴۹ هزار مکزیکی به طور قانونی وارد ایالات متحده شدند. اگر این تعداد با خیل عظیم مهاجرین غیرقانونی مکزیکی به آمریکا ترکیب شود، اهمیت موضوع دو چندان می شود.
جمعیت هیسپانیک ها که در سال ،۲۰۰۰ ،۱۲ درصد از کل جمعیت ایالات متحده را تشکیل می داد (دوسوم آنها دارای اصلیت مکزیکی بودند) از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ ، ۱۰ درصد دیگر افزایش یافت و اکنون تعداد آنها بیشتر از آفریکن- آمریکن ها (سیاه پوستان) برآورد می شود. پیش بینی ها نشان می دهند که جمعیت هیسپانیک ها تا سال ۲۰۴۰ بالغ بر ۲۵ درصد از کل جمعیت آمریکا خواهد بود.
غیرقانونی بودن، مستمر بودن و داشتن حضور تاریخی از دیگر ویژگی های مهاجرین مکزیکی در مقایسه با دیگر مهاجرین از ملیت های دیگر است. به عبارت دیگر هیچ گروه قومی نمی تواند همچون مکزیکی ها که از مرز طولانی و غیرقابل کنترل آمریکا- مکزیک وارد خاک ایالات متحده می شوند، از سد مامورین گمرک عبور کنند. جمعیت چند ده میلیون فقیر مکزیکی نیز منبع تمام نشدنی از مهاجرین غیرقانونی به خاک ایالات متحده است که روزانه خانه و کاشانه خود را برای دستیابی به یک زندگی بهتر در آمریکا ترک می کنند. سرانجام اینکه هیچ گروه قومی دیگر به جز مکزیکی ها، خاک ایالات متحده را خاک آبا و اجدادی خود نمی دانند. اگر دولت مقتدر آمریکا در اواسط قرن نوزدهم توانست با لشگرکشی یا پرداخت پول های هنگفت بخشی از خاک مکزیک را به چنگ آورد، الان مکزیکی های فقیر چند ایالت بزرگ آمریکا از جمله ایالت ثروتمند تگزاس را در اختیار خود گرفته اند. به همین دلیل هانتینگتون می نویسد: «نبرد علیه چالش های نژادی، دوزبانگی و چندفرهنگی گرایی در آرمان، زبان و فرهنگ اصلی آمریکا به عنصری کلیدی در چشم انداز سیاست آمریکا در اولین سال های قرن بیست و یکم تبدیل شده است. پیامدهای این نبردها در جنگ تخریبی بدون شک بسیار تاثیر گذار خواهد بود تا حدی که آمریکایی ها از حمله های تروریستی مکرر در زادگاهشان رنج خواهند برد و کشورشان درگیر جنگ با دشمنانشان در آن سوی مرزها می شود.
در مقابل این «سیل بنیان کن» مهاجرت های غیرقانونی به خاک آمریکا دو تفکر متفاوت شکل گرفته است. اگرچه هر دو جناح محافظه کار و لیبرال در خصوص مقابله با مهاجرین غیرقانونی اتفاق نظر دارند، لیکن هر یک سیاست های متفاوتی را مطرح می کنند. محافظه کاران که عموماً بیش از لیبرال ها، ناسیونالیست و تا حدودی نژادپرست هستند، از برخوردهای امنیتی با پدیده مهاجرین و طرد مهاجرین غیرقانونی جانبداری می کنند.
در جریان بررسی لایحه جدید مهاجرت در مجلس نمایندگان، مهاجرت غیرقانونی «اقدام مجرمانه» قلمداد شد که نه تنها تازه واردهای غیرقانونی را با خطر زندان مواجه می کند، بلکه هرگونه کمک انسان دوستانه به مهاجرین غیرقانونی همچون آب دادن، غذا دادن و یا کمک های پزشکی نیز جرم تلقی می شود. به اعتقاد راست گرایان آمریکایی در حزب جمهوریخواه تا هنگامی که آمریکا با «آغوش باز» از مهاجرین غیرقانونی استقبال می کند، جلوگیری از سرازیر شدن مکزیکی تبارها به درون مرزهای ایالات متحده امکان پذیر نخواهد بود و حتی احداث دیوار گران قیمت حائل در مرز آمریکا و مکزیک نیز مشکل را حل نخواهد کرد.
اما لیبرال ها در حزب دموکرات به دلیل نیاز به آرای اقلیت ها در انتخابات مختلف به اندازه جناح راست خواهان برخورد های قهری با مهاجرین غیرقانونی نیستند. آنان مهاجرت های غیرقانونی را ناشی از فقر کشورهای «فرستنده» می دانند که با افزایش کمک های مالی به این کشورها می توان تا حدودی از شتاب مهاجرت غیرقانونی جلوگیری به عمل آورد. به همین دلیل دولت کلینتون در سا ل های پایانی قرن گذشته تحکیم پیمان نفتا با هدف بهبود وضعیت اقتصادی مکزیک را در چارچوب کاهش رشد مهاجرت غیرقانونی و چه بسا مهاجرت های قانونی مکزیکی ها به خاک ایالات متحده ارزیابی می کرد. این سیاست از سوی جناح راست به شدت محکوم و کلینتون به نادیده گرفتن خطر رو به تزاید اضمحلال فرهنگ آنگلو- پروتستانی در مقابل فرهنگ هیسپانیک- کاتولیک متهم شد.
لیبرال ها اکنون خواهان آن هستند که مهاجرین غیرقانونی با شرط رعایت ضوابط قانونی از جمله صلاحیت های امنیتی به تدریج از حقوق شهروندی برخوردار شوند. اعطای حق شهروندی و یا اعطای حق کار به مهاجرین غیرقانونی از یک سو موجب حل معضل اجتماعی شده و از سوی دیگر نیاز رو به تزاید جامعه آمریکا به کارگران غیرمتخصص و ارزان قیمت را تامین می کند.
پیروزی جناح راست سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ به ویژه بعد از حوادث تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ سیاست ضدمهاجرتی دولت آمریکا را تشدید کرد.
جورج بوش که در زمان فرمانداری ایالت تگزاس از نزدیک با اثرات منفی مهاجرت های غیرقانونی آشنا بود، در راستای مبارزه با تروریسم برنامه های سختگیرانه ضدمهاجرتی را به مرحله اجرا گذاشت. وی در ابتدا با تصویب قوانین جدید، حفاظت و کنترل مرز مشترک با مکزیک را تقویت کرد. سپس دولت مکزیکوسیتی از سوی همسایه شمالی تحت فشار سنگین سیاسی و دیپلماتیک قرارگرفت تا در مقابل عبور غیرقانونی اتباع خود به خاک ایالات متحده واکنش جدی تر نشان دهد. ویسنته فاکس رئیس جمهوری مکزیک در چند سال اخیر تلاش هایی در جهت مبارزه با مهاجرت های غیرقانونی انجام داده است، اما مرز طولانی مشترک با آمریکا و همچنین نیاز ضروری اقتصاد مکزیک به میلیاردها دلار پول ارسال شده از سوی مهاجرین سبب شده که در روند ورود مهاجرین مکزیکی به آمریکا تغییر چشمگیری صورت نگیرد.
هم اکنون کاخ سفید تلاش دارد در قبال مشکل مهاجرت غیرقانونی موضع بینابینی اتخاذ کند. بوش همچون راست گرایان نگران تغییر هویت ملی آمریکایی ها، از بین رفتن فرصت های شغلی و پیامدهای امنیتی ناشی از ورود بدون نظارت مهاجرین غیرقانونی به ایالات متحده است. به همین دلیل احداث دیوار ۹۰۰ میلیون دلاری و استقرار ۶ هزار نیروی گارد ملی در مرز مشترک میان آمریکا و مکزیک مورد تایید بوش قرار دارد. اما در عین حال، کاخ سفید مجرم تلقی کردن همه مهاجرین غیرقانونی را که نمایندگان مجلس بر آن پای می فشارند، تصمیم عقلانی نمی داند. بوش برای جایگزین کردن ایده مجرم بودن مهاجرین غیرقانونی، خواهان «عفو» آنان و اعطای امتیاز «کارگر ؟ مهمان» به چند میلیون مهاجر غیرقانونی است که بیش از ۷ سال در ایالات متحده اقامت دارند و در این مدت مرتکب جرمی نشده اند. این رویکرد میلیون ها مهاجر غیرقانونی را به نیروی کار ارزان قیمت قانونی تبدیل می کند. در این وضعیت هم کارفرمایان آمریکایی منتفع خواهند شد و هم بستگان این مهاجرین از دولت حمایت خواهند کرد.
به هر حال مسئله مهاجرت جامعه آمریکا را به دو گروه موافق و مخالف تقسیم کرده است. در ایالت های جنوبی که در معرض هجوم مهاجرین لاتین تبار قرار دارند، اکثریت هیسپانیک ها خواهان کاهش سختگیری ها هستند. اما اقلیت آمریکایی ها برای حفظ فرصت های شغلی و همچنین مزایای اجتماعی خود از محدود شدن مهاجرت حمایت می کنند. از آنجا که در برخی از حوزه های انتخاباتی، مهاجرین و خانواده هایشان اکثریت را تشکیل می دهند، نمایندگان کنگره با حساسیت زیادی مسئله مهاجرین را پیگیری می کنند تا حامیان سیاسی خود را از دست ندهند. همین موضوع نگرانی رهبران جمهوریخواه سنا را برانگیخته است. این گروه که به مراتب کمتر از همتایان خود در مجلس نمایندگان تحت تاثیر مسائل محلی آرای خود را به دست می آورند نگرانند که سختگیری علیه مهاجرین غیرقانونی، ایالت های جنوبی را برای دهه ها به دامان دموکرات ها بیندازد. در حالی که از اواسط دهه ۱۹۷۰ و به تدریج محافظه کاران کنترل ایالت های جنوبی را به دست آوردند، تغییر آرایش سیاسی ایالت ها در آستانه برگزاری انتخابات میان دوره ای کنگره در ماه نوامبر سال جاری می تواند به جمهوریخواهان که هم اکنون به دلیل پیامدهای منفی جنگ عراق و رسوایی های متعدد سیاسی و اطلاعاتی در وخیم ترین شرایط خود طی ۹ سال گذشته قرار دارند، ضربه مرگباری وارد کند.